۲۹ آذر ۱۳۹۵،‏ ۱۰:۱۳
کد خبر: 82351933
۰ نفر
منتظري و تأسيس فقه حقوق ‌‌بشر

تهران- ايرنا- روزنامه شرق در گزارشي، نوشت: برخلاف كساني كه تا وقتي در مقام شاگردي هستند احترام استاد را پاس دارند و حتي دست او را مي‌بوسند و اگر آن استاد داراي جايگاهي باشد شاگردي‌اش را از افتخارات خويش مي‌شمارند اما هنگامي كه خود به منزلتي دست يافتند شاگردي ديگران را وهن خويش مي‌پندارند، اما آيت‌الله منتظري به اين سخن منسوب به امام علي(ع) بسيار پايبند بود كه «من علّمني حرفاً فقد صيرني عبداً».

در اين گزارش كه به قلم عمادالدين باقي انتشار يافت، آمده است: سخني كه انتسابش به امام علي درست باشد يا نادرست، مبالغه در تكريم استاد است؛ بنابراين آيت‌الله منتظري هميشه از امام خميني(ره) به ‌عنوان استاد خويش ياد كرده و احترامش را پاس مي‌داشت و تا واپسين روز حيات نيز چنين بود.

**آيت‌الله بروجردي يا امام خميني
منتظري در اصفهان سطوح را تمام كرده و تا پيش از آمدن آيت‌الله بروجردي به قم در سال١٣٢٣شمسي، در درس آيت‌الله داماد، حاج آقا رضا بهاءالديني و آيت‌الله حاج سيداحمد خوانساري شركت مي‌كرد. خود او مي‌گويد: «قبل از اينكه آيت‌الله آقاي بروجردي به قم بيايند با مرحوم آقاي مطهري در درس آيت‌الله حجت، آيت‌الله صدر و آيت‌الله شاهرودي شركت مي‌كرديم». «ما حدود ده ماه در درس آقاي حجت شركت كرديم، بعد وقتي كه مرحوم آقاي بروجردي به قم آمد رفتيم درس آقاي بروجردي».

همچنين مدتي هم در درس آيت‌الله يثربي كاشاني شركت كردند كه خود ايشان مي‌گويد: مرحوم امام و آيت‌الله داماد از شاگردان خوب ايشان بوده‌اند. وقتي آيت‌الله بروجردي به قم مي‌آيد آيت‌الله منتظري در درس او نيز شركت مي‌كند.

نحوه آشنايي وي با آيت‌الله بروجردي و چگونگي دعوت وي به قم نيز خود حكايت جالبي دارد. آيت‌الله منتظري مي‌گويد: وقتي آقاي بروجردي به قم آمد «قبل از درس ايشان مي‎رفتيم درس اسفار آيت‌الله خميني، بعد از درس با خود آقاي خميني مي‎آمديم درس آقاي بروجردي».

پيش از آمدن آيت‌الله بروجردي به قم و پس از آن، در نيمه نخست دهه ٣٠ در درس‌هاي اخلاق امام‌خميني شركت مي‌كنند و قسمتي از منظومه را نيز (بعد از سال ١٣٢٥) نزد وي مي‌خوانند. چنانكه آيت‌الله منتظري مي‌گويد درس‌هاي اخلاق ايشان شلوغ مي‌شد چون عمومي بود و بازاري‌ها و منبري‌ها هم شركت مي‌كردند اما شاگردهاي درس منظومه وي ١٠ تا ٢٠ نفر مي‎شدند.

آيت‌الله خميني يك درس اسفار هم مي‎گفتند كه هفت، هشت نفر از بزرگان ازجمله حاج شيخ عبدالجواد (جبل عاملي خميني شهري) و حاج آقا رضا صدر و حاج آقا عزالدين زنجاني و چند نفر ديگر در آن شركت مي‎كردند، من و مرحوم مطهري به آقاي خميني گفتيم ما هم بياييم در آن درس شركت كنيم چون معمولا مي‎بايست از ايشان اجازه گرفت، به بعضي افراد مي‎گفتند نه صلاحتان نيست، آن وقت ما اجازه گرفتيم مبحث نفس اسفار و معاد جسماني را شركت كرديم البته تقريبا ١٠، ٢٠ صفحه شفاي بوعلي سينا را هم با مرحوم مطهري نزد مرحوم علامه طباطبايي خوانديم.

