۱۲ شهریور ۱۳۹۶،‏ ۱۰:۴۳
کد خبر: 82653149
۰ نفر
قانون ضدخويشاوندسالاري را تصويب كنيد

تهران-ايرنا- عصرايران در يادداشتي آورده است:به اين جماعت مي توان گفت اگر قصد خدمت داريد چرافرزندان و بستگان را اينجا و آنجا سفارش مي كنيد و اگر آنها نيز قصد خدمت دارند آيا اين كار فقط در رده مدير كلي و رياست ميسر است؟

مهرداد خديردر يادداشتي در عصر ايران آورده است: واكنش منفي مردم به ماجراي «ژن خوب» كه استعاره اي است از انتصابات بر پايه انتسابات ابعاد گسترده تري گرفته و حساسيت به روابط فاميلي صاحب منصبان فزوني يافته و در شبكه هاي اجتماعي و فضاي مجازي اخبار متفاوتي در اين باره منتشر مي شود و البته راست و دروغ به هم آميخته است و كاربران بايد مراقب باشند هر خبري را نفرستند.

به لحاظ شرعي هم مسؤوليت دارد. كما اين كه محمد رضا قرائتي مشاور وزير كار و رييس مركز روابط عمومي وزارتخانه توضيح داده فرزند حجت الاسلام محسن قرائتي نيست و رييس ستاد اقامه نماز اساسا فرزند پسر ندارد.

در موارد ديگر اما كمتر شاهد تكذيب بوده ايم و قراين نشان مي دهد غالبا درست است و البته منظور اين است كه اصل انتساب درست است و گر نه چه بسا بعضا شايستگي هم داشته باشند.

حساسيت به انتصابات بر اساس روابط خانوادگي يا نفوذ و موقعيت سياسي به چند دليل است:

نخست اين كه يك فارغ التحصيل بيكار دانشگاه با رتبه خوب نمي تواند باور كند كه فرد موصوف به صرف شايستگي و تخصص عهده دار اين مسؤوليت شده چرا كه خود را نيز واجد همان ويژگي ها مي داند در حالي كه ازاين نخيل خرمايي به او نمي رسد.

دوم به اين خاطر كه تبعيض جلوه اي از تحقير است و يكي از عوامل انقلاب ها به شمار مي آيد. عباس عبدي مجموعه مقالات سياسي خود درباره انقلاب1357 را با عنوان «انقلاب عليه تحقير» منتشر كرده است.

هيچ حسي تحريك كننده تر از تبعيض و تحقير نيست تا جايي كه گفته مي شود ظلم بالسويه هم عدل است.

تبعيض حتي در پاداش هم آزار دهنده است. مثلا در يك بنگاه خصوصي اگر به هر يك از كاركنان يك ميليون تومان پاداش داده شود اما يك نفر استثنائا 500 هزار تومان بگيرد به جاي خوش حالي از نيم ميليون اضافه بر حقوق مي رنجد از اين كه چرا نيم ميليون كمتر گرفته است.

يعني آن قدر كه از اصل تبعيض يا احساس تبعيض آزرده شده از پاداش خرسند نيست و چرا تبعيض آزارنده است چون در آن تحقير مستتر است و كيست كه تحقير را تاب آورد؟

ماجراي «ژن خوب» از آنجا شروع شد كه فرزند نماينده تهران در توضيح يا توجيه موفقيت هاي اقتصادي يا كسب موقعيت در پاره اي امتيازات به «ژن خوب» خود اشاره كرد و از آن پس به يك اصطلاح طعنه آميز تبديل شد تا براي هر آقازاده اي كه از رانت سياسي يا اقتصادي بهره مي برد يا گمان مي رود كه مي برد به كار مي رود.

البته به كار گيري اين تعبير براي همه مذموم نيست. چندان كه اگر خبرنگاري از همايون شجريان بپرسد كه راز توفيق و صداي خوش او چيست و پاسخ دهد ژن خوب، عيبي ندارد و پذيرفتني است و حمل بر تواضع و فروتني و احترام به پدر مي شود اما وقتي صحبت از امكانات و نه هنر و توانايي شخصي است قصه تفاوت مي كند.

اگر مثلا پرسيده مي شد كه راز موفقيت تحصيلي شما چيست و مي گفت به پدر و مادرم رفته ام باز عجيب نبود اما بحث پول و اقتصاد كه به ميان مي آيد قابل قبول نيست و حمل بر رانت جويي يا رانت خواري و دست كم احساس تبعيض مي شود.

وجه سوم اين است كه از بام تا شام ادعاهاي مختلف مي شنويم و مهم تر و تكراري تر از همه اين كه مديران مختلف قصد خدمت دارند. اما اگر قصد خدمت دارند و زحمت مي كشند چرا فرزندان خود را براي تصدي مناصب مختلف سفارش مي كنند؟

در نمايش «هزاران شلاق» كه اين شب ها در تماشاخانه ايرانشهر بر روي صحنه است يكي از پرسوناژها و گويا از زبان اسبي كه به حاكمان مختلف سواري داده و شلاق خورده به صاحب منصبي مي گويد: اگر شما نوكر مردم هستيد پس چرا اين قدر خودتان نوكر و خدم و حشم داريد؟ او راست مي گويد. نوكر كه نوكر ندارد!

حالا به اين جماعت مي توان گفت اگر قصد خدمت داريد چرا فرزندان و بستگان را اينجا و آنجا سفارش مي كنيد و اگر آنها نيز قصد خدمت دارند آيا اين كار فقط در رده مدير كلي و رياست ميسر است؟

با اين حال همه را نمي توان به يك چوب راند. انتقاد بايد تنها به سبب سفارش و انتصاب خارج از قواعد باشد و صرف روابط خانوادگي به منزله شايسته نبودن نيست.

