۱ دی ۱۳۹۵،‏ ۸:۳۸
کد خبر: 82354812
۰ نفر
شكوه فرزندخواندگي

تهران- ايرنا- روزنامه اطلاعات در گزارشي فرهنگ فرزندخواندگي را در داخل و خارج از كشور بررسي كرد و نوشت: در جوامع مترقي كه فرزندخواندگي رايج است، سازمان‌ها، تشكيلات، امكانات و مددكاري‌هاي اجتماعي فراواني وجود دارد تا فرزندان بي سرپرست را به خانواده‌هاي علاقه مند و فاقد فرزند بسپارد. به اين ترتيب اين كودكان مي‌توانند در بهترين شرايط زندگي كنند و به شخصيت‌هايي مهم و كارآمد تبديل شوند.

ارمغان زمان فشمي در بخش نخست اين گزارش آورد: تصاوير آشناي زوج مشهور آنجلينا جولي و براد پيت به همراه فرزندانشان، نمادي از زندگي فرزندخوانده‌هاست. اين خانواده 3 فرزند مشترك و 3 فرزندخوانده دارد كه هريك از فرزندخوانده‌ها از يك گوشه دنيا آمده اند. مدوكس از كامبوج، زهرا از اتيوپي و پكس از ويتنام. بنابراين عجيب نيست كه در عكس‌هاي خانوادگي آنها، زن وشوهري موبلوند و چشم آبي را مي‌بينيم با 3 فرزند شبيه به خود و 3 فرزند ديگر كه دوتايشان چشم بادامي و زردپوست و يكي‌شان سياه‌پوست و مومشكي است.

فرزندخوانده‌ها با ظاهري متفاوت و گذشته‌اي منحصر به خود، به خانواده‌هاي جديد مي‌پيوندند و با گذشت زمان، جزيي از آن‌ها مي‌شوند. خانواده و فرزندخوانده، هريك در اين تبادل عاطفي به بخشي از نيازهاي روحي خود پاسخ مي‌دهند و آن را برمي آورند.

امروزه در كشورهاي پيشرفته، پذيرش فرزندخوانده حتي با وجود داشتن فرزند، چيز غريبي نيست، اما در كشورهايي مانند ايران هنوز هستند كساني كه اين موضوع را به راحتي بر نمي‌تابند. چه بسيار زوج‌هاي جوان و نابارور كه به ‌دليل ترس از حرف‌هاي اين و آن، از قبول سرپرستي يك كودك سرباز مي‌زنند و چه بسيار كودكان بي‌سرپرست كه به دليل عدم پذيرش از سوي اجتماع، از تشكيل خانواده و كسب موفقيت‌هايي درخور توانايي‌ها و استعدادهايشان، باز مي‌مانند. چگونه است كه ما با آن همه تعاليم ملي و مذهبي درباره نيكوكاري و يتيم نوازي، در اين مورد از كشورهاي ديگر عقب مانده‌ايم و مهرباني را از يكديگر دريغ مي‌كنيم؟ ‏

**نيروي انساني، بزرگ‌ترين سرمايه كشورها
دكتر علي اصغر سروري ـ استاد ژنتيك، با بيان اين كه بزرگ‌ترين سرمايه هر كشور، نيروي انساني دانا، كارآمد، سازنده و مبتكر آن است، مي‌گويد: كشورهايي مانند آلمان و ژاپن كه از اين نيرو به بهترين وجه استفاده مي‌كنند، پيشرو هستند، حتي اگر از نظر منابع طبيعي چندان غني نباشند. در غير اين صورت حتي با وجود داشتن منابع فراوان، دچار مشكلات گوناگون مي‌شوند، مانند كشورهايي كه نفت و گاز دارند، اما از نيروي انساني خود به درستي استفاده نكرده‌اند.

وي مي‌‌افزايد: متأسفانه كشور ما به احتمال زياد در آينده با كمبود نيروي انساني مواجه خواهد شد و اين موضوع دلايل مختلفي دارد. يكي از اين دلايل، كاهش آمار ازدواج‌هاي اصولي است كه به كاهش نرخ رشد جمعيت مي‌انجامد. مهم‌ترين دليل كاهش ازدواج هم مشكلات اقتصادي ناشي از سوء‌مديريت و عدم برنامه‌ريزي‌هاي صحيح در استفاده از نيروي انساني و منابع است. سرمايه‌هاي خارج شده از كشور براي توليد به كار نمي‌رود، و از اين رو جامعه به سمت فقر بيشتر مي‌رود. بسياري از جواناني كه بايد در ايران بمانند و فرزنددار شوند، مهاجرت مي‌كنند و اين به نوبه خود باعث كاهش آمار ازدواج و زاد و ولد در كشور مي‌شود و بحران آب و خشكسالي رو به گسترش نيز از ديگر سو بر مشكلات دامن مي‌زند.

