۲۴ مرداد ۱۳۹۵،‏ ۸:۱۶
کد خبر: 82187217
۰ نفر
جنگ 33 روزه روز ملي اعلام شود

تهران- ايرنا- روزنامه خراسان در شماره يكشنبه 24 مرداد در سرمقاله اي به قلم محمد سعيد احديان، نوشت: پيشنهاد مي كنم مردم ايران سالروز پيروزي حزب ا... در جنگ 33 روزه را به عنوان يكي از روز هاي ملي جشن بگيرند.

در ادامه اين سرمقاله مي خوانيم: بي ترديد جنگ 33 روزه يكي از مهمترين «نقاط عطف تاريخ معاصر» در تحولات غرب آسيا به عنوان يكي از حساس ترين مناطق جهان است كه تاثير بسيار بزرگ و ماندگاري در افزايش چند وجه از مولفه هاي قدرت ايران گذاشته است.در جمله فوق در استفاده از عبارات «بي ترديد»، «نقاط عطف تاريخ معاصر» و «افزايش چند وجه از مولفه هاي قدرت ايران» كوچكترين اغراقي وجود نداشت و به همين دليل نيز پيشنهاد روز ملي شدن اين رويداد ارائه شد.
اثبات اين ادعا مجالي مفصل مي طلبد و در اين يادداشت از ميان سرفصل هاي تاثيرات بين المللي، منطقه اي و ملي جنگ 33 روزه به صورتي مجمل فقط به يك دستاورد ماندگار ملي اشاره خواهد شد كه جنگ 33 روزه چگونه از حمله به ايران جلوگيري كرد و به چه دليل نتايج ماندگار آن هم اكنون مهمترين ركن امنيت آفرين براي كشور ما محسوب مي شود. (1)
اگر به قبل از آغاز جنگ 33 روزه برگرديم، مي توانيم به ياد بياوريم كه دولت آمريكا با سيطره اي كه بعد از حمله به افغانستان و پيروزي كه در حذف صدام پيدا كرده بود، با چالش جدي ايران مواجه شد، لذا خود را براي تأديب جمهوري اسلامي ايران و حذف به گفته خود يكي از «محور هاي شرارت» آماده مي كرد، اما پيروزي در حمله به ايران به سادگي دو كشور پيشين نبود چرا كه غير از اين كه ايرانيان عزت مند از تجربه جنگ تحميلي هشت ساله سربلند بيرون آمده بودند، عمق راهبردي اين كشور با حضور حزب ا... تا كنار سرزمين هاي اشغالي پيش رفته بود و اين مسئله مي توانست براي آنان دردسر آفرين شود، لذا بايد ابتدا اين «دست بلند جمهوري اسلامي» را كوتاه مي كردند تا با خيالي آسوده براي حمله به ايران و يكسره كردن كار جمهوري اسلامي زمينه سازي و برنامه ريزي كنند.
به همين دليل به بهانه اي ساده به زعم خود فرصت را غنيمت شمردند و با راه اندازي جنگي نيابتي عزم خود را براي از بين بردن مهمترين عامل عمق راهبردي ايران عملياتي كردند.
به عبارت ديگر حمله به جنوب لبنان و مواضع حزب ا... اولين گام براي تدارك جنگ عليه ايران بود و مي توان مدعي شد در صورت پيروزي در اين گام، تاكنون مردم ايران مزه جنگي ديگر عليه خود را چشيده بودند اما پيروزي حزب ا... در اين جنگ نيابتي، در درجه اول اين نقشه را نقش بر آب كرد و سپس مانند بومرنگي معكوس عمل كرد به گونه اي كه حتي سايه جنگ را از سر كشور ما دور كرد و عامل اصلي امنيت بخش كنوني ما شده است چرا كه؛
اولا با تقويت حزب ا...، گفتمان مقاومت، در ديگر مرز هاي سرزمين اشغالي مانند غزه رشد و عمق راهبردي جمهوري اسلامي در لبنان و فلسطين به جاي تضعيف، چندين برابر قبل افزايش پيدا كرد.
ثانيا جنگ 33 روزه بذر هاي بيداري اسلامي را در جهان اسلام پاشيد و نفوذ گفتماني ايران را به عنوان يكي ديگر از محور هاي عمق راهبردي و مولفه هاي قدرتش تقويت كرد.
ثالثا هيبت شكست ناپذيري اسرائيل را از بين برد و مخصوصا براي ساكنان يهودي نشين داخل اين سرزمين «تجربه اي بازدارنده» براي ماجراجويي اين رژيم ايجاد كرد.
