پوشاك مردم سيستان و بلوچستان تبلور زيبايي و ظرافت

زاهدان- ايرنا- تزيين پوشاك مردم سيستان و بلوچستان با سوزن دوزي، يراق دوزي و سياه دوزي اوج زيبايي لباس محلي منطقه را به نمايش مي گذارد.

به گزارش ايرنا، تهيه و دوخت لباس در طول تاريخ به عنوان نماد فرهنگي هر منطقه در بين اقوام و ملل مختلف از اهميت ويژه اي برخودار بوده است كه در اين بين مردم سيستان و بلوچستان با تمدني چندين هزار ساله پوشاك مخصوص خود را داشته كه هنوز با گذشت سالها اصالت خود را حفظ كرده اند.
لباس مردان و زنان بلوچ و سيستاني در اين ديار كهن ويژگي هاي خاص خود را داشته كه هويتي ويژه به آنان بخشيده است.
كارشناس معاونت پژوهشي اداره كل ميراث فرهنگي، گردشگري و صنايع دستي سيستان و بلوچستان در گفت و گو با خبرنگار ايرنا گفت: از شاخصه هاي بارز پوشاك استان تبلـور هنرهـاي دسـتي بـه ويـژه سوزن دوزي، يراق دوزي و سياه دوزي است كه زيبايي لباس را مضاعف مـي كنـد.
محمد علي ابراهيمي افزود: يكي از زيباترين و فني ‌ترين سوزن ‌دوزي‌هاي اختصاصي ايران را مي توان در سيستان و بلوچستان مشاهده كرد كه هنر دست زنان و دختران منطقه است.
وي با بيان اينكه بررسي نوع پوشاك مردم هر قومي مؤلفه هاي گوناگوني را به ذهن از جمله وضعيت جغرافيايي هر منطقه تداعي مي كند اظهار داشت: بازتاب پايگاه اجتماعي و وضعيت اقتصادي افراد نيز در نوع پوشاك آنان موثر است به گونه اي كه قبا يكي از تن پوشهاي مردان سيستاني بوده كه مزين بـه يـراق دوزي است كه مخصوص مردان بسيار مرفه منطقه است.
وي ادامه داد: از ديگر مؤلفه هاي موثر در نوع پوشاك دين، باورها، عقايد و آداب و رسوم هر قوم است به گونه اي كه به عنوان مثال مي توان از تنبون دامن پـرچين سيـستاني نـام بـرد كـه در هنگـام مسافرت بانوان براي حفظ حجاب شلوار ساده اي زير آن مي پوشيدند.
كارشناس معاونت پژوهشي اداره كل ميراث فرهنگي، گردشگري و صنايع دستي سيستان و بلوچستان گفت: نقش طبقاتي در پوشاك مردان و زنان كاملا محسوس است و اين بدان معنا نيست كه طراحي و دوخت آن‌ها با يكديگر تفاوت بسيار داشته باشد بلكه اين تفاوت‌ها بيش ‌تر در جنس پارچه‌ ها و تزيينات لباس خلاصه مي‌شود به ويژه در سوزن دوزي‌هاي مربوط به زنان بلوچ كه در بعضي موارد تفاوت هاي بسياري با يكديگر دارد.
وي به معرفي لباس هاي محلي مورد استفاده در سيستان و بلوچستان پرداخت:
***پوشاك بانوان سيستان:
پيراهن تاجيك : قد اين پيراهن يك وجب بالاي زانو است و داراي يك برش راسته كه در دو طرف پهلو ها چاكي تا بلندي باسن بزرگ دارد .
جلو اين لباس تا زير سينه باز است و سجافي مزين به گلدوزي با نخ سياه (سياه دوزي) دارد و سرشانه وآستين بدون درز روي دو لابسته برش مي خورد و آستين از سه برش تشكيل شده است.
تُنبون: دامن پرچين كه در منطقه به تنبون گشاد معروف است، زنان سيستاني دامني را به جاي شلوار در زير پيراهن تاجيك مي پوشيدند كه عرض دامن به 10 متر مي رسيد.
كمر آن ليفه اي بود و به وسيله بندهاي بومي كه توسط بانوان منطقه بافته مي شد بر كمر استوار مي شد، بعضي از بانوان تا سه عدد دامن پرچين روي هم مي پوشيدند كه لبه اين دامن هم به وسيله نخ سياه دوزي مي شد.
