۲۷ فروردین ۱۳۹۶،‏ ۱۵:۰۲
کد خبر: 82494920
۰ نفر
عروس‌هاي لاكچري تا دامادهاي مقروض

روزنامه شيرازنوين چاپ شيراز يكشنبه در شماره 115 گزارشي از مجالس عروسي لوكس در شيراز با عنوان 'عروس هاي لاكچري تا دامادهاي مقروض' منتشر كرده است.

در اين گزارش به قلم سعيدرضا اميرآبادي آمده است: مدت زيادي است كه خبري از حوض‌هاي منقوش به كاشي آبي و تعدادي ماهي گلي و هندوانه‌هاي غوطه ور در ميان آن نيست. اين حوضچه چند متري با گلدان‌هاي شمعداني اطرافش و تخت چوب گردو همگي نماد هستند.
نمادي از سنت و اصالت‌هاي ايراني كه در مصاف ناجوانمردانه با مدرنيته مغلوب شده اند و جاي خود را به آپارتمان‌هاي بد نقشه تاريك، داده اند. امروزه بسط مدرنيته در تمامي لايه‌هاي زندگي‌مان نفوذ كرده و هر پديده‌اي را در مظاهر فريبنده خود اسير مي‌نمايد.
البته مسأله تنها به هجوم تسلسل‌وار عناصر مدرنيته خلاصه نمي‌شود. بلكه عادت‌هاي نوين ما ميل ويرانگري به تركيب با تجمل‌گرايي يافته‌اند. اوضاع زماني شكل مخاطره‌برانگيزي به خود مي‌گيرد كه يك لايه از اجتماع به صورت پوشالي درصدد نمايش خويش در قشر بالاتر برمي‌آيد.
متأسفانه اين نمايش دروغين در جايگاه هايي از شعور و انديشه متجلي نمي‌شود؛ بلكه فرد متظاهر همواره مي‌كوشد تا از نظر مادي خود را وابسته به طبقه فوقاني نسبت دهد و در طي اين راه از هيچ كوشش و ممارستي فروگذار نيست.
مصداق بارز چنين مواردي در مجالس عروسي بروز چشمگيري دارد. مراسمي كه بايد مبناي آن بر صداقت، راستي و پايه گذاري يك زندگي سالم بنا شود، در برخي موارد به نمايشگاهي براي تجمل‌پرستي و اشرافي‌گري تبديل مي‌شود و سبب ريشخند و غم‌زدگي مدعوين مي‌گردد. چرا كه آنان به اوضاع اقتصادي خويشاوندان، خوب اشراف دارند و از اقدامات تجمل‌گرايانه آنان مدح و ستايش نمي كنند.
اگر چه بسياري از عروس و دامادها ترجيح مي‌دهند تا با اتومبيل شخصي خود مسافر خانه بخت شوند، اما گروهي هم بر اين باورند كه بايد اتومبيل‌هاي گرانقيمت را براي ساعاتي كرايه كنند و مرهمي بر آمالشان گذارند.
بررسي خبرنگار شيراز نوين نشان مي‌دهد كه كرايه اين اتومبيل‌ها از حداقل ساعتي يكصد هزار تومان آغاز مي‌شود و تا ساعتي دويست و پنجاه هزار تومان نيز مي‌رسد. البته كرايه كمتر از 10ساعت نيز امكان پذير نيست
. به دليل لوكس بودن اتومبيل، شركت اجاره‌دهنده شرط مي‌كند كه نوع گل‌كاري آن بايد توسط عوامل معتمد آنها صورت گيرد. بدين ترتيب هزينه تزئين يك بي ام دبليو در حدود يك ميليون تومان با يك تزئين ساده است.
