'وقت تامل' -  حامد حري *

مستند «مادركشي» كه امسال براي نخستين بار در جشنواره فيلم «سينما حقيقت» نمايش داده شد، نمونه اي موفق در به تصوير كشيدن بحران آب در ايران و نقش مديريت نادرست در بروز اين بحران است.

امسال تماشاگران جشنواره فيلم مستند «سينما حقيقت»، مهمان مستندي تاثيرگذار و تامل برانگيز بودند با عنوان «مادركشي»؛ مستندي به كارگرداني «كميل سوهاني» كه به شكلي تلخ و در عين حال هنرمندانه، انعكاسي تكان دهنده از سال ها ظلم بر منابع آبي و محيط زيستي كشور را در كنار نهيبي از آنچه اين رويه در آينده بر سر ايران زمين و مردمش خواهد آورد ، روايت مي كند.
اين فيلم با نگاهي پژوهشي و آسيب شناسانه سدسازي‌هاي بي‌رويه و دخالت در اكو سيستم طبيعي، حفر بي‌رويه چاه‌هاي عميق، انتقال آب بين حوزه‌هاي مختلف آبريز، از بين رفتن منابع زيرزميني آب، بهره‌وري پايين و برنامه‌ريزي غلط در كشاورزي، جايگزيني مديريت دولتي به جاي مديريت مردمي و ... را مورد بررسي قرار مي دهد.
مادركشي طي ماه هاي بعد از ساخت و اكران با استقبال خوبي روبرو و در محفل ها و جمع هاي مختلفي نمايش داده شده است. جشنواره هاي سينمايي، محافل مختلف دانشگاهي و محيط زيستي، اين روزها محلي براي پخش و نقد مستندي انتقادي با موضوع بررسي حكمراني منابع آبِ ايران در دهه هاي اخير مي باشد.
پخش مستند 'مادركشي' جنجال هايي را نيز در فضاهاي رسانه اي و تخصصي به دنبال داشته است. آخرين آنها مربوط به اكران اين مستند در نشست بنياد خصوصي و غيرانتفاعي جامعه مهندسين مشاور ايران، يكي از قديمي ترين مراكز گردهمايي فن سالاران از حدود 50 سال گذشته تاكنون، است. اين نشست كه در تاريخ 11 بهمن 1394 خورشيدي با حضور مديران، كارشناسان و جمع كثيري از مهندسين شركت هاي بزرگ صنعت آب كشور در محل جامعه مهندسان مشاور ايران برگزار شد، حواشي زيادي در پي داشت.
حجم توجه به اين مستند و ذكر ناراحتي و عصبانيتِ حاصل از توليد آن، در ميان بخشي از جامعه فن سالار كشور، اين روزها آدمي را به ياد اين سروده از نيما يوشيج مي اندازد كه:
از شعرم خلقي به هم انگيخته ام
خوب و بدشان به هم درآميخته ام
خود گوشه گرفته ام تماشا را كآب
در خوابگه مورچگان ريخته ام
از اين بابت بايد به 'كميل سوهاني' كارگردان و ديگر متوليان تهيه و توليد اين فيلم دست مريزاد گفت. ايشان توانسته است با اين مستند كساني را كه سال ها بي وقفه و بدون توجه به هشدارهاي مكرر در مورد آسيب هاي توسعه ناپايدار و نامتقارن با اتكا به پول هاي بي حساب و كتاب نفتي، با سرعت تمام به ساخت و سازهاي عظيم مشغول بوده اند، پاي ميز گفت وگو بنشاند. البته كه اين افراد پيش از اين نه گوشي براي شنيدن داشتند و نه انگيزه اي براي گفت وگو.
مادركشي نقد تند و گزنده اي است از چگونگي مديريت منابع آب در دهه هاي گذشته. فيلم اشاره هايي دارد به حفر بي حساب چاه هاي عميق، سدسازي هاي بي رويه، طرح هاي انتقال آب بين حوزه اي، برهم زدن اكوسيستم طبيعي، بهره بري پايين و برنامه ريزي غلط در كشاورزي، جايگزيني مديريت دولتي به جاي مديريت مردمي و مواردي اينچنين كه به ايجاد بحران در كشوري چند هزارساله منجر شده است.
روي سخن 'مادركشي' با صنف، گروه يا دولت خاصي نيست. اين فيلم جريان فكري اي كه از بيش از 150 سال پيش در كشور شكل گرفته را مورد نقد قرار داده و ميوه هاي نامبارك و ناميمون اين درخت 150 ساله را پيش چشم مخاطب قرار مي دهد.
'مادركشي' در عين حال كه در لبه تيغ بُرنده سياست و مديريت دولت ها حركت مي كند، هوشمندانه از فروغلتيدن به ورطه سياست بازي خود را حفظ كرده و توانسته به لايه هاي عميق تري از ساختارهاي اجتماعي نفوذ كند.
