۲۰ دی ۱۳۹۵،‏ ۱۰:۲۹
کد خبر: 82380070
۰ نفر
شرق: خداحافظ مرد مصلحت

تهران- ايرنا- «خداحافظ مرد مصلحت»، «روايت يك ارتحال»، «قضيه شهرداري برايم آزمون بزرگي بود»، «خودمان را محدود كرديم»، «دنبال مچ‌گيري نباشيم»، «سودسازي بيخ گوش ايران» و «بچه‌هاي بيوه» از مهم ترين موضوع هاي اختصاصي روزنامه شرق در شماره دوشنبه 20 دي است.

** خداحافظ مرد مصلحت
«به بهشتي گفتم اين تهمت‌هاي تلخ آزارت نمي‌دهد؟ نگاهم كرد و گفت اين آسياب به نوبت است، نوبت تو هم خواهد رسيد. چقدر اين روزها بي شما سخت مي‌گذرد. دوست من، منم تا نيمه راه آمدم، مشيت اين بود كه بمانم تا نوبت به من هم برسد تا در سنگ زير و بالاي آسياب صداي شكستن‌هاي خودم را ببينم و بشنوم...» (بخش‌هايي از فيلم انتخاباتي هاشمي در سال ٨٤).

نويسنده كتاب «اميركبير»، شب شهادت ميرزا محمدتقي‌خان درگذشت، او بعد از آمدن روحاني گفته بود: «حالا كه مملكت به اينجا رسيده و مردم به اين سطح از آگاهي رسيده‌اند، الحمدلله مي‌توانم راحت سر بر بالين مرگ بگذارم». سياست‌مداري كه از راست به چپ سياست ايران كوچيد، چهره‌اي كه او را «مردي براي همه فصول سياست ايران»، «مرد بحران» و... لقب داده بودند.

** روايت يك ارتحال
آيت‌الله عصر روز گذشته در پي عارضه قلبي به بيمارستان شهداي تجريش انتقال يافت. ساعت ١٠ دقيقه به هفت شب بود كه خبر بستري‌شدن آيت‌الله در كانال‌هاي تلگرامي قرار گرفت. در اين فاصله، اخبار ضدونقيضي از وضعيت جسماني آيت‌الله در فضاي مجازي منتشر شد. برخي از نزديكان آيت‌الله در تماس‌هاي اوليه اطلاعي از وضعيت جسماني او نداشتند و برادرش محمد هاشمي هم وضعيت آيت‌الله را رو به بهبود توصيف كرد.

در ميانه سردرگمي از وضعيت جسماني هاشمي‌رفسنجاني، با طرح‌شدن موضوع در فضاي مجازي و گروه‌هاي تلگرامي، تجمع مردم در مقابل بيمارستان شهداي تجريش آغاز شد. حدودا ٤٠ دقيقه از انتشار خبر بستري‌شدن آيت‌الله گذشته بود كه خبر درگذشت او در حساب‌هاي توييتري خبرنگاران منتشر شد؛ به ساعت ٧:٣٠ شب. بعد از آن به نوبت نزديكان و اعضاي دفتر مجمع تشخيص مصلحت نظام خبر درگذشت را تأييد كردند.

** قضيه شهرداري برايم آزمون بزرگي بود
احمد توكلي در گفت و گو با شرق اظهار داشت: اگر دقت كرده باشيد، «ديده‌بان شفافيت و عدالت» در هر دو مورد موضعي گرفت كه ترديدي نيست استدلال حقوقي كرديم كه دريافتي‌ها قانوني نيست و سوءاستفاده است و با اصول حقوقي سازگار نيست. گفته شده است كه آنان اختيار قانوني داشتند. وقتي در سازماني اختياري به مدير آن داده مي‌شود، اعمال اختيار بايد در جهت اهداف همان سازمان باشد. در بخش عمومي كلا همين‌طور است. نمي‌شود از اين اختيارات بيشتر استفاده كند.

با اصول قانون اساسي سازگار نيست. ما روي حرفمان ايستاديم و گفتيم كه همه دريافتي‌ها غيرقانوني بود و همه بايد بازگردد و همه مجازات شوند. در قضيه شهرداري هم بايد بگويم كه براي من آزمون بزرگي بود.

** خودمان را محدود كرديم
«ليسانسه‌ها» تازه‌ترين تجربه كارگرداني سروش صحت در تلويزيون است؛ سريالي كه تفاوت‌هايي با ساخته‌هاي پيشين صحت دارد و شايد اين سريال به‌نوعي به مخاطبش گوشزد مي‌كند تا چه حد خنداندن مخاطب و ساخت سريال طنز براي او سخت شده است.

صحت اين‌بار به سراغ جواناني رفته كه بعد از فارغ‌التحصيلي دچار چالش‌هايي مي‌شوند و تا جايي كه امكان داشته، سعي كرده چيزي نگويد تا به كسي بربخورد، با همه اينها «ليسانسه‌ها» از ابتداي پخش مورد توجه مخاطبانش قرار گرفته است. به بهانه پخش اين سريال با سروش صحت در گفت و گو با شرق گفت: من و ايمان صفايي سال‌هاست با هم كار مي‌كنيم. مدتي است براي نوشتن فيلم‌نامه كتابخانه ملي مي‌رويم و در كتابخانه دور و بر ما پر از جوان‌هايي است كه مشكلات خاص خودشان را دارند. مثلا صحبت از اين است كه چرا جوان‌ها ازدواج نمي‌كنند؟ در صورتي كه شرايط ازدواج‌شان فراهم نيست، يا اينكه توصيه مي‌شود جوان‌ها از وقتشان استفاده كنند و كار كنند كه باز هم شرايط دشواري براي اشتغال وجود دارد.

