گدازه هاي پلاسكو تا سقوط بهمن روي كولبران سردشتي- عبدالله رحماني**

حادثه آتش سوزي در ساختمان پلاسكوي تهران و سقوط بهمن روي كولبران سردشتي هر 2 اتفاقي دردناك چند هفته اخير كشورمان بودند كه بازتاب هاي متفاوتي در رسانه هاي داخلي و بين المللي داشت.

رسانه هاي داخلي از ديداري تا نوشتاري در اين مدت در بيشتر برنامه هاي خود از حادثه پلاسكو و فداكاري آتش نشانان ياد كردند و با پخش ساعت به ساعت اين رويداد نقش بسيار مهمي در شناسايي ابعاد اين حادثه ايفا كردند.
تحليل ها و واكاوي اين موضوع به دليل اهميت پلاسكو و قرار گرفتن آن در پايتخت ايران بر اهميت آن افزوده بود و حتي كسبه و بازاريان اين ساختمان توليدي از معافيت هاي مالياتي برخوردار شدند.
در اين حادثه مسئولان دولتي و لشكري هم براي كمك به حل مشكل در پاي كار حاضر شدند و در مدت يك هفته بزرگترين و قديمي ترين ساختمان كشور در قلب ايران آواربرداري شد.
اين هماهنگي و انسجام در نوع خود بي نظير و همگامي مردم و ابراز همدردي با آتش نشانان در سراسر كشور ستودني بود.
در بسياري از شهرها و حتي بخش هاي كوچك هم مردم با اهداي دسته گل و روشن كردن شمع اين فداكاري را ارج نهادند و حتي نقاشي كودكان مدارس و مهدها هم به اين موضوع اختصاص يافت.
شركت اقشار مختلف مردم در آيين تشييع پيكر شهداي اين حادثه نيز مثال زدني بود و حتي اين ماتم و سياه پوشي در بازار و ميادن هم به وضوح مشاهده مي شود.
اما در حادثه ديگري كه شايد از نگاه رسانه ها اهميت چنداني نداشت، ريزش لايه هاي چند تني برف روي كولبران مرزي در شهرستان سردشت بود.
در اين حادثه جمعي از كولبران در هنگام عبور از كوهستان هاي مناطق مرزي ايران و اقليم كردستان عراق در زير صدها تُن برف گرفتار شدند.
هر چند مشاركت چند هزار نفري مردم محلي براي نجات جان اين كولبران موثر واقع شد و پس از ساعت ها تلاش تعدادي از آنها نجات پيدا كردند اما اين رويداد از ديد رسانه هاي رسمي كشور پنهان ماند.
در اين حادثه نيز چهار نفر از هموطنان جان باختند و تعدادي مجروح شدند، اما اگر امداد رساني ها زودتر انجام مي شد و نظم و همانگي بيشتري در مديريت اين حادثه بود، شايد اكنون خانواده هاي كمتري داغدار مي شدند.
اين حادثه تا حدود زيادي از ديد رسانه ها مخفي ماند و تنها در چند سايت محلي و چند كانال فضاي مجازي تلگرام منعكس شد.
اما سردشت و مردمانش حق بزرگ تري به گردن رسانه ها دارند، اين شهر نخستين شهر قرباني سلاح هاي شيميايي در دوران جنگ تحميلي است و هنوز هم جانبازان شيميايي اين شهر از جراحات ناشي از بمباران شيميايي مي نالند.
شهرستان مرزي سردشت در دوران جنگ تحميلي بارها مورد اصابت حملات هوايي و زمين دشمن قرار گرفت اما مردم اين ديار هرگز دست از مقاومت نكشيدند.
اين حادثه هرچند به مانند پلاسكو بازتابش گسترده نداشت، اما مي تواند تلنگري به مسئولان باشد تا براي حل مشكل كولبران چاره انديشي كنند و ديگر پدران اين سرزمين در ميدان هاي مين مرزي و لاي توده هاي برف جان خود را از دست ندهند.
** خبرنگار ايرنا در سنندج
1042
انتشار دهنده: فاطمه نوري جهانگرد