ظاهر مستند در مورد بحران آب و پيامدهاي آن است، اما گفتمان غالب فيلم موضوعي فراتر از بحران آب مي باشد. اين موضوع وقتي روشن تر مي شود كه به صحبت هاي كارگردان آن در جلسه مهندسان مشاور ايران دقت مي كنيم.
سوهاني در ابتداي صحبت هاي خود بخشي از مقاله ' گسيختگي تاريخي و فرهنگي و تقدم سياست بر فلسفه' از «رضا داوري اردكاني» را مي خواند. داوري در اين مقاله مي گويد:
' اين معني را من به آزمايش جان آزموده ام كه جامعه توسعه نيافته وقت تامل ندارد... و هركس كه دعوت به تامل كند شايد به او برچسب جاهل، علم ستيز، دشمن خرد، سنتي، كهنه پرست و مخالف پيشرفت بزنند.'
بحران آب بهانه اي است براي فكر كردن به اينكه، چرا تامل نمي كنيم؟ وضع ما در 'خاك' هم بهتر از آب نيست. در جنگلداري هم دلسوزان مي گويند، اگر وضع به همين منوال ادامه پيدا كند ساليان زيادي طول نخواهد كشيد كه جغرافياي ما نوار سبز رنگ حاشيه شمال خود را از دست خواهد داد، همچنان كه بخش عظيمي از جنگل هاي بلوط زاگرس اكنون از بين رفته است، هواي شهرهاي بزرگمان هر ساله هزينه هاي درماني سرسام آوري را بر ما تحميل مي كند. اين ها همه مشكلات و بحران هاي زيست محيطي ما هستند. در حوزه هاي غير از محيط زيست، در مديريت منابع انساني كشور، در اخلاق اجتماعي مردمان، در رفتارهاي اقتصادي و ... هم وضعيت چندان مناسبي نداريم.
به راستي كي زمان تامل در راه هاي به سرعت رفته فرا مي رسد؟ چرا 'وقت تامل' نداريم؟ واقعيت تلخ آن است كه مردمان، نخبگان و حاكمان كشورهاي كمتر توسعه يافته اي چون ما، خود را از قافله پيشرفت و تكنولوژي عقب مي بينند و براي رسيدن به اين هدف مغفول و ناشناخته خويش بسيار بسيار عجولند. اين عجله ي همراه با بهت زدگي به پشتوانه ثروت هاي بي حساب و كتاب نفتي و تصميم گيري هاي متمركز دولتي و حذف مردم از چرخه مديريت هاي محلي، بحران هاي مختلف در حوزه هاي محيط زيستي و غير محيط زيستي ايجاد و تغييرات شگفتي در فرهنگ و رفتار مردمان اين سرزمين چند هزار ساله به وجود آورده است.
براستي عجيب است كه كشوري با جغرافياي خشك، مديريت و مصرف منابع آبش آنچنان باشد كه در فيلم 'مادركشي' به تصوير كشيده شده است؟ نياكان ما طي هزاران سال با نگاه احترام آميز به طبيعت، زندگي خويش را با اين تنگناهاي جغرافيايي تطبيق داده و با گسترش فرهنگ قناعت در سرتاسر اين سرزمين پهناور، براي قطره قطره هاي آب حرمت قايل بودند.
عجيب نيست كه امروز ميانگين مصرف آب ايرانيان چند برابر استاندارد جهاني است؟ عجيب نيست كه 30 درصد از آب شرب و 50 درصد آب پشت سدها پيش از رسيدن به دست مردم و كشاورزان از بين مي رود؟ اين ميل به مصرف بيش از اندازه در ميان مردم و ميل به جنگ و غلبه بر طبيعت در ميان حاكمان از كجا آمده است؟ آيا زمان تامل فرا نرسيده است؟
بازگرديم به جلسه مهندسان مشاور و بازخواني جمله دكتر رضا داوري اردكاني توسط كارگردان مستند: ' اين معني را من به آزمايش جان آزموده ام كه جامعه توسعه نيافته وقت تامل ندارد... و هركس كه دعوت به تامل كند شايد به او برچسب جاهل، علم ستيز، دشمن خرد، سنتي، كهنه پرست و مخالف پيشرفت بزنند.'
نوبت به نماينده شركت هاي سدساز مي رسد. او مي گويد:
'... اين مستند توهين به جامعه سدسازان كشور است، چرا خدمات بخش بزرگي از عناصر خدوم اين مرز و بوم را اين گونه زير سوال مي بريد؟ چرا چشم و گوش خود را بر روي اين همه افتخارات بزرگ و كوچك مي بنديد؟ آيا ايران امروز با ايران پر از طاعون و قحطي 100 سال پيش قابل مقايسه است؟ سدسازان كشور اين افتخار را دارند كه در 40 سال گذشته بيش از 650 سد بزرگ و كوچك را در نقاط مختلف كشور...'
گويي اين شعر مولانا زبان حال سازندگان فيلم در آن جلسه بود كه:
من گنگ خواب ديده و عالم تمام كر
من عاجزم زگفتن و خلق از شنيدنش
*مهندس مكانيك و كارشناس ارشد فلسفه
پژوهشم**442*1459