كشورهاي عضو شوراي همكاري به دنبال تغيير رابطه با ايران هستند

تهران- ايرنا- روزنامه اعتماد در گفت و گو با هرميداس باوند استاد روابط بين‌الملل نوشت: «طي دو، سه روز آينده شاهد حضور وزير امور خارجه كويت در تهران خواهيم بود»؛ اين خبري بود كه روز گذشته، بهرام قاسمي، سخنگوي وزارت امور خارجه در نشست روز گذشته خود با خبرنگاران داد تا سرانجام گمانه‌زني به زمان انجام سفر اين مقام عاليرتبه كويتي كه خود از سفر به ايران خبر داده بود، پايان دهد.

در ادامه در گزيده اي از اين گفت و گو مي خوانيم: شيخ صباح خالد الحمد الصباح، وزير امور خارجه كويت اكنون به تهران مي‌آيد تا در سفر خود به تهران پيام شوراي همكاري خليج فارس را براي گفت‌وگو با ايران به مسوولان كشورمان انتقال دهد و پاسخ آن را از مسوولان ايراني دريافت كند. درخصوص سفر وزير امور خارجه كويت طي روزهاي آتي به تهران، چرايي پيشقدمي كويت در اين‌باره و رويكرد نسبتا تازه و البته پر اما و اگر اعراب گفت‌وگويي با داود هرميداس باوند، استاد روابط بين‌الملل داشته‌ايم كه مشروح آن در ادامه مي‌آيد.

**كويت در شوراي همكاري خليج فارس از چه جايگاه و وزني برخوردار است؟‌
در شوراي همكاري خليج فارس سه طيف ديدگاه درباره ايران وجود دارد. يك سر طيف، عمان است كه با وجود عضويت در شوراي همكاري خليج، هميشه ديدگاه‌هاي متفاوتي نسبت به ساير كشورها داشته و تلاش كرده است تا خود را همسو با پنج عضو ديگر نشان ندهد. در مقابل عمان، كشورهايي همچون عربستان، بحرين و حتي امارات حضور دارند كه ديدگاه‌هاي تندي نسبت به ايران دارند و اصولا كشورهاي تندرويي محسوب مي‌شوند. در ميانه اين دو طيف، كويت و قطر هستند. كويتي‌ها هميشه تلاش‌شان بر اين مبنا بوده است كه روابط دوستانه‌اي با همه كشورهاي عضو شوراي همكاري چه با عربستان و چه با عمان داشته‌ باشند.

**كويتي‌ها از سوي شوراي همكاري خليج‌فارس مامور ابلاغ پيام به ايران هستند. انجام گفت‌وگو با ايران تلاشي محدود از سوي كويت است يا آنكه به گفت‌وگو با ايران رضايت داده‌اند؟
با توجه به اينكه كويتي‌ها در اين سفر پيام شوراي همكاري خليج فارس را ابلاغ مي‌كنند، اين نشان مي‌دهد كه همه اعضاي آن شورا به انجام گفت‌وگو با تهران موافقت كرده‌اند. تنش در روابط ميان ايران و عربستان در روابط همه اين كشورها با ايران اثر داشته است. البته اين اثرات متفاوت بوده است؛ يكي مانند بحرين كه به عربستان نزديك‌تر است، روابطش را قطع مي‌كند، عمان توجهي نمي‌كند ولي تحت فشار قرار مي‌گيرد، امارات به خاطر منافع اقتصادي همكاري با ايران، فقط روابط سياسي را كاهش مي‌دهد ولي عمان و قطر هم سفيران‌شان را احضار مي‌كنند. اين موافقت نشان مي‌دهد كه ديگر كشورهاي خليج فارس هم مايل به گفت‌وگو با ايران هستند چون از وضعيت كنوني خشنود نيستند و متمايل به تغيير وضع موجود هستند. تلاش آنها براي انجام اين گفت‌وگو هم اين است كه بتوانند به نوعي روابط ايران و عربستان را بهبود ببخشند ولي از آنجايي كه گفت‌وگو ميان تهران و رياض در شرايط كنوني ممكن نيست، تلاش‌شان بر اين مبنا است اين مذاكرات را به سطح كلان‌تري ارتقا ببخشند ولي عمده مساله اصلي در اين گفت‌وگوها، روابط ايران و عربستان است.

