بغض موسیقی بر زخم كرمانشاه در كنسرت ناظری و كامكارها

تهران - ایرنا - شهرام ناظری و كامكارها به عنوان خانوادگی ترین گروه موسیقی كشور، یك هفته پس از آنكه جراحت تیغ زلزله كرمانشاه را بر جان خود لمس كردیم، كنسرت خیریه ای را برای كمك به هموطنان پرآلام زلزله زده برپا كردند.

خبرنگار حوزه موسیقی ایرنا فضای برگزاری این كنسرت را كه دوشنبه شب در تالار سه هزار نفری وزارت كشور برگزار شد، چنین توصیف كرده است:
شمع ها روشن است، صحنه ماتم زده با پارچه های مشكی پوشیده شده و كامكارها و شهرام ناظری همگی سراپا مشكی پوشند.
دردهای كرمانشاه قهرمان از زلزله سهمگین یك هفته قبل در غرب كشور، این روزها همه را در اندوهی سنگین فرو برده و داغی عظیم بر روح ایران نشانده كه البته همراه شدن همه مردم از گروه ها و طبقات مختلف اجتماعی برای كمك به هموطنان زلزله زده شاید مرهمی بر این درد مشترك باشد.
اما دیشب(دوشنبه) گروه كامكارها به خوانندگی شهرام ناظری كنسرتی در تالار وزارت كشور برگزار كردند كه عواید آن به زلزله زدگان كرمانشاه اختصاص می‌یابد. قیمت بلیت‌ها از 90 هزار تومان تا 250 هزار تومان تعیین شد تا مردم با خرید این بلیت‌ها به زلزله‌زدگان كرمانشاه كمك كنند.
اولین قطعه از دل ماتم زده مادر زاری گفت كه مرگ از زمین همره داغ پسر آورده بُرون. لاله خونین كفن از خاك سر آورده بُرون.
خاك مَستوره قلب بشر آورده برون
دل ماتم زده مادر زاری است كه مرگ
از زمین همره داغ پسر آورده برون
آتشین آه فرو مرده مدفون شده است
كه زمین از دل خود شعله ور آورده برون
تصنیف «لاله بهار» كه بر روی شعری از ملك الشعرای بهار ساخته شده است. تصنیفی كه به زیبایی با سنتور اردوان كامكار همراهی شد، قطعه ای به یاد ماندنی از موسیقی كلاسیك ایرانی كه مخاطب را مات خود می كند.
نوبت به تصنیف «سفر» رسید، صدای شهرام ناظری را به یاد بیاورید كه می خواند:
به كجا چنین شتابان، گَون از نسیم پرسید دل من گرفته زینجا
هوس سفر نداری. ز غبار این بیابان ؟
همه آرزویم اما چه كنم كه بسته پایم.
شهرام ناظری سپس چند كلامی با مردم سخن گفت: ملت ایران همواره در مقاطع خاص نشان داده كه وقتی می خواهد پیشتاز باشد و تصمیم بگیرد، پیش از همه حركت می كند و این زیباترین نشان از اعتماد ملی یك كشور است.
وی افزود: از همه مردم بی نهایت سپاسگزارم و دست همه را می بوسم. دیدیم كه مردم چگونه عاشقانه به كمك مردم سلحشور، ستمدیده و اصیل كرد رفتند كه حقیقتا جای ستایش دارد.
ناظری ادامه داد: این برنامه را ما با ضرب الاجل اجرا كردیم، عازم یك سفر خارج از ایران هستم، كه از یكسال قبل دولت آلمان برنامه ریزی كرده است، با وجود اینكه در آستانه سفر هستم و انرژی برای انجام یك كنسرت نداشتم، میخواستم پس از دو هفته كه بازگشتم اجرا انجام شود اما ممكن بود قضیه كمی سرد شود. بخاطر همین امشب آن را اجرا كردیم، كمترین كاری است كه می توانیم انجام دهیم.
ناظری افزود: به همین دلیل با گروه كامكارها تماس گرفتم كه از قدیم با هم همشهری هستیم، گروهی كه هم از لحاظ تكنیك كار موسیقی و هم از لحاظ اخلاقی و اصالت نمونه است، آنها این اجرا را پذیرفتند كه از شما نیز برای این استقبال خوب و گرم كه در این شرایط ما را تنها نگذاشتید سپاسگزارم.
استاد آواز ایران گفت: حس وطن دوستی و انسانیت متبلور در همه شما، سرمایه ای عظیم و دلگرم كننده است. وقتی برای تمرین نداشتیم اگر نقصانی در كار وجود دارد ما را عفو بفرمایید اما مهم گردهم آمدن در این شب برای كمك به هموطنان است.
پس از سخنان شهرام ناظری، هنرنمایی خانواده كامكارها با تصاویری از زلزله زدگان و آوازی كردی ادامه یافت، كامكارهایی كه هنرشان مسحور كننده است.
شهرام ناظری سپس از حضور هنرمندان تشكر كرد، نام چكناواریان را برد، همچنین از حضور علی مرادخانی معاون امور هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی قدردانی كرد و گفت كه او یاریگر هنرمندان در این سالها بوده است.
وی ادامه داد كه یكی از بازیگرای بافرهنگ، رویا نونهالی است و از او خواست كه برای صحبت روی صحنه بیاید.
