۲۹ آذر ۱۳۹۵،‏ ۱۰:۳۱
کد خبر: 82351974
۰ نفر
ايران؛ جامعه بي گفت وگو

تهران - ايرنا- پايگاه خبري عصر ايران در يادداشتي نوشت: ما از روزي كه حرف زدن را ياد مي گيريم، درگير 'مونولوگ' هستيم؛ يعني يكي مي گويد و يكي ديگر فقط گوش مي كند.

در ادامه اين يادداشت به قلم جعفر محمدي مي خوانيم: دوستي مطلع مي گفت از وقتي كه اين سيستم تعبيه شده است، تعداد افرادي كه قبل از به جريان افتادن پرونده هايشان با يكديگر مصالحه مي كنند، اندكي اما معنا دار، افزايش يافته است. علت نيز البته نه خود دستگاه نوبت دهي كه فرصت چند دقيقه اي است كه طرفين دعوا تا رسيدن نوبت شان در اختيار دارند و مي توانند در اين چند دقيقه كوتاه با يكديگر گفت و گو كنند و به اين نتيجه برسند كه بهتر است با مسالمت، مشكل را حل كنند.
ابتدا اين پدر و مادر و ساير بزرگ ترهاي خانواده و فاميل هستند كه امر و نهي مي كنند و ما گوش مي كنيم.
سپس معلمان و مديران و ناظم ها هستند كه امر و نهي مي كنند و ما فقط گوش مي كنيم و مجري هستيم.
در خدمت سربازي هم كه نيمي از جامعه تجربه اش مي كنند ، بازار مونولوگ به مراتب داغ تر است.
در محل كار هم، اين رئيس است كه مي گويد و ما گوش مي كنيم.
در عرصه عمومي هم اوضاع بهتر نيست و براي قرن هاي متمادي، اين حكومت است كه مي گويد و مردم شنونده اند.
در روابط همسران نيز، عمدتاً مونولوگ حاكم است و بر اساس اين كه مرد گوينده مطلق است و زن شنونده يا برعكس، خانواده هاي مردسالار يا زن سالار شكل مي گيرند.
گفت و گو، اما نقطه مقابل مونولوگ است. در گفت و گو برخلاف مونولوگ، هر دو طرف به طور مساوي فرصت سخن گفتن دارند.
اگر بخواهيم مشكلات جامعه ايراني را به طور بنيادين بررسي كنيم، بي گمان فقدان فرهنگ گفت و گو، يكي از مهم ترين و اساسي ترين مصائب جامعه ايراني است كه اگر فقط همين يك مورد اصلاح شود، بسياري از مشكلات حل مي شود.
گفت و گو دو مقدمه لازم دارد: يكي خوب گوش كردن و ديگر استدلال داشتن.
يعني اگر كسي بخواهد گفت و گو كند، بايد ابتدا گوش كردن را ياد بگيرد. واقعيت اين است كه ما ، چندان با هنر گوش كردن آشنا نيستيم. اكثر ما وقتي در حال گوش كردن هستيم، در واقع گوش نمي كنيم كه استدلال را بشنويم و تجزيه و تحليل كنيم؛ ما در حالي كه ظاهراً گوش مي كنيم، در واقع خودمان را براي جواب دادن آماده مي كنيم. طرف مقابل هم همين طور!
به همين دليل است كه كمتر مشاهده كرده ايم دو نفر بحث كنند و در آخر، يكي بگويد من از حرف هاي شما متقاعد شدم و از ديدگاه قبلي ام برگشتم و طرق مقابل هم بگويد فلان بخش از استدلال هاي شما درست بود... .
گوش كردن، آنقدر مهم و حياتي است كه در اين باره، حتي كتاب هايي هم در دنيا نوشته شده است.
اما دومين مقدمه گفت و گو، استدلال داشتن است. اگر كسي بخواهد در يك فرهنگ گفت و گومدار زندگي كند، ناگزير از مجهز شدن به منطق و استدلال است. جامعه اي هم كه مردمانش منطقي و استدلال گرا باشند، در همه زمينه ها رشد خواهد كرد.
در سال هاي اخير در كلانتري هاي برخي شهرها، براي مراجعين دستگاه هاي نوبت دهي تعبيه شده است؛ دوستي مطلع مي گفت از وقتي كه اين سيستم تعبيه شده است، تعداد افرادي كه قبل از به جريان افتادن پرونده هايشان با يكديگر مصالحه مي كنند، اندكي اما معنا دار، افزايش يافته است. علت نيز البته نه خود دستگاه نوبت دهي كه فرصت چند دقيقه اي است كه طرفين دعوا تا رسيدن نوبت شان در اختيار دارند و مي توانند در اين چند دقيقه كوتاه با يكديگر گفت و گو كنند و به اين نتيجه برسند كه بهتر است با مسالمت، مشكل را حل كنند.
وقتي فرهنگ گفت و گو نباشد، حتي مسوولان كشور نيز به جاي آن كه باهم رو در رو حرف بزنند و حرف بشوند، از روش مونولوگ استفاده مي كنند، بدين گونه كه هر كدام، از تريبون هاي خاص خودشان سخن مي گويند تا در همان لحظه، جواب نشنوند و خداي ناكرده، گفت و گو صورت نگيرد! در جامعه مونولوگ محور، هر كسي سنگي مي زند و در مي رود.
فقدان فرهنگ گفت و گو خانواده ها را از هم مي پاشد، سياست را به تنش مي كشد، تجارت را كند مي سازد، علم را متوقف مي كند، دوستي ها را آكنده از سوء تفاهم مي كند، بدگماني را در همه سطوح از خانواده تا كلان كشور رواج مي دهد و ... .
نكته اينجاست هيچ وقت هم نخواسته اند گفت و گو را يادمان دهند چرا كه اولاً آنان كه بايد ياد بدهند، خود نمي دانند و ثانياً مونولوگ، بيشتر به كارشان مي آيد.
اما چه بايد كرد؟ چاره نزد خودمان است:
از همين امروز، گفت و گو را شروع كنيم. اول از همه خوب گوش كردن را تمرين كنيم. تصميم بگيريم كه وقتي كسي حرف مي زند، با دقت به او گوش كنيم و هيچگاه وسط حرف ديگري نپريم. استدلال را مقدم بر هر چيزي بدانيم. اگر نقدي داريم متوجه استدلال ها كنيم نه اشخاص. احترام افراد را در گفت و گو حفظ كنيم. ياد بگيريم كه اگر حرف طرف مقابل مان منطقي بود، علناً پذيرش آن را اعلام كنيم و تصور نكنيم كه متقاعد شدن، به معناي شكست خوردن است. در فرهنگ گفت و گو، متقاعد شدن يعني احترام به عقلانيت و اين، ارزش كمي نيست. از همين امروز، گفت و گو را آغاز كنيم.
*منبع: پايگاه خبري عصر ايران/28 آذر 95
** اول ** 1337- انتشار دهنده: خداوردي اسدي كوردلو