۳ آذر ۱۳۹۴ - ۰۹:۴۳
کد خبر 81851398
۰ نفر
ازدواج معكوس، درك واقعي يا احساسي

سمنان - ايرنا - عكس داماد دست به دست بين دختران فاميل عروس مي چرخد، هر كس نظري درباره چهره او مي دهد، با حرف يكي از دختران كه مي گويد:' عروس خانم، آقا داماد چند سالشه ؟ خيلي جوون تر از تو به نظر مي رسه' همه ساكت مي شوند و لبخند روي لبان عروس مي خشكد...

در انتخاب همسر جداي از هم كفو بودن اجتماعي ، فرهنگي ، اقتصادي ، تفاوت سني زوجين از گزينه هاي اصلي انتخاب است.
تا سال هاي پيش ، به تفاوت سني ميان زوجين با تأكيد بر بزرگتر بودن مرد از زن صحه گذاشته مي شد اما در جامعه اي كه زنان در عرصه هاي اجتماعي، فرهنگي، هنري ، اقتصادي ، مطالعاتي و سياسي خود را بالا كشيده اند ، در زمان انتخاب همسر ممكن است با شخصي هم كفو و هم شان به نظر بيايند كه از نظر سني از او بزرگتر باشند و اين آغاز چالشي است به نام ' ازدواج معكوس' كه جامعه تاكنون نگاهي عميق بر آن نداشته است.
صداي آه و ناله مادر خانواده به گوش مي رسد ، او از روزهاي سختي مي گويد كه پسرش را با خون دل بزرگ كرده و حالا دختري كه معلوم نيست از كجا پيدايش شده ، دل پسر دردانه اش را برده ، پسري كه پايش را در يك كفش كرده و مي گويد: ' يا اين دختر يا هيچ كس '
دختري كه مادر از او به عنوان عامل همه بدبختي هاي آينده حرف مي زند ، كسي نيست جز همكار پسرش .
او دختري است كه دانشجوي دكتراست ، زيباست ، خانواده دار و داراي سطح اجتماعي و فرهنگي و اقتصادي معقول ، تنها مساله اي كه مادر آن را دست آويز مخالفت شديد خود قرار داده اين است كه دختر چهار سال از پسرش بزرگ تر است .
از گذشته تاريخ تاكنون ، مردان براي ازدواج همواره به دنبال زناني بودند كه از نظر سني كوچك تر از آن ها باشند اما در سال هاي اخير الگوي اختلاف سني ميان همسران تغيير كرده و به تدريج شاهد وقوع ازدواج هايي هستيم كه زن بزرگ تر از مرد است.
اين اختلاف سني به چند ماه تا حداقل سه چهار سال هم محدود نمي شود و مواردي هم وجود دارد كه زن بيش از 15 سال از شوهر بزرگتر است .
در نگاه اول و سطحي به اين موضوع ، گفته مي شود كه كنار گذاشته شدن اين عرف اجتماعي يعني بزرگ تر بودن مرد از زن ، مشكلات زيادي را براي زوجين بوجود مي آورد ولي از آنجايي كه سن ، صرفا يكي از ملاك هاي ازدواج است ، مي توان با كنار گذاشتن اين ملاك در حد معقول ، زندگي سعادتمندانه اي داشت .
' كتايون ف ' دو سال از همسرش بزرگ تر است ، او مي گويد : هنگام ازدواج ، پدر همسرش به شدت با اين وصلت مخالف بوده و حتي پسرش را به محروميت از ارث تهديد كرده است .
با اين وجود كتايون و همسرش با هم ازدواج كردند و حالا يك جفت دو قلوي چهار ساله دارند .
كتايون كه مدرك كارشناسي ارشد دارد و خانه دار است مي گويد : پدر همسرم مي خواست پسرش را به خارج از كشور بفرستند و براي ازدواج و همسر آينده او آرزوهاي زيادي داشت ولي وقتي همسرم مرا به عنوان دختر مورد علاقه اش به خانواده معرفي كرد، همه چيز تغيير كرد و پدر شوهرم حتي اجازه برگزاري مراسم ازدواج را به ما نداد و ما صرفا به برگزاري مراسم عقد كه پدرم برايمان برگزار كرد، اكتفا و زندگي مشتركمان را آغاز كرديم .
او مي افزايد : آن زمان مدرك همسرم ليسانس بود و الان دكترا دارد ، آن زمان خانه نداشتيم و الان منزل مسكوني شخصي داريم و همه اينها بخاطر همراهي من با همسرم بدست آمده اما پدر همسرم هنوز هم به من به چشم يك غاصب نگاه مي كند و بارها در حضور من به پسر ديگرش مي گويد اگر موقع انتخاب همسر مثل برادرت نباشي ، همه زندگي را به پايت مي ريزم .
