۲۰ فروردین ۱۳۹۵،‏ ۱۰:۲۸
کد خبر: 82026273
۰ نفر
كیارستمی و سینمای زیبایی شناسانه

تهران- ایرنا- «عباس كیارستمی» یكی از كارگردانان مولف و صاحب سبك است كه در زمینه های ادبی و هنری نیز آثاری را خلق كرده است. فیلم های وی مبتنی بر نوعی شاعرانگی و دارای سویه های زیباشناسانه است كه مفاهیمی همچون دوستی، عشق و مرگ را روایت می كنند.

كیارستمی در سال 1319 در تهران متولد شد. وی دوره دبستان اش را در شمیران گذراند و پس از تحصیل در مقطع متوسطه به دانشگاه رفت، در آن جا نقاشی خواند و موفق به دریافت مدرك كارشناسی نقاشی از دانشكده هنرهای زیبای دانشگاه تهران شد.
كیارستمی از سال 1340 به عنوان نقاش تبلیغاتی در چند موسسه به كار طراحی جلد كتاب و آگهی نامه (آفیش) پرداخت. وی از سال 1346 در «سازمان تبلیغاتی نگاره» به طراحی و ساختن تیتراژ فیلم پرداخت كه نخستین آن ها تیتراژ فیلم «وسوسه شیطان» ساخته «محمد زرین دست» بود.
كیارستمی طراحی پوستر و ساخت تیتراژ فیلم‌های «قیصر» و «رضا موتوری» ساخته «مسعود كیمیایی» را انجام داد. وی سپس به مركز امور سینمایی «كانون پرورش فكری كودكان و نوجوانان» رفت.
كیارستمی پس از انقلاب پایه‌ گذار سینمایی شد كه تا به حال فیلمسازان زیادی پیرو سبكِ آن، فیلم ساخته و مطرح شده ‌اند. وی با فیلم «طعم گیلاس» در سال 1997میلادی جایزه نخل طلای «جشنواره فیلم كَن» را از آن خود كرد.
كیارستمی تجربه‌های متفاوتی در زمینه‌های مختلف نظیر عكاسی، آهنگسازی، طراحی صحنه و لباس، تدوین و حتی بازیگری داشته‌ است. وی همچنین 2 كتاب ادبی كلاسیك به نام‌های «حافظ به روایت عباس كیارستمی» و «سعدی از دست خویشتن فریاد» را منتشر ساخته ‌است.
كیارستمی فعالیت سینمایی خود در مقام كارگردان را با فیلم كوتاه «نان و كوچه» در سال 1349 آغاز كرد، در سال 1352 نخستین فیلم بلند خود را با نام «تجربه» ساخت كه برنده جایزه اول بخش روایی چهارمین جشنواره فیلم جیفونی ایتالیا شد. كیارستمی با ساخت فیلم بلند «مسافر» در سال 1353 مطرح شد و توانست جایزه ویژه هیات داوران نهمین جشنواره فیلم كودك و نوجوان را دریافت كند.
كیارستمی در سال 1354 فیلم «من هم می توانم» را ساخت و سپس در سال 1356 «گزارش» و «از اوقات فراغت خود چگونه استفاده كنیم» را كارگردانی كرد. «بزرگداشت معلم ها»، «راه ها»، «همشهری» و «اولی ها» فیلم های بعدی او به شمار می آیند.
كیارستمی در سال 1366 یكی از بهترین فیلم های خود را با عنوان «خانه دوست كجاست؟» ساخت و توانست نظر بسیاری از منتقدان و سینماگران را به خود جلب كند. «كلید» و «مشق شب» كه هر 2 با نظر مثبت منتقدان روبرو شدند، فیلم های بعدی كیارستمی هستند و پس از آن وی فیلم سینمایی «نمای نزدیك» یا «كلوزآپ» را در سال 1369 ساخت كه برخی از منتقدان این فیلم را بهترین فیلم كیارستمی می دانند.
كیارستمی در سال 1370 فیلم سینمایی «زندگی و دیگر هیچ» را ساخت و به سبك سینمایی خود شكل تازه ای داد. وی فیلم «سفری به دیار مسافر» را در سال 1372 و پس از آن «سفر» و «زیر درختان زیتون» را در سال 1373 ساخت و توانست با فیلم زیر درختان زیتون نامزد بهترین فیلم جشنواره كن شود.
این كارگردان شاخص سینمای ایران در سال 1376 فیلم سینمایی «طعم گیلاس» را ساخت و در همین سال به طور مشترك جایزه بهترین فیلم جشنواره كن را با «شوهی ایمامورا» به خاطر فیلم «اره ماهی» گرفت. كیارستمی در سال 1378 فیلم «باد ما را خواهد برد» را كارگردانی كرد و نامزد شیر طلایی «جشنواره ونیز» شد و در عین حال جایزه ویژه هیات داوران این جشنواره ونیز را نیز از آن خود كرد.
«آ.ب.ث آفریقا» در سال 1380 فیلم بعدی كیارستمی است كه در سال 1381 با فیلم «ده» دوباره نامزد بهترین فیلم جشنواره كن شد. فیلم «پنج» را پس از آن ساخت و سپس در سال 1384 فیلم «بلیط ها» را همراه با «كن لوچ» و «ارمانو المی» ساخت. وی در سال 1387 «شیرین» را ساخت كه با نظرات ضد و نقیض منتقدان روبرو شد و در سال 1389 «كپی برابر اصل» را خارج از ایران در كشور فرانسه با بازی «ژولیت بینوش» ساخت و نامزد نخل طلای كن شد.(1)

