نبود «فرهنگ استفاده از تكنولوژي» با كتاب چه مي كند؟ - بهزاد پاكروح*

تهران - ايرنا - تكنولوژي «اگر درست به كار گرفته شود»، در تمام جنبه ها بسيار به نفع كتاب است اما اين «اگر» جاي بحث دارد.

ابداع كننده و عرضه كننده تكنولوژي لزوما «فرهنگ استفاده» از آن را با آن عرضه نمي كند، انتظار هم نداريم چنين كند زيرا تخصص و حتي دغدغه او اين نيست.
از عموم كاربران هم نمي شود توقع داشت كه فرهنگ استفاده را خود به طور كامل كسب كنند.
اين كار بايد متولي داشته باشد، متولي بايد بداند، بتواند و بخواهد كه فرهنگ استفاده از تكنولوژي را در اختيار كاربران بگذارد هرچند اين كار ساده اي نيست زيرا از يك سو مستلزم اشراف متولي بر چيستي تكنولوژي مورد نظر و جوانب آن و از سوي ديگر مستلزم داشتن شناخت صحيح از فهم و درك كاربر و نيازهاي اوست.
اگر شما با زبان مخاطب با او صحبت نكنيد، حرفتان را نمي پذيرد يعني اصلا حرفتان را نمي فهمد.
تكنولوژي به تغييرات و تاثيرات، شتاب چشمگير مي بخشد و هوشمندي و چابكي متوليان فرهنگي را مي طلبد كه در واقع (نه به گمان خود) از آن جا نمانند و جنبه منفي آن بزرگتر از جنبه مثبت نشود.
اگر كاربرِ تكنولوژي، پرورش صحيحي نداشته باشد، مي شود مصداق «چو دزدي با چراغ آيد، گزيده تر بَرَد كالا»، حالا همين اتفاق در زمينه هايي مثل دانلود غيرقانوني كتاب و استفاده از تجهيزات پيشرفته چاپ و تكثير براي تكثير غيرقانوني كتاب
افتاده و در حال وقوع است.
تاثير مثبت تكنولوژي را نبايد نديده گرفت اما در غياب فرهنگ استفاده از آن، تاثير منفي بيش از انتظار و حتي بزرگتر از حد قابل تحمل است.
در همه جاي دنيا اي- بوك ها، نرم افزارها، اپليكيشن ها و وب سايت ها جايگزين بخش كم يا زيادي از نياز مخاطب به كتاب شده اند كه بسيار خوب است.
كتاب هدف نيست بلكه كتاب وسيله و هدف انتظاري است كه از آن مي رود، در صورتي كه چيزي بهتر از كتاب اين انتظار را برآورده كند و جايگزين آن شود بايد استقبال كرد، اما سوال اين است كه آيا اين جايگزيني به شكلي درست رخ داده است؟
بايد گفت، در بعضي كشورها نه، اكنون در ايران چه چيزي كم و بيش جاي كتاب را گرفته است؟
امروز شاهديم فايل هاي پي دي اف كتاب بدون اجازه نويسندگان و ناشران منتشر و سبب شده، اين افراد براي نوشتن و انتشار رغبت و امكانشان كم شود از اين رو اگر به فكر چاره اي در اين باره نباشيم، اثرِ ويرانگر آن در كوتاه مدت بر نويسندگي و نشر و در ميان مدت بر علم و فرهنگ جامعه ديده خواهد شد.
در برخي موارد و تا پيش از اين يك مولف كتابي را براي نشر به چند ناشر پيشنهاد مي داد اما هيچيك آن را نمي پذيرفتند اما اكنون تكنولوژي به فرد اجازه مي دهد فايل نوشته خود را به دست هزاران نفر برساند كه اين خيانت به آن هزار نفر و افرادي است كه پس از آن از اين كار متضرر مي شوند.
براي اينكه تصور نشود، آن نويسنده حق دارد كتاب خود را منتشر كند، موضوع كتابي را مثال مي زنم.
فرض كنيد كتابي درباره آموزش خلباني است، وقتي نويسنده كتاب يك بار هم خلباني نكرده از كتاب او براي انتشار استقبال نمي شود اما فايل همين كتاب در صورت قرار گرفتن در فضاي مجازي بارها دانلود مي شود.
اين جا ديگر تكنولوژي مقصر نيست بلكه مقصر افرادي هستند كه فرهنگ استفاده از تكنولوژي را عرضه نكرده اند.
ريشه اين مساله در آموزش نديدن اشخاص است. اين جا اگر متوليان فرهنگ سازي كار خود را درست انجام داده باشند، بايد نتيجه كار اين شده باشد كه عده كمتري به خود اجازه دهند، مطالب ضعيف و نادرست را عرضه كنند و اگر هم عرضه كنند «عده كمي» پذيرنده آن باشند در حاليكه اكنون چنين نيست.
براي نمونه شما يك كانال بي نام و نشان تلگرام را مي بينيد كه توصيه هاي تخصصي پزشكي مي كند، اصلا صاحب كانال معلوم نيست چه كسي است.
مثلا شخصي با تحصيلات ديپلم از اينترنت مطالبي را در حد فهم خود و غالبا از سايت هاي نامعتبر كپي مي كند، اين كانال دهها هزار عضو دارد.
نمي شود گفت اينجا تكنولوژي مقصر است، آن دهها هزار عضو هم مقصر نيستند بلكه قرباني اند؛ مقصر كسي است كه مسووليت و امكان فرهنگ سازي و آموزش و پرورش كاربران را داشته و كار خود را درست انجام نداده، كسي كه آگاهانه با استفاده از تكنولوژي به ديگران لطمه مي زند و كسي كه وظيفه برخورد با سوء استفاده كنندگان را دارد و كوتاهي كند.
تكنولوژي يك ذره هم متهم نيست.
«علم اگر با همه اخلاق قرين نيست چه سود؟ / جسمِ بي روح، همان بِه كه به خاكش سپرند!»
.......................................................................................
نويسنده و مسوول انتشارات انديشه سرا
فراهنگ**1880 ** 1071 ** دريافت كننده: پروين اروجي ** انتشار دهنده: اميد غياثوند

سرخط اخبار فرهنگ