بازخواني مرگ شگفت انگيز تعزيه خوان البرزي در روز عاشورا

كرج- ايرنا- پژوهشگر فرهنگ و تاريخ البرز در ايام محرم ضمن اشاره به تاريخچه برگزاري تعزيه در اين استان، مرگ شگفت انگيز تعزيه خوان البرزي را در روز عاشورا بازخواني كرد.

حسين عسگري روز چهارشنبه در گفت و گو با خبرنگار ايرنا افزود: مرگ حاج اسماعيل اخلاقي (1315- 1388ش) از تعزيه خوانان استان البرز، در 73 سالگي قصه عجيبي دارد، قصه اي كه اهالي شهر تنكمان از توابع شهرستان نظرآباد واقع در استان البرز از ديدن و شنيدنش آن انگشت به دهان ماندند.
وي گفت: مرگ اين تعزيه خوان بيشتر به قصه هاي تاريخي و گاهي هم خاطرات قديمي ها مي ماند، مرگي كه ظهر روز عاشوراي محرّم 1431ق يعني دقيقاً ششم دي ماه سال 1388 در شهر تنكمان رخ داد.
وي اظهار داشت: اين مرگ كه به گفته خيلي ها ناگهاني بوده، بدون داشتن سابقه بيماري خاصي در حاج اسماعيل رخ داد، يك مرگ طبيعي، شايد هم يك دعوت... شاهدان نزديك اين اتفاق هم هيات عزاداران حسيني تنكمان بودند، هياتي كه از سال 1354ش تأسيس شد.
عسگري افزود: تعزيه خواني در اين روستا بالاي 150 سال قدمت دارد، آنها كه صدايشان خوب بوده و استعداد خوبي براي اجرا داشتند، پاي ثابت تعزيه خواني هاي تنكمان بودند، نمايشي كه شهادت خوان اصلي اش، حاج اسماعيل اخلاقي بود.
وي ادامه داد: فرزند حاج اسماعيل به ياد مي آورد 'حاجي آرزو داشت كه رفتنش متفاوت باشد. اهل ريا هم نبود كه خودش را مذهبي نشان دهد. هيچ وقت براي اجرا، منبر را نمي بوسيد، مي گفت مردم اين را پاي ريا مي گذارند. شب قبل از روز عاشورا همه در خانه شهيد قربان علي اخلاقي جمع بودند و نسخه ها را دوباره خواني مي كردند. آن شب حاجي قرار نداشت و پلك روي هم نگذاشت. فردايش قبل از اجراي تعزيه خواني، حاج اسماعيل زودتر از نوبتش رفت روي صحنه. دقيقاً صحنه اي كه علي اكبر كفن پوش شده بود:
- امام حسين(ع ): ساعتي صبر كن اي مونس جانِ منِ زار؛
- علي اكبر(ع ): نيست ديگر به دلم جانِ پدر، صبر و قرار؛
- امام حسين(ع ): بنشين نزد پدر با تو وصيّت دارم؛
- علي اكبر(ع ): چه وصيت پدر اي، شوق شهادت دارم؛
- امام حسين(ع ):...
حاج اسماعيل اينجا كه مي رسد، سكوت مي كند؛ چند قدم عقب مي رود؛ خميازه اي مي كشد؛ آرام روي زمين مي افتد؛ چشمانش را مي بندد؛ نفس هاي آخر را مي كشد. حاجي با لباس شهادت خواني ابا عبدالله الحسين (ع) با گفتن 'يا حسين' مي خوابد و ديگر بيدار نمي شود. حاج اسماعيل گفته بود: 'آنقدر كه جان دارم بايد بروم تا برسم.''
6156/ 6155 خبرنگار: نوشين طهماسبي** انتشار دهنده : محمد عزيزپور