تهران-ایرنا- «جوزف یانینگ» پژوهشگر شورای روابط خارجی اروپا معتقد است: اطمینان و اعتماد المانی ها به اروپای واحد برخلاف دیگر كشورهای اروپایی افزایش یافته است و این كشور نقش فراینده ای در رهبری اروپای جدید ایفا خواهد كرد.

یانینگ می افزاید؛ بحران های اروپایی میزان حمایت آلمان از اتحادیه اروپا را افزایش داده و اشتیاق تازه ای را برای ایفای نقش رهبری این كشور ایجاد كرده است.
وی تاكید می كند؛ در گرایش و نگرش آلمان نسبت به اروپا، تحول و انقلابی آرام، در پوشش اقتصاد، در حال وقوع است. بی میلی و اكراه همیشگی آلمان پس از جنگ دوم جهانی برای مسئولیت پذیری، اعلام اولویت‌ها و ایفای نقش رهبری در میان همسایگان، جای خود را به پذیرش نقش ویژه آلمان در اروپا می‌دهد. این گرایش تازه بیش از آن كه «سیادت گرایانه» (Triumphalist) باشد، كاركردگرایانه (Functionalist) است، اما از پشتوانه نوعی اعتماد و اطمینان چشمگیر برخوردار می باشد.
این پژوهشگر در ادامه تاكید می كند، برخلاف برخی تفاسیر رسانه ای، این اطمینان و اعتماد داخلی در نگرش ها و گرایش های سراسر اروپا منعكس است.
با نگاه به بسیاری از نقشه ها و جداول آماری شورای روابط خارجی اروپا (ECFR) متوجه یافته ای می شویم كه چشم پوشی از «اروپای بزرگ» ممكن نیست: از دید 'طبقه حرفه ای' كارمندان و كارشناسان دولتی مشغول در امور اتحادیه اروپا، آلمان یك بازیگر ویژه و منحصربه فرد است. این كشور، متراكم ترین شبكه های تعاملی را در سرتاسر اروپا ایجاد كرده است، در راس این فهرست المان 'شركای مهم' اروپایی قرار گرفته، به نحوی كه رتبه پرنفوذترین عضو اتحادیه اروپا را به خود اختصاص داده است.
به نظر یانینگ این دیدگاه، با نوعی از خودارزیابی طبقه حرفه ای آلمان درباره بقا اتحادیه اروپا در ارتباط بوده است. دیدگاه شاغلان و كارشناسان حرفه ای آلمان نسبت به كشور خود تقریبا مشابه دیدگاه همتایان آنها در سایر كشورهای عضو است كه این مساله بیانگر پذیرش نقش رهبری آلمان در اتحادیه اروپا است.
وی می افزاید؛ اما این كه آیا عموم مردم آلمان در این دیدگاه حرفه ای شریك هستند یا خیر، مساله ای متفاوت است. مقایسه سه موضوع اصلی یعنی سیاست خارجی، نیروی نظامی مشترك و كنترل مرزها و سواحل كه تحت عنوان 'اروپایی تر شدن' انجام گرفت، بیانگر آن است كه اقدام در سطح ملی به جای اقدام در سطح اروپا برای عموم مردم آلمان در اولویت قرار دارد و این مساله نیز تا حدی حاكی از شكاف بالقوه بین عموم مردم و نخبگان بر سر ساختارهای دفاعی متعارف، پلیس مرزی اروپا، یا سیاست خارجی مشترك می باشد.
می توان گفت آلمان ها هنوز ترجیح می دهند كه خود را به عنوان یك 'سوئیس بزرگ' ببینند و تمایل ندارند كه بار ایفای نقش یك بازیگر پرنفوذ بزرگ‌تر در اتحادیه اروپا را به دوش بكشند.
با این حال به نظر این پژوهشگر، اگر این شكاف وجود داشته باشد اگرچه به نظر كوچك و بی اهمیت می نماید اما بسیار تاثیرگذار خواهد بود. طبق نتایج پژوهش صورت گرفته از سوی موسسه پژوهشی «دالیا» در نوامبر 2016 میلادی، تعهد و پایبندی مردم آلمان به تعمیق و گسترش یكپارچگی اروپا اندكی بالاتر از میانگین اتحادیه ارپا قرار دارد. همچنین برخی داده‌های نظرسنجی نیز حاكی از آن است كه در گرایش و رفتار عموم مردم آلمان نسبت به دیدگاه‌های حامی اروپا تغییرات بیشتری صورت گرفته است.
طبق آخرین داده های موسسه «یورو بارومتر»، شاخص اعتماد آلمان به اتحادیه اروپا از پاییز 2016 میلادی حدود 20 درصد افزایش یافته كه فقط یك رتبه پایین تر از هلند قرار دارد.
با این حال به نظر نویسنده عجیب است كه طبق یافته های پژوهش صورت گرفته از سوی «فدراسیون بانك های آلمان»، طی دهه گذشته شمار آلمانی هایی كه معتقد بودند اتحادیه اروپا با 'بحرانی جدی' مواجه خواهد شد از 19 درصد به 45 درصد افزایش یافته است. اما در زمان مشابه، باور عمومی در آلمان نسبت به اتحادیه اروپا مثبت تر شده است.