آيت‌الله منتظري گزارشي هم از جلسه مباحثه او و مطهري با علامه طباطبايي درباره اصول فلسفه و روش رئاليسم ارائه مي‌دهد كه بعدها كتابي به همين نام از سوي استاد مطهري با بهره‌مندي از اين مباحثات منتشر شده است. وقتي آيت‌الله بروجردي، علامه طباطبايي را از تدريس فلسفه منع مي‌كند و به آيت‌الله منتظري پيام مي‌فرستد كه درس فلسفه را تعطيل كند، منتظري به دليل نفوذي كه نزد آيت‌الله بروجردي داشته، نزد وي مي‌رود، با او بحث كرده و ايشان را متقاعد به ادامه درس‌هاي فلسفه به شيوه تازه‌اي مي‌كند. نفوذ او نزد بروجردي چنان بود كه وقتي آيت‌الله خميني كه از برجستگان حوزه بود و در درس آيت‌الله بروجردي هم شركت مي‌كرد و جزء كساني بود كه خواستار حضور وي در قم شده بودند با ايشان در موضوعاتي مانند اصلاح امور حوزه به اختلاف نظر مي‌رسند، آيت‌الله منتظري نزد آيت‌الله بروجردي رفته و در طرفداري از آيت‌الله خميني با وي محاجه مي‌كند.

به قول آيت‌الله اميني، مرحوم مطهري و منتظري، مؤسس درس خارج امام خميني مي‌شوند و بزرگ‌ترين نقش را در مطرح‌كردن درس فقه و اصول او داشتند. ابتدا ١٠، ١١ نفر شركت مي‌كردند (اميني: ٨٦) ولي بعدا كه تعداد افراد زياد شدند منتظري و مطهري ديگر خودشان شركت نكردند (همان، ٨٨). حضور اين دو، عامل مهمي در جلب و جذب ديگران به كلاس‌هاي درس آيت‌الله خميني مي‌شود. آيت‌الله ابراهيم اميني كه خود يكي از اينان بوده و مي‌گويد به تشويق و راهنمايي آيت‌الله منتظري در اين درس شركت جسته است (اميني: ٨٦ و ٨٧). آقاي مطهري مي‌گفت بايد دشواري‌ها را تحمل كنيم و براي رضاي خدا از آقاي خميني حمايت و ترويج كنيم. من براي ايشان آينده درخشاني را پيش‌بيني مي‌كنم (اميني: ٨٧).

از طرفي منتظري تقريرات درس خارج بروجردي را چاپ كرده كه آذري‌قمي مي‌گويد آقاي بروجردي اجازه نمي‌داد ديگران تقريراتش را چاپ كنند (ايزدي، فقيه عاليقدر، ج٢: ‏٣٢٢) ولي سر درس خود به تقريرات منتظري ارجاع هم مي‌دهد.

آيت‌الله منتظري ماجراي مخالفت آيت‌الله بروجردي با چاپ كتاب‌هايش از ترس حوزه نجف را (با وجود اينكه خود بروجردي تمايل داشت شاگردانش تقريرات بنويسند) بيان مي‌كند و اينكه چگونه با او بحث كرده و متقاعدش كرده كه بايد اين كتاب‌ها چاپ شوند و وقتي موفق مي‌شود، چندي بعد آقاي فاضل لنكراني (كه شرح لمعه را نزد آيت‌الله منتظري خوانده بود) وي را ديده و گفت شما خوب راه را براي ما باز كردي، ما مي‎خواستيم «صلات» را چاپ كنيم ولي ايشان قبول نمي‌كرد. بيشترين تقريرات اصول و فقه از سوي آيت‌الله منتظري كه بعضا منتشر شده‌اند مربوط به درس‌هاي آيت‌الله بروجردي است.

