۱۵ بهمن ۱۳۹۴،‏ ۸:۴۹
کد خبر: 81948737
۰ نفر
پشت پرده منتقدان سفر اروپایی روحانی - حسین واله

انتقادهای اخیر از سفر رئیس جمهوری به اروپا، بیش از آنكه ناظر به سمت‌گیری گام‌های دیپلماتیك پسافرجام باشد، ادامه مخالفت با «برجام» و اصل سیاست تعامل با جهان خارج به نظر می‌رسد. هم وسواس‌های افراطی درخصوص تشریفات سفر و هم بدبینی در باب دستاوردهای آن ریشه در مفروضات پایه‌ای دارد كه

اگراین مفروضات وجود نمی‌داشت، انتقادهای مطروحه این شكل را به خود نمی‌گرفت. آنها را می‌توان چنین خلاصه كرد:
1- از نگاه مخالفان برجام، جهان غرب واقعیتی یكپارچه است كه انقلاب اسلامی ایران اساساً در دشمنی با آن هویت می‌یابد. بر این اساس، هر حركتی كه به افزایش فاصله بین ایران و غرب منجر شود، در راستای آرمان‌های انقلاب اسلامی و هر رفتار و سیاستی كه به كاهش تنش‌ها و نزدیكی بیشتر جمهوری اسلامی ایران با غرب منجر شود، در تقابل با آرمان‌های انقلاب اسلامی قرار دارد.
2- از نگاه مخالفان برجام، جهان غرب یعنی امریكا و اروپا. روسیه و چین و شاید ژاپن در این نگاه غرب شمرده نمی‌شوند، لذا نزدیكی و همكاری استراتژیك با این كشورها مخاطراتی برای انقلاب و نظام و كشور و اقتصاد و استقلال به همراه ندارد.
3- از نگاه مخالفان برجام، جمهوری اسلامی ایران نظام ضعیفی است كه ورود غربی‌ها به آن تا هر حد اندازه كه رخ دهد، آن را تهدید می‌كند. برای حراست از نظام باید منافذ ورود نامحرمان را مسدود كرد.
4- از نظر مخالفان برجام، برای جلوگیری از آلوده شدن اشخاص به ویروس باید ویروس‌ها را نابود كرد در غیر این صورت ویروس‌ها اشخاص را لامحاله آلوده و نابود خواهند ساخت. عالم اقتصاد و سیاست بین‌المللی میدانی برای این كشمكش حیات و مرگ است.
این ذهنیت البته تازگی ندارد. اولین گام سیاستگذاران جهان دوقطبی در قرن بیستم تلقیح این نگرش به اتباع خود برای حفظ بسیج روانی آنان در جنگ سرنوشت بود. امریكا در آن دوران از كمونیسم دیوی ساخت كه برای نجات بشریت از چنگال آن هر كاری مجاز بود حتی كودتا در ایران علیه انقلاب استقلال‌طلبانه ملت و دولت ملی مصدق و استقرار یكی از تاریك‌ترین دوره‌های استبداد سیاسی كه سرانجام سر خاندان پهلوی را به باد داد و پیوندهای نیرومند درونی شده بین ایران و امریكا را گسست. شوروی از سرمایه‌داری غولی ساخت كه برای مهار آن اشغال چكسلواكی، لهستان و كودتاهای خونین هر جا شدنی باشد، مجاز بود. جا دارد اضافه كنیم هنوز هم در سیاست داخلی امریكا و در معدودی دموكراسی‌های دیگر رگه‌هایی از تمایل به ادامه همان منش جنگ سردی در قرن بیست و یكم مشاهده می‌شود.
اما موافقان برجام در نقاط بسیار واضحی تفاوت نگاه دارند: جهان غرب مجموعه‌ای متكثر است با انواع گرایش‌ها در آن كه برخی همسو و برخی در برابر منافع و ارزش‌ها و آرمان‌های ما سیر می‌كنند. صف‌بندی قدرت‌ها براساس منافع آنهاست و از مسیری بسیار پیچیده شكل می‌گیرد. جهان صنعتی به طور كلی با جهان در حال توسعه به شمول ایران، در پاره‌ای قضایا تضاد منافع دارد و بی‌احتیاطی در تشخیص این نقاط بحران می‌زاید. در مقابل، مانور‌های دقیق می‌تواند راه كشور را به اهداف ملی در میان همه این پیچیدگی‌ها‌ بگشاید. جهان غیر صنعتی نیز مشكلات و مشكل‌سازی‌های خود را دارد كه برای آن تدبیر لازم است. نه ایران كشوری چنان ضعیف است و نه قدرت‌های غربی قدرت مطلق. ما قادریم در چارچوب منافع خود با همه جهان خارج وارد معامله شویم و برد خود را طوری رقم زنیم كه باخت دیگران محسوب نشود. با این حال، عناصر خطرساز و مخرب و خودمحور و قدرتجوی بی‌اندازه و گردنكش همچنان وجود دارند چنان كه همیشه بوده‌اند اما این خطر نباید ما را به انزوا سوق دهد، دست‌كم به یك دلیل بسیار روشن: همان نیروهای گردنكش خواهان انزوای ما هستند. متناسب با تفاوت مواضع اعضای جامعه جهانی باید تغییر موضع داد تا بتوان از دام‌هایی كه دشمن ذاتی ایران و نیروهای متحد آن می‌گسترند، جست. گسترش دامنه ارتباطات و همكاری‌های خارجی برای ایران امروز به‌خودی خود موضوعیت دارد و سبب تحكیم ثبات و امنیت و تسریع فرآیند توسعه می‌شود. حفظ الگوهای رفتاری جنگ سردی چه از جانب دولت‌های دیگر و چه از جانب ایران بیشتر ناتوانی از تشخیص دگرگونی‌های عینی حیات بین‌المللی و گرفتاری در عادات ذهنی پیشین‌مان را نشان می‌دهد.
* استاد دانشگاه
منبع: روزنامه ایران، پنجشنبه 15 بهمن 1394