علاوه بر این، 53 درصد از مردم این كشور از همكاری بیشتر در اتحادیه اروپا حمایت كرده اند (24 درصد، همكاری كمتر و 20 درصد عدم تغییر در همكاری ها را ترجیح داده‌اند). همچنین، در پاسخ به این پرسش كه رای آنها در همه پرسی خروج از اتحادیه اروپا چه خواهد بود، 75 درصد از مردم آلمان اعلام كردند كه به باقی ماندن در اتحادیه رای خواهند داد، در حالی كه 10 درصد گفتند كه موافق خروج هستند.
از این نظر، حتی به نظر می رسد كه جناح طرفدار باقی ماندن در اتحادیه اروپا در میان رای دهندگان احزاب میانه رو قوی تر خواهد بود و حتی میان اعضای رو به افول حامیان حزب راست گرای «ای.اف.دی» (Alternative für Deutschland) باقی ماندن در اتحادیه اروپا حدود 6 درصد رای خواهد آورد.
از نظر این پزوهشگر، این داده ها پاسخ جالبی به پیش بینی وقوع بحران می دهد. به نظر می رسد كه آلمانی ها به جای درون‌گرایی و عدم مشاركت، با افزایش حمایت‌ها از اتحادیه اروپا نسبت به شكنندگی مشهود یكپارچگی اروپا واكنش نشان داده اند. آنها كه با احتمال شكست یا برخی اختلالات مواجه شده اند ترجیح داده اند كه به جای خروج، باقی ماندن و مشاركت را انتخاب كنند.
وی می افزاید، اكنون به نظر می رسد كه همزمان با بالاترین سطح بدبینی نسبت به اروپا در آلمان، تمایل و احساسی برای ایجاد یك اتحادیه اروپای مقتدر و كاملا متحد شكل گرفته است، اتحادیه ای كه بوروكراسی متمركز آن بسیار قدرتمند شده بود. اتحادیه اروپای كنونی چنین تصویری را منعكس نمی كند، بنابراین گرایش های ضد‌تمركزگرایی در میان عموم مردم آلمان جای خود را دیدگاه های حمایت گرایانه و پشتیبانی كننده بیشتری داده است.
به نظر این پژوهشگر، اروپا، فراتر از انتخابات پیش رو، عاملی برای پایایی و تدوام سیاست در آلمان است؛ هم حزب دموكرات مسیحی و هم سوسیال دموكرات های آلمان به شدت به دنبال حمایت و تقویت اتحادیه اروپا هستند؛ اختلاف میان آنها اساسی و كلی نیست، بلكه این اختلاف ها بسیار جزئی هستند.
وی می افزاید، هم «آنگلا مركل» صدر اعظم و هم رقیب وی یعنی «مارتین شولتز« رئیس حزب سوسیال دموكرات آلمان، خواهان یكپارچگی اروپا هستند: اولی بیشتر عمل گرا و شخصیت دوم بیشتر احساساتی و آتشین مزاج است. با توجه به این كه سه ماه تا انتخابات باقی است، اروپا می تواند برای پیشبرد یكپارچگی خود به حمایت آلمان متكی باشد.
این نویسنده تاكید دارد، از چشم انداز اروپا می توان این مساله را اطمینان بخش اما غیرمعمول و نامتعارف دانست. در دوره هایی از تاریخ معاصر آلمان، مردم اغلب با همان 'هراس یا نگرانی' مشهور آلمانی به بحران ها واكنش نشان داده‌اند. پیش از سال 1989 میلادی، تغییراتی كه اكنون در روسیه و آمریكا در حال وقوع است می توانست آلمانی ها را به شدت به وحشت بیاندازد و آتش اغتشاشات سیاسی را روشن كند.
اما در شرایط كنونی با آن آگاهی جمعی، حتی یك به اصطلاح اظهار نظر هشدارآمیز صدراعظم آلمان، كه آلمانی ها و اروپایی ها برای به دست گرفتن سرنوشت خود به آن نیاز داشتند، در داخل این كشور با آرامشی قابل توجه روبرو و مورد پذیرش قرار گرفت.
سخنرانی مركل در گردهمایی اتحادیه حزب سوسیال مسیحی (CSU) در ایالت «باواریا» به مساله ای مهم و اساسی تبدیل شد و این اتفاق فقط زمانی به وقوع پیوست كه موج پوشش رسانه ای بین المللی به آلمان روی كرد.
شاید دلیل آن این بود كه مردم آلمان هنگام اعلام نتایج همه پرسی خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا در ژوئن 2016 میلادی، گفته های مشابهی را از مركل شنیده بودند. با این حال خونسردی مردم آلمان در پذیرش پایان رهبری آمریكا و تخریب تدریجی نظم بین المللی بسیار عجیب است.
از دید این پژوهشگر، به نظر می رسد كه گرایش 'بدون من' دهه 1950، زمانی كه بسیاری از مردم آلمان از حمایت از تجدید تسلیحاتی امتناع كردند، سرانجام می تواند به كتاب های تاریخ بپیوندد. اكنون آلمانی ها می دانند كه قدرت و پایداری اروپا به مشاركت آنها بستگی دارد و پذیرش این مسئولیت آنقدرها كه در گذشته به نظر می رسید، ترسناك نیست.
انتشاردهنده: سهراب انعامی علمداری
http://www.ecfr.eu/article/commentary_the_end_of_angst_germany_is_ready_to_lead_in_europe