۲۱ آذر ۱۳۹۶ - ۱۴:۲۶
کد خبر 82761025
۰ نفر
مدیریتی به نام بحران در ایران

تهران- ایرنا- شیوه مدیریت اجرایی و اداری نخستین شرط دستیابی به موفقیت و مدیریت منسجم به شمار می رود كه كم اطلاعی و آشنایی ناكافی با آن باعث ناكارآمدی قانون در ساختارهای دولتی و خصوصی خواهد شد.

به گزارش گروه تحلیل، تفسیر و پژوهش های خبری ایرنا، غلبه مدیریت سنتی و آشنایی ناكافی با علم مدیریت در ایران، باعث بروز چالش هایی چون انقطاع و ناهماهنگی در ساختارهای كلان و جزء شده است. نمونه این ناپیوستگی ها و نبود انسجام را در حوادث و رویدادهای اخیر چون ریزش ساختمان پلاسكو، زلزله آذربایجان شرقی و زلزله كرمانشاه شاهد بودیم.
از سویی دانش اندك از اصول مدیریتی دقیق و صحیح به ویژه زمان وقوع بحران های طبیعی چون زلزله و سیل باعث بروز خسارت های فراوان به صاحبان شركت ها، بنگاه های اقتصادی و همین طور جان و مال شهروندان شده است.
افزون بر چالش در مدیریت بحران، بسیاری شركت و تولیدی های بزرگ و كوچك در كشور از ضعف ها و ناتوانی هایی مدیریتی رنج می برند كه همین مساله منجر به ورشكستگی و ایجاد بن بست در فعالیت های اقتصادی می شود. همچنین، ضعف در ساختارهای مدیریتی زمینه ساز بروز فساد مالی و مدیریتی است كه آسیب های جدی بر بدنه اقتصادی كشور وارد ساخته است.

در این زمینه، «غلامرضا پورحیدری» رئیس انجمن علمی مدیریت بحران ایران در گفت وگو با پژوهشگر ایرنا به بررسی و واكاوی ضعف های نظام مدیریت در ایران به ویژه مدیریت بحران پرداخت.

** نبود نگاه كلان، آفت مدیریت منسجم
وی می گوید : زمانی كه در نگاه كلان و همه جانبه كاستی وجود داشته و همه موضوع ها را با هم نبینیم، اجرای مدیریت منسجم امكان پذیر نخواهد بود. در این صورت، یك جزء از یك كل توسط فرد یا گروهی بزرگنمایی شده و به عنوان كل موضوع درنظرگرفته و به آن پرداخته می شود.
در این صورت سایر اجزا در این میان به حاشیه رفته و مورد غفلت واقع می شوند. بنابراین نمی توان با توجه صرف به یك جز همه كل را به خوبی مدیریت و اداره كرد. وجود نگاه كلان و همه جانبه به رویدادها و مسائل مانع اصلی اجرای مدیریت هدفمند و همه جانبه در كشور است.
همین مساله باعث بروز مشكلاتی در تصویب و اجرای قوانین مرتبط می شود. از طرفی قانون به شكلی ناقص ایجاد شده و همه جوانب را مورد نظر قرار نمی دهد. در این جا است كه در اجرای قانون مشكل به وجود می آید. حتی اگر قانون به شكلی كامل نیز اجرا شود باز هم به دلیل نبود قانون كل نگر، اجراكننده قانون آن را به درستی انجام نخواهد داد.

** مدیریت بحران به دور از جایگاه شایسته
از نگاه این كارشناس اجتماعی ، چالش دیگر در این زمینه نبود جایگاه مناسب برای مدیریت بحران كشور در ساختارهای مدیریتی است. وی می گوید : فرزند كوچك از یك خانواده به طور حتم به سختی توانایی اداره همه افراد را خواهد داشت. زمانی كه مجری قانون جایگاه و ساختار اجرایی قانون را به درستی ندانسته و درك نكرده باشد، به سخن قانونگذار نیز توجه نخواهد كرد و سپس هر مدیری بنا بر ظن و نگاه خود اقدام مناسب را انجام خواهد داد. تداخل مدیریتی در این مرحله مانع دیگری در اجرای مدیریت منسجم است. این تداخلات نه تنها هدف را محقق نمی كند بلكه از تحقق نسبی آن هدف هم جلوگیری می كند.
نبود نظارت بر اجرای قانون نیز از دیگر عواملی است كه مانع اجرای دقیق قانون در حوزه های مدیریتی می شود. از این رو فقدان یكپارچگی در قانون و مشخص نبودن جایگاه مدیریت در حوزه های مختلف به ویژه مدیریت بحران، باعث بروز مشكلاتی می شود. بنابراین دولت باید با ارایه لوایحی ساختارهای مناسب برای حركت مدیریت به سوی انسجام و یكپارچگی را تقویت كند. مجلس شورای اسلامی نیز باید با اتخاذ تصمیم های لازم ساختارهای مدیریتی را در كشور تقویت كرده و متناسب با نیازها قوانین را به تصویب برساند.