اين قاعده خاصه درباره نمايندگان مجلس يا شوراها كه با رأي انتخاب مي شوند صدق مي كند.

به اين نكته هم بايد توجه داشت كه گاه دو نفر چه بسا ابتدا همكار و همفكر باشند و بعد فاميل شوند. در اين حالت ديگر نمي توان گفت به خاطر نسبت خانوادگي منصوب شده است.

استثناي ديگر مسؤوليت هاي علمي است. امام خميني به تقاضاي اولين رييس جمهوري براي سپردن نخست وزيري به مرحوم حاج سيد احمد خميني پاسخ منفي داد و نوشتند: بنا ندارم منسوبان من عهده دار مسووليت هايي از اين دست شوند (نقل به مضمون).

داماد امام اما سال ها رييس يك موسسه پژوهشي دولتي بود. اما اين ديگر رانت نبود چون اگر قرار بر رانت بود مرحوم دكتر بروجردي مي توانست وزير علوم شود نه اين كه در گوشه اي به كار فرهنگي و علمي مشغول شود و تازه منشأ خدمات و خيراتي بود كه از ديگران بر نمي آمد. مثلا دكتر ناصر تكميل همايون را پس از دوران زندان و در حالي كه مجال تدريس در دانشگاه را نداشت به استخدام موسسه متبوع خود درآورد.

يا وقتي منسوبين عهده دار امور خيريه يا فرهنگي يا ورزشي مي شوند مي توانند از اين ارتباط براي پيش برد كار استفاده كنند و جامعه هم اين نكته را نيك در مي يابد و شايد اين توضيح ما هم ضرورتي نداشته باشد. كما اين كه قضاوت مردم نسبت به مناصب فرزندان مرحوم آيت الله هاشمي رفسنجاني در قياس با خود فرزندان هم متفاوت بود.

هيچ كس خُرده نمي گرفت كه چرا دختر ارشد ايشان عهده دار بنياد بيماري هاي خاص است چون اولا انتفاعي نبوده ثانيا بسياري از گره ها را از طريق نفوذ پدر مي گشوده يا ديگري كه ورزش بانوان را بر عهده گرفت اما وقتي صحبت از پروژه هاي اقتصادي مي شود فارغ از قضاوت درباره ماهيت پرونده واكنش ها متفاوت بود.

يا در انتخابات اخير ديديم كه مردم تهران به محسن هاشمي بالاترين رأي را دادند. او سال ها مديرعامل مترو بوده و در انتصاب او قطعا انتساب دخالت داشته اما از اين نسبت براي پيش برد كار استفاده كرده است. ضمن اين كه سمت كنوني او – رياست شوراي شهر- ديگر به روابط خانوادگي نسبت داده نمي شود.

غرض از طرح اين مثال ها اين است كه مردم اتفاقا مي دانند كجا انگشت بگذارند و هر نسبتي را هم رد نمي كنند.

اين كه يك برادر رييس جمهور باشد و برادر ديگر با رأي مردم نماينده مجلس شود اشكالي ندارد.

اما اين كه ديگري نماينده باشد و فرزند او به صرف اين ارتباط و با سن زير سي سال بخشدار فلان منطقه شود اشكال دارد. خيلي هم اشكال دارد.

بنا بر اين نياز به توجيه نيست چون كاملا پيداست كه چه كسي بر پايه قابليت ها بالا رفته و چه كسي به صرف روابط؟

منظور از تقبيح هم مواردي است كه فرد شايستگي ندارد و منهاي انتساب خانوادگي موقعيتي نمي يافت.

شاعر طنز پردازي بر اساس شعر مشهور سعدي درباره «زن خوب» نوشته است: سعدي عليه الرحمه مي فرمايد:

زنِ خوب و فرمان بر و پارسا / كند مرد درويش را پادشا

و خود سروده است:

ژنِ خوبِ فرزند بي دست و پا / كند مرد درويش را پادشا!

در مورد خاص مبدع اصطلاح «ژن خوب» البته شايد فرزند موصوف ، بي دست و پا نباشد ولي مواردي كه فرزنداني واقعا بي دست و پا هستند و به صرف رابطه خانوادگي موقعيتي به انان سپرده شده كم نيست.

خواننده اين سطور احتمالا خواهد گفت به جز اين شعر متفاوت بقيه را مي دانستيم و اگر نمي دانستيم كه هشتگ راه نمي انداختيم.

غرض از اين نوشته اما يك پيشنهاد يا تأكيد بر يك ضرورت است: تصويب قانون ضد خويشاوند سالاري.

مي توان قانوني تصويب كرد تا چنانچه روشن شود فردي به صرف خويشاوندي عهده دار مقام و منصبي شده كنار گذاشته شود. اين قانون البته ظرايف خاص خود را دارد ولي اصل طرح و تصويب آن موج مثبتي در جامعه راه مي اندازد.

اين كار را هم نمايندگان با ارايه طرح مي توانند انجام دهند و هم دولت مي تواند لايحه بدهد. طرح يا لايحه اي با اين مضمون در صورت تصويب نه مغاير قانون اساسي است نه شرع و تأييد آن از جانب شوراي نگهبان هم امري محتمل است و به عنوان قانون مي تواند تبعات مثبتي داشته باشد و گر نه « ژن خوب» در فضاي مجازي همه جا را مي كاود و رابطه ها مخفي نمي مانند...

عصرايران/11شهريور 96
اول*عليرضافرجي