كتاب‌هاي فقهي«اجاره»، «غصب»، «وصيت»، «صلات» و «مبحث نماز جمعه» و «نماز مسافر» كه تحت عنوان «البدرالزاهر في صلات الجمعه و المسافر» منتشر شد، «خمس» و از درس‌هاي «اصول» ايشان تقريراتي كه تحت عنوان «نهايه‌الاصول» چاپ شده و خودآيت‌الله بروجردي هم خيلي اصرار داشتند كه چاپ بشود ولي چاپ كتاب، باني مي‎خواست، «تا اينكه آقاي حاج آقا مهدي حائري تهراني كه سرمايه مختصري داشتند و با علامه طباطبايي در چاپ كتاب همكاري مي‎كردند و گفتند ما يك مقدار از هزينه آن را تأمين مي‎كنيم، من هم نيم‌دانگ خانه در نجف‌آباد داشتم فروخته بودم پولش دستم بود، بالاخره بنا شد در ‌هزار نسخه «نهايه الاصول» را چاپ كنيم، مقداري از سرمايه‌اش مال من بود مقداري از علامه طباطبايي مقداري هم از آقاي حائري، كتاب را براي چاپ داديم و جزوه به جزوه كه چاپ مي‎شد مي‎آوردم ايشان مي‎خواندند، خوشحال بودند كه اولين كتابشان چاپ مي‎شود». شاگردي آيت‌الله بروجردي به مرحله همكاري تحقيقاتي هم مي‌رسد به‌گونه‌اي كه در نوشتن رجال هم به ايشان كمك مي‎كرد.

رفته‌رفته روابط آقاي منتظري و بروجردي بسيار نزديك مي‌شود به‌طوري‌كه از طرف آيت‌الله بروجردي جزء ممتحنين درس خارج مي‌شود. آقاي بروجردي براي حوزه درس خارج پنج نفر را مشخص كرده بودند. به‌گونه‌اي كه حتي در امور سياسي با وي مشورت مي‌كرد: «مردم نجف‌آباد به ما فشار آوردند كه خود شما يا مرحوم مطهري اين كار را قبول كنيد، مي‎گفتند بالاخره يك روحاني هم به مجلس برود.

من براي اينكه مسئله‌اي در ذهن آيت‌الله بروجردي ايجاد نشود خدمت ايشان رسيدم و همه مسائل را به ايشان گفتم، آيت‌الله بروجردي فرمود: نه شما حيف است در اين مسائل وارد شويد آقاي مطهري هم حيف است. منتظري تنها شخصيتي است كه آيت‌الله بروجردي چند بار در درس‌هاي خود از او و علمش تجليل كرده يا او را اميد آينده حوزه خوانده است. پس از در گذشت آيت‌الله بروجردي (١٠فروردين١٣٤٠) تشتت مرجعيت پيش مي‌آيد و شاه هم با تلگراف تسليت درگذشت وي به آيت‌الله حكيم در نجف، در صدد انتقال مركزيت حوزه به نجف و نيز در تلاش براي سلطه بر حوزه قم بود.

در قم «با وجود اينكه عده‌اي از خواص فضلا و طلبه‌ها به آيت‌الله خميني نظر داشتند اما جو موجود در حوزه با آيت‌الله گلپايگاني و آيت‌الله شريعتمداري بود و جمعي از مردم قم نيز به آيت‌الله مرعشي نظر داشتند، ولي آيت‌الله حكيم و آيت‌الله خوئي و آيت‌الله شاهرودي هم كم‌وبيش در جامعه مطرح بودند، مرحوم آسيدعبدالهادي زياد مطرح بود»؛ و آيت‌الله منتظري بنا به دلايلي كه داشت در پي مرجعيت آيت‌الله خميني برآمد: «پس از فوت آيت‌الله بروجردي از روزنامه‌ها آمده بودند با طلبه‌ها راجع به مراجع مصاحبه مي‎كردند.

ما آيت‌الله خميني را هم مطرح كرديم و روزنامه‌ها نام ايشان را هم جزء مراجع نوشتند. رساله ايشان هم با اصرار و پيگيري ما به چاپ رسيد. اقدام مهم وي زماني انجام مي‌شود كه حكومت شاه قصد داشت حكم اعدام براي آيت‌الله خميني صادر كند و چون مراجع از مجازات اعدام معاف بودند آيت‌الله منتظري با همكاري عده‌اي توانست نامه‌اي براي تأييد مرجعيت وي از مراجع تهيه كند. جز نقش منتظري در تثبيت مرجعيت امام خميني (نك: باقي، بررسي انقلاب ايران: ١٨٢-١٨٠) كه حاج‌احمد خميني هم به آن تصريح كرده است (رنجنامه: صفحه نخست).