دكتر سروري با تأكيد بر اين‌كه شرايط اقتصادي، روند رو به رشد طلاق و كاهش ازدواج و خروج جوانان از كشور، روند زاد و ولد را تحت تأثير قرار مي‌دهد، مي‌افزايد: وظيفه اقتصاددانان و سياستمداران است كه اين وضعيت را تجزيه و تحليل كنند. يكي از تأثيرات اقتصاد ناسالم بر زاد و ولد، ترويج ازدواج‌هاي سفيد و روابط غيرقانوني و غير رسمي و شايد هم غيرشرعي است كه عموما منجر به فرزندآوري نمي‌شود و در ازدواج‌هاي سالم و طبيعي هم كمتر كسي به دليل وضعيت اقتصادي، جرأت بچه دار شدن پيدا مي‌كند.

**عوارض زندگي ماشيني
به گفته دكتر سروري، دومين عاملي كه منجر به كاهش تولد كودكان سالم مي‌شود، زندگي ماشيني و آلودگي‌هاي صنعتي هوا، غذا و آب است كه مي‌تواند به تولد كودكان مبتلا به بيماري‌هاي ژنتيكي و مادرزادي (معلوليت‌هاي ذهني و جسمي) منجر شود. او مي‌گويد: اين وضعيت، علاوه بر آن كه منجر به افزايش بيماري‌هايي مانند سرطان و سكته مي‌شود، بر روي قوه باروري نيز تأثير مي‌گذارد و يكي از دلايل عقيم‌شدن و نازايي افراد است. ‏

تا 6ـ5 سال پيش در كلاس‌هاي دانشگاه و از قول متخصصان زنان و زايمان، 15 درصد از زوج‌ها عقيم شناخته مي‌شدند، اما امروز اين نرخ در حدود 20 درصد اعلام مي‌شود. عواملي مانند صدها نوع آلودگي‌هاي شيميايي و امواج پارازيت در ايجاد اين وضعيت بي تأثير نيستند.

اين استاد ژنتيك مي‌افزايد: كشورهاي پيشرفته مي‌كوشند كمبود نيروي انساني خود را با پذيرش و به كار گرفتن جوانان مهاجر تأمين كنند، اما كشورهايي كه جوانان آنها به دلايل گوناگون از وطن خود مهاجرت مي‌كنند، از اين امكان نيز برخوردار نيستند و همين موضوع باعث نگراني مسئولان كشور ما شده است.

افزايش جمعيت، راهكارهاي عملي پيچيده مانند رونق اقتصادي، افزايش بازار كار، حل مشكل مسكن، مبارزه با آلودگي‌هاي زيست‌محيطي و رواج ازدواج‌هاي اصولي را مي‌طلبد كه مستلزم برنامه ريزي‌ها و سرمايه گذاري‌هاي عظيم اند. رونق اقتصادي مي‌تواند شامل سرمايه گذاري‌هاي خارجي باشد كه نيازمند تغيير در شرايط اجتماعي اقتصادي جامعه است كه در شرايط فعلي، كار مشكلي به نظر مي‌رسد.

**دو سوي يك مسأله
اگر زوجي بعد از 3 سال رابطه زناشويي اصولي و طبيعي بچه‌دار نشوند، عقيم به حساب مي‌آيند. اگرچه امروزه در اغلب موارد مي‌توان با روش‌هاي پيشرفته علمي به آنها كمك كرد تا بارور شوند، اما در برخي موارد معالجات هم پاسخ نمي‌دهد يا درمان، هزينه‌هاي بسيار بالايي دارد كه زوج‌ها از عهده تأمين آن برنمي آيند و بنابراين، بخشي از 20 درصد زوج‌هاي نابارور، بدون فرزند باقي مي‌مانند. ‏

دكتر سروري با بيان سخن بالا مي‌گويد: از يك طرف نرخ تولد نوزادان سالم و طبيعي رو به كاهش و از طرف ديگر، تعداد زوج‌هاي بدون فرزند رو به افزايش است. بنابراين بايد همه نوزادان را كه به طور سالم و طبيعي متولد مي‌شوند، صرف نظر از شرايطي كه در آن به دنيا آمده اند، مغتنم بشماريم، آنان را سرمايه عظيم آينده كشور بدانيم و براي آموزش و پرورش شان سرمايه گذاري كنيم.

