اقتصاد خلاق راهكاري جهت تحقق اقتصاد مقاومتي- غلامرضا خليل ارجمندي*

در تاريخ جوامع بشري، فراز و نشيب‌هايي وجود دارد كه تعيين‌كننده سرنوشت و نوع تفكر و نگاه ملت‌ها است.كشور ايران نيز از اين قاعده مستثني نيست. نظام جمهوري اسلامي ايران در حدود 4 دهه گذشته،با از خودگذشتگي و فداكاري بسياري از فرزندان اين مرز و بوم، مسير پيشرفت و تعالي را طي كرده است.

شعار «اقتصاد مقاومتي؛ اقدام و عمل»، كه طبق سنت چند ساله اخير مبني بر نامگذاري هدفمند سال‌ها از سوي مقام معظم رهبري، به‌عنوان شعار سال‌جاري در نظر گرفته شده است؛ نامي وزين و شايسته است. چرا كه در جهت نيل به اهداف خطير اقتصاد مقاومتي به‌عنوان الگوي جديد اقتصادي كشور، چه چيز مهم‌تر از اقدام و عمل، با عزم جدي و دوشادوش دولت و ملت در سايه رهنمون‌هاي رهبري است.
ايشان دو ويژگي مهم را به‌عنوان ماهيت اين الگوي اقتصادي برشمرده‌اند: درون‌زايي كه به بهره‌برداري جامع از كليه ظرفيت‌هاي موجود در كشور اشاره دارد؛ و برون‌گرايي كه بر شناخت، تعامل و هدف قرار دادن بازار جهاني و نه فقط بازار داخلي، تأكيد مي‌ورزد. لذا ارائه شاخص‌هاي عملكردي كليه دستگاه‌ها و نهادهاي دولتي در چارچوب و راستاي اقتصاد مقاومتي در هفته دولت، مي‌تواند عملكرد و اقدامات شاخص دولت را بيش از پيش نمايان كند.
مجموعه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، با محوريت صندوق اعتباري هنر نيز در اين راستا، موضوع اقتصاد خلاق را به عنوان راهكاري عملياتي جهت تحقق اقتصاد مقاومتي در بخش فرهنگ و هنر كشور، از سال 1393 در دستور كار قرار داده است. اقتصاد خلاق كه ريشه در ثروت‌آفريني از طريق به‌كارگيري مهارت، خلاقيت و استعدادهاي افراد جامعه و ظرفيت‌هاي ديگري چون فرهنگ و ميراث آن دارد، مي‌تواند در جهت دستيابي به اين مهم براي كشور تأثيرگذار باشد.
گنجينه‌هاي عظيم و بيكراني كه از دانش و فرهنگ و هنر در سرزمين و مردم ما وجود دارد بر كسي پوشيده نيست. اتكا به همين سرمايه‌هاي دروني است كه جهت عبور از بحران‌هاي اقتصادي بايد از آنها كمك گرفت. مردم و بخصوص جوانان ما بايد باور كنند كه مي‌توان از اقتصاد متكي به نفت آزاد شد و گزينه‌هاي ديگري نظير اقتصاد دانش‌بنيان و به تبع آن، اقتصاد فرهنگ و هنر را در سبد توسعه‌اي كشور جاي داد. تشكيل كنفدراسيون فرهنگ و هنر در اتاق بازرگاني، صنايع و معادن ايران، نيز تلاشي در جهت رونق كسب و كارهاي فرهنگي و هنري است. يكي از اهداف تأسيس چنين نهادي، نهادينه كردن كسب و كار هنري و تقويت اين واقعيت در ذهن مردم و مسئولان است كه به هنر به عنوان يك كسب و كار بنگرند. مقولات فرهنگ و هنر از نظر بسياري از افراد يك موضوع روشنفكري و سرگرمي محسوب مي‌شود. نتيجه اين تفكر اين است كه سهم اين بخش در اقتصاد كشور يك سهم حاشيه‌اي است. در حالي كه بخش فرهنگ و هنر يك بخش رشد يابنده است، كه با سرعتي بيش از ساير بخش‌هاي اقتصادي توسعه مي‌يابد. به علاوه اين بخش امكانات و فرصت‌هاي شغلي بسيار متفاوت و غالباً با مهارت‌هاي بالا را ايجاد مي‌كند. در كشور ما بسيارند فرهيختگان و هنرمندان فعال در زمينه‌هاي مختلف مانند موسيقي، نقاشي، خطاطي، طراحي و حتي فيلمسازي كه خوشبختانه در چند سال اخير بخوبي خود را در رويدادها و جشنواره‌هاي معتبر بين‌المللي به جهانيان ثابت كرده و نام ايران را بر فراز قله‌هاي افتخار به اهتزاز درآورده‌اند؛ هنر و خلاقيت در اين سرزمين و در روح مردم آن ريشه دوانده است. نكته جالب توجه در رابطه با اقتصاد خلاق و صنايع وابسته به آن اين است كه آنها ضمن سرچشمه گرفتن از هويت يك ملت، خود نيز براي افراد آن سرزمين هويت ساز هستند.
لذا صندوق اعتباري هنر ضمن تلاش مستمر در جهت گام برداشتن در اين راه، قصد آشناسازي هر چه بيشتر ملت عزيز را با اقتصاد خلاق دارد و در اين ميان، رسانه‌ها هستند كه با مطرح كردن موضوع و اهميت و ظرفيت بالاي آن در توسعه اقتصادي، بستر مناسبي را جهت پيشبرد و تحقق اقتصاد خلاق و اقتصاد مقاومتي در كشور فراهم خواهند آورد. اميد است كه با همراهي و تعامل مثبت دولتمردان و رسانه‌ها در زمينه توسعه و ترويج اقتصاد خلاق، شاهد تقويت هر چه بيشتر جايگاه اقتصادي و اقتدار ملي كشور عزيزمان ايران باشيم.
*مدير عامل صندوق اعتباري هنر
منبع: روزنامه ايران 7 شهريور 95
پژوهشم**9160**