براي گل زدن‌هاي بسيار لوكس اين هزينه تا چهار ميليون تومان متغير است و داماد نبايد انعام درشت راننده، عوامل گل فروشي و بقيه عوامل را فراموش كند. پس از انتخاب وسيله نقليه، به يكي از الزامات مراسم عروسي كه آرايشگاه عروس خانم است، مي‌رسيم. همه بانوان آرايشگاهي را در يكي از خيابان‌هاي شهر مي‌شناسند كه به دليل گرانفروشي بيشتر از انگشتان هر دو دست از سوي تعزيرات پلمب شده است و پس از پرداخت جريمه و طي مراحل اداري دوباره به گرانفروشي مي‌پردازد.
در مراجعه اول به اين مكان‌ها با قيمت‌هاي اتحاديه روبرو خواهيد شد و پس از توضيحات چرب‌زبانه منشي به اين نكته پي مي‌بريد كه با خريد پكيج‌هاي متنوع نرخ آرايشگاه تا حدود پنج ميليون تومان افزايش مي‌يابد. در پكيج‌هاي فوق لوكس، آرايشگاه يك گريمور به همراه عروس اعزام مي‌كند و اين شخص وظيفه دارد تا در طي شب، وي را چهره‌آرايي كند.
البته بانوي متصدي آرايشگاه به منظور مشتري مداري به خريداران پكيج‌هاي ويژه هداياي ويژه اي نيز اهدا مي‌كند. با خروج از آرايشگاه بايد به سراغ عكاسخانه برويم. البته اين آپارتمان لوكس بالاشهري هيچ شباهتي به دكان‌هاي سنتي اين حرفه ندارد. يكي از اتاق‌ها با خوشه‌هاي كاه و گندم پر شده و از آن براي طبيعي نشان دادن منظره پشت سر عروس و داماد استفاده مي‌شود. در اتاق ديگر يك ميز بيليارد است كه جاي كفش‌هاي پاشنه‌بلند زنانه بر روي آن خودنمايي مي‌كند. همه اتاق‌هاي اين آتليه فانتزي، به شيوه خاص مورد بهره برداري قرار گرفته و مي‌توانند سليقه هر مشتري متمولي را پوشش دهند.
دراين مكان چند نوع هلي‌شات مجهز به دوربين نيز به چشم مي‌آيد و هزينه كلي استفاده از همه پكيج‌ها و امكانات اين عكاسخانه در حدود پانزده ميليون تومان مي‌شود.
نكته جالب توجه در اينجاست كه براي برنامه ريزي بايستي حداقل يك ماه قبل از مجلس نسبت به بستن قرارداد اقدام كنيد و متخصص پوشاك آنها با شما به خريد لباس مي‌آيد. براي لباس عروس هم گزينه‌هاي متفاوتي براي اقشار مختلف جامعه وجود دارد. يكي از مغازه‌هاي چهارراه مشير لباس‌هاي عروس خود را به قيمت دويست هزار تومان اجاره مي‌دهد و براي تاج عروس نيز مبلغ جداگانه اي طلب نمي‌كند.
البته مزون هايي در خيابان‌هاي خاصي از شهر هستند كه به گفته خود از كشورهايي نظير تركيه، يونان و ايتاليا به صورت مستقيم لباس عروس وارد مي‌كنند و قيمت آن از دو ميليون و پانصد هزار تومان تا هفت ميليون متغير است و از هر نوع لباس به دليل خاص بودن آن، تنها يك عدد توليد شده است.
اگر چه به نظر مي‌رسد كه بعضي از اين لباس‌ها دچار لكه شده باشند، اما به گفته بانوي مغازه دار، اين‌ها در هنگام جابجايي اتفاق افتاده است و مشتري نبايد هيچ تصوري از دست دوم بودن آن به مخيله‌اش راه دهد.