كودك سالم، فارغ از اين كه توسط چه خانواده‌اي و با چه شرايطي به دنيا آمده، بنده خدا و مانند فرشته‌اي پاك و معصوم است و حق زندگي و داشتن امكانات خوب خانوادگي و اجتماعي را دارد، تا بتواند از استعدادهاي خدادادي اش به بهترين نحو استفاده كند.

از طرف ديگر خانواده‌اي كه امكان بچه‌دار شدن ندارد نيز حق دارد از لذت داشتن فرزند بهره مند شود. همين طور خانمي كه به دلايل گوناگون و مشكلات فرهنگي ـ اقتصادي جامعه، امكان ازدواج پيدا نكرده است، حق تجربه احساس مادر شدن را دارد.

**فرزندخواندگي در كشورهاي پيشرفته
دكتر علي اصغر سروري مي‌گويد: در اصفهان زماني مرتب به «كوه صفه» مي‌رفتيم. يك بار شنيدم كه مردم ديده‌اند كلاغ‌ها در نقطه‌اي جمع شده اند، پيش رفته‌اند و نوزادي را پيدا كرده‌اند كه كلاغ‌ها مشغول خوردن او هستند. در زماني كه زاينده رود آب داشت، مردم نايلون سربسته‌اي را از آب گرفتند و نوزاد سقط شده‌اي را در آن يافتند.

به همين ترتيب ده‌ها هزار كودك معصوم داريم كه به هر دليلي در جامعه رها شده‌اند يا خانواده آنها امكانات لازم مادي و معنوي را براي پرورش‌شان نداشته و آنها را به مراكز خاص سپرده اند. اين كودكان، قرباني مشكلات اقتصادي و فرهنگي والدين و جامعه خود شده اند.

در جوامع مترقي كه فرزندخواندگي رايج است، سازمان‌ها، تشكيلات، امكانات و مددكاري‌هاي اجتماعي فراواني وجود دارد تا فرزندان بي سرپرست را به خانواده‌هاي علاقه مند و فاقد فرزند بسپارد. به اين ترتيب اين كودكان مي‌توانند در بهترين شرايط زندگي كنند و به شخصيت‌هايي مهم و كارآمد تبديل شوند. نمونه‌هاي فرزندخوانده‌هايي كه در تغييرات جهاني نقش داشته اند، بسيار زياد است.

دانشيار گروه ژنتيك دانشگاه علوم‌‌پزشكي اصفهان مي‌افزايد: در كشورهاي پيشرفته، قوانين فرزندخواندگي تا حدي جا افتاده است كه اگر 2 جوان بچه دار شوند و توان اقتصادي، فرهنگي و روحي نگهداري از او را نداشته باشند، مي‌توانند از طريق اينترنت اطلاعيه‌اي بدهند به اين مضمون كه ما به زودي صاحب فرزندي مي‌شويم، ولي توان نگهداري از او را نداريم. به اين ترتيب خانواده‌هاي مشتاق داشتن فرزندخوانده، مي‌توانند با آنها تماس بگيرند و توافق كنند تا نوزاد به يكي از آنها واگذار شود. اين كار از طريق مجاري قانوني و تشكيلات اجتماعي مربوطه و با محترمانه‌ترين حالت و سهل‌ترين روش‌ها انجام مي‌شود تا در نهايت كودك از زندگي خوبي برخوردار شود.

دكتر سروري مي‌افزايد: حتي سازمان‌هاي بين‌المللي فرزندخواندگي بسيار توسعه پيدا كرده‌اند و مثلا براي خانواده‌هاي آلماني، امريكايي يا سوييسي اين امكان وجود دارد تا كودكي از ژاپن را به فرزندخواندگي برگزينند. در امريكا و اروپا خانواده‌هاي سفيدپوست زيادي را مي‌بينيد كه كودكي سياه پوست به همراه دارند كه در واقع فرزندخوانده آنهاست.

**تجربه‌هاي موفق
در كشورهاي مترقي فرزندخواندگي نه فقط مايه شرم و سرافكندگي نيست، بلكه به عنوان اقدامي خداپسندانه و نيكو، مايه افتخار و سربلندي است. در آن كشورها كودكان بي‌سرپرست، شناسنامه و پرونده دارند و مشخصات والدين‌شان موجود است اما در ايران اين كودكان اغلب پيدا شده‌اند.

