۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۶،‏ ۱۴:۰۵
کد خبر: 82524277
۰ نفر
سياست‌‏ورزي خردمندانه

تهران- ايرنا- چند سال پيش در حاشيه جلسه ‌اي، با يك ديپلمات ارشد تركيه گپ مي ‌زدم. مي ‌گفت زماني كه مي‌ خواستيم كار در وزارت خارجه تركيه را آغاز كنيم، بايد در دوره‌ اي آموزشي در آكادمي ديپلماسي اين وزارتخانه شركت مي ‌كرديم.

در اين يادداشت كه در روزنامه شرق به قلم بهزاد صابري پژوهشگر مسائل حقوقي و بين‌ المللي نگاشته شد، آمده است: در اين دوره، استاد ما مي ‌گفت (نقل به مضمون) كه ايرانيان سابقه چند‌ هزار سال زمامداري و دولت دارند و تازه به دوران رسيده نيستند.

فرقي ندارد كه چه حكومتي در ايران روي كار باشد؛ آن خرد و آن تجربه چندهزارساله در ايران هست و همين باعث مي‌شود ايران همواره يك بازيگر مهم در منطقه و جهان باشد. چند سال بعد از اين گفت‌وگو، در شهر وين اتريش، پايتخت ديرينه امپراتوري رم-ژرماني و امپراتوري اتريش-مجار، شهر سياست‌مداران بزرگي مانند مترنيخ (معمار اروپاي پس از ناپلئون)، گذرم به «آكادمي ديپلماتيك وين» افتاد كه تأسيس آن به سه قرن پيش بازمي‌گردد و از قديمي‌ترين و معتبرترين مراكز آموزش ديپلماسي در جهان است. نخستين چيزي كه در ارتباط با اين آكادمي توجه مرا جلب كرد، نشان (يا لوگوي رسمي) اين آكادمي است.

روي اين نشان، علاوه بر نام آكادمي كه به زبان آلماني است، به خط و به زبان فارسي نوشته شده: «از براي حق، از براي پادشاه». فارغ از محتواي اين پيام (كه اشاره به حاكميت دوگانه آسماني و زميني دارد)، نفس درج اين عبارت به زبان و خط فارسي روي لوگوي رسمي اين آكادمي قديمي و معتبر معلوم مي‌كند كه سابقه و قدمت سياست‌ورزي و زمامداري ايراني چه تأثير درخورملاحظه‌اي بر سياست و ديپلماسي در جهان داشته است.

همين قبيل تأثيرها است كه باعث مي‌شود شخصيتي مانند مونتسكيو نظريه‌پرداز «تفكيك و استقلال قوا» نام كتاب معروف خود را «نامه‌هاي ايراني» بگذارد. منظور از آوردن اين مثال‌ها، اين است كه ايران، به‌عنوان يك قلمرو جغرافيايي مزايايي دارد؛ مثل دسترسي خوب و راحت به آب‌هاي آزاد، موقعيت استراتژيك، برخورداربودن از نفت، گاز، برخي معادن، كوهستان و... . معايبي هم دارد؛ مثل كمبود آب، وسعت خاك بياباني غيرقابل كشت و مانند آن. ساير كشورها هم از اين‌گونه مزايا و معايب دارند. اما ايران فقط اين نيست. ايران را بايد به‌عنوان يك موجوديت تاريخي، به‌عنوان يك ملت و به‌عنوان يك فرهنگ هم ديد.

از اين زاويه، ايران چيزي نيست جز همه ما. ما ايران هستيم؛ همگي ما، با هر دين و مذهب و نژاد و سليقه سياسي. نياكان و مردگان ما هم در اين «ما» حضور دارند. حتي آن ايرانياني كه محل زندگي‌شان در گذشته در خاك جغرافيايي ايران بوده و امروز نام كشور ديگري را بر خود دارند هم در شكل‌گيري اين «ما» نقش داشته و دارند و چه نيكوست هنگامي كه اين ميراث را تحويل آيندگان مي‌دهيم، هركدام به سهم خود بر افزايش و غني‌ترشدن سهم دانش و خرد و تدبير در «ايران» كوشيده باشيم.

اين «ما»، اين «ايران»، همچنان كه آن استاد ديپلماسي در تركيه به ديپلمات‌هاي جوان اين كشور گفته بود، همانند يك انسان خردمند و سرد و گرم چشيده است كه دوران‌هاي طولاني خوشي و ناخوشي، قدرت و ضعف، كاستي و فزوني را ديده و تاب آورده است. حاصل اين همه آمدن و رفتن دولت‌ها و سلسله‌ها، حاصل گفتار و كردار حكيمان و سياست‌مداران با هر تفكر و مشربي، از سعدي و فردوسي و خواجه نصيرالدين طوسي و نظام‌الملك تا قوام‌السطنه و مصدق و مدرس، در تجربه ملي و عقل جمعي ايران امروز ما انباشته شده است.

رفتار و منش و سياست‌‏ورزي ايراني بايد بازتابي از اين تجربه و خرد باشد. جهان شايد از نفت و گاز و منابع معدني ايران بي‌نياز شود، اما منطقه و جهان هرگز از خرد، سياست و تجربه ديرينه ايران كهن بي‌نياز نخواهد بود. ايران در منطقه و جهان همواره بايد به سياست و عقل و تدبير شناخته شود.

*منبع: روزنامه شرق، 1396.2.20
**گروه اطلاع رساني**9128**9131**انتشار دهنده: شهربانو جمعه