***سبك شناسی
از ویژگی ها مشترك در فیلم های كیارستمی می توان به كم حركت بودن دوربین اشاره كرد. فیلم های وی بسیار به واقعیت نزدیك است. از این رو برخی كیارستمی را یك واقعگرا (رئالیست) می دانند. بیشتر جذابیت فیلم های كیارستمی را گفت وگو (دیالوگ) ها، لوكیشن، بازی بازیگران و نماهای زیبا شكل می دهند.
كیارستمی به طور معمول از بازیگران مطرح استفاده نمی كند اما به خوبی می داند كه چگونه از بازیگرانش بازی بگیرد. در فیلم های وی صحنه های زیادی دیده می شود كه بازیگران داخل اتومبیل با هم صحبت می كنند. ذهن هنری كیارستمی به لحاظ ریختی، بخش بندی شده است. همچنین وی راوی ِ روایت هایی ساده با وجود اندیشه ای مفهوم گرایانه است. از این رو درونمایه آثارش روان، فشرده و بی هیچ اضافه ای است.
به نظر می رسد آثار سینمای كیارستمی از فیلم آفریقا، آ. ب. ث به بعد جنبه تجربی تر یافتند. شاید بهتر باشد بگوییم كه تا سال 2000 میلادی آثار سینمایی كیارستمی شكل های متعارف تر از سینمای پس از آن دارند. فیلمی مانند ده به عنوان یك حد فاصل بین 2 نوع رویكرد یا تلقی به سینما باید نگریسته شود، هر چند به عنوان جدی ترین تجربه كار با دوربین خانگی دستی دیجیتال دارای روحیه ای از تجربه گری در سینما است.(2)
كیارستمی در زمینه عكاسی و هنرهای تجسمی نیز سعی می كند ما را به عرصه ای جدید و نوعی رویكرد در هنر معاصر و مدرن وارد كند؛ عرصه ای كه ارایه چیدمان، كار با رسانه های چندمنظوره، ساده گرایی (مینیمالیسم) و مفهوم گرایی را در بر بگیرد.(3)

***نقد و بررسی
برخی معتقدند اگر فیلم هایی همچون «گاو» اثر «داریوش مهرجویی» و قیصر اثر مسعود كیمیایی را آغازگر موج نوی سینمای ایران بدانیم، فیلم های كیارستمی نیز در شكل گیری موج نویی در سینمای پس از انقلاب تاثیر داشته اند. با این حال نقدهای بسیاری نیز بر نوع نگاه و سبك فیلمسازی وی وارد شده است.
برخی منتقدان سینمایی بر این باورند دیدگاه عارفانه در كنار نگرشی طبیعت گرایانه بر سینمای كیارستمی حاكم است؛ نگرشی كه مبتنی بر نوعی بدوی ‌گرایی به زندگی انسان‌هایی است كه به پیرایه ‌های تمدن آلوده نشده‌اند. در این باور فطرت آدمی پاك است و هرچه از تمدن دورتر باشد، این پاكی و شفافی بیشتر خود را نشان می ‌دهد. از این رو درونمایه اصلی فیلم‌های كیارستمی، دوستی، عشق و مرگ است.(4)
«سعید عقیقی» منتقد سینما معتقد است كه فیلم هایی همچون ده، شیرین و آ ب ث آفریقا، بن بست هایی بدفرجام اند كه در آن ها واقعیت به شكل تحمیلی حضورش را اعلام می كند، بی آن كه نیازی به حضورش وجود داشته باشد و دست كاری های كمابیش پنهان فیلمساز در آثار گذشته اش چنان وضوحی یافته اند كه سطوحی تازه و مجزا برای فیلم به وجود می آورند.(5)
بیشتر منتقدان سینمایی بر این باورند كه سینمای كیارستمی به چارچوب های سینمای كلاسیك و آوانگارد وفادار نیست و در واقع راز موفقیت وی خلق جهانی خاص خودش است.
از نقدهایی كه بر كیارستمی وارد می شود به سبب 2 كتاب ادبی وی است. برخی بر این باورند كیارستمی بدون این كه جایگزینی داشته باشد، به برهم زدن نظم و زیبایی شناسی ساختاری غزل و به طور كل شكل كلاسیك دست زده است.
در واقع نگاه مدرن كیارستمی به ادبیات كلاسیك، رویكرد تازه و جایگزینی برای ساختار ویران شده به وجود نیاورده است. از طرفی نیز این نگاه مدرن نیمه تمام باقی مانده و نتوانسته هویت مشخصی را به دست آورد.(6)

پی نوشت ها:
1-ناصری، علی، «صاحب موج نو در سینمای پس از انقلاب»، تارنمای پرده سینما، قابل دسترس به نشانی:
http://www.cinscreen.com/?c=6&id=2423
2- روحانی، امید، «حافظ، سعدی، احمدی، مولوی، احمدی و دیگران»، هفته نامه شهروند امروز، 29 اردیبهشت 1387، شماره 47،ص96
3- همان
4- مرادی، محمد علی، «روایتی فلسفی بر سینمای اندیشمند ایرانی، تارنمای نگرشی بر فلسفه و فرهنگ، قابل دسترس به نشانی: http://www.phalsafe.com/detail/31
5- عقیقی، سعید، «قضیه شكل سوم»، ماهنامه مهرنامه، شماره4، مرداد1389
6- یزدانی خرم، مهدی، «از كرامات شیخ»، هفته نامه شهروند امروز، 29 اردیبهشت 1387، شماره 47، ص95

**گروه پژوهش و تحلیل خبری
پژوهشم**458**9275**9279