با توجه به آنچه گذشت، آيت‌الله منتظري نزد استادان بزرگي تحصيل كرده بود و برخي استادان وي و آيت‌الله خميني مشترك بودند. روش و سبك فقهي آيت‌الله منتظري شباهت زيادي به آيت‌الله بروجردي دارد.

منش او نيز بيشتر شبيه بروجردي بود به‌ويژه در التزام به اصل مهم احتياط كه جايگاه رفيعي در فقه دارد، نيز توجه به فقه اهل سنت و هم‌گرايي با اهل تسنن. منتظري در مقطعي از عمر خود به راديكاليسم انقلابي كشيده شد؛ اما چون ريشه اين گرايش، عدالت‌خواهي و مبارزه با ظلم و مشرب او مشرب فقهي و حقوقي بود، او دوباره به منش مشابه بروجردي بازگشت.
در مطالعه شخصيت و افكار امام خميني و آيت‌الله منتظري يك تفاوت باريك، اما بسيار مهم ناديده انگاشته شده است و آن اينكه مشرب كلي امام خميني، «عارفانه» بود و مشرب كلي منتظري، «فقيهانه» يا حقوقي.

اگر در اين مجال كوتاه بيان تفاوت‌هاي اين دو رويكرد و آثار فكري آن ميسر بود، دستيابي به يكي از ريشه‌هاي معرفتي تفاوت ديدگاه و عملكرد اين دو شخصيت برجسته جهان تشيع سهل‌تر بود. در واقع هرجا آيت‌الله خميني براساس نگرش فقهي، موضعي اتخاذ كرده، محصولش آثاري مانند بيانيه ٨ماده‌اي و نظاير آن است.

اما آنچه درباره آيت‌الله منتظري مي‌توان گفت، اين است كه وجود دو رويكرد «انقلابي» و «فقهي» در دهه نخست انقلاب، منظومه‌اي دوگانه از انديشه‌هاي وي ساخته است؛ به‌گونه‌اي كه در كتاب دراسات (يا: مباني فقهي حكومت اسلامي) اين دو به موازات هم پيش مي‌رفت. در يك‌سو نظريه‌هايي كه با معيارهاي دموكراتيك همخواني بايسته ندارند و در سوي ديگر علاوه بر موضع‌گيري‌هاي عملي شهروندمدارانه و حقوق‌محور. در عرصه انديشه نيز حتي در زماني كه حقوق‌‌بشر فراموش‌شده‌ترين موضوع در ادبيات سياسي و مطبوعاتي بود، او يك سند جهاني حقوق‌‌بشري درباره حقوق زندانيان را به‌طور كامل در يك متن فقهي نقل كرده و تأييد مي‌كند.

**فقيه مؤسس
آيت‌الله منتظري نوآوري‌هاي فقهي چندي داشت كه در اين يادداشت كوتاه نمي‌توان به نحو مستوفي از آن سخن گفت. برخي نوآوري‌هاي وي عبارت‌اند از:
سلسله مباحث ولايت فقيه
- اهتمام به فقه تطبيقي
- حرام‌بودن سبّ خلفا و علماي اهل سنت. (دو مورد اخير مبناي تأسيس هفته وحدت شيعه و سني از سوي آيت‌الله منتظري شد كه اكنون در آن به‌سر مي‌بريم و اگر پشتوانه‌ها و الزامات هفته وحدت هم پذيرفته شده بود، امروز منطقه شاهد اين خشونت‌ها نبود)
- احتكار و منحصرنكردن آن به غلات اربعه
- عدم استقلال افساد از محاربه پس از عدول از نظريه استقلال عناوين افساد و محاربه
- فتواي جديد و استدلالي درباره دست‌دادن با نامحرم و مصافحه با اجنبيه
- ضرورت احصاي تاريخ به ‌عنوان منبع فقه و فتوا
- برابركردن ديه مسلم و غيرمسلم و زن و مرد از طريق تأمين مابه‌التفاوت ديه از سوي بيت‌المال
- ضرورت توجه خاص به اينكه احكام فرعي فقهي نبايد موجب وهن دين شود و اگر چنين باشد، انجام آن جايز نيست؛ مانند فتوا به لزوم ترك قمه‌زدن.
- تفكيك حقوق از اعتقادات كه ثمره آن قائل‌شدن به حقوق شهروندي فِرَق مختلف بود.
- وجوب تحزب
- تبديل مجازات شلاق به جريمه مالي (كه امام خميني در اين مورد خواستار عمل به فتواي ايشان شد).

