۱۲ مهر ۱۳۹۶ - ۰۹:۴۱
کد خبر 82684545
۰ نفر
به بهانه تعامل، اصول اصلاح طلبي را زير پا نگذاريد

تهران- ايرنا- روزنامه آرمان در گفت وگو با مصطفي درايتي فعال سياسي اصلاح‌طلب نوشت: هرچه سهم مردم در مديريت بيشتر و حقوق مردم بهتر پاس داشته شود، توسعه، سرعت بيشتري پيدا مي‌كند. مردمسالاري و حاكميت مردم آن چيزي است كه ما را از بخش‌هايي از اصولگرايان و افراطيون جدا مي‌كند؛ مبادا اين اصول زيرپا گذاشته شوند.

در ادامه در گزيده اي از اين گفت وگو مي خوانيم: برخي از نيروهاي سياسي، اصولگرايان را به بدلي و اصيل تقسيم مي‌كنند و مي‌خواهند نيروهاي اصولگراي اصيل به صحنه بيايند، اما به‌راستي چه تفاوت‌هايي ميان اصولگرايان سنتي و افراطيون اين جريان وجود دارد و اصلاح‌طلبان پروژه آينده خود را چگونه طرح‌ريزي كنند؟ پرسش‌هايي از اين قبيل باعث شده اصلاح‌طلبان به آينده ائتلاف و حتي حيات سياسي خود بينديشند. مصطفي درايتي، فعال سياسي اصلاح‌طلب، در اين‌باره با «آرمان» گفت‌وگو كرده كه مي‌خوانيد.

**تقسيم‌بندي اصولگرايان به اصيل و بدلي را تا چه حد قبول داريد؟
باتوجه به تغيير و تحولاتي كه در دهه‌هفتاد به وجود آمد، عده‌اي از اصولگرايان تصور كردند نمي‌توانند با پرچم اصولگرايي سنتي به پيروزي برسند، بنابراين راه ديگري را آغاز و قدرت را از دست اصولگرايان سنتي خارج كردند. من نمي‌توانم اين افراد را اصولگراي بدلي بدانم. هرچند اين جريان‌جديد تفاوت نظري چنداني با جريان‌قبلي نداشت، اما طريق عملي متفاوتي را برگزيدند. اصولگرايان‌سنتي جامه اصولگرايي بر تن داشتند، اما در عمل سياسي، به‌دنبال عقلانيت بودند و اين دوگانگي، خود را نشان داد.

البته حتي نمي‌توان وجه افتراق اين دو نحله جريان اصولگرايي را در عملكرد دانست، چراكه آنان يك شعار مي‌دادند و در بسياري از مواقع از يكديگر پشتيباني مي‌كردند. سنتي‌ها صرفا هنگامي كه منافع خود را در خطر مي‌ديدند، از حمايت افراطيون دست برمي‌داشتند. از اين رو بسياري معترض شدند كه چرا جريان اصولگرا سنتي تكليف خود را با نواصولگرايي مشخص نمي‌كند و صرفا در هنگام هزينه‌دادن راه خود را جدا مي‌كند؟ به‌مرور هزينه‌هاي جريان تندرو از منافع آن بيشتر شد و ميان دو نحله اصولگرايي فاصله افتاد. به‌همين‌دليل سنتي‌ها براي مديريت جو راه خود را جدا كردند.

**چه شد كه بخشي از جريان اصولگرايي از ناطق و لاريجاني به تتلو رسيد؟
برخلاف شعارهايي كه مطرح مي‌كنند، برخي از اصولگرايان، چارچوب ارزشي معيني ندارند و هر جريان‌سياسي كه چارچوب نداشته باشد، دچار اعوجاج مي‌شود و اين موضوع در بخشي از جريان اصولگرايي رخ داده است. اين جريان بايد آرمان‌هاي را خود تعيين كند و رفتار سياسي خود را با اين آرمان‌ها تطبيق دهد، وگرنه طرفداران خود را با ابهاماتي روبه‌رو خواهد كرد كه فعالان جريان نمي‌توانند به آنها پاسخ دهند. در نتيجه سنتي‌ترها از حمايت اين بخش از اصولگرايان دست خواهند كشيد. در واقع آنها نبايد صرفا روش‌هاي خود را تغيير دهند، بلكه بايد آرمان‌هاي خود را نيز دگرگون سازند.