**چرا شوراي همكاري در شرايط كنوني كويت را مامور به ابلاغ اين پيام كرده است؟ چرا كشور ديگري مانند قطر يا عمان كه آنها هم از روابط خوبي با تهران برخوردار هستند، اين كار انجام نمي‌دهند؟
عمان روابط دوستانه‌اي با ايران دارد و اين روابط دوستانه، حتي از روابط مسقط با كشورهاي عضو شوراي همكاري هم بهتر است. آنها تلاش مي‌كنند تا در تصميمات گروهي شوراي همكاري همراهي چنداني نداشته باشند. قطر هم با عربستان داراي اختلافات بنيادي است. رياض و دوحه داراي رقابت‌هاي اعلام‌ نشده هستند؛ مثلا قطر از گروه‌هاي اخواني حمايت مي‌كند ولي عربستان از گروه‌هايي مانند داعش. امارات هرچند روابط اقتصادي و تجاري بالايي با ايران دارد ولي از نظر سياسي رابطه معقولانه و مثبتي با تهران ندارد و روابط طرفين كم تنش نيست. در اين ميان، كويتي‌ها معقول‌ترين كشور محسوب مي‌شوند. تلاش كويت براي داشتن سياست دوستانه مختص به اعضاي شوراي همكاري خليج‌فارس نيست و آنها حتي با كشوري مانند ايران هم روابط دوستانه‌اي داشته‌اند. من فكر مي‌كنم مقبول‌ترين گزينه، كويت است چراكه هم تهران نسبتا به كويت اعتماد دارد و هم رياض به كويت در حالي كه عربستان به بازيگراني چون قطر و عمان به اندازه كويت اعتماد ندارد.

**ايران پس از توافق هسته‌اي پيشنهاد گفت‌وگو با شوراي همكاري خليج فارس را مطرح كرده بود ولي در آن زمان اعراب با انجام اين گفت‌وگو موافقت نكرده بودند. چه مسائلي موجب طرح اين پيشنهاد از سوي همان كشورها شده است؟
اتفاقاتي كه در ماه‌هاي گذشته با راي آوردن برگزيت در بريتانيا و سپس انتخاب ترامپ رخ داده است، موجب شده تا همگان نسبت به مواضع‌شان نسبت به مسائل موجود بازنگري كنند. هم‌اينك كسي رييس‌جمهور امريكا شده است كه آنچه را تاكنون نسبت به اتحاديه اروپا، ناتو، چين، قراردادهاي تجاري و معاهدات بين‌المللي و... گفته متفاوت از قبل است و تناقض‌هايي وجود دارد. او حتي در دوران مبارزات انتخاباتي‌اش، از خروج بريتانيا از اتحاديه اروپا حمايت كرده و خواستار فروپاشي اتحاديه اروپا شده بود. همه اين مسائل موجب شده تا همه بازيگران به دنبال فكر ثانويه و بازنگري و بررسي در سياست‌هاي‌شان باشند. شوراي همكاري خليج فارس هم از اين قاعده استثنا نيست و نسبت به اين واقعيت آگاه شده‌اند و فهميده‌اند اختلافات منطقه‌اي به غير از تداوم زيان، براي آنها نتيجه‌اي ندارد. ايران هم در منطقه، كشور مهمي است و عمده اختلافات منطقه‌اي هم حول محور ايران است. ايران نيز حداقل از سه سال قبل سيگنال‌هاي مثبتي براي گفت‌وگو داده بود و عربستان هم به نظر مي‌آيد به صورت دوفاكتو با انجام اين گفت‌وگو موافقت كرده است.

