۹ آذر ۱۳۹۶،‏ ۹:۴۴
کد خبر: 82747579
۰ نفر
درویش خان ؛ یگانه موسیقی مردمی ایران

ساری - ایرنا - نهم آذر ماه سالمرگ درویش خان هنرمندی است كه موسیقی را از دربار به میان مردم كشاند و در این راه جان خویش را به خطر انداخت.

91 سال از مرگ درویش خان استاد تار ایران می گذارد اما مرگ نیز نتوانست حضور زنده او را در جامعه موسیقی به باد فراموشی دهد.
شاید اغراق نباشد كه بگوئیم ساز ایرانی تار با نام درویش خان گره خورده است، گویی هرگاه نام درویش خان به زبان آید ناخواسته تصویر و نام تار در ذهن زنده می شود.
نهم آذر ماه سال 1305 سالمرگ جسمانی استاد تار ایران است. نامش 'غلامحسین درویش' بود كه بعدها به 'درویش خان' شهرت یافت.
كارشناسان و موسیقیدانان بر این نكته تاكید دارند كه در بین تار نوازان این مرز و بوم او یكتا و بی نظیر بوده و به رغم گذشت 9 دهه از مرگش هنوز رنگ ها و پیش درآمدهایش در اركسترها نواخته و در آموزشگاه های موسیقی تدریس می شود.
** تولد
درویش خان در سال 1251 در یك خانواده متوسط در تهران دیده به جهان گشود. پدرش حاجی بشیر اهل طالقان و از صاحب منصبان اداره پست بود و با موسیقی آشنایی داشت و پسرش غلامحسین را جهت فراگیری این هنر به دسته موزیك دارالفنون سپرد.
غلامحسین به فراگیری خط موسیقی و نواختن شیپور و طبل كوچك مشغول شد و از همان كودكی در دسته موزیكچی ها ملیجك و كامران میرزا نواختن طبل كوچك و شیپور را عهده دار شد.
پدر كه طبق عادت، دوستان را با عنوان 'درویش' خطاب می كرد فرزند خود را نیز با همین عنوان فرا می خواند تا این كه این واژه برسر زبان ها افتاد و مكمل نام این هنرمند گشت.
او پس از دوره كوتاه آموزش سه تار نزد پدر، به مجلس درس بزرگترین نوازنده تار آن زمان میرزا حسینقلی خان راه یافت و بهترین شاگرد وی شد.
در آن زمان اغلب هنرمندان برای حفظ موقعیت اجتماعی و تامین معیشت خویش، دربار سلاطین و امرا را پایگاه خود قرار می دادند. درویش نیز پس از این كه با رجال، موسیقیدانان و هنردوستان آن زمان آشنا شد به دربار 'شعاع السلطنه' (پدر مظفرالدین شاه) راه یافت و جزو نوازندگان مخصوص شد.
شبی آقا حسینقلی در حضور شاهزاده نوازندگی می كرد، پس از نواختن چند گوشه، از شاهزاده رخصت خواست تا شاگردش كه در مجلس حاضر بود دنباله آواز را بنوازد. درویش نیز با صلابت و شیوایی ویژه به نواختن تار پرداخت به طوری كه شعاع السلطنه كه به موسیقی آشنایی داشت به وی پیشنهاد كرد تا جزو عمله طرب دستگاهش شود. درویش خان نیز پذیرفت و به گروه نایب اسدالله نی زن و آقا جان ضرب گیر كه در آن دستگاه بودند، پیوست.
پس ازچند ماه شعاع السلطنه والی فارس شد و رامشگران نیز همراه وی سفر كردند.اقامت طولانی شعاع السلطنه در شیراز سبب شد كه درویش خان به فكر ازدواج بیفتد، ازین رو با 'نور سیده خانم' ملقب به 'بدرالسلطنه' دختر مستشار نظام ازدواج كرد.
پس از چندی عایدات درویش خان كفاف مخارجش را نمی كرد لذا دعوت دیگر بزرگان را نیز برای نوازندگی پذیرفت. این موضوع به گوش شعاع السلطنه رسید و از این كه نوازنده مخصوصش در مجالس دیگران ساز می زند، به سختی برآشفت و دستور داد تا انگشتانش را قطع كنند ولی با وساطت 'كمال السلطنه'(پدر ابوالحسن صبا) از اجرای حكم صرف نظر كرد.
درویش خان پس از مدتی از شعاع السلطنه خواست تا كناره گیریش را از دربار بپذیرد كه این درخواست با مخالفت شدید و خشم شاهزاده منجر شد، لذا از بیم جان خود به سفارت انگلستان پناه برد.