هركدام از اين موضوعات در جاي خود درخور بررسي تفصيلي و توضيح و تحليل است؛ اما آنچه از همه مهم‌تر به نظر مي‌آيد، اين است كه او نخستين فقيهي است كه حقوق‌‌بشر را وارد فقه كرد. تفصيل اين موضوع ابتدا در سال ١٣٨٢ در روزنامه «شرق»، سپس در كتاب «فلسفه سياسي- اجتماعي آيت‌الله منتظري» تبيين شده كه در اين مقال محدود بازگوكردن آن ميسر نيست و ناگزير از ارجاع‌دادن است.

درعين‌حال حقوق‌‌بشر، يك پديده غربي نيست؛ بلكه يك دستاورد بشري است و درختي است كه در فرهنگ شرق و غرب ريشه دارد. منتظري از حقوق‌‌بشر نه هراس عملي داشت، نه هراس نظري، به‌همين‌دليل به آن التفات داشت. با يادآوري اين نكته كه قائل‌شدن به نظريه منتظري متقدم و متأخر به‌مثابه دو منتظري متعارض، نارواست، مي‌توان گفت گرچه شخصيت‌هايي مانند استاد مطهري از نخستين فقهايي بوده‌اند كه در دهه‌هاي ٣٠ و ٤٠ به مباحث حقوق‌‌بشر توجه ويژه داشتند؛ اما آيت‌الله منتظري نخستين فقيهي بود كه در دوره متأخر زندگي خويش مبحث حقوق‌‌بشر را وارد فقه كرد.

او در ميانه دهه ٦٠ با استناد به اسناد بين‌المللي حقوق‌‌بشر درباره حقوق زندانيان به نحو محدود اين كار را انجام داد و در واپسين درس خارج خويش در سال ١٣٨٢ به نحو گسترده‌اي به مقوله حقوق ذاتي انسان و كرامت انسان «بماهو انسان» پرداخت (نك: فلسفه سياسي اجتماعي...) و پيش و پس از آن در استفتائات، مصاحبه‌ها و بيانيه‌هاي مختلف به بهانه‌هاي گوناگون متذكر آن شد (نك: ديدگاه‌ها، جلدهاي ١، ٢ و ٣).

اين راه ناتمام ماند. آيت‌الله منتظري در كتاب انتقاد از خود مي‌گويد: «در بُعد علمي يكي از مهم‌ترين اشتباهات ما اين بود كه حقوق انسان به‌ماهو انسان را در تحقيقات فقهي خود مورد عنايت قرار نداديم و از سنت سلف صالح خود پيروي كرديم و برخي از بحث‌ها درباره كرامت و حقوق ذاتي بشر را سوغات غرب دانستيم؛ درحالي‌كه بسياري از اين مسائل مأخوذ از شرع و بلكه مورد تأكيد آيات و روايات است و برخي ديگر لازم است مورد تحقيق و بررسي دقيق قرار گيرد و من در آخرين درس‌هاي خارج خود به‌طور گذرا به اين مهم اشاره كردم (انتقاد از خود: ١٦٥-١٦٤). او اميدوار است كه شاگردانش اين راه ناتمام تحقيق وي را ادامه دهند.