**در چنين شرايطي، چگونه مي‌توان اميدوار بود كه مذاكرات طرفين به نتيجه برسد؟
نگاه برخي از كشورهاي عربي، نگاه‌هاي انتزاعي و مبتني بر تعصبات قومي و قبيله‌اي است. مي‌دانند روابط ايران و سوريه چيز جديدي نيست و به دوران جنگ بازمي‌گردد. مي‌دانند نفوذ ايران در عراق ساختگي نيست. در لبنان، حزب‌الله جزيي از بافت اجتماعي شده است. نمايندگان حزب‌الله در مجلس لبنان هستند و در كابينه اين كشور هم مشاركت دارند. براي حل مسائل منطقه‌اي، اعراب راهي جز پذيرش واقعيات ندارند. با نظر شوراي همكاري مساله سوريه حل نمي‌شود.

**به تاثير پيروزي ترامپ در بازنگري سياست‌هاي شوراي همكاري اشاره كرديد. با توجه به اظهارات ترامپ مبني بر اينكه كشورهاي ديگر بايد هزينه اقدامات امنيت‌ساز امريكا را بدهند و كشورهاي ديگر نمي‌توانند مفت‌خوار باشند و حمايت اين كشورها از گزينه هيلاري كلينتون تا ترامپ، روابط شوراي همكاري خليج فارس را با امريكا در دوران ترامپ چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟
روابط امريكا و شوراي همكاري به عوامل بسياري بستگي دارد. هم‌اكنون نمي‌توان پيش‌بيني درستي در اين باره كرد و تنها مي‌توان درخصوص تصميمات و اظهارات روزهاي اخير او قضاوت كرد. ترامپ در اين چند روز، به مساله مبارزه با تروريسم اشاره‌هايي داشته است كه در درجه نخست به مبارزه با داعش برمي‌گردد. تاكنون او درخصوص روابط با كشورهاي عربي و شوراي همكاري سخن چنداني نگفته و بيشتر صحبت‌هاي او حول محور مسائلي چون قرارداد ترانس پاسفيك، ناتو، روابط با روسيه و مسائل اقتصادي بوده است. او درباره برجام هم ابتدا گفته بود توافق هسته‌‌اي را پاره مي‌كند ولي بعدا نظرش را تعديل كرد و سپس تيم امنيتي – سياسي او گفت هرچند برجام توافق مطلوب و مورد نظر ما نيست ولي به هر حال جزيي از تعهد ما است و ما متعهد به رعايت آن هستيم.

**در زمان اوباما، روابط امريكا و عربستان دچار تنش‌هايي شد. با توجه به تيم ضدايراني ترامپ، برخي معتقدند اين مساله موجب مي‌شود تا رياض بكوشد واشنگتن را به سمت اقدامات ضدايراني سوق بدهد. فكر مي‌كنيد رياض تا چه اندازه از اين توان برخوردار است؟
همان‌طور كه گفتيد اعراب در دوران اوباما فشارهاي بسياري بر واشنگتن عليه تهران آوردند ولي او هم برجام را امضا كرد و هم خواست اعراب را براي حمله و حضور نظامي به سوريه قبول نكرد. از طرفي، امريكا در اين دوران سياست چرخش به شرق را اجرا كرد و وابستگي‌اش هم به نفت كشورهاي عربي كاهش يافت. درست است كه اوباما، اوباما بود و ترامپ هم ترامپ ولي با تغيير يك نفر، رويكرد يك كشور ١٨٠ درجه تغيير نمي‌كند. سياست‌هاي كلان يك كشور هم آنقدر تغيير نمي‌كند. مسائل خاورميانه هم بسيار پيچيده است و باتلاق‌هاي بسياري در آنجا وجود دارد. يك نمونه آن يمن است. عربستان هم‌اينك در باتلاق يمن است و اگر بخواهد به عربستان پر و بال بدهد، به ناچار پايش هم در اين باتلاق باز مي‌شود. اصولا امريكا در ناكامي‌ها و باتلاق‌ها شركت نمي‌كند. شايد امريكا بخواهد دلگرمي‌هايي به رياض بدهد ولي اعراب مي‌دانند نگاه‌شان ديگر به امريكا نباشد.

*منبع: روزنامه اعتماد، 1395.11.5
**گروه اطلاع رساني**9370**9131**انتشار دهنده:شهربانو جمعه

سرخط اخبار پژوهش