**آيا مي‌توان جريان اعتدال را خوانشي نو از اصولگرايي دانست و مسير اين جريان را ادامه راست‌سنتي قلمداد كرد؟
جريان اعتدال به‌مرور از اصولگرايي فاصله گرفته است. اگر به چارچوب‌هاي جريان بنگريم، به‌سادگي در مي‌يابيم كه بخشي از جريان اصولگرا به اين نتيجه رسيد كه اين جريان در چارچوب‌هاي نظري و روش‌هاي عملي مصالح‌عمومي را دنبال نمي‌كند. بنابراين خود را در ميانه دو جريان تعريف كرد و به‌مرور فاصله خود را از جريان افراطي بيشتر كرد و به اصلاح‌طلبان نزديك شد.

عملكرد بيست‌سي‌ساله كنشگران جريان اصولگرايي اين تلقي را در بخشي از فعالان اين نحله سياسي ايجاد كرد. فاصله اعتدالگرايان از اصولگرايان بيشتر از اصلاح‌طلبان است. بايد پذيرفت اگر تفكر سياسي در معرض آزمايش قرار گيرد و شكست بخورد، بخشي از شكست‌خوردگان به جريان رقيب نزديك مي‌شوند. البته درنظر داشته باشيم كه اعتدال تفكر سياسي نيست، بلكه روش سياسي براي سامان‌يافتن نسبي شرايط فعلي جامعه است.

**برخي بر اين باورند كه اصولگرايان سنتي و اعتداليون در هنگام انتخابات براي كسب رأي سخنان اصلاح‌طلبانه را مطرح كردند و خود را به اصلاح‌طلبان نزديك دانستند، اما پس از انتخابات مشي اصلاح‌طلبانه را رها كردند. آيا اعتدالگرايان و اصولگراياني كه به اصلاح‌طلبان نزديك شده بودند، صرفا رفيق زمان انتخابات محسوب مي‌شوند؟
ما مي‌خواهيم مسير حركت كشور به آرمان‌هاي اصلاح‌طلبان نزديك باشد و اتفاقات دوران دولت‌هاي نهم و دهم تكرار نشود. پيش از سال92 همه نگران شده بودند. جريان اصلاح‌طلب ترجيح داد براي خدشه‌دارنشدن كشور وارد ائتلاف شود و هنوز علل ائتلاف پابرجاست. اصلاح‌طلبان بيشتر از اينكه براي مديرشدن اصلاح‌طلبان بكوشند، تلاش مي‌كنند مديريت كشور بر اساس عقلانيت باشد و از كارهاي احساسي جلوگيري شود. هرچند روند اصلاحات كشور به‌كندي صورت مي‌گيرد، اما مديريت كشور روي اين ريل قرار گرفته است. سريع‌تر‌شدن شتاب به تغيير شرايط محاطي، محيطي، مكاني و زماني كشور مربوط است.

از سوي ديگر سهم‌خواهي در اولويت ما قرار ندارد، بلكه ما به‌دنبال مديريت شايستگان از هردو جريان هستيم. بايد مسئولان كشور از ميان افرادي انتخاب شوند كه به منش، روش و انديشه دولت اعتقاد داشته باشند، از آن جهت كه وعده‌ها و انتظارات مردم از جنس اصلاح‌طلبان است، نيروهاي اين جريان به‌دنبال استفاده از نيروهاي اصلاح‌طلب شايسته هستند و استفاده‌نكردن از اين افراد مايه ناراحتي و دلخوري بخشي از بدنه اصلاح‌طلبان شده است.

**عده‌اي معتقدند اصلاح‌طلبان با ادامه ائتلاف با اصولگرايان به‌تدريج از مرزهاي هويتي خود خارج و دچار استحاله نظري مي‌شوند. شما اين تعبير را تا چه حد مي‌پذيريد؟
من ائتلاف را به‌عنوان مانع تلقي نمي‌كنم، چراكه ائتلاف يك روش سياسي مقطعي براي رسيدن به هدف سياسي است. اما من هم نگران اين هستم كه مصلحت‌گرايي بر آرمانگرايي غلبه كند. مي‌هراسم كه به‌تدريج معناي تعامل به معامله و سهم‌خواهي شخصي تنزل يابد. حاكميت مردمسالارانه با مشي سياسي عقلايي تجربه‌شده چيزي است كه براي اصلاحات اهميت دارد. هرچه سهم مردم در مديريت بيشتر و حقوق مردم بهتر پاس داشته شود، توسعه، سرعت بيشتري پيدا مي‌كند. مردمسالاري و حاكميت مردم آن چيزي است كه ما را از بخش‌هايي از اصولگرايان و افراطيون جدا مي‌كند؛ مبادا اين اصول زيرپا گذاشته شوند.

*منبع: روزنامه آرمان، 1396.7.12
**گروه اطلاع رساني**9370**2002** انتشار دهنده: فاطمه قنادقرصي