دكتر سروري با اشاره به تجربه‌هاي دوران دانشجويي‌اش در خارج از كشور مي‌گويد: در فرانسه كه بودم، يكي از كارهاي دانشجويي كه به ما مي‌دادند اين بود كه مي‌بايست بر اساس بيمه اجتماعي در روزهاي تعطيل به خانواده‌هاي مسن بدون فرزند سر بزنيم و براي 24 ساعت نقش فرزند را برايشان بازي كنيم. آنها هزينه‌ها را تقبل مي‌كردند و برايشان اين مهم بود كه احساس كنند ما فرزندشان هستيم. گاهي خانواده‌اي متقاضي اين مي‌شد كه هر هفته دانشجوي خاصي به آنها سر بزند، حتي پيش مي‌آمد كه هديه‌اي مي‌خريدند و در روز تعطيل چشم به راه مي‌نشستند تا آن دانشجو از راه برسد. ما آنها را به پارك، سينما، اپرا يا منزل بستگانشان مي‌برديم.‏

وي مي‌افزايد: امريكا پرچمدار فرزندخواندگي در جهان است، روز و هفته جهاني فرزندخوانده وجود دارد و در آن ايام، هزاران كودك ميان والدين بيولوژيكي و والده خواندگان مبادله مي‌شوند. در آنجا موسسات و انجمن‌هاي زيادي وجود دارد كه در اين زمينه فعاليت مي‌كنند. فرزندخواندگان حتي در مجلس داراي نمايندگاني هستند كه از حقوق آنها دفاع كنند، زيرا مطابق نظر يونيسف(صندوق بين المللي كودكان) فرزندخوانده و والده خوانده نيز بايد از همان حقوقي برخوردار باشد كه فرزندان و والدين بيولوژيكي از آنها بهره مندند و از اينرو حقوقدانان و قانونگذاران بايد ناظر بر اجراي قوانين مرتبط با اين موضوع باشند. ‏

**مشكلات فرزندخواندگي در ايران
پيامبر اكرم‌(ص) فرموده است: كسي كه كودك بي‌سرپرستي را سرپرستي كند، در روز قيامت، فاصله من و او كمتر از دو انگشت دست است. همچنين مي‌فرمايد: بهترين خانه، خانه‌اي است كه در آن از يتيمي نگهداري شود.

حضرت علي (ع) مي‌فرمايد: با يتيم چنان رفتار كنيد كه با فرزندان واقعي خودتان رفتار مي‌كنيد.

امام حسن مجتبي(ع) كه به كريم اهل بيت شهرت دارد، در منزل خود شماري از ايتام را سرپرستي مي‌كرد. از امام صادق (ع) نقل شده است كه هركس مي‌خواهد مشمول رحمت الهي قرار بگيرد، بايد نسبت به يتيمان مهربان باشد. امام محمد باقر(ع) مي‌فرمايد: كسي كه يتيمي را سرپرستي كند، بهشت بر او واجب مي‌شود.

با وجود سوابق تاريخي و مذهبي و آيات قرآن و احاديث معتبر و توصيه‌هاي بزرگان درباره مهر به يتيمان، متأسفانه در حال حاضر نوع نگاه به فرهنگ فرزندخواندگي در جامعه ما اسفناك و تأثرآور است. اين موضوع چه دلايلي دارد؟
دكتر سروري در پاسخ به اين پرسش مي‌گويد: اولا ديدگاه اكثر خانواده‌هاي ايراني نسبت به پديده فرزندخواندگي منفي است. اغلب، كودكان بي‌سرپرست را نامشروع، سرراهي و بي اصل و نسب مي‌دانند و تصور مي‌كنند اين كودكان شرور و تعليم ناپذيرند و سرمايه گذاري در تعليم و تربيت آنها بي‌نتيجه است، درحالي كه وجود هزاران فرزندخوانده كه از چهره‌هاي مشهور جهاني هستند، بر اين تفكر قلم بطلان مي‌كشد.

اشكال بعدي، كمبود امكانات براي فرهنگ‌سازي و عدم اطلاع‌رساني درست براي آگاهي بخشي به مردم است. همچنين با كمبود مراكز و موسسات و امكانات دولتي و خصوصي فرهنگي و اجتماعي مربوط به مسأله فرزندخواندگي مواجهيم، اگرچه در سازمان بهزيستي كارهايي به صورت محدود در اين زمينه انجام مي‌شود.

در نهايت لازم است انجمن‌هايي با حضور كارشناسان، متوليان و قانونگذاران برجسته و متخصص و آگاه و علاقه مند در اين زمينه تشكيل شود كه محدوديت‌ها و موانع قانوني را برطرف كنند و جنبه‌هاي روان شناسانه و جامعه شناختي مسأله را مورد بررسي قرار بدهند.