كتايون با خنده ادامه داد : چند وقت پيش همسرم براي تنوع سبيل گذاشته بود كه مادر همسرم با ناراحتي قربان صدقه اش رفت و به او گفت : ' زنت از تو خواسته سبيل بگذاري كه معلوم نشود از او كوچيكتري ؟ '
مانند كتايون ، دختران ديگري هم هستند كه ماجراي زندگيشان همين است.
دختراني كه تنها نكته منفي آنها در زندگي مشترك اين است كه از شوهرشان بزرگ تر هستند وگرنه مانند هر همسر ديگري با شوهر همراهي و همدلي مي كنند و خود را وقف خانواده كرده اند .
از طرف ديگر هستند زوج هايي كه با همين دليل ، مشكلاتي از جنس ديگر در زندگي دارند .
زوج هايي نظير ' احمد رضا ' و ' شادي '.
احمدرضا چهار سال از شادي كوچكتر است و هميشه گله مي كند كه شادي خودش را عقل كل مي داند.
در مقابل شادي هم احمد رضا را به داشتن تفكر بچه گانه و وابستگي به والدين متهم مي كند.
احمد رضا مي گويد : شادي انعطاف پذير نيست و وقتي حرفي مي زند بايد عملي كند و در مقابل اعتراض من به بهانه هاي مختلف به من مي گويد : ' تو نمي فهمي ' و مرتب مرا متهم مي كند كه بچه ننه ام !
شادي هم مي گويد : احمدرضا الكي خوش است و بدون آينده نگري كار مي كند و حرف مي زند و براي هر كاري تا اجازه والدينش نباشد تعلل مي كند .
' ابوالقاسم صميمي ' كارشناس اجتماعي با بيان اينكه طبيعي است كه افراد بزرگتر ، تجارب بيشتري دارند ، افزود : وقتي سن زن حداكثر تا دو سال بيشتر از سن همسر باشد ، تفاوت ديدگاه و حس برتري جويي زياد مشهود نيست ولي وقتي اين تفاوت سن به سه سال و بيشتر مي رسد، زمينه نداشتن تفاهم فكري و عقلي را بين زوجين فراهم مي شود.
وي مي افزايد : زنان در سنين بالاتر زودتر به جا افتادگي و سكون مي رسند و هر چه سن آنها از همسرشان بيشتر باشد توان همراهي همسر را در برنامه هاي جوان گرايانه از دست مي دهند .
صميمي اين را هم گفت كه : وقتي كه دو نفر جوان با هم ازدواج مي كنند، براي دست يافتن به سازگاري تلاش مي كنند ، به نظر ديگري توجه كرده و خود را طوري تطبيق مي دهند كه مورد پسند ديگري واقع شوند اما با افزايش سن، انعطاف فرد كاهش مي يابد و همين امر در زندگي مشترك، معضل آفرين است.
البته اين مشاور خانواده معتقد است ، ممكن است زوج هايي كه زن سال هاي زيادي از همسرش بزرگتر است ، با رسيدن به دركي مشترك ، زندگي خوبي داشته باشند اما تعدادشان معدود و شرايطشان خاص است.
به سرانجام نرسيدن ازدواج هاي معكوس صرفا به دليل مخالفت خانواده و نداشتن تفاهم اخلاقي و سني زوجين نيست .
' ترمه ن ' بازنشسته شده ، با اين كه به چهره اش نمي آيد 55 ساله است و چند ماهي است از همسر 40 ساله اش جدا شده است .
او مي گويد : هشت سال پيش در حالي كه در بهترين شرايط شغلي بودم با همسرم كه يكي از مراجعه كنندگان به اداره بود آشنا شدم و به رغم مخالفت خانواده هايمان با او ازدواج كردم .
وي افزود : او وضع مالي متوسطي داشت و ما زندگي مان را در خانه من شروع كرديم ، او در منزل من درس خواند و حتي دكترايش را گرفت و به واسطه سفارش من در پستي خوب مشغول به كار شد ، ولي در نهايت وقتي به تملك مالي رسيد ، مهريه ام را داد ، به همه چيز پشت پا زد و از من جدا شد.
هر چند سخت بود ولي توانستم همسر خانم ' ن' را نيز پيدا و با او صحبت كنم .
در مقابل گلايه هاي خانم ' ن' ، همسر وي از او به عنوان بانويي همه چيز تمام و بسيار باهوش ياد مي كرد و گفت : اوايل زندگي مشترك ، لحظات خوبي داشتيم تا اينكه همسرم نسبت به پچ پچ هاي اطرافيان كه چقدر شوهرت از تو ' سر ' است حساس شد .
او مرا تشويق كرد درس بخوانم و من به حرف هاي او گوش مي كردم چون مي دانستم دوستم دارد ولي پس از مدتي گفت : اگر تو درس بخواني ، پيشرفت كني ، شغل بهتري داشته باشي ، مرا فراموش مي كني .
او بخاطر شرايط مالي خوبش به من سركوفت مي زد و با ناديده گرفتن سعي و تلاش خودم ، به من مي گفت از او سوء استفاده مي كنم .