پيراهن پاچين: بانوان سيستاني از پيراهني استفاده مي كردند كه داراي بالا تنه كوتاه و دامني با چين هاي ريز بود، اين پيراهن يقه گود، بالا تنه كوتاه، آستين ساده و مچ دار بوده و قد دامن چين دار اين لباس تا زانو بود.
شلوار: پيراهن پاچين زنان سيستاني با شلواري كه در منطقه كوتَنَه نام دارد پوشيده مي شد، اين شلوار از 2 ساق مخروطي و ميان ساق كم چين تشكيل مي شد و كمر ليفه اي در لبه شلوار سجاف مي خورد و روي آن با دست يا چرخ تزيين مي شد.
پيراهن 2 گريبانه: قد اين پيراهن تا زير زانو است و در يقه پشت و جلو آن چاك مي خورد و به همين علت به آن دو گريبانه مي گويند.
مدل پيراهن مورد نظر شبيه پيراهن تاجيك است با اين فرق كه قد آن بلندتر و بدون چاك و برش زير آستين چين مي خورد، اين پيراهن با شلوار پوشيده مي شود.
جليقه: از پارچه ساده و تيره رنگ دوخته مي شود، يقه آن هفت است كه تا كمرگاه مي رسد و روي آن با نوار قيطان نقش بندي مي شود.
كت: كت محلي كوتاه كه آستين هاي آن بلند و راس ته و يقه آن گرد است و از رنگ هاي شاد براي اين پوشش استفاده مي شود، روي آن با نوار تزيين مي شد و در هنگام سرما از كت هاي چرمه دار و قزن لاله دار استفاده مي كردند.
لچك يا دستمال سر: آن را تا زده و در جلو سر گره مي زنند و 2 طرف لچك را لاي دستمال مي زنند و موها به شكل چتر از زير دستمال نمايان مي شود.
سرپوش يا چار قد: پارچه چهارگوش رنگي يا سفيد كه آن را بر روي لچك مي پوشيدند.
روبند: بعضي از بانوان براي پوشاندن صورت خود از روبند استفاده مي كردند كه اين روبند از پارچه هاي كتاني سفيد تهيه و در محل چشم ها به طور سنتي توردوزي و به وسيله بند به پشت سر بسته مي شد و قد آن تا زير سينه مي رسيد.
كلاه: بعضي از بانوان سيستاني از كلاهكي به شكل عرق چين استفاده مي كردند كه روي آن نقش بندي شده است.
چادر: طرح آن چهارگوش و جنس آن از پنبه است و توسط بوميان منطقه بافته مي شود، اين پارچه چهارخانه مستطيل شكل را از وسط بر روي سر مي اندازند و قد آن تا كناره هاي زانو ها و پايين تر مي رسد.
نوع نامرغوب آن جاوند ناميده مي شد و نوع ديگر كه مختص اعيان و اشراف بود از چهارخانه هاي ريز با نخ ابريشم بافته مي شد.
كفش: مدل تخت چوبي كه رويه چرمي داشت و افراد معمولي استفاده مي كردند و اُرسي هاي سركج يا نوك برگشته مخصوص بانوان ثروتمند بود.
***پوشاك مردان سيستان:
پيراهن چل تريز: پيراهن گشاد و پرچيني كه قد آن تا ميان ساق پا مي رسد ، آسـتين هاي آن از 2 تكه و يك مرغك تشكيل مي شود و مچدار است و براي گـشادي دامـن آن از تركهاي راسته و گود استفاده مي كنند.
براي دوخت اين لباس هشت تا 10 متـر پارچـه نيـاز است و اغلب به رنگ سفيد بوده، ايـن پيـراهن از 40 تكـه تـشكيل مـي شـود، دورسجاف و سرمچ آن را با نخ سياه، سـياهدوزي مـي كنند و روي آن كمربنـد شـانه كـش مي بندند.
پيراهن بر چاك: پيراهني بلند و گشاد تا پايين زانو كه در قسمت پايين دامن گشادتر است با آستين بلند و گشاد و بدون سردست كه 2 طرف دامن، پيراهن چاكدار است و به آن برچاك مي گويند، يقه گرد دارد كه چاك گريبان آن بر روي شانه چپ بـه وسـيله دكمه بسته مي شود.