شخصیت متین و هنر والای او موجب شد تا سفیر انگلیس با نوشتن نامه ای به شاهزاده مستبد در خواست بخشش وی را بكند. شاهزاده نیز پذیرفت و این هنرمند پس از آن با اشتیاق و علاقه مندی بیشتری به تدریس پرداخت و به لحاظ روحیه خاص خویش به گروه 'انجمن اخوت' در آمد و با سرپرستی گروه با تكنوازی خود شور و حال خاصی به مجلس می داد.
او پله های رشد را به سرعت طی كرد و پس از میرزا عبدالله و حسین قلیخان به عنوان بهترین نوازنده تار در نزد اهل فن به موقعیت خاصی دست یافت.
وی به همراه هنرمندانی چون سید حسن طاهر زاده، اقبال السلطان، عبدالله دوامی، رضا قلی خان ظلی، باقرخان رامشگر، مشیر همایون شهردار، میرزا اسدالله خان در دو نوبت برای پر كردن صفحه به اروپا سفر كرد كه از این سفرها یادگار ارزنده ای از بهترین نمونه های موسیقی صحیح و اصیل ایرانی برجای مانده است.
درویش بین نوازندگان عصر خود از ویژگی های اخلاقی والایی برخوردار بود وشخصیت همكارانش را بسیار گرامی می داشت.
وی نخستین كلاس موسیقی بانوان را دایر كرد كه خواهرش در آن تعلیم تار را به عهده داشت.
درویش خان در حالی كه در فقر و تنگدستی بسر می برد عایدات كنسرت های خود را به مردم مستمند و باز ماندگان حریق بازار تهران اختصاص می داد و حتی در اواخر عمر خانه خود را فروخت.
كنسرت های این هنرمند در اواخر عمرش در گراند هتل با هنرمندانی چون عارف قزوینی، حسین خان اسماعیل زاده، ابراهیم منصوری، رضا محجوبی ، مرتضی محجوبی، ركن الدین مختاری و حاجی خان عین الدوله شهرت خاصی یافت.
درویش خان شاگردانی را تربیت كرد كه هركدام سرآمد دوران خود شدند كه از این میان می توان به علینقی وزیری، ابوالحسن صبا، مرتضی نی داوود، موسی معروفی، ارسلان درگاهی، عبدالله دادور (قوام السلطان) اشاره كرد.
درویش خان آخرین بازمانده از نسل قدیم موسیقی ایران بود كه غریزه قوی و درك عمیقی برخوردار بود و توانست با شناخت ویژگی های موسیقی سنتی آن را حیاتی تازه بدهد.
زنده یاد روح الله خالقی در كتاب 'سرگذشت موسیقی ایران' می نویسد: پدرم از هنر و مكارم اخلاقی او كه چندی هم از تعلیماتش برخوردار شده بود، حكایت ها می كرد. من آرزو داشتم وی را ببینم و سازش را از نزدیك بشنوم تا این كه بر حسب دعوت پدرم شبی به باغ ما آمد. محفل آراسته ای به پاس احترام او ترتیب دادند و حضار اهل ذوق و دوستدار موسیقی كه در انتظار هنرنمایی وی بودند، مقدم استاد را گرامی داشتند.
خالقی می افزاید: نوای لطیف سرانگشتان گهربار درویش خان رونق خاصی به مجلس داده بود و مضراب های ریز، صاف و پی در پی و پختگی پنجه و حالت خوش سازش همه را ساكت و خاموش كرد. استاد كه با مهربانی همه را 'پیرجان' خطاب می كرد، تار را به زمین گذاشت و با سه تار قطعه زیبایی در شور نواخت كه آیتی از لطف و زیبایی بود و هرگز اثرش از خاطرم محو نمی شود.
حبیب الله نصیری در كتاب 'مردان نوین موسیقی ایران' می نویسد: باید توجه داشت كه در آن زمان موسیقی تنها در انحصار دربار، سلاطین و امرا بود و استادان به نام به اجبار زاده و پرورده همین دستگاه ها بودند. دربار قاجاریه به آنها اجازه نمی داد كه در جهت ارائه واشاعه و آموزش با مردم ارتباط داشته باشند.
نصیری می افزاید: درویش خان در چنین فضایی با همكاری و كمك دوستانش و اجرای كنسرت های جمعی، موسیقی را به میان مردم بكشاند و شاگردان مستعدی تربیت كند. رنگ ها و پیش درآمد های درویش خان نسبت به قدما از بسط بیشتری برخوردار و از لحاظ ابتكار نیز در حیطه موسیقی سنتی جالب توجه است.
