جريان اصلاحات هميشه از گفت‌وگو استقبال مي‌كند

تهران- ايرنا- روزنامه ايران در گفت و گو با محمدعلي ابطحي عضو بلندپايه مجمع روحانيون مبارز نوشت: محمدرضا باهنر هم به جمع اصولگراياني پيوست كه از گفت‌وگو با اصلاح‌طلبان بر سر مسائل كشور استقبال كرده‌اند.

در ادامه اين گفت و گو مي خوانيم: همين استقبال هم باعث خوشحالي خيلي از اصلاح‌طلبان شده. اما محمدعلي ابطحي، عضو بلندپايه مجمع روحانيون مبارز نظري كاملاً متفاوت دارد. او در گفت‌وگو با «ايران» مي‌گويد تا وقتي تشتت آرا و اختلاف نظرها در جريان اصولگرا حل نشود و طرف گفت‌وگو در اين جناح سياسي مشخص نگردد، حرف زدن از گفت‌وگو تنها يك رؤيابافي است. از يك منظر حق با ابطحي است؛ همين 10 روز پيش مصباحي مقدم، عضو جامعه روحانيت مبارز هم مانند باهنر از گفت‌وگو با اصلاح‌طلبان استقبال كرده بود اما با تشر و نهيب تند آيت‌الله موحدي كرماني، دبيركل فعلي اين مجموعه مواجه شد. از همين روست كه محمدعلي ابطحي اعتقاد دارد براي گفت‌وگوي دو جناح اول بايد موانع اين گفت‌وگو در درون اين جناح‌ها بر طرف شود.

** در ميان اصولگرايان در هفته‌هاي اخير استقبال‌هايي از طرح گفت‌وگوي دو جريان اصلاحات و اصولگرايي شده كه نمونه اخير آن هم موضعگيري آقاي باهنر است. فكر مي‌كنيد چقدر اين موضع اصولگرايان را بايد براي انجام يك گفت‌وگو جدي گرفت؟
متأسفانه جريان اصولگرا محوريت فراگيري در درون خود ندارد و به همين دليل تشتت آرا در ميان آنها زياد است و ديدگاه‌هايي كه مطرح مي‌شوند ديدگاه‌هايي است كه مورد وثوق كامل بخش اجرايي جريان اصولگرا نيست و ما مي‌بينيم تا چه اندازه قسمتي از اين جريان عليه تصميمات قسمت ديگري از اصولگرايان موضع‌مي‌گيرند. بنابراين من فكر مي‌كنم كه براي رسيدن به موقعيتي كه قابليت گفت‌وگو بين دو جريان سياسي كشور ايجاد شود، نياز داريم كه در هر دو اين جريان‌ها پالايشي انجام دهيم.

** اين پالايش چه سودي مي‌تواند داشته باشد؟
با اين پالايش چهره‌هاي اصيل دو جريان سياسي كشور مشخص مي‌شوند و اين براي اجماع دو جريان لازم است. چون به هر حال اجماع معمولاً حول شخصيت‌هاي مورد وثوق انجام مي‌شود.

** آيا از حيث همين مساله يكپارچگي، وضعيت اصلاح‌طلبان هم شبيه اصولگرايان نيست؟
در جريان اصلاحات وجود شخص آقاي خاتمي و اقبال عمومي به اصلاحات، امكان ايجاد وفاق راحت‌تر است اما اين گونه نيست كه در ميان اصلاح‌طلبان هم چهره‌هاي بدون اصالت وجود نداشته باشند. به هرحال در ميان اصلاح‌طلبان هم جريان‌هاي بدلي شكل گرفته‌اند و بلكه آنها را آفريده‌اند تا عامل ايجاد تشتت شوند. با اين حال در كل در جريان اصلاحات تصميم‌گيري‌هاي استراتژيك راحت‌‌تر است. اما در جريان اصولگرايي حرف‌هايي كه گوشه‌ و كنار زده مي‌شود بعضاً بي پشتوانه است كه نه تنها اجماعي را ايجاد نمي‌كند بلكه باعث مي‌شود تشتت هم زياد شود. در بسياري از موارد ديده‌ايم اصولگراياني كه حرف از گفت‌وگو مي‌زنند و از آن استقبال مي‌كنند، بلافاصله مورد حمله قسمت ديگري از اصولگرايان قرار مي‌گيريند و نفي مي‌شوند. به صورت تاريخي نمونه‌هايش آقايان ناطق نوري يا حتي علي لاريجاني هستند و اخيراً هم همين اتفاق به صورت مصداقي براي آقاي مصباحي مقدم رخ داد.