آيت‌الله منتظري موضوع حقوق ذاتي بشر و فراتر از آن كرامت ذاتي را به موضوع و مبنايي براي اجتهاد بدل كرد. آيت‌الله منتظري در واپسين درس‌هاي خارج‌فقهي خود گفته‌اند: «اين مسئله را در فقه جايي مطرح نكرده‌اند ولي بين روشنفكران خيلي مطرح است كه آيا اسلام براي انسان با قطع نظر از اينكه هر ديني داشته باشد ارزشي قائل است؟

نوعا فقها مي‌گويند نه و اگر كافر ذمي باشد مال و خون او محترم است، ولي اگر كافر حربي باشد حرمت ندارد. سپس كافر حربي را چنان معني مي‌كنند كه كسي اهل ذمه نمي‌ماند ولو اينكه جنگي وجود نداشته باشد. ما مطلب را مطرح كرديم و تتبع آن را به فضلا وامي‌گذاريم».

در پايان مي‌گويند: «من تقاضا دارم كه چون فرصت تتبع پيدا نكردم اين سؤال كه انسان كرامت ذاتي دارد يا نه را تتبّع كنند. اينكه انسان گل سرسبد خلقت است، البته مؤمن به جاي خود احترام دارد اما احترام انسان هم جاي خود». (باقي، فلسفه سياسي...: ١٦٥ و ١٧٤).

بيت ايشان و شاگردان زبده وي كه برخي از آنان، اكنون در مجمع محققين و مدرسين حوزه علميه قم حضور دارند و از فقهاي صاحب اثر و كرسي تدريس‌اند، به ادامه اين راه اهتمام دارند و برخي مانند مرحوم احمد قابل كه به تازگي سالگشت رحلت وي را سپري كرديم، از اين جهان خاكي رخت بربسته‌اند اما پاره‌اي از محدوديت‌ها اجازه نداده است شاگردان وي اين راه سترگ را به نحو شايسته و بايسته بپيمايند.

همايش كرامت انسان كه سال گذشته (١٣٩٤) در ششمين سالگشت كوچ او در قم برگزار شد و به‌زودي در مدرسه اجتهاد (٢) برون‌دادش در معرض بهره‌برداري همگاني قرار مي‌گيرد، از نادر تلاش‌هاي انجام‌شده است. اگر فقه حقوق‌‌بشر توسعه يابد، آبشخور معرفتي و مذهبي داعش و داعشي‌گري تنگ مي‌شود.

اما با وجود همه نقدهايي كه به فقه وارد مي‌كنند، نه‌تنها آيت‌الله منتظري كه آيت‌الله خميني هم كم‌وبيش قبول داشت و مي‌گفت اجتهاد مصطلح در حوزه‌ها كافي نيست و نياز به عنصر زمان و مكان در اجتهاد را مطرح كرد، بلكه بسياري از فقهاي كنوني هم اين نقدها را قبول دارند اما اين نكته مهمي است كه مبناي همين مواضع آيت‌الله منتظري كه امروزه ستوده مي‌شود، «فقه» او بوده است. فقهي كه اصل احتياط در آن حاكم است و فقهي كه براي دادرسي، ضوابط و تشريفاتي دارد كه اگر يكي از آنها رعايت نشود، دادرسي را باطل و غيرشرعي مي‌داند.

گرچه صرف ديدگاه فقهي كافي نيست و شجاعت و درايت نيز مي‌خواهد. به‌جز فقيهي مانند آيت‌الله احمدي‌شاهرودي كه نظر قضائي و فقهي خويش را مكتوب كرده بود، فقهاي ديگري هم بودند كه رأي ديگري داشتند اما سكوت كردند.

مرحوم آيت‌الله مرعشي از فقهاي برجسته كه در مقطعي معاونت قوه قضائيه را نيز برعهده داشت، ديدگاه انتقادي خود را صريحا با نگارنده در ميان گذاشته بود. به‌همين‌دليل گمان مي‌كنم با وجود اهميت ابعاد انساني مسئله، اما تقليل‌دادن آن به يك موضوع صرفا سياسي و اين نوع مباحثات، فرصت يك بحث عميق‌تر براي پيشگيري را سلب مي‌كند.

*منبع: روزنامه شرق 1395.9.29
**گروه اطلاع رساني**9128** 2002**انتشاردهنده: فاطمه قناد قرصي

سرخط اخبار پژوهش