۲۵ مرداد ۱۳۹۵،‏ ۹:۵۳
کد خبر: 82188821
۰ نفر
چرا همچنان در نشريات رسمي مي‌نويسيم؟

تهران- ايرنا- «در قياس با نشريات رسمي، آدم‌هاي بيشتري در فضاهاي مجازي فرصت سخن گفتن دارند؛ سرعت انتقال پيام آني است؛ از جانب حاكميت خطوط قرمز كمتري اعمال مي‌شود و به دليل نفوذ بالا و ماهيت چنين رسانه‌هايي امكان ديده شدن يك پيام بيشتر است.» اين مطلب سرآغاز يادداشتي در روزنامه همدلي است.

در ادامه اين يادداشت كه در شماره دوشنبه 25 مرداد به قلم مجيد مسعودي انتشار يافت، مي خوانيم: بارها ديده‌ايم كه يك پست فيسبوكي از نويسنده‌اي گمنام ده‌ها بار ديده شده؛ يا خبري در يك كانال تلگرامي به كرات خوانده شده است.
حتي قسمت‌هايي از نشريات كاغذي امكان ديده شدن فراگير مي‌يابند كه به فضاي مجازي راه يافته باشند. از حيث اثرگذاري و ايجاد موج اجتماعي نيز مثال‌ها از كمپين‌هاي موثري كه در فضاي مجازي شكل گرفته‌اند، كم نيست. چه اينكه حتي برخي پيروزي انقلاب مصر در سال 2011، پيروزي حسن روحاني در سال 1392 و پيروزي نسبي اصلاح‌طلبان در اسفند 1394 را به وجود شبكه‌هاي اجتماعي مانند فيسبوك و تلگرام نسبت داده‌اند.
سوال اصلي اين است كه اگر يك اثر در قياسِ ميان نشريه رسمي و فضاي مجازي، در رسانه اخير امكان بيشتري براي ديده شدن دارد و اگر ماهيتا شبكه‌هاي اجتماعي امكانات بيشتري براي ايجاد موج اجتماعي فراهم مي‌آورند، چرا همچنان جمع بزرگي از روزنامه‌نگاران علاقه دارند در نشريات رسمي بنويسند؟
چرا يك روزنامه‌نگار علاقه دارد ابتدا نوشته‌اش را در يك نشريه رسمي منتشر كند و تنها پس از آن، اثر در فضاي مجازي منتشر شود؟ چرا همه روزنامه‌نگاران وبلاگ‌نويسي نمي‌كنند؟ اين يادداشت به قدر توان محدود نگارنده، با تاكيد بر دو مفهوم آگاهي‌رساني و رهبري اجتماعي – كه از جمله كاركردهاي اصلي رسانه است – در پي پاسخ به اين پرسش برآمده:
الف) درآمد: شايد بشود گفت كسب درآمد براي نويسندگان نشريات رسمي مهم‌ترين انگيزه است. كسي بابت وبلاگ/ فيسبوك‌نويسي پولي پرداخت نمي‌كند. گرچه در موج اول وبلاگ‌نويسي، وبلاگ‌هايي هم بودند كه با جذب آگهي درآمدزايي كرده‌اند؛ اما به نظر مي‌رسد آن طريق به دلايل مختلف موفق و همه‌گير نشد.
ب) بازنمود حرفه‌اي بودن: چاپ يك اثر در نشريات رسمي از آن سبب كه دست‌اندركاراني دارند خود به خود اين معنا را در ذهن مخاطب مي‌نشاند كه فلان مطلب چاپ شده حداقل به تاييد اولياي آن جريده رسيده است و همين به خودي خود اعتبار آن نشريه را بر آن نوشته بار مي‌كند.
اين را مقايسه كنيد با زماني كه يك روزنامه‌نگارِ گمنام در وبلاگ يا صفحه فيسبوك خود بنويسد؛ هيچ هياتي نبوده كه مطلب به تاييدش رسيده باشد. همين عامل موجب مي‌شود در قريب به اتفاق موارد، تنها مطالبي را كه در نشريات رسمي به چاپ رسيده‌اند، بتوان به عنوان رزومه به افراد حقيقي يا حقوقي ارائه كرد. كوتاه اينكه از انگيزه‌هاي اصلي براي كار در نشريات رسمي، رزومه‌سازي و بازنمود اين معناست كه نويسنده «حرفه‌اي» است.
ج) بازنمود اپوزيسيون نبودن: نشريات رسمي براي دريافت مجوز از هفت‌خوان نهادهاي حاكميتي گذشته‌اند و تازه پس از آن با انواع و اقسام نظارت‌ها هم مواجه هستند. اين بدان معناست كه حرف روزنامه‌نگارِ نشريات رسمي در چارچوب نظم مستقر شنيده و تحمل مي‌شود؛ حتي اگر روزنامه‌نگار به وضع موجود انتقاداتي داشته باشد.
به بيان ديگر انواع و اقسام محدوديت‌ها و نظارت‌ها بر نشريات رسمي كاركردي «تمايزبخش» يافته‌اند: «دروني» كه تحمل مي‌شود و «بيروني» كه برانداز است. توضيح بيشتر اينكه بسيار ديده‌ايم مطالبي كه در فضاهاي شخصي منتشر مي‌شوند و اتفاقا با خطوط قرمز نظم مستقر هم چندان زاويه‌اي ندارند؛ اما همين كه چنين نوشته‌هايي در فضاهاي شخصي منتشر شده‌اند، ناخودآگاه اين معنا را به ذهن متبادر مي‌كند كه انگار نويسنده اثر امكان حضور در نشريات رسمي را ندارد. خلاصه آن كه سود نوشتن در فضاهاي رسمي - در قياس با فضاهاي شخصي- براي آناني كه حرف‌شان با خطوط قرمز نظم حاكم زاويه‌اي ندارد، اين است كه آش نخورده و دهن سوخته نمي‌شوند!
موخره
پارادايم حاكم بر روزنامه‌نگاري كلاسيك امرار معاش، رزومه‌سازي و بازنمود پذيرش از سوي نظم مستقر است و از همين روست كه مدت‌هاست نشريات رسمي توانايي جريان‌سازي اجتماعي خود را از دست داده‌اند. در حالي‌كه پارادايم حاكم بر روزنامه‌نگاري پيشرو – كه در فضاهاي مجازي امكان ظهور و بروز دارند – ديده‌شدن فراگير است و همين عامل است كه بدان‌ها قدرت ايجاد تغييرات سياسي، اجتماعي و فرهنگي داده ‌است.
*منبع: روزنامه همدلي،25مرداد 1395
**گروه اطلاع رساني**9117**9131