** با اين تفاسير پيش‌بيني شما چيست؟
من فكر نمي‌كنم حرف‌هايي كه درباره گفت‌وگو زده مي‌شود در اين شرايط چندان عملياتي شود. چون اگر اين فضا مورد اقبال تصميم‌گيران اصلي كه قدرت را در اختيار دارند، نباشد به نتيجه عملياتي نمي‌رسد. بعد از ضربه‌اي كه آقاي احمدي‌نژاد به جريان اصولگرايي زد، اين جريان هنوز نتوانسته خودش را پيدا كند و به همين دليل محوريتي ندارد و چون محوريت ندارد مشخص نيست كه در آنجا چه كساني مي‌توانند طرف گفت‌وگو باشند. بنابراين من فكر مي‌كنم اين موانع بايد رفع شوند تا ما در عمل شاهد انجام گفت‌وگوي جدي باشيم. به هر حال جريان اصلاحات با شعار جامعه مدني جلو آمده و معمار گفت‌وگوي تمدن‌ها در سطح جهاني هم آقاي خاتمي است. جريان اصلاحات هميشه از گفت‌وگو استقبال مي‌كند اما در شرايطي كه پيش‌نيازهاي گفت‌وگو وجود ندارد، جاي اميدواري هم نيست. مهم‌ترين پيش نياز اين است كه ما با چه كسي يا كساني گفت‌وگو كنيم؟ خب هيچ شخص يا مجموعه‌اي در ميان اصولگرايان نيست كه اجماعي روي آن باشد و اين يك مشكل بسيار جدي است.

** پس با اين ترتيب تكليف اصلاح‌طلبان چيست و بايد در اين شرايط چه كنند؟ قطعاً گزينه‌هاي زيادي جلوي روي آنها وجود دارد؛ از صبر كردن براي تعيين تكليف اختلافات اصولگرايان گرفته تا تلاش براي آغاز گفت‌وگو با طيفي از اين جريان كه معتدل‌تر است. شما چه گزينه‌اي پيشنهاد مي‌كنيد؟
اجرايي شدن اين تصميمات نيازمند ورود سطحي بالاتر از دو جناح اصلاح‌طلب و اصولگرا به موضوع است. يعني مركزيت قدرت سياسي لازم است تا ورود پيدا كنند. به خاطر اينكه بايد قبل از چنين گفت‌وگويي كاسبان حمله به اصلاح‌طلبي و اصلاح‌طلبان، شغل‌شان مورد حمايت قرار نگيرد و بي رونق بشود. به اضافه اينكه بايد در هر دو جريان اصلاح‌طلب و اصولگرا، كساني كه از رانت وابستگي به اين دو جريان استفاده مي‌كنند اما به مباني آن پايبند نيستند نيز بايد از مركزيت تصميم‌گيري و تصميم‌سازي و تأثيرگذاري خارج شوند. طبيعتاً با توجه به وضع سياسي كشور و آينده سياسي همه فعلاً در چارچوب احتياط رفتار مي‌كنند.

** به چه معنا؟
مثلاً در جريان اصولگرا كساني كه حرف از ضرورت گفت‌وگو زدند يا آن را به نوعي تأييد كردند، مورد طرد بلندگوداران و تريبون‌داران همين جريان قرار گرفتند و حتي توان مقاومت خود را هم در مواردي از دست دادند. در موارد زيادي بوده كه مناديان درخواست براي گفت‌وگو زير بار همين نوع فشارها تبديل به مخالفان اين گفت‌وگو شدند. اينكه ما بدانيم شعار گفت‌وگو فعلاً با اين شرايط عملياتي نيست اما براي جامعه جذابيت دارد و به همين دليل آن را مرتب طرح كنيم، كار سازنده و اثرگذاري نيست. من فكر مي‌كنم نه اعلام گفت‌وگو از سوي اصلاح‌طلبان و نه از سوي اصولگرايان تا زماني كه اين موانع اصلي برطرف نشود، به جايي نمي‌رسد و راه حل هم به نظر من تنها پالايش عناصر بدلي دو جريان است.