شلوار: شلوار پرچيني كه ليفهاي برگردان دارد، از 2 ساق و يك ميـان سـاق فـراخ تشكيل شده است، شلوار به وسيله بندهاي بومي كـه توسـط خـود مـردم منطقـه بافتـه و بر روي بدن استوار مي شود، براي دوخت آن 6 تا هشت متر پارچه نياز است.
پيراهن معمول: اين پيراهن از گذشته تاكنون دستخوش تغيير و تحـول گـشته و از گشادي شلوار آن كاسته شده است.
پيراهن مردان سيستاني در گذشته راسته و گـشاد و جادار دوخته مي شد، در جلو فاقد سجاف و از سرشانه شـكافي مـورب تـا زيـر سـينه داشت كه به وسيله دكمه هاي روي شانه بسته و روي آن با ابريشم سفيد خامه دوزي مي شد.
آستين گشاد و پرچين و مچدار داشت و قد آن تا زيـر زانـو مـي رسـيد، جيـب چهارگوش در پهلوها داشته و به مرور زمان از گشادي آستين آن كاسته شد و بـه شـكل راسته با مچ درآمد.
در جلو سجاف با يقه يا بدون يقه و قد آن تا زانو در 2 طرف پهلو داراي چاك و جيب چهارگوش است.
جليقه يا باسكَت: نيم تنه هايي كه در اصطلاح محلي به آن باسكت مـي گوينـد، سـابقا جليقه را از نمد و گاه ابريشم تهيه مي كردند و مردم سيستان به پوشيدن باسكت علاقه مند هستند.
در گذشته جليقه جلو بسته متداول بود كه از سمت سر شانه جلو بـسته توسـط كمربند يا تسمه باز و بسته مي شد و هم اينك جلو باز يقه هفـت گلابـي و داراي 2 جيب مغزي دار در بالا و پايين و رنگ آن اغلب مشكي است.
كت: تن پوشي كه بر روي پيراهن به تن مي كنند و هم اينك نيز در تمـامي مناطق شهري و روستايي رواج دارد، كت در گذشته انواعي داشت كه از آن جمله مي توان به جوقه( نوعي كت كه به علت دوام و هزينه بسيار بـالا آن را تـا چنـد نـسل بـه تـن مي كردند، اين كت امروزه مشابه ژاكت هايي است كه مردان مورد استفاده قرار مي دهنـد و از پشم رنگ نخورده بافته مي شد)، ستوه( كتي شبيه كتهاي نظامي با رنگ كـرم شـتري و پـشمي بـود، يقـه انگليـسي داشت كه افراد مرفه بر روي اين كت كمربندي از تار طلا مي بستند كه به كمر تار طـلا شهرت داشت و از كمر آن خنجري آويزان مي كردند يا از كمربنـد شـونه كـش كـه بـه شكل مايل است بر روي كت مي بستند) اشاره كرد.
قبا: تن پوش مردانه بلندي كه در زمستان مي پوشيدند يقه آن گرد و بدون بر گـردان بود و معمولا لبه بلندي داشت و با سنجاق تزييني باز و بـسته مـي شـد و جلـو سـينه و سرآستين را براي زيبايي بيشتر يراق دوزي مي كردند.
قسمت جلو قبا باز بود و با دكمه بـازو بسته مي شد، آستين هاي ساده و گشادي داشت و در طرفين آن در پهلوها جيبي تعبيه شده بود، معمولا 2 چاك در پهلوها و يك چاك در وسط پشت قبا گذاشته مـي شـد و رنگ آن معمولا بور و سياه بود و قد قبا تا زانو مي رسيد، ايـن لبـاس مخـصوص افـراد بسيار مرفه سيستان بود.
كلاه: در سيستان از همان دوران كودكي كلاه بر سر مي گذاشتند و آن را در زمستان و تابستان مورد استفاده قرار مي دادند.
به طور كلي مردان هرگز سـر برهنـه ظـاهر نمي شدند و كلاهي از پشم يا كُرك بر سر مي نهادند كلاهي كه مردان در خانـه بـه هنگـام استراحت مي پوشيدند عرقچين نام داشت كه از جنس پارچه نخي بود و كناره هاي آن با نخ ابريشمي دست دوزي مي شد.