رابعا تفوق تسليحاتي سلاح هاي ناشناخته ايراني، معادلات محاسبه گران نظامي از قدرت تسليحاتي بازدارندگي ايران را دچار اغتشاش كرد به طوري كه از نظر استراتژيست هاي نظامي اين ابهام به دليل عدم امكان محاسبه دقيق «ضربه پذيري و ضربه زني» عامل مهم بازدارنده از پيشنهاد حمله محسوب مي شود.
خامسا و از همه موارد ديگر مهمتر به جاي اين كه حزب ا... لبنان به عنوان ناامن كننده اسرائيل در صورت حمله به ايران از صحنه معادلات حذف شود، گزاره اي در نقطه مقابل آن قطعي و تثبيت شد كه اگر كوچكترين حمله اي به ايران صورت گيرد، «ماشه حزب ا...» عمل خواهد كرد وهزاران موشك، اسرائيل را هدف قرار مي دهد و زندگي را براي ساكنان نگران اين سرزمين ناامن مي كند.
فراتر از همه تحليل هاي ذكر شده، توجه به مواضع پنهان و پيداي مقامات آمريكايي اعترافي بزرگ در اثبات اين ادعا محسوب مي شود. جان كري وزير خارجه آمريكا كه درباره عدم اراده ايران براي نابودي اسرائيل سخن مي گفت، به قدرت موشك هاي حزب ا... اعتراف و تلويحا توان نابودي اسرائيل توسط ايران را تاييد كرد: «من چيزي كه بيانگر قصد آن ها براي اين كار (نابودي اسرائيل) باشد، نديده ام. آن ها 80 هزار موشك در اختيار حزب ا... گذاشته اند كه به سمت اسرائيل نشانه گيري شده و هر تصميمي در اين رابطه مي توانست گرفته شود.» در همين زمان اوباما در نشستي محرمانه كه رسانه هاي اسرائيلي اطلاعات ويرايش شده آن را منتشر كردند در دفاع از توافق برجام و اين كه امكان حمله نظامي به ايران وجود نداشت، دليل عدم امكان حمله به ايران را همين قدرت بازدارندگي «ماشه حزب ا...» مورد اشاره جان كري دانست و تصريح كرد: «اگر به ايران حمله كنيم حزب ا... به سمت تل آويو موشك پرتاب مي كند و اسرائيل متحمل فشار مي شود.»
با توجه به توصيفي كه شد، حتي اگر ديگر دستاورد هاي پيروزي در جنگ 33 روزه را هم كنار بگذاريم، به نظر شما رويدادي كه دشمن را از حمله به ايران حداقل تا امروز نااميد كرد نمي تواند به عنوان روزي ملي اعلام شود؟
پي نوشت
1- سرفصل هاي مهم ديگر دستاورد هاي جنگ 33 روزه عبارتند از:
* تغيير هنجار شكست ناپذيري اسرائيل كه تاثيرات بسيار گسترده اي در تحولات داخلي اين كشور و منطقه گذاشته است
* توقف و شكست عادي سازي سازش با اسرائيل كه از تحول فاجعه بار آرايش سياسي منطقه جلوگيري كرد
* شروع فراگير شدن اسلام سياسي (اسلام ناب محمدي تعريف شده توسط امام) در برابر شكست اسلام غيرسياسي اعراب (اسلام آمريكايي)
* وارد شدن سنت هاي الهي در نظام محاسباتي مسلمانان با درك عيني مفاهيم قرآني مرتبط با پيروزي حق حتي اگر اندك باشند بر باطل البته مشروط به اين كه اهل حق با باور، مخلصانه، با تدبير و پرتلاش در صحنه باشند
* نقطه عطف هژمون شدن گفتمان «مقاومت» به عنوان رويكردي عزت آفرين و پيروز در جهان اسلام و حاشيه راني گفتمان «مذاكره» سران عرب
* تشكيل جبهه مقاومت فراتر از يك گروه
*كاشته شدن بذر هاي بيداري اسلامي درنتيجه تحولات فوق كه آرايش سياسي، منطقه اي و بين المللي را دچار تحولات اساسي كرد
* افزايش 4 وجه از مولفه هاي قدرت ايران شامل: عمق راهبردي، نفوذ گفتماني، اقتدار تسليحاتي، دست برتر در جنگ نامتقارن
*منبع: روزنامه خراسان، 24 مرداد 1395
**گروه اطلاع رساني**9117**9131