پس از عبور از همه آنها به باغ مجالس مي‌رسيم. باغي كه با ستون‌هاي طرح تخت جمشيد آراسته شده و نورپردازي درختان جلوه باشكوهي به آن داده است. صاحب باغ يك كالسكه سفيد براي عروس و داماد تدارك ديده تا آنها را از درب ورودي به صحن برساند و در هنگام ورود برايشان مراسمات متعددي از قبيل آزادسازي كبوتران سفيد، آتش بازي، قرباني كردن گوسفند و اعمالي از اين دست تدارك ديده است.
مبلغ ورودي براي اجاره اين چنين باغي به همراه سفره عقد، بيست ميليون تومان است و صاحب باغ يك بليت پرواز كيش به عروس و داماد اعطا مي‌كند. البته بعيد مي‌رسد كه چنين عروس و دامادهايي به سفرهاي درون وطني راضي شوند. پس آنها را به خدمه باغ مي‌دهند تا دعاي خيري پشت سرشان باشد. در منوي شام هم به جز سوسيس بندي و فلافل، تقريباً همه غذاهاي ايراني يافت مي‌شود و براي هر يك ازمدعوين مبلغ دويست و پنجاه هزار تومان دريافت مي‌گردد. به هزينه فوق بايستي مبلغ هفتاد هزار تومان براي پذيرايي‌هاي قبل از شام اضافه كنيد.
اگر چه صرف چنين هزينه هايي ريشه در آموزه‌هاي سنتي ايراني و مضامين فرهنگي ما ندارد، اما زماني رنگ و بوي تأمل برانگيزي به خود مي‌گيرد كه زوجين با استفاده از انواع وام‌ها و قرض از خويشاوندان در صدد هستند تا خود را به مرزهاي اشرافي‌گري نزديك كنند و به صورت پوشالي اداي متمكنين را در بياورند. ارزش قلمداد شدن تجمل‌گرايي پديده نامأنوسي است كه در جامعه ما رو به گسترش بوده و مشكلات مالي و فرهنگي عديده اي را پيش روي زوجين قرار مي‌دهد. چشم و هم‌چشمي‌هاي كوركورانه سبب مي‌شود تا بنيان بسياري از خانواده‌هاي ايراني دستخوش زوال و اضمحلال شود و بسياري از ما در اطرافيان خود با چنين خانواده هايي روبرو هستيم. افرادي كه سطح انديشه خود را به سطحي‌ترين المان‌هاي روزمره كاهش داده اند و نمايش وجهه بيروني خود را مهمتر از همه چيز مي‌دانند.
در اينجاست كه به ياد مجالس عروسي سنتي مي‌افتيم. مراسماتي كه در خانه‌هاي قديمي برگزار مي‌شد و در اطراف حوض آبي صندلي‌هاي كرايه اي قرار مي‌گرفت. با طلوع آفتاب دوستان داماد درخت نارنج و پرتقال حياط را چراغاني مي‌كرده و زنان فاميل مشغول خيساندن برنج و لپه در ديگ‌هاي بزرگ بودند. دوراني كه چهره داماد ملبس به گريم‌هاي دامادي نبود و از فاصله دور براق و درخشنده به نظر نمي رسيد. او به جاي گريم‌هاي پررنگ و لعاب، لبخندي از سر شعف بر لب داشت و نگران وام‌ها و قرض هايي كه مجلس عروسي بر روي دستش گذاشته نبود.
اگر چه دوران گذر از مظاهر سنتي اجتناب‌ناپذير است، اما مي‌توان تا حدودي به اصالت‌هاي ارزش‌هاي راستين وفادار ماند و به دنبال چشم و هم‌چشمي‌هاي كوركورانه نبود. در كنار همه اين مراسم عروسي‌هاي آنچناني، افرادي نيز هستند كه با سادگي و بي‌پيرايگي زندگي مشترك خود را آغاز مي‌كنند و از محدود پس انداز خويش به منظورارتقاء سطح كيفي زندگي به شيوه عاقلانه اي بهره‌برداري مي‌نمايند.
6114/ 2027
دريافت كننده: علي اكبر خرامش ** انتشاردهنده: سيداحمد نجفي