** شما فكر نمي‌كنيد همين مسأله، يعني پالايش عناصري كه شما بدلي مي‌دانيد خودش باعث يك تنش‌آفريني در سطح سياسي بشود و امكان گفت‌وگو را بيشتر سلب كند؟
ببينيد به نظر من دو جريان بايد با درس گرفتن از مجموعه محصول رويدادهاي گذشته به يك ضرورت مهم برسند و آن هم اين است كه الزاماً با حمله به طرف مقابل كسب مشروعيت سياسي نكنند و در داخل خود هم به نتايج مشخصي برسند. يكي از اين نتايج مشخص رسيدن به افرادي است كه در دو جريان قابليت گفت‌وگو را داشته باشند و تا سطحي پايبند به اصول سياست‌ورزي مدرن و دموكراتيك باشند. اگر بخواهم عيني صحبت كنم مسأله اين است كه مثلاً آقاي باهنر در شرايطي از گفت‌وگو با اصلاح‌طلبان استقبال كرده‌ و حتي نسبت به آقاي خاتمي با تلطيف بيشتري حرف زده كه همزمان جرياني در ميان اصولگرايان پوسترهايي طراحي كرده‌اند كه در كنار پرچم اسرائيل، تصوير آقاي خاتمي يا حتي موسوي خوئيني‌ها را گذاشته‌اند. اين فاصله بايد به هر حال پر شود و اگر بدون پر شدن چنين فاصله‌اي ما بياييم و حرف از گفت‌وگو بزنيم، قطعاً داريم خيالبافي مي‌كنيم. با چنين فاصله‌اي در درون جريان اصولگرايي امكان گفت‌وگو عملاً از بين مي‌رود.

** در جريان اصلاح‌طلبي هم آيا چنين فاصله‌اي وجود ندارد؟
به نظرم فاصله‌هايي در ميان اصلاح‌طلبان هست اما بشدت اصولگرايان نيست و همين طور اينكه روي مسائل اساسي و محوري هم نيست. اين فاصله‌ها تا وقتي وجود داشته باشند حرف از گفت‌وگوي متقابل بيشتر شبيه شعار است.

** پس راهكار عملي شما براي شكل گرفتن اين گفت‌وگو ميان دو جريان اصلي كشور چيست؟
به نظرم بايد در بالادست قدرت سياسي و تصميم‌گيران اصلي كه اصولگرايان را متأثر از خود مي‌كنند، تفاهم شود و برخي مسائل در آن سطح حل و فصل شوند. چون به هر حال ابزارهاي تحت اختيار آن قسمت ابزارهايي قدرتمند هستند. من بعد از انتخابات يك نامه‌اي نوشتم براي آقاي رئيسي كه رأي 16 ميليوني كه ايشان آورده‌اند مي‌تواند سندي باشد براي اينكه ثابت كند يك كسي هست كه اصولگرايان آمده‌اند و پشت سر او قرار گرفته‌اند. بنابراين بهتر است ايشان محور جريان اصولگرايي شوند. اما اين موضوع با مخالفت جدي قسمت قابل توجه و تأثيرگذاري از اصولگرايان روبه‌رو شد و يك نفر از همين چهره‌هاي اصولگرا مستقيماً به من گفت كه يك رهبر سياسي جديد براي ما درست نكنيد. اين آشفتگي تا وقتي كه وجود داشته باشد، حرف زدن از گفت‌وگو قدري روياپردازي مي‌شود. من نمي‌گويم حرف از گفت‌وگو نزنيم بلكه وقتي داريم در اين رابطه بحث مي‌كنيم به اين موانع هم توجه داشته باشيم و متوجه باشيم كه بدون رفع اين موانع گفت‌وگو امكان‌پذير نيست.

*منبع: روزنامه ايران؛ 1396،10،6
**گروه اطلاع رساني**1699**9131**انتشاردهنده: شهربانو جمعه