انواع كلاه مورد استفاده مردان سيستان كلاه پشمي «اين كلاه را در صحرا بر سر مي كننـد و جـنس آن از پـشم گوسـفنداست» كلاه قوس «اين كلاه را مردان مسن در جشنها و مراسـم در زيـر لنـگ بـر سـر مي كردند» كلاه سيمي «اين كلاه از افغانستان وارد شده است و از نخ هاي طلايـي و نقـره اي بافته مي شود»، كلاه پوستي «از اسم آن پيدا اسـت كـه پوسـتي بـوده و از كـشور پاكـستان وارد مي شود و افراد مرفه به ويژه تازه دامادها آن را بر سر مي گذارند» و كلاه نمدي «اين كلاه ميان چوپان ها متداول است، جنس آن از نمـد و مخـصوص مناطق سردسير است».
لُنگُته: مردان سيستان براي پوشش سر خـود از سـربندي بـه نـام لنگتـه اسـتفاده مي كنند، اين سربند مشابه عمامه است اما به شكل عمامه روحانيون آن را بـه سـر نمـي پيچند بلكه يك سر آن را لاي سربند و سر ديگر آن را رها مي كنند.
طـول آن از 10 تـا5/11 متر مي رسد و عرض آن بين 5/1 متر است، جنس آن از ململ يا پارچه هاي نازك خارجي است و سربند آنها بيشتر سفيد يا خاكستري است سادات مشكي بر سر مي كنند.
عرق چين: كلاه دست بافي است كه معمولا سفيد بوده و آنرا زيـر لنگتـه بـر سـر مي كنند.
لنگ: پارچه اي است به طول سه متر و عرض حدود 5/1 متر كـه دور گـردن و شـانه آويخته مي شود، آن را از پارچه هاي نخي ساده و گلدار تهيه مي كننـد.
جوانـان بيـشتر از لنگ هاي الوان استفاده مي كنند، در جشنها و مراسم عروسي لنگ سفيد كاربرد بيشتري دارد و از لنگ علاوه بر به دوش انداختن و آويختن به دور گردن استفاده هاي ديگري نظير خشك كردن بدن و سر و صورت استفاده مي شود.
بعد از استحمام و وضو گرفتن به هنگام نمازخواندن آن را بر روي سر نهاده يا به زير پا مي انداختند و گاه آن را به دور كمر مي بستند و به عنوان كيسه از يك گوشه آن بـراي محـل بـذر و كاشـتن درزمين زراعتي استفاده مي كردند و به هنگام خريد و آوردن جنس به منزل از مزرعـه لنـگ را به عنوان دستمال به كار مي بردند.
پتو: پارچه اي است پشمي كه حدود 5/1 متر پهنا و 2 متر طول دارد كه آن را بـه دوركمر و گردن و شانه مي اندازند. در حقيقت وسيله اي است گـرم كننـده كـه در زمـستان جاي لنگ را مي گيرد.
اين شال را به گونه اي دور گردن و سر و صورت مـي پيچنـد كـه فقط چشم و بيني از ميان آن نمايان است، سيستانيها معمولا شال كمر نمي بندند و شال سر ر ا به كمر مي بندند.
شال در رنگهاي مختلف و از جنس نمد تهيه مـي كنند و بـه ايـن شـال درمنطقه سيستان پتو اطلاق مي شود و علاوه بـر به دوش انداختن مانند لنگ هم از آن استفاده مي كنند.
پالتوي نمدي: دامداران و كشاورزان از بالا پوش نمدي استفاده مي كردند كه يقـه آن مثلثي شكل و آستين آن بلند و قد آن تا زير زانو يا بالاي زانو مي رسيد.
كفش: كفشهاي متعددي در سيستان وجود دارد كه سيـستاني هـا معمـولا از انـواع كفش هاي چپت( بيشتر افراد تهي دست همانند چوپانان از آن استفاده مي كردند كه تخت آن ازلاستيك اتومبيل تهيه مي شد و در پشت پا گره ميخـورد، مـشابه كفـش هـاي تابـستاني امروزي بود كه در اصطلاح محلي به آن چپ لي مي گفتند) كتوك( نوع ديگري از كفش كه ضعيفان و تهيدستان آن را به پا مي كردند كه تخـت آن از چوب و داراي 2 حفره بود كه بند از آن عبور مي كرد و در پشت پا بسته مي شد) نيم بوت( كفشي است كه ساق پا را مـي پوشـاند و مـردم غنـي و ثروتمنـد از آن استفاده مي كردند)، كفش چرمي( كفشي است كه چرم آن از قائنات مي آمد و مخصوص خوانين بود) و پاپيچ( نوعي نور پهن كه طول آن يك متر و عرض آن 15 تا 25 سانتيمتر است كه دامداران و روستاييان آن را در زمستان به دور پاي خود مـي پيچنـد و جـنس آن از پـشم گوسفند است و در بعضي نقاط به آن بند مي گويند) استفاده مي كردند.