** دنبال مچ‌گيري نباشيم
كشورهاي داراي صنعت سريال‌سازي، معمولا در هر شاخه‌اي از ساخت سريال طنز، چند مورد را در شوخي‌هايشان لحاظ مي‌كنند؛ از جمله شوخي با جنسيت، قوميت، سياست و نهاد خانواده. اينها مواردي است كه اساسا غير از اينكه برخي از آنها خطوط قرمز ماست و نبايد درباره آنها شوخي كرد، ديگر موارد هم به‌مرور دچار محدوديت شده است و حتي نمي‌توان درباره آنها حرف زد. در اين شرايط حساب كنيد چطور مي‌شود سريالي مفرح و با شوخي‌هاي بامزه ساخت! در كنار اينها اضافه كنيد كه با شغل و منصب افراد هم نمي‌توان شوخي كرد و دست ما خالي‌تر از گذشته شده است.

در اين شرايط بسياري از هنرمنداني كه كار طنز توليد مي‌كردند، عطايش را به لقايش مي‌بخشند، چراكه عملا چيزي براي ساخت سريال طنز باقي نمي‌ماند. خاطرم هست چند ماه قبل از پخش «در حاشيه» و زمان نگارش سريال، برخي از پزشكان مطلع شده بودند سريال جديد مديري در يك بيمارستان روايت مي‌شود و از همان زمان بين پزشكان اين صحبت بود كه قرار است ما را مسخره كنند! دركل مي‌توان اين‌طور نتيجه گرفت با هر شخص يا شغلي شوخي شود، عده‌اي مدعي هستند آنها را به سخره گرفته‌ايم! در اين شرايط گاهي تعجب مي‌كنم آن دسته از دوستاني كه هميشه معترض هستند چطور در مقابل فضاي مجازي كاملا خلع سلاح شده‌اند؟ چراكه شديدترين توهين‌ها و شوخي‌ها در اين فضاها ردوبدل مي‌شود.

** سودسازي بيخ گوش ايران
در ضلع جنوب‌شرقي ايران ٧٠ سال پيش كشوري تأسيس شد كه امروزه اغلب ما ايرانيان تصوير مبهمي از آن داريم؛ «پاكستان». تاكنون ديده نشده كه يك ايراني آرزوي سفر به پاكستان داشته باشد. اگر از ايرانيان بخواهيم كه ١٠ مقصد گردشگري خارجي خود را انتخاب كنند، شايد پاكستان در اين فهرست جايي نداشته باشد و اگر اين فهرست را تا ٥٠ كشور هم ادامه دهيم، باز هم گمان نمي‌كنم پاكستان جايگاه بالايي را به خود اختصاص دهد. نام اين كشور به‌قدري برايمان غريب است كه گاهي فراموش مي‌كنيم كه كشوري، با جمعيتي بيش از ٢٠٠‌ ميليون نفر (به‌عنوان ششمين كشور پرجمعيت دنيا) و با مساحتي بالغ بر ٨٠٤‌ هزار كيلومترمربع (به‌عنوان سي‌وچهارمين كشور جهان) ٩٠٩ كيلومتر مرز مشترك با ايران دارد.

از نظر توليد، صنعت خودروسازي پاكستان به‌شدت تحت سلطه خودروسازان ژاپني است. بازار خودرو پاكستان اگرچه هم‌اكنون در ميان بازارهاي كوچك منطقه جاي گرفته، اما بازاري به‌شدت رشديابنده در منطقه جنوب آسياست. اين بازار ازسوي سه شركت ژاپني تويوتا، سوزوكي و هوندا تصرف شده است.

** بچه‌هاي بيوه
فقر در هر زميني شكل خودش را دارد. حاشيه نشيني در هر منطقه با جاي ديگر متفاوت است. دردها شبيه هم قد مي كشند، اما جايي كه زخم مي زنند متفاوت است. فصل مشترك هركدام هم اعتياد است و دود و بي پولي، اما ضربه هايش؛ جايي كه چاقوي درد فرود مي آيد فرق مي كند. از شمال تا جنوب و از شرق تا غرب حاشيه نشين ها در دخمه هاي سيماني شبيه به هم زندگي مي كنند؛ خانه هايي كه فقط سقف اند. بوهايشان شبيه هم است.

بوي نا، ماندگي، سيگار، سرفه و ترياك كه از زير در اتاق بغلي بيرون مي زند. هرچقدر هم كه خودمان را به بيراهه بزنيم، اما بوها هيچ وقت دروغ نمي گويند. شهرهاي مرزي جاي دردشان عميق تر مي شود، سنگر دردها اينجا زنان و دختران شده اند؛ دختران 10-11ساله كه از سر كلاس صدايشان مي كنند و شب در ميان سازودهل عروس مي شوند و يكي، دو سال بعد زنان بيوه محله جعفرآباد و زورآباد مي شوند. قصه شهرهاي مرزي با بچه هاي بيوه عجين شده است.

*گروه اطلاع رساني
خبرنگار: مهسا شريفي** انتشاردهنده: شهربانو جمعه
پژوهشم**2059**9131

سرخط اخبار پژوهش