۱۶ خرداد ۱۳۹۵،‏ ۹:۴۱
کد خبر: 82100731
۰ نفر
شهر در گرو بانكها

روزنامه امروز خراسان جنوبي چاپ بيرجند روز يكشنبه 16 خرداد 1395 يادداشتي با عنوان « شهر در گرو بانكها » را در شماره 3078 خود به قلم محمد راعي فرد چاپ و منتشر كرد.

ادامه يادداشت به اين شرح است: در يك اقتصاد نوين و پويا نقش بانكها بسيار حياتي و بي بديل است.
پشتيباني از توليد چه در بخش صنعت يا كشاورزي و معدن و توانبخشي به بخش مهم مسكن نيز از اهداف ارزشمند بانكهاست.
كلا بانكها با استفاده از سپرده گذاري هاي مردمي و تفكرات و مديريت بانك مركزي آنقدر توان مالي خواهند داشت كه با تخصيص وام هاي گوناگون چه كوتاه، متوسط و بلند مدت خوني تازه در رگ هاي بخشهاي توليد و خدمات تزريق كنند.
اما چرا و چگونه است اهداف بانكها در كشور ما چه قبل و يا بعد از انقلاب محقق نشد؟
چرا بانكها به سوي بنگاه داري ريل گذاري نمودند؟
چرا نتوانستند قانون بانكداري اسلامي بدون ربا را به شكل واقعي رونمايي كنند؟
چرا سود بانكها در زمان سپرده گذاري و زمان بازپرداخت وامها اينگونه متناقض و گاه حتي ويرانگراست؟
چرا بانكها دچار زايش هاي بدون كنترل شعبه هايشان شدند و هزاران ميليارد تومان صرف ساختن ساختمان هايي شيك و عجيب نمودند؟
چرا بانكداري الكترونيك در كشور ما فقط در حد دستگاه هاي خودپرداز و كوچك و حقير شده است؟
بانكداري در كشور ما آنقدر پيچيده و دور از دست رس مردم گرديده كه بيشتر وابسته به قدرتهاي اقتصادي است تا خدمت رساني به مردم .
بيل گيتس سالها قبل گفته بود كه بانكها مانند دايناسورهايي هستند كه در حال انقراض اند، چرا كه بانكداري الكترونيك نياز به آنان را منتفي نموده است و اتفاقاً در كشورهاي توسعه يافته چنين نيز شد برعكس كشورهاي در حال توسعه چون كه بانكها به سمتي گرايش يافتند كه نهايتش شد فساد دايناسوري.
آن روزهايي كه پرونده اختلاس سه هزار ميليارد توماني كه بزرگترين اختلاس تاريخ ايران تا آن روز لقب گرفت هيچكس فكر نمي كرد كه هر روز خبري تازه از فساد روي خط رسانه ها برود، اين در حالي بود كه با انتشار ماجراي پرونده اختلاس در بيمه ايران و پرونده سنگين بابك زنجاني معادلات برهم خورد و حالاهم رونمايي از فساد12 هزار ميلياردي در بانكها توسط وزير اقتصاد نشان مي دهد.
نه تنها اختلاس 3 هزار ميلياردي بزرگترين پرونده فساد در ايران نبوده بلكه با وضعيت فعلي مي توان منتظر اخبار بدتر در خصوص فساد نيز بود، همانگونه كه چندي پيش محسني اژه اي اشاره داشته كه ساختار پولي بانكي فسادزاست.
راستي چرا؟ بايد اذعان داشت كه ضعف شديد ساختار نظارتي در كشور خصوصاً در بخش اقتصاد سبب شده كه بانكها بسوي منافع خود پيش بروند همانگونه كه بانكها عملاً به جاي كار بانكداري كار موسسات صندوقي يا اعتباري را انجام مي دهند كه باعث ورود آنان به معاملات بازار شده.