رویا نونهالی نیز پس از آمدن روی صحنه گفت: از اینكه در كنار اساتید هستم افتخار می كنم، همه برای تصمیمات بزرگ باید مشوق هم باشیم. وقتی نان نیست، سقف نیست و ترس هست، همه ما تصمیماتی می گیریم كه نتیجه آن را دیدیم و اكنون نانی هست، چادری هست و پتویی هست اما اینها امكانات اولیه به شمار می رود كه حتما عده ای از این امكانات اولیه نیز برخوردار نیستند.
این بازیگر سینما گفت: اما هنگامی كه درد دردناك است حتما یك مسكن لازم است و اقداماتی كه همه انجام دادند مسكن است، اما روزها و سالها می گذرد، درد نهفته آشكار می شود و آنگاه تصمیم بزرگ لازم است.
نونهالی اضافه كرد: برای محقق شدن تصمیمی كه بزرگانی همچون شهرام ناظری و اساتید كامكارها گرفته اند، به اینجا دعوت شده ایم. دعوت به اینكه ما نوازش كائنات را تجربه كنیم، سفر به مهر و امید كنیم كه لازمه زندگی است، شنیدین شعر كه از كلام عبور می كند و موسیقی كه از صوت می گذرد.
بازیگر فیلم سینمایی «نیمه شب اتفاق افتاد» ادامه داد: برای پاسداشت همه اینها و به یاد همه آنها كه رفتند، كسانی كه شجاعانه ماندند و برای آنها كه بی تزلزل بر سر بحران زلزله ایستادند، به پا خیزیم و تشویق كنیم كسانی را كه حتما بار هستی را تحمل می كنند.
مردم سپس ایستاده و شروع به تشویق كردند.
بزرگمهر حسین پور كه در حین اجرای كنسرت به عنوان نقاش پرفورمنس در حال مصور كردن چهره زلزله زدگان بود، پس از پایان كار نقاشی، دوربین بر روی اثرش متمركز شد كه چهره پیرمرد كردی را نشان می داد كه این روزها سلفی یكی از بازیگران با او دست به دست در فضای مجازی می چرخد و البته انتقاداتی را نیز در پی داشته است، همچنین آن زنی كه دست زیر چانه روی تلی از آوار خانه اش نشسته و در غمی سنگین فرو رفته است.
اجرای بعدی شیدا شدم، قطعه ای كه قلبت را می لرزاند و تو را مسخ خود می كند.
پیدا شدم پیدا شدم پیدای ناپیدا شدم
شیدا شیدا شیدا شدم شیدا شدم شیدا شدم
من او بدم من او شدم
با او بدم بی او شدم
در عشق او چون او شدم
زین رو چنین بی سو شدم
در عشق او چون او شدم
نوبت رسید به قطعه عاشقی پیداست از زاری دل، علت عاشق ز علتها جداست.
قطعه بعدی را چه زیبا خواند این خواننده موسیقی سنتی ایرانی «دوش چه خورده ای دلا، راست بگو نهان مكن، چون خمشان بی‌گنه روی بر آسمان مكن باده خاص خورده‌ای نقل خلاص خورده‌ای، بوی شراب می زند، خربزه در دهان نكن»
شهرام ناظری این قطعه بی نظیر را اینگونه توضیح داد: مولانا گاهی در اشعار خود گریزی به ضرب المثلی می زند تا توجه ها را جلب كند، همچون این قطعه كه می گوید راست بگو چرا دروغ می گوییم، مولانا می گوید تكیه به این جهان مكن. چرا ما تا این حد پنهانكاریم و دروغ می گوییم.
ناظری سپس افزود: وقتی می خواستیم برای اجرای این برنامه بیاییم نمی دانستیم چگونه اجرا كنیم، اندوهگین باشد یا خیر، گفتیم اگر همه قطعات اندوهناك باشد، ممكن است دوستان رسانه ای بگویند كه عزاخانه راه انداخته اند و گفتیم اگر كنسرتی شاد اجرا كنیم ممكن است بنویسند این همه هموطن جان باخته اند، آنگاه كنسرت شاد بپا كرده اند.
ساز و آواز كردی، تصنیف‌های كُردی «گل ونوشه‌ی باخانمی»، «كرماشانیكم» و «گل نوباخی» قطعه‌های پایانی این كنسرت بود.
شهرام ناظری گفت: كردی، فرهنگی است كه غم، حماسه و رزم همه در كنار هم است. كردها آداب و رسوم قدیمی را نگاه داشته و حافظ بسیاری از آداب ما ایرانی ها هستند.
وی ادامه داد: یكی از آهنگهای كرمانشاهی را اجرا می كنیم، ما كه همه زندگیمان تقدیم به كردها و ایران است و این آهنگ را به شما تقدیم می كنیم كه به خاطر هموطنان خود اینجا آمدید.
اما وقفه های بین قطعات كمی تمركز را بهم ریخته بود، اردشیر كامكار كه لحظاتی از اجرای یكی از قطعات می گذشت، از گروه خواست؛ اجرا را از ابتدا بنوازند و گفت: از اول شروع كنیم، انقدر صحبت شد كه تمركزم را از دست دادم.
سرود «ای ایران ای مرز پرگهر» پایان بخش این كنسرت بود، همه ایستاندند و خواندند:
ای دشمن ار تو سنگ خاره ای من آهنم، جان من فدای خاك پاك میهنم.
در بروشور این كنسرت خیریه نوشته شده بود:
سینه از آتش دل در غم جانانه بسوخت
آتشی بود در این خانه كه كاشانه بسوخت
فراهنگ ** 9012 ** گزارش: زهرا امیری * انتشار: امید غیاثوند