۱۷ آبان ۱۳۹۵ - ۱۳:۴۷
کد خبر 82298181
۰ نفر
«خانه خورشید»؛ پناه امن زنان بی پناه

تهران- ایرنا- كوچه ای در خیابان شوش، اگرچه گمنام است اما خانه خورشیدی دارد كه سال ها، پناه امن زنانِ بی پناه و رنجور بوده است؛ زنانی كه هر یك كوله باری سنگین از ناملایمت ها و رنج های زندگی را به دوش كشیده اند.

زنان بی پناه و معتاد، این واماندگان در جاده زندگی، دستان مهربانی را چشم انتظارند كه همراه با اندكی محبت و نگاهی پاك آنان را در مسیر دشوار پیش رو یاری كند؛ زنانی كه چالش ها و تنگناهای زیر سقف را تاب نیاورده و به امید ساختن دنیایی بی سقف، پا به عرصه ای گذاشته اند كه جز خیابان خوابی، تعرض، ناامنی و گاه فرزندان نامشروع سرانجامی نداشته است؛ زنانی كه شماری از آن ها زندگی را تمام شده می انگارند، بارها خودكشی كرده اند و خسته از بی پناهی و تنهایی به دنبال راه نجات می گردند.
با گذر از كوچه ای گمنام در جنوبی ترین نقطه تهران، به خانه ای می رسیم كه هوایش هر چند با بوی دود مواد مخدر تلاقی می كند، اما گرمای درونش، زنان و كودكانی را پناه است كه چهره های چروكیده شان، نشان از ناسازگاری زمانه دارد؛ كوچه ای كه در روشنایی روز، زنان و مردانی را در گوشه و كنار آن می توان مشغول مصرف مواد مخدر دید؛ انسان هایی نیم مرده و نیم زنده كه بی اختیار، عبور هر غریبه ای را تا انتها دنبال می كنند.
خانه خورشید، در انتهای پارك «هرندی» در محله شوش واقع شده است. این خانه از سال 1385 در ناحیه چهار منطقه 12 شهرداری تهران (دروازه غار– شوش) تاسیس شد و تا سال 1393 به عنوان نخستین مركز گذری كاهش آسیب (DIC) زنان به صورت روزانه، پذیرای 100 زن و حدود 25 كودك بود اما از سال 93 تاكنون به دلیل مشكل های مالی، خانه خورشید به مركزی برای اشتغالزایی، حرفه آموزی، مشاوره و امدادرسانی به زنان معتاد و كارتن خواب تغییر كاربری داده است.
به منظور آشنایی بیشتر با نوع فعالیت این مركز، پژوهشگر ایرنا در گزارشی میدانی، ضمن گفت وگو با شماری از مراجعه كنندگان، پای صحبت های «لیلا ارشد» مدیر خانه خورشید نشست.

** روایت مراجعان خانه خورشید از مسیر اعتیاد
در حیاط خانه خورشید نشسته بود، به سراغش رفتم، زنی كه پس از 29 سال مصرف انواع مواد مخدر، چهار سال است كه به دنیای پاكی پانهاده و آرامش كنونی خود را با همتایانش تقسیم می كند.
چهره آرام اما پر خطی دارد. در پاسخ به چرایی مصرف مواد مخدر، نگاه به زمین می دوزد و نبود اعتماد به نفس و توانایی نه گفتن را دلیل اصلی روی آوردن به مواد مخدر عنوان می كند و با یادآوری روزهای گذشته می گوید: از روی غرور و لجبازی، در جمع دوستان، با تعارف یك سیگار نتوانستم نه بگویم و شروع شد. كم كم به سمتی كشیده شدم كه به هر چه پیشنهاد می شد، جواب مثبت می دادم. به خودم كه آمدم، 29 سال از مصرفم گذشت و همه چیز را از دست دادم؛ فرزند، همسر و زندگی. حامی هم نداشتم تا من را از این منجلاب بیرون بكشد. دیگر خسته شده بودم، خسته از كارتن خوابی و زندان و تیمارستان. بارها دست به خودكشی زدم تا رها شوم اما انگار خداوند هنوز هم من را دوست داشت. تنها و سردرگم مانده بودم تا این كه خانه خورشید ناجی من شد. حرف های با محبت و نگاه برابر آنان، امید را دوباره در من زنده كرد و خواستم كه بازگردم. الان با فرزندان خودم در كانون گرم خانواده زندگی می كنم و وقت خود را برای زنانی صرف می كنم كه همانند من بی پناه و تنها هستند و چشم یاری به ما دوخته اند.