جوراب: پاپوشي است كه در فصل زمستان از آن استفاده مي كنند و 2 نوع جوراب پشمي كه از پشم گوسفند به صورت ساده يا رنگي مي بافنـد معمـولا از رنگ هاي قرمز، سياه و سفيد استفاده مي كنند و جوراب نمدي كه از نمد بافته مي شود.
جوتي: كفش ضخيم از جنس چرم كه به وسيله رشته هاي چرم يا نخ تهيه مي شود.
پوتين: كفش بزمي و رزمي مردان سيستان بود كه به هنگام سفر به پـا مـي كردنـد و اين كفش مخصوص افراد مرفه جامعه بود.
دستكش: چوپانان دست كش پشمي و اغلب سفيد رنگ و ثروتمندان دست كش چرمي به دست مي كردند كه در مقابل سرما مقاومت داشت و در ظرافت و زيبايي بي همتا بود.
دستكش ديگري هم در اين منطقه رواج داشت كه در دروي گندم به دست مي كردند و از پوست گوسفند تهيه مي شد و كف دست را مي پوشاند.

*** پوشاك بانوان بلوچستان
چادر: اين چادر گرد و تمام قد است و آن را بر سر مي اندازند، لبه كوچك تر از شانه چپ تا پايين كمر پشت سر را مي پوشاند و تكه بزرگتر تمام قد را در بر مي گيرد.
گشان چادر: چادر كوچك و مستطيل شكل و ابريشمي است كه سر و پـشت را تـا كمر مي پوشاند و پوششي راحت كه در خانه استفاده مي شد.
مهنا (مقنعه): اين سرپوش ابريشمي و رنگين بسيار زيبا و چشم گير است.
چادر چهارگوش (سريك): امروزه چادري با طرح جديد ميان بانوان بلوچ رواج پيـدا كرده كه در اصطلاح محلي سريك خوانده مي شود.
پارچه مستطيل شكلي است به طول2 متر و عرض يك متر كه زنان آن را از درازا بر سر مي اندازند و يك سر آن را به طـرف شانه رها مي كنند و پارچه آن معمولاً از حرير و رنگهاي روشن (قرمز، زرد، آبي، بـنفش،سبز) است و از قسمت جنوب بلوچستان به طرف شمال تا حدودي از تنـوع رنـگ آن كاسته مي شود.
زنان مسن از رنگهاي تيره استفاده مي كنند . اين سرپوش به جاي چـادر در خانه استفاده مي شود.
پيراهن: در گذشته تمام پيراهن بانوان سوزندوزي مي شد ولـي بـه علـت سـختي و ظريفي طرح ها امروزه سه تكه در پيراهن زنان سوزندوزي مي شود كه تكه بـالا تنـه رازي يا زيق به معني يقه مي گويند، جيب لباس را گفتان يا گپتان و سر آستين را آستينك مي گويند.
اين سوزندوزي ها داراي نقش و نگاره هاي رنگارنگ و دوخت هاي متفـاوت در مناطق مختلف بلوچستان است كه در طرحهاي پركار شك و جلر، گل كنـدي، گل كوين، گل بدون شاخه، پرايز يا فرايز، پيتوشك، پليـرار، چكنـد، مهسن و سرتوپ استفاده مي شود.
شلوار: به 6 متر پارچه نياز دارد، كمر آن به وسيله بندي به دور كمر جمـع مي شود كه بر روي ساق آن با نخ ابريشم سوزن دوزي مي شود.
پاپوش: بانوان بلوچ از چهار نوع كفش به نام سواس(نوعي دمپايي كه از درخت يا از پورگ تهيه مي شد) ، مـوچي(نوعي كفش كه به هنگام راه رفتن صدا مي دهد)، كتـوك (نوعي كفش كه تخت آن چوب و با روكار كاموا در پا محكم مي شود)وتك كول استفاده مي كردند.

***پوشاك مردان بلوچستان:
پيراهن يا پيرام معمولي : پيرام را جامه يا جامگ مي گفتند و برش و دوختن آن هنر زنان بلوچ بود.