**نگاه نادرست به فرزندخواندگي
‏متأسفانه در ايران رابطه ميان 2 گروه «كودكان بي سرپرست» و «خانواده‌هاي فاقد فرزند» بسيار ضعيف است و اغلب خانواده‌ها مايلند فقط كودكان دختر و زير يك سال را به فرزندي بپذيرند.

اگرچه مطابق آمار سازمان بهزيستي، تعداد خانواده‌هاي متقاضي فرزندخوانده از تعداد كودكان بي سرپرست بيشتر است و اين پيش آگهي خوبي است كه نشان مي‌دهد فرهنگ فرزندخواندگي در حال جا افتادن در جامعه است، اما بايد به جايي برسيم كه خانواده‌ها مخفيانه اين كار را انجام ندهند و باعث مباهات شان باشد كه سرپرستي كودكي را قبول مي‌كنند.‏

دكتر سروري با بيان اين موضوع مي‌گويد: متأسفانه در مواردي، خانواده‌ها حاضرند داستان‌هاي زيادي ببافند تا به اطرافيان ثابت كنند خودشان بچه‌دار شده اند، زيرا در فرهنگ ما بچه دار نشدن، عيب و نقص بزرگي به شمار مي‌رود و كسي كه بچه‌دار نمي‌شود، سرافكنده است و از ديگران متلك مي‌شنود كه مثلا مرد نيست يا اجاقش كور است!‏

وي با اشاره به تجربه سال‌ها مشاوره‌اش در زمينه ژنتيك، خاطراتي در اين مورد تعريف مي‌كند: خانواده‌هايي به من مراجعه مي‌كردند و مي‌گفتند ما 10 سال است بچه دار نشده‌ايم و در مراكز باروري هم نتيجه نگرفته ايم. حالا چه بايد بكنيم؟ من مي‌گفتم كودكي را به فرزندي قبول كنيد. مي‌گفتند اين كار در خانواده ما به قدري نكوهيده است كه اصلا جرأت نمي‌كنيم انجام بدهيم يا مثلا به مسافرت‌هاي طولاني مدت و خارج از كشور مي‌رفتند يا وانمود مي‌كردند رفته‌اند تا بعد از مدتي كه فرزندخوانده‌اي آوردند، به همه بگويند بچه خودمان است!.

**فرهنگ سازي براي فرزندخواندگي
دكتر علي اصغر سروري با بيان اين كه قوانين ما در زمينه فرزندخواندگي كامل نيست، مي‌گويد: قوانين و روش‌هاي تحويل فرزندخوانده در ايران بسيار پيچيده و مشكل و گاهي غيرعملي است و اكثر كساني كه به اين كار تمايل دارند، از مشكلات مربوطه شاكي‌اند تا جايي كه گاهي از اقدام منصرف مي‌شوند. حتي يك كارمند بهزيستي را مي‌شناسم كه خودش معاون يك مركز كودكان بي سرپرست بود. او بچه دار نمي‌شد و براي تحويل يكي از كودكان اقدام كرد اما قوانين به قدري مشكل بود كه موفق نشد. شرط تمكن مالي بيش از حد را نداشت و كاغذبازي‌ها خسته اش كرد.

اين استاد ژنتيك مي‌افزايد: براي حل اين مسأله بايد توسط كارشناسان مربوطه از طريق نوشتن كتاب و مقاله، سخنراني، مطالب رسانه‌ها و برنامه‌سازي در صدا و سيما فرهنگسازي كنيم. بايد شرايطي فراهم شودكه والدين خوانده‌ها و فرزند خوانده‌ها به راحتي و با افتخار از تجربه‌هايشان حرف بزنند. قانونگذاران بايد به تدوين و تصويب قوانين مترقي و مناسب در زمينه فرزندخواندگي توجه كافي داشته باشند تا جوابگوي شرايط فعلي اين مسأله در ايران باشد. همچنين لازم است همكاري صميمانه و صادقانه‌اي ميان دست اندركاران و مسئولان بهزيستي وجود داشته باشد تا شرايط انتقال فرزندخوانده به خانواده‌ها تسهيل شود.

نويسنده كتاب «شكوه فرزندخواندگي» به خانواده‌ها و دست‌اندركاران مسأله فرزندخواندگي توصيه مي‌كند براي فرهنگ‌سازي در اين حوزه، كتاب او را مطالعه كنند.‏

منبع: روزنامه اطلاعات، 1395.10.1
**گروه اطلاع رساني**9165**9131**انتشار دهنده: شهربانو جمعه

سرخط اخبار پژوهش