**از لجبازی با خانواده تا 6 سال خیابان خوابی
شب ‌ها در پارك‌ خوابیدن و قرار گرفتن در معرض انواع آزارهای روحی و جسمی، گوشه ای از رنجی است كه یكی دیگر از زنان خانه خورشید با درد و آه از آن یاد می كند.
پس از آنكه پدرش را از دست داد، زندگی اش در مسیر ازدواج زودهنگام و ناخواسته قرار گرفت. نگاهی به دوردست می اندازد و ادامه می دهد: ته خط رسیدن، یكدفعه كه پیش نمی آید بلكه خیلی از مشكل ها دست به دست هم می دهد تا آدم به ته خط برسد. فقر فرهنگی و ناآگاهی و البته لجبازی و سركشی من را به اینجا كشاند. مواد را با تزریق شروع كردم تا این كه از خانواده طرد شدم و تنها و بدون حامی در پارك ها و خیابان ها روز و شب گذراندم. در خماری مواد، ناخواسته باردار شدم. تا اینكه از وجود خانه خورشید باخبر شدم و تنها پناه خود را اینجا یافتم. با حمایت های مدیران این خانه، خداوند فرزند سالمی به من هدیه داد. نور امیدی كه با به دنیا آمدن فرزندم در من به وجود آمد، قدرت ترك را به من داد و الان چهار سال است كه پاك هستم.
در دل این زن اما هنوز آثار نامهربانی های روزگار پا بر جا است. او در گفت وگویش از روزهای دشوار گرفتن شناسنامه برای خود و فرزندش گفت؛ از مادری كه با گذشت چهار سال پاكی، هنوز هم او را باور ندارد و پذیرایش نیست. آهی كشید و ادامه داد: نگاه های مردم و خانواده در بازگشت و پاك ماندن فرد معتاد بسیار مهم است. متاسفانه پس از چند سال، هنوز خانواده پذیرای من نیست و حمایت های مادی و معنوی را از من دریغ می كند. دولت هم برای زنانی مانند من، برنامه ای ندارد؛ نه مركز مشاوره مناسبی و نه یك نهاد حامی.

