۲۸ آذر ۱۳۹۴،‏ ۱۶:۰۶
کد خبر: 81885162
۰ نفر
عزت و عظمت امام حسن عسكری(ع)

تهران-ایرنا- پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله العظمی خامنه ای، به مناسبت فرارسیدن ایام سالروز شهادت حضرت امام حسن عسكری(ع)، بخشی از بیانات رهبر معظم انقلاب را پیرامون آن امام بزرگوار منتشر كرد.

به گزارش ایرنا از پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله العظمی خامنه ای، بیانات رهبر معظم انقلاب كه در پایگاه اطلاع رسانی KHAMENEI.IR منتشر شده، به این شرح است:
اعتراف مخالفان به فضل و شجاعت و استقامت امام حسن عسكری(علیه‌السلام)
امامی كه موافقان، شیعیان، مخالفان، غیر معتقدان، همه، شهادت دادند و اعتراف كردند به فضل او، به علم او، به تقوای او، به طهارت او، به عصمت او، به شجاعت او در مقابل دشمنان، به صبر و استقامت او در برابر سختی‌ها، این انسان بزرگ، این شخصیت باشكوه، وقتی به شهادت رسید، فقط بیست و هشت سال داشت. در تاریخ پرافتخار شیعه، این نمونه‌ها را كم نداریم. پدر امام زمان عزیز ما با آن همه فضیلت، با آن همه مقامات، با آن همه كرامات، وقتی با سم و جنایت دشمنان از دنیا رفت، فقط بیست و هشت سال داشت؛ این میشود الگو؛ جوان احساس میكند یك نمونه‌ی عالی در مقابل چشم دارد. آن امام بزرگوار، جوادالائمه (علیه‌السّلام) است كه در بیست و پنج سالگی شهید شده است؛ این امام عسگری (علیه الصّلاة و السّلام) است كه در بیست و هشت سالگی به شهادت رسیده است؛ و این همه فضیلت، این همه مكرمت، این همه عظمت، كه نه فقط ما به آنها قائلیم و مترنّمیم، بلكه دشمنانشان، مخالفانشان، كسانی كه اعتقاد به امامت آنها نداشتند، همه اعتراف كردند. 1390/12/10

* داعیه‌ی امامت علت دشمنی حاكمان با اهل بیت(علیهم‌السلام) بود
این بزرگواران، دائم در حال مبارزه بودند؛ مبارزه‌اي كه روحش سیاسي بود. زیرا كسي هم كه در مسند حكومت نشسته بود، مدّعي دین بود. او هم ظواهر دین را ملاحظه مي‌كرد. حتّي، گاهي اوقات نظر دیني امام را هم مي‌پذیرفت. (مثل قضایایي كه در مورد «مأمون» شنیده‌اید كه صریحاً نظر امام را قبول كرد.) یعني ابایي نداشتند كه گاهي نظر فقهي را هم قبول كنند. چیزي كه موجب مي‌شد این مبارزه و معارضه با اهل بیت وجود داشته باشد، این بود كه اهل بیت، خودشان را «امام» مي‌دانستند. مي‌گفتند: «ما امامیم». حضرت باقر علیه‌السّلام، در مني كه رفته بود، فرمود: «إِنَ‌ّ رَسُولَ اللَّهِ كانَ الْاِمامُ» و همه را یك به یك برشمرد تا به خودش رسید و فرمود: «من امامم.» اصلاً بزرگترین مبارزه علیه حكّام همین بود. چون كسي كه حاكم شده بود و خود را امام و پیشوا مي‌دانست، مي‌دید شواهد و قرائني كه در امام لازم است، در حضرت هست و در او نیست و این موجود را براي حكومت، خطرناك مي‌شمرد؛ چون مدّعي است. حكّام، با این روح مبارزه مي‌جنگیدند و ائمّه علیهم‌السّلام هم مثل كوه ایستاده بودند. بدیهي است كه در این مبارزه، معارف، احكام فقهي و خُلقیّات و اخلاقیّاتي كه ائمّه ترویج مي‌كردند، جاي خود را دارد. تربیت شاگردِ بیشتر و ارتباطات شیعي، روزبه‌روز گسترده‌تر شد. شیعه را اینها نگهداشت. شما مرامي را در نظر بگیرید كه دویست و پنجاه سال علیه آن حكومت شده است! اصلاً باید هیچ چیزیش نماند؛ باید به‌كل از بین برود؛ ولي شما ببینید الان دنیا چه خبر است و شیعه به كجا رسیده است!

این نكته را باید در اشعاري كه درباره‌ي امام صادق، امام هادي و امام عسكري علیهم‌السّلام خوانده مي‌شود، به خوبي دید. اینها مبارزه مي‌كردند و براي همین مبارزه هم جانشان را از دست دادند. راهي است كه رو به هدفي مشخّص ادامه دارد. گاهي یكي برمي‌گردد، یكي از این طرف مي‌رود؛ اما هدف یكي است. 1380/06/30

* ارتباطات شیعه در زمان حضرت جواد تا حضرت عسكری(علیهم‌السلام) از همیشه گسترده‌تر بوده است
زمان حضرت رضا و حضرت جواد و حضرت هادي و حضرت عسكري، ارتباطات شیعه از همیشه گسترده‌تر بوده است. در هیچ زماني ارتباط شیعه و گسترش تشكیلاتي شیعه در سرتاسر دنیاي اسلام، مثل زمان حضرت جواد و حضرت هادي و حضرت عسكري نبوده است. وجود وكلا و نواب و همین داستان‌هایي كه از حضرت هادي و حضرت عسكري نقل مي‌كنند - كه مثلاً كسي پول آورد و امام معین كردند چه كاري صورت بگیرد - نشان‌دهنده‌ي این معناست. یعني علي‌رغم محكوم بودن این دو امام بزرگوار در سامرا، و قبل از آنها هم حضرت جواد به نحوي، و حضرت رضا (سلام‌اللَّه‌علیه) به نحوي، ارتباطات با مردم همین‌طور گسترش پیدا كرد. این ارتباطات، قبل از زمان حضرت رضا هم بوده؛ منتها آمدنِ حضرت به خراسان، تأثیر خیلي زیادي در این امر داشته است. 1384/05/18