بانكداري در كشور ما به پشتوانه صاحبان قدرت متكي است به همين دليل شاهد گريز از قوانين و آئين نامه ها هستيم. دليل عمده ديگر عدم نظارت بر سودهاي بانكي بالا در كشور است.
چرا كه فعلا بزرگترين صنعت سودآور در كشور صنعت بانكداري است كه عموماً در ديگر كشورها وجود ندارد.
به همين دليل مي توان اذعان داشت كه بخشي از تورم، ناشي عملكرد بانكهاست.
لذاست كه مفسدان اقتصادي هميشه از راه هاي رشوه و رانت و فساد در لايه هاي بانك نفوذ كرده و با دريافت وام هاي كلان آنها را در خارج از محل خود سرمايه گذاري مي كنند البته رانت و رشوه تنها باعث فساد بانكي نيست، ارز چند نرخي در كشور شايد عمده دليل فساد بانكي باشد.
بانكها سرمايه را نه تنها در بخش توليد و اقتصاد زاينده وارد نكرده اند بلكه منافع خود را نيز از اين بخش خارج كرده و در بخشهاي زودبازده سرمايه گذاري مي كنند.
كشورهايي كه نظارت دقيق برنظام پولي و بانكي دارند و طرح و پروژه ها را در تضمين بانكها قرار مي دهند، موفق تر بوده اند و در هرجاي دنيا كه نرخ سود كمتر از4 يا 5 درصد باشد مفسده هاي اقتصادي به حداقل مي رسد.
مقدمه طولاني فوق شايد مرور نازلي باشد به متن، متني دردآور و تاسف برانگيز، شايد در يك برآورد اقتصادي بايد نقش برخي بانكها را در استان خراسان جنوبي و كمك آن جهت برون رفت از عدم توسعه يافتگي، حياتي و منطقي دانست، اما متاسفانه با توجه به مقدمه عرضه شده نه تنها اين اتفاق نيفتاد كه به نوعي ترمزي شد براي توسعه استان!!
وقتي هزاران راه نرفته را رفتي تا وامي را براي سامان دادن به كارخانه ات بگيري يا آن را ساخته و راه اندازي كني يا در بخش كشاورزي و معدن و خدمات كه فرقي هم نمي كند، مهم عملكرد سيستم بانكي است كه ديگر بانك نيست!!
كارخانه و زمينش را از تو مي گيرند و در گرو مي گذارند، چند ضامن براي امضاي سفته ها، اسناد منزل يا محل كسب جهت ترهين و دهها نسخه قراردادي كه يك سويه بايد امضا كني و آنگاه كه به مشكلي برخوردي بانك فقط در سودش با تو شريك است و جور ضررش با خودت است.
و سودهاي كلاني كه بايد به جيب بانك بريزي براي تسويه نهايي وامي كه گرفته اي و اگر مشكل توليدت بسيار وسيع تر شد بانك هم كارخانه و زمين اش را مي گيرد.
ضامنين را به صلابه مي كشد ، اسناد گرو گرفته شده منازل را نيز به اجرا مي گذارد آنگاه برايت چه مي ماند؟هيچ!
چرا كه هوس توليد در بخشهاي سه گانه صنعت، معدن و كشاورزي كرده بودي و مي‌خواستي كاري براي منطقه ات كني و مهم تر از همه آبرو و حيثيتي است كه به ثمن بخس از تو، به را حتي به باد مي دهد.
با اين شيوه بانكداري، شهري به گروگان گرفته مي شود كه تنها بنگاه هاي معاملات مسكن آن، بانكها هستند، بانك هايي كه روزبه روز فربه تر و چون قارچ از كوچه پس كوچه هاي شهر سربرآورده و متولد مي شوند تا خويش و كارمندانش را از اصطلاح شيرين و كاذب بانكداري بدون ربا برخوردار كنند.آقايان، شهر در گرو بانكهاست!!
2047/3215/