**خانه خورشید؛ از آغاز تاكنون
پس از گپ و گفتی كوتاه با زنان رهایی یافته از دام اعتیاد، به سراغ ارشد، مدیر خانه خورشید رفتم تا با تجربه سال ها فعالیت این مركز سامان بخشی به امور زنان آسیب دیده جامعه، آشنا شوم.
ارشد كه پایه گذار این خانه است، درباره انگیزه اش از تاسیس خانه خورشید گفت: من از دهه ‌٥٠ به عنوان دانشجوی مددكاری در محله دروازه غاز تهران حضور داشتم. در دهه 70 هم با انجمن حمایت از حقوق كودكان كار به این منطقه آمدم و متوجه شدم بیشتر این كودكان، درگیر مساله اعتیاد مادرانشان هستند. در آن سال ها، سازمان بهزیستی تصمیم گرفت نخستین مركز گذری كاهش آسیب (DIC) خاورمیانه را تاسیس كند و از من خواست كه مدیریت مركز زنان را بپذیرم. كار تازه و دشواری بود چرا كه فعالیت در حوزه زنان، به ویژه زنان مبتلا به اعتیاد، بسیار دشوارتر از مردان و فشار، تبعیض و برچسب زنی های گوناگون در این عرصه بیشتر است. با حمایت همكاران و اطرافیان، به دلیل شناخت شخصی از منطقه دروازه غار از سال 1385 فعالیت را در این محل آغاز كردیم و روزانه پذیرای 100 زن و كودك بودیم.
وی همچنین درباره سیر فعالیت های خانه خورشید گفت: این خانه به مدت 10 سال نخستین مركز DIC زنان بود. طی این سال ها تجربه های ناخوشایندی داشتیم، ناهماهنگی و بی برنامگی ها را تحمل كردیم اما از گروه هدف دور نشدیم تا این كه قانون جمع آوری زنان متجاهر و معتاد جایگزین سازوكار حمایت از مراكز دی آی سی شد و به دلیل فشارها و مشكلات مالی تصمیم گرفتیم كه به زنان برای قطع سوءمصرف كمك كنیم؛ زنانی كه صدا و هویت ندارند، مواد را ترك كرده اند اما شناسنامه ندارند، همسرانشان مرده اند اما هنوز نامش را یدك می كشند و كار و پول ندارند.
به گفته ارشد، این خانه اكنون، یك مركز اشتغالزایی، ارایه حمایت های اجتماعی و توانمندسازی است و به زنان معتاد مراجعه كننده مشاوره ارایه می دهد. اكنون بیش از 200 پرونده مراجعه كننده در این خانه موجود است كه افزون بر حمایت های حرفه آموزی، به این مراجعان سبد كالا هم اعطا می شود.
وی یادآور شد: برنامه های خانه خورشید با ارایه خدمات كاهش آسیب مانند درمان دارویی، ارایه سرنگ و سوزن و وسایل پیشگیری از بارداری ناخواسته شروع شد. كم كم آموزش ها و مهارت های فردی، بهداشت، فرزندپروری، آموزش های جنسی سالم، كلاس های حرفه آموزی، یوگا، هنر و مشاوره هم به برنامه ها اضافه شد. در این میان اگر فردی را توانا در ترك می دیدیم به او كمك می كردیم تا قطع سوءمصرف كند چراكه معتقدیم داستان سوءمصرف مواد، مساله ندانستن و نخواستن نیست بلكه نتوانستن است. هیچ كسی به اندازه یك زن معتاد، درد و رنج بی احترامی، تحقیر، و طرد را تجربه نكرده است. هیچ كس به اندازه آن شخص نمی داند مواد با انسان چه می كند.
ارشد كه بیش از 30 سال از عمر خود را در خانه خورشید گذرانده است، ادامه داد: در زمان شروع به كار، هیچ نهاد دولتی نمی دانست كه زن معتاد و كودكش شناسنامه ندارد و به دلیل شرایط فیزیولوژیكیِ ناشی از مصرف مواد مخدر، بارداری های ناخواسته و پی درپی برای زنان به وجود می آید. به دلیل موقعیت مكانی و ارتباط مستقیم با مراجعه كنندگان، به خوبی از آسیب های موجود در این حوزه آگاهیم. این مركز از آسیب هایی چون خشونت ها و ناملایمت های جامعه علیه زنان معتاد، فروش فرزندان به مبالغ ناچیز، شكنجه های جسمی كودكان و ایجاد معلولیت های عمدی برای استفاده در حرفه گدایی و فروشندگی و بهره برداری های جنسی از كودكان دختر و زنان معتاد به خوبی آگاه است. به همین دلیل از دولت تقاضا داریم با سیاستگذاری و برنامه ریزی مناسب ما را در رسیدن به كاهش آسیب كمك كند. باید سیاست ها را در تناسب با رخدادها و آسیب ها پایه گذاری كنیم اما متاسفانه هنوز برنامه ریزی درستی در این باره صورت نگرفته است.
ارشد در پایان به رغم اشاره به دشواری های این فعالیت ها و رویدادهای تلخی چون مرگ برخی مراجعان، از بهبودیافتن شماری از آنان و بازگشت به كانون خانواده و جامعه ابراز خوشحالی كرد و از یاری رسانی همه افراد، نهادها و سازمان هایی كه امكان ارایه كمك های فكری، تخصصی و مالی را برای بهبود شرایط گروه هدف در خانه خورشید دارند، استقبال كرد.
**گروه پژوهش و تحلیل خبری
خبرنگار: فاطمه دهقان نیری**انتشاردهنده: سیدمحمد موسی كاظمی**پژوهشم**9294**9279