كارگاه مردم شناسي از رويا تا طلسم باهمكاري انستيتو ايفاگ آلمان در دانشگاه يزد برگزار شد

يزد - ايرنا - كارگاه مردم شناسي از رويا تا طلسم با موضوع ملاحظاتي پيرامون فرهنگ خواب در ايران عصر سه شنبه توسط محقق انسان شناسي تصويري دانشگاه مونيخ و با همكاري انستيتو ايفاگ آلمان، دانشگاه يزد و خبرگزاري جمهوري اسلامي استان يزد در دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه يزد برگزار شد.

به گزارش ايرنا، ايرج اسماعيل پور قوچاني محقق مردم شناس دانشگاه مونيخ در اين كارگاه علمي با ارائه گزارشي از مطالعات هشت ساله در خصوص فرهنگ خواب در كردستان ايران اظهار كرد: سيستم خواب شرقي به لحاظ اصول دال و مدلول بسيار پيچيده تر از سيستم خواب غربي است و تحليل آن نيز با توجه به ديدگاه هاي مختلف، مانند ديدگاه فرويد درباره خواب، دشوار است.
وي ادامه داد: بدون شناخت زبان فارسي نمي توان سيستم خواب ايراني و روياهايي كه در خواب ديده مي شود را تفسير كرد.
اسماعيل پور قوچاني افزود: هر جامعه اي سيستم بصري خودش را دارد كه اين سيستم بصري بر اساس زبان كار مي كند و هر زبان دو جهت حركت مجاز و استعاره را دارد و معاني كلمات در آن به صورت تصادفي نيست بلكه داراي منطق مشخصي است كه تحليل خواب و ديگر مباحث فرهنگي با توجه به بستر زباني آن بايد صورت گيرد.
وي تصريح كرد: تفاوت درايدا با متفكران قبل او در خصوص زبان در اين است كه او متعقد بود كه چيزي غير از دال در جهان خارج وجود ندارد، درحقيقت او همه چيز را در بستر زبان قابل تصور مي دانست و معتقد بود در خارج از زبان چيزي وجود ندارد.
اين محقق انسان شناسي تصويري دانشگاه مونيخ گفت: درايدا علاوه بر اين مباحث، عنصر زمان را نيز در زبان وارد و به آن عمق بيشتري داده و معتقد است معاني كلمات در زمان همواره در حال حركت است.
اسماعيل پور قوچاني ادامه داد: در سيستم دلالت شرقي جايگاه نويسنده و خواننده به صورت مداوم در حال جابجايي است كه اين موضوع را در تخلص شاعران فارسي گو مي توان ديد كه آنها از قالب خود خارج شده و از بيرون، خود را مورد خطاب قرار مي دهند.
وي تصريح كرد: در خصوص خواب هم دقيقا همين اتفاق مي افتد، هرآنچه كه در خواب مي بينم داراي معاني 'آن سويي' است كه اين معاني تنها از طريق يك سيستم دال و مدلولي بسيار پيچيده قابل درك است.
ايرج اسماعيل پور قوچاني (Iradj Esmailpour Ghouchani) فيلمسازو انسان شناس تصويري در سال 1385براي اولين بار درس انسان شناسي تصويري را در دانشگاه تهران و دانشگاه هنر تدوين و تا سال 1388 به تدريس آن مشغول بوده است.
وي از سال 1388 در آلمان به عنوان محقق با دانشكده مردم شناسي دانشگاه مونيخ مشغول همكاري است.
وي همچنين با موزه هاي هنري بزرگي مانند موزه هنرهاي معاصر تهران، هليش موزيوم، موزيوم كوارتيه در شهر وين و ... همكاري نزديك و يا اجراهاي كارگاهي دارد.
/6014/ توليد و انتشار: كاظم شاملو