۳۰ بهمن ۱۳۹۵،‏ ۱۰:۵۱
کد خبر: 82434759
۰ نفر
خوزستان سرزمين تناقض ها

تهران - ايرنا- اين روزها خوزستان حال خوشي ندارد. شهر در محاصره دود و غبار گرفتار آمده است.

اين اولين بار نيست كه خوزستان به چنين حال و روزي مي افتد. سال ها پيش از اين نيز، اولين طعمه تانك ها و خمپاره هاي دشمن بود. اولين سنگر دفاع، در روزهاي دفاع مقدس نيز همين خوزستان بود...
روزنامه ابتكار در سرمقاله اي به قلم محمد علي وكيلي، آورده است: در مظلوميت مردم اين خطه هر چه بگوييم كم گفته ايم. روزي زير آتش بوده اند و امروز زير خاك؛ سر و صورت چند نسل از آنان را دود و غبار پوشانده است. خوزستان سرزمين تناقض ها نيز بوده است. آب و آتش، فقر و نفت، همه را يك جا داشته است. در نهايت توسعه ناپايدار، سهم آن از قطار توسعه بوده است. ديوار توسعه در خوزستان ناشاغول است و اصلا نمي توان با اطمينان به آن تكيه زد. رشد توسعه در خوزستان مانند توسعه تعداد واحدهاي تجاري در ساختمان پلاسكو يا علاءالدين است. هر لحظه ممكن است از جايي فرو بريزد. فرو ريختن پلاسكوي خوزستان، در واقع مانند ساختمان پلاسكو به يكباره نيست. اين بار ريزش تدريجي است. در واقع آجرهاي بناي ناهمگون و ناشاغول توسعه، يكي يكي بر سر مردم آنجا فرو مي ريزد. صنعت به آنجا مي رود اما دود و فلزش به چشم و دل آن مردمان مي رود.
از نفت و گاز، براي آنها تنها تلي از خاك به جا مي ماند تا باد آن را به سينه ها وقرنيه هاي مردم روانه كند. لوله هاي نفت و گاز زير پاي «ندار» هاي خوزستاني رد مي شود و به پاي «دارا» هاي غير خوزستاني خرج مي شود!
ابتداي اين مقاله نوشتم كه اين اولين بار نيست كه خوزستان اين چنين دردباره و درمانده مي شود. اما چه شده كه خوزستان زير آتش جنگ جان به در مي برد اما آلودگي دمار آنان را درآورده است؟ چه شده كه خوزستان زير بار تمام قدرت هاي جهاني نرفت اما زورش به فقر نمي رسد؟
به زعم نگارنده، مساله خوزستان آن زمان در رديف مساله ملي انگاشته مي شد لذا عزم ملي براي دفاع از خوزستان جزم شد. همه ايران به كمك خوزستاني ها شتافتند تا توانستند دشمن را از خوزستان برانند. اما امروز مساله خوزستان، به مثابه مساله ملي ديده نمي شود. هر كه از راه مي رسد فوق و فوقش روضه اي براي خوزستان مي خواند و يك طعنه و يا لگد به سازمان محيط زيست مي زند كه اين چه وضعي است؟ و همه كاسه كوزه ها را سر اين سازمان مي شكنند. در حالي كه مساله خوزستان (حتي به طور كلي مساله آلودگي) عظيم تر از آن است كه از پس چنين نهادهايي به تنهايي برآيد. آلودگي يكي از بزرگترين چالش هاي جهان صنعتي بود. ما به درستي اين چالش را شناخته ايم. يك روز در انگليس همين آلودگي جان چهار هزار نفر را گرفت. بحران آلودگي در آنجا به دست يك سازمان حل نشد.
آن بحران با تجديد نظر كلي در رويكردها و استراتژي ها رفع شد. امروز نيز ما براي حل اين مساله نبايد دست به تقليل و تخفيف بزنيم. اين گونه چالش ها، عزم ملي مي طلبد. امروز براي حل مسائل خوزستان بايد يك تجديد نظر جدي در مدل توسعه خود كرد. نبايد براي توسعه، زمين سوخته ساخت. شر زمين سوخته به طرز شگفت انگيزي به خود توسعه باز خواهد گشت.
*منبع: روزنامه ابتكار،1395،11،30
**گروه اطلاع رساني**1893**9131**انتشار دهنده: عبدالحميد راجي

سرخط اخبار استان‌ها