گريبان يا چاك يقه را با يك دكمه كه بر درازي پيراهن دوخته مـي شـد مي بستند و بندينكي از نخ بر قسمت چپ زيق مي دوختنـد، دكمـه را از طـرف راسـت مي بستند، چاك زيق باريك بود و تا انتهاي سينه ادامه داشت.
بر طرفين زيق 2 آسـتين كه آستينك مـي گفتنـد دوختـه مـي شـد، دهانـه آسـتين گـشاد بـود و داراي 2 جيـب چهارگوش در طرفين پهلو بود كه امروزه اين لباس تحت تاثير مد گاهي كوتـاه، گـاهي بلند و بستگي به مد روز و سليقه پوشنده تغيير مي كند.
پيراهن پراخ آستين(فراخ آستين): اين پيراهن از 2 تكه بـالا تنـه و دامـن تـشكيل شده، دامن گرد و گشاد و بلند آن تا زانو مي رسد، آستين آن بلند و لبه آستين كلـوش وفراخ است در گذشته در مراسم جشن استفاده مي شد.
شلوار: شلوار مردان بلوچ همانند شـلوار مـردان سيـستاني پـرچين و بـا ليفـه هـاي برگردان است، محل كشيدن بند شلوار را نيپگ (نيفـه پارسـي) مـي گوينـد و بنـد شـلوار نيز توسط بانوان بومي بافته مي شود و براي دوخت آن از 6 تا هشت متر پارچه استفاده مي كنند.
كفش: مردان بلوچ از چند نوع كفش سواس وكوش( سواس را از برگ درختچه خودرو بياباني به نام داز يـا از پـورگ كه برگش بهتر و با دوام تر است مي بافتند) تَكُل( پاي افزاري براي شبان ها و مردم كم استطاعت بود) و كفش از چرم دباغي شده گاو تهيه مي شد (در ته كفش بانوان 2 قطعه پوست به نام چوك روي هم مي گذاشتند).
كلاه پاك : نوعي كلاه كه بر روي آن پارچه اي به طـول 10 متـر و عـرض نـيم متـر مي بندند و به شكل عمامه است كه يك سر آن را از پشت سر تا حدود كمر مي آويزنـد و سر كوتاه تر را مانند تاجي بر بالاي عمامه در لاي پاك استوار مي كنند.
كلاه بره اي: اين كلاه از نظر شكل شبيه به قايق بود و از پوست جنـين بـره سـاخته مي شد، به اين شكل كه بره ها قبل از زايمان كشته مي شـدند و پوسـت جنـين نـارس را كلاه مي كردند، اين كار در پاكستان انجام مي شود.
كلاه نخي : اين نوع كلاه از جنس پارچه است كه روي آن سوزن دوزي مـي كننـد ودر قديم بسيار متداول بود.
شال يا لانگي : پارچه مستطيل شكلي كه مردان روي دوش مـي اندازنـد و بـه جـاي حوله و جا نماز از آن استفاده مي كنند كه روي آن سوزن دوزي و نقش بندي مي كردند.
جليقه: مردان بلوچ مانند مردان سيستان از باسكت يا جليقه استفاده مي كردند كه دراصطلاح محلي به آن سينه بند هم مي گفتند كه همان شكل باسكت مردان سيـستان بـود ولي امروزه از جليقه هاي بلند و پرجيب روي پيراهن استفاده مي كنند.
كَبا: از جنس پشم است، يقه آن باز و توسط چند دكمه از جلو بسته مي شـد، شـبيه عباي روحانيون بود و در منطقه سردسير بلوچستان از آن استفاده مي شد.
در سالهاي اخير متاسفانه برخي مدلهاي جديد جايگزين لباس بلوچي شده كه از لباس پاكستاني و هندي الگو گرفته شده است.
گرماي هوا در استان سيستان و بلوچستان نوع خاصي لباس را طلب مي كند كه همان لباس بلوچي است، گشاد بودن اين نوع لباس آنهم معمولا در تابستان به رنگ سفيد و در زمستان رنگ هاي تيره با هواي اين منطقه سازگار است و خوشبختانه با وجودي كه در بسياري از نقاط لباس هاي مدل جديد جايگزين لباس هاي محلي شده اما در سيستان و بلوچستان همچنان بسياري از مردان و زنان لباس هاي محلي را بر كت و شلوار معروف به لباس فارسي ترجيح مي دهند.
7316**6081 خبرنگار: عصمت جهاني ** انتشار دهنده: حيدر سراياني