** بلاتكلیفی لایحه مدیریت بحران
رییس انجمن علمی مدیریت بحران می افزاید: چالش های گفته شده در حوزه های مدیریتی گریبان مدیریت بحران كشور را نیز گرفته است. تعیین جایگاه متناسب با مدیریت بحران در مسئولیت های كلان كشوری مهمترین موضوعی است كه باید به آن توجه كرد.
مدیریت بحران كشور دست كم باید بتواند در هیات وزیران و دولت حضور یافته و با رئیس جمهوری، معاونان و سایر مسئولان رده بالای كشور ارتباط داشته باشد. در حالی كه در كشور ما چنین نیست و این ارتباط تنها در اندازه معاونت وزیر است. این در حالی است كه معاون وزیری كه در وزارتخانه ای مشغول به كار است، چند كار مهم و جدی تر دیگری بر عهده دارد كه مدیریت بحران برای وی، موضوعی دست چندم محسوب می شود.
مدیریت بحران باید كل كشور را مدیریت كرده با هم هماهنگ سازد. اكنون در نظر بگیرید به دلیل ضعف جایگاه و قانون، خود دچار مشكل است، چه اتفاقی رخ خواهد داد؟ نتیجه همان چیزی است كه در هنگام وقوع بحران شاهد آن هستیم.عدم انسجام مدیریتی.
در این میان، جای خالی مدیران متخصص نیز خود آسیب دیگری بر جان مدیریت بحران كشور به شمار می رود كه به نابسامانی ها دامن زده است. یك مدیر توانمند دست كم می تواند از ساختار ناقص بیشترین بهره برداری را كند اما مدیر ناتوان با ساختار موجود نیز تناسب نداشته و به طور طبیعی خروجی ناقصی را به دست خواهد داد.

** تفاوت مدیریت در بخش های دولتی و خصوصی
تقویت مدیریت در بخش های خصوصی به این دلیل است كه نفع و ضرر مجموعه هر دو شامل حال سرمایه گذار و مدیر می شود بنابراین برای جلوگیری از ضرر اقدامات پیشگیرانه انجام می دهد و برای سود بردن از مجموعه اقدامات لازم را انجام می دهد. در مجموعه های خصوصی یك نفر جای چند نفر كار می كند اما در بخش های دولتی به دلیل اینكه بودجه از بخش دیگری تامین می شود و سرمایه گذار دولت است، افراد تنها به انجام وظایف تعیین شده می پردازند و نتیجه كار نیز با سرمایه ارتباطی ندارد. فعالیتی كه یك نفر می تواند انجام دهد به چند نیرو سپرده می شود و دست آخر نیز خروجی خوبی به دست نمی آید. این به آن معنا نیست كه مدیریت بخش خصوصی ضعف نداریم بلكه حتی در برنامه ریزی های خصوصی نیز نگاه جامع، آمایش سرزمین و هماهنگی با سایر بخش ها وجود ندارد.
به اعتقاد وی ، بنگاه های خصوصی ورشكسته كه تعداد آن ها نیز كم نیست نتیجه مدیریت های ناقص و ناكارآمد است. در حالی كه برخی تقصیرها به گردن دولت انداخته می شود و حمایت نكردن دولت باعث ورشكستگی اعلام می شود اما باید به این دسته گفت كه تقصیر خود شما بوده كه از ابتدا چالش های مسیر مدیریت را پیش بینی نكرده اید.
در بخش های دولتی نیازمند نگاه كلان، همه جانبه و آمیخته با حكمت داریم. از طرفی انتقال تجارب و ایجاد پیوستگی میان مجموعه ها باعث نفع طرف ها خواهد شد.

** تقویت مدیریت بحران با تاسیس یك وزارتخانه
نمایندگان مجلس باید بررسی لایحه مدیریت بحران را در دستور كار قرار داده و به طور مشخص از نظرات كارشناسان استفاده كنند. ارتقای جایگاه مدیریت بحران در حد معاونت ریاست جمهوری نیز لازمه دیگری است كه باید به آن توجه شود. مدیریت بحران در ایران نیازمند تاسیس یك وزارتخانه است. مدیریت بحران باید در هیات وزیران حضور داشته باشد چرا كه تنها در این صورت است كه همه توجه ها به سمت این مهم جلب خواهد شد.
چالش اصلی در بسیاری از حوادث و بحران ها این است كه هر مدیری به دنبال اعمال نظرات و اقدامات خود است. همین مساله باعث بروز ناهماهنگی و مشكلات تداخلی می شود. زمانی كه بحران فروكش می كند همگی از صحنه خارج می شود. در حالی كه ما نیازمند یك متولی هستیم كه دائما به بحران ها و مسائل بپردازد. پیشگیری، آمادگی، هماهنگی و برنامه ریزی داشته باشد. برای نمونه چرا باید برای زلزله زدگان كرمانشاه در حالی هواشناسی مدام هشدار باران می دهد، در مكانی چادر بزنیم كه با یك بارش آب به داخل چادر بیاید؟ آیا پیش بینی این مساله كار دشواری است؟ آیا نیاز به تخصص خاصی دارد؟ آیا نمی دانیم كه چادرهای ما ضد آب نیست؟
وی در پایان عنوان می كند : آموزش ها در این زمینه ضعیف است، تخصص ها ناكافی است. افراد در این مواقع نمی دانند چه كار كنند. برنامه و تدبیر در مواقع بحران وجود ندارد. همه چالش ها نشان دهنده نبود شناخت نسبت به شرایط و علم مدیریت است. برخوردها با مفاهیم و شیوه های مدیریت درست نیست. باید نگاه ها از مدیریت بحران خارج شده و به مدیریت ریسك توجه كنیم. این نوع از مدیریت می گوید «خطرها را ملاحظه كن ، آنچه ممكن است پیش بیاید بررسی كن، برای آن آمادگی داشته باش و برنامه ریزی كن». در صورت اجرای این نگاه، از منابع بهتر استفاده خواهیم كرد.

پژوهشم** 9283**1601** تنظیم: فرشته ذبیحیان ** انتشار: شهناز حسنی
ایرنا پژوهش، كانالی برای انعكاس تازه ترین تحلیل ها، گزارش ها و مطالب پژوهشی ایران وجهان، با ما https://t.me/Irnaresearchهمراه شوید