وی با موسیقی اروپایی نیز آشنایی داشت و قطعات غربی را به سهولت می نواخت و چند فانتزی را در كنسرت های خود با تسلط كافی اجرا كرد.
از آثار درویش خان به پیش درآمدهای ماهور، ابوعطا، سه گاه، شوشتری، افشاری، راك و تصنیف ماهور با شعر (دائم مه من برمن دل ریش كند ناز)، تصنیف افشاری باشعر(بادخزان وزان شد)،ابوعطا با شعر (بهار دلكش رسید)، ماهور (زمن نگارم خبر ندارد)، سه گاه (صبح دم زمشرق طلوعی در جهان كن) نام برد.
ویزگی های هنری درویش خان**
درویش خان تار و سه تار را به خوبی می نواخت، سلیقه خاصی درتلفیق نواها داشت، صدای سازش بسیار گرم و مطلوب بود و با به كار گیری قطعات اروپایی با تار، تنوعی مشهود در نوازندگیش ایجاد كرده بود.
برخی اعتقاد دارند سیم ششم تار توسط این هنرمند به این ساز افزوده شده است تا از لحاظ كوك، قادر به ایجاد تنوع باشد.
ایرج میرزا جلال الممالك تحت تاثیر توانایی و شور انگیزی وی در قطعه زهره و منوچهر می گوید:
'تار دهم دركف درویش خان تا بدمد بر بدن مرده جان'
درویش خان برغم آنكه در علم نواسازی به اندازه هنرمندان امروزی آشنایی نداشته، از لحاظ ملودی و پیوستگی، آثار بسیار غنی و فوق العاده مطبوعی از خود برجای گذاشته كه بیانگر احساسات لطیف هنری او است. پیش درآمدهایش از عالی ترین ساخته های آن عصر به شمار می رود. رنگ هایش نیز از جهت تركیب وزن های گوناگون و زیبایی و شور انگیزی واجد ارزش بسیاری است. تصنیف هایش از نظر فرم، زیبا و از لحاظ محتوی برجستگی خاصی دارد.
** ویژگی های اخلاقی
درویش خان طبعی لطیف و حساس و ذوقی سرشار داشت، هنرمندی متجدد، آزادی خواه، انسان دوست، متواضع، فروتن، بی آزار و بردبار بود، به شاگردانش محبت می ورزید، آنچه می دانست به ایشان تعلیم می داد و آنان را در مقام فرزندان و یادگاران خود می دانست.
احد خواص در روزنامه 'زنگ' شماره 13 و 14 سال 1331 خورشیدی می نویسد: شاگردان درویش خان علاوه برهنر از ویژگی های اخلاقی استاد گرامی خود نیز استفاده های بسیاری كردند و او را از هر جهت مربی و مرشد خود می دانستند و همین عالم مرید و مرادی باعث شد كه یك دسته شاگردان با وفا وهنر دوست زیر دست از او بار آمدند و موسیقی ایران را خلوص و صفایی دوباره ببخشند.
** درگذشت
درویش در اواخر عمر از لحاظ معیشت سخت در عسرت بود و به دلیل تنگدستی مجبور شد خانه مسكونیش را بفروشد.
این هنرمند در نهم آذر 1305 خورشید ی درحالی كه با درشكه به منزل می رفت با اتومبیل تصادف كرد و در اثر ضربه مغزی در سن 54 سالگی زندگی را به درود گفت.
كلنل وزیری چند شب پس از فوت درویش خان جلسه یاد بودی با شركت موسیقیدانان وشخصیت بلند پایه كشور در مدرسه عالی موسیقی تشكیل داد. در روزنامه های اطلاعات و ناهید نیز شرحی به همین مناسبت نگاشتند.
اگر رهگذری از تجریش به دربند برود و در نیمه راه سری به مقبره 'ظهیرالدوله' بزند قبری كوچك می بیند كه شاخه های انبوه نسترن برآن سایه افكنده است. اگر شاخه ها را كنار بزند این اشعار را كه اثر طبع مرحوم شكوهی مدیر روزنامه ناهید است روی سنگ مزار او می خواند:
درویش اگر از این جهان رفت مشنو كه فقیر و ناتوان رفت
درویش هنر ور زمان بود استاد هنر ور زمان رفت
فریاد ز بوستان برآمد كان بلبل خوش، ز بوستان رفت
چون دید چنین مدیر ناهید كان چشم و چراغ بوستان رفت
تاریخ وفات او ز من خواست تا سر كنم آنچه داستان رفت
من نیز بگفتم ای شكوهی 'درویش یگانه جهان رفت'
خبرنگار : زهره كرمی ** انتشار دهنده : حسن فلاحتی
8330/1654

سرخط اخبار فرهنگ