این‌كه آن بزرگوارها در غربتِ زیادي بودند، واقعاً همین‌طور است؛ دور از مدینه و دور از خاندان و دور از محیط مألوف؛ اما در كنار این، درباره‌ي این سه امام - از حضرت جواد تا حضرت عسكري - نكته‌ي دیگري وجود دارد و آن این است كه هرچه به پایان دوره‌ي حضرت عسكري جلوتر مي‌رویم، این غربت بیشتر مي‌شود. حوزه‌ي نفوذ ائمه و وسعت دایره‌ي شیعه در زمان این سه امام، نسبت به زمان امام صادق و امام باقر شاید ده برابر است؛ و این چیز عجیبي است. شاید علت این‌كه اینها را این‌طور در فشار و ضیق قرار دادند، اصلاً همین موضوع بود. 1382/02/20

* امام حسن عسكری(علیه‌السلام) در شهر سامرا با تمام دنیای اسلام رابطه برقرار كرده بود
بعد از حركت حضرت رضا به طرف ایران و آمدن به خراسان، یكي از اتفاقاتي كه افتاد، همین بود. شاید اصلاً در محاسبات امام هشتم (علیه‌السّلام) این موضوع وجود داشته. قبل از آن، شیعیان در همه‌جا تك و توك بودند؛ اما بي‌ارتباط به هم، نا امید، بدون هیچ چشم‌اندازي، بدون هیچ امیدي؛ سلطه‌ي حكومت خلفا هم كه همه جا بود؛ قبلش هم هارون بود با آن قدرت فرعوني. حضرت كه به‌طرف خراسان آمدند و از این مسیر عبور كردند، شخصیتي در مقابل مردم ظاهر شد كه هم علم، هم عظمت، هم شكوه، هم صدق و هم نورانیت را جلوي چشم آنها مي‌گذاشت؛ اصلاً مردم مثل چنین شخصیتي را ندیده بودند. قبل از آن، چقدر از شیعیان مي‌توانستند از خراسان حركت كنند و به مدینه بروند و امام صادق را ببینند؟ اما در این مسیر طولاني، همه جا امام را از نزدیك دیدند؛ چیز عجیبي بود؛ كأنّه انسان پیغمبر را مشاهده كند. آن هیبت و عظمت معنوي، آن عزت، آن اخلاق، آن تقوا، آن نورانیت و آن علم وسیع - كه هرچه مي‌پرسي و هرچه مي‌خواهي، در دستش هست؛ چیزي كه اصلاً مردم آن را ندیده بودند - ولوله‌یي راه انداخت.
امام به خراسان و مرو رسیدند. مركز هم مرو بود، كه در تركمنستانِ فعلي واقع شده است. بعد از یكي دو سال هم كه شهادت حضرت بود و مردم داغدار شدند. هم ورود امام - كه نشان دادن جلوه‌یي از چیزهاي ندیده و نشنیده‌ي مردم بود - و هم شهادت آن بزرگوار - كه داغ عجیبي بنا كرد - در واقع تمام فضاي این مناطق را در اختیار شیعه قرار داد؛ نه این‌كه حتماً همه شیعه شدند، اما همه محب اهل بیت شدند...
بعد از امام رضا تا زمان شهادت حضرت عسكري (علیهم‌السّلام) چنین حادثه‌یي اتفاق افتاده. حضرت هادي و حضرت عسكري در همان شهر سامرا، كه در واقع مثل یك پادگان بود - یك شهر بزرگِ آن‌چناني نبود؛ پایتخت نوبنیادي بود كه «سُرّ من رأي»؛ سران و اعیان و رجالِ حكومت و به قدري از مردم عادي كه حوایج روزمره را برطرف كنند، در آن جمع شده بودند - توانسته بودند این همه ارتباطات را با سرتاسر دنیاي اسلام تنظیم كنند. وقتي ما ابعاد زندگي ائمه را نگاه كنیم، مي‌فهمیم اینها چه‌كار مي‌كردند. بنابراین فقط این نبود كه اینها مسائل نماز و روزه یا طهارت و نجاسات را جواب بدهند؛ در موضع «امام» - با همان معناي اسلاميِ خودش - قرار مي‌گرفتند و با مردم حرف مي‌زدند. به‌نظر من این بعد در كنار این ابعاد قابل توجه است. شما مي‌بینید كه حضرت هادي را از مدینه به سامرا مي‌آورند و در سنین جواني - چهل و دو سالگي - ایشان را به شهادت مي‌رسانند؛ یا حضرت عسكري در بیست و هشت سالگي به شهادت مي‌رسند؛ اینها همه نشان‌دهنده‌ي حركت عظیم ائمه (علیهم‌السّلام) و شیعیان و اصحاب آن بزرگوارها در سرتاسر تاریخ بوده. با این‌كه دستگاه خلفا، دستگاه پلیسيِ با شدت عمل بود، درعین‌حال ائمه (علیهم‌السّلام) این‌گونه موفق شدند. غرض، در كنار غربت، این عزت و عظمت را هم باید دید. 1382/02/20
سیام**3070**1449