در مهماني ها به محض اينكه با خانمي صحبت مي كردم در خانه جنجال به پا و مرا به خيانت متهم مي كرد .
او مي گفت بخاطر پول و شرايط اقتصادي مطلوبي كه داشت با او ازدواج كرده ام و در آخر خودش تقاضاي طلاق كرد .
اين مرد 40 ساله ادامه داد : دوستان همسرسابقم يا ازدواج نكرده بودند ، يا طلاق گرفته بودند و يا با شوهرانشان كم و بيش مشكل داشتند ، به هر حال او راهنمايان خوبي نداشت و در شرايطي كه هيچ كس فكر نمي كرد او 15 سال از من بزرگ تر باشد و مي توانستيم به زندگي خوب اوايل ازدواجمان ادامه دهيم ، تقاضاي طلاق داد و مرا ترك كرد.
' حكيمه فلاحي ' مشاور خانواده هم معتقد است : زناني كه از شوهرشان بزرگترند نسبت به ساير زنان سوء ظن بيشتري به همسرشان دارند و نگران خيانت كردن مرد هستند .
وي افزود : زوجيني كه زن از مرد بزرگتر است ، قبل از ازدواج به مشاور مراجعه مي كنند و ما به آنها مي گوييم كه شما نمي توانيد از عرف فرار كنيد و آنها جواب مي دهند ، ما روشنفكر هستيم و سن براي ما مهم نيست ، در حالي كه اين موضوع كاملا اشتباه است و اين افراد دچار مشكل مي شوند .
وي افزود : اگر با گذشت شور و هيجان ابتداي ازدواج ، علاقه بوجود آمده تبديل به صميميت و تعهد نشود ، كار به جاهاي باريك مي كشد چرا كه قدرت عرف جامعه بسيار بيشتر از مدرن شدن خانواده هاست .
گاهي تناسب نداشتن توانايي هاي جسمي و جنسي هم باعث جدايي زوجين ازدواج هاي معكوس مي شود.
دكتر ' طاهره سامعي ' متخصص زنان در گفت وگو با ايرنا گفت : همانطور كه مردي 60 ساله توانايي برآورده كردن نيازهاي جسمي و جنسي زني 30 ساله را ندارد ، زني كه 45 سال دارد نمي تواند خواسته هاي طبيعي مردي 29 ساله را برآورده كند .
وي افزود : يكي از بيمارانم زني 45 ساله است كه دو سالي است با مردي حدود 30 سال ازدواج كرده و در حالي كه در آستانه يائسگي است ، تاكيد دارد باردار شود .
اين پزشك متخصص خاطرنشان كرد : علت چنين ازدواجي هر چه باشد ، مرد بايد بداند كه زن در چنين سني رو به كهولت مي رود و هنگامي كه به نيازهاي جنسي مرد پاسخ نمي دهد بخاطر شرايط رسيدن به يائسگي است و قصد شانه خالي كردن از مسؤوليّت را ندارد.
وي افزود : سابقه اي در روان شناسي افراد ندارم ولي به عنوان يك زن ، متوجه مي شوم ، بيمارم صرفا بخاطر از دست ندادن زندگي زناشويي خود قصد فرزند آوري دارد و اين خود چالش بزرگي در زندگي اوست ، چرا كه اولا باردار شدن در آستانه يائسگي و شرايط استرس زا سخت است و از طرفي اگر چنين اتفاقي هم بيفتد ، معلوم نيست ، همسر اين زن پايبند به زندگي بماند يا خير .
با اين همه ، با اينكه عرف جامعه ما بزرگتر بودن مرد از زن است ، در صورت بزرگتر بودن زن از مرد ، اگر در ساير ملاك هاي انتخاب همسر دقت لازم شود و زن و مرد از پختگي لازم و بلوغ فكري برخوردار باشند، مي توانند زندگي بدون چالشي داشته باشند.
سيدحسن موسوي چلك رئيس انجمن مددكاري ايران با بيان اينكه سن هميشه ملاك مشخصي براي مطلوبيت زندگي نيست ، گفت : دختري كه قصد ازدواج با پسر كوچكتر از خود را دارند بايد همگني فرهنگي ، تطابق تحصيلات و هم كفو بودن را در انتخاب همسر مورد توجه قرار دهند و بدانند عامل اقتصادي و تمكن مالي اش ممكن است يكي از عوامل وقوع اين ازدواج ها باشد ولي قطعا نمي تواند عامل دوام زندگي و سعادتمندي آنها باشد.
بر اساس آمار رسمي دفتر آمار و اطلاعات جمعيتي سازمان ثبت احوال كشور، در سال 1392 تعداد ازدواج هايي كه زوجه بزرگتر از زوج بوده 81 هزار و 380 مورد در كشور به ثبت رسيد.
با اين حال ، نمي توان نقش هر چند كم رنگ عشق و علاقه راستين را نيز در برخي از اين به هم رسيدن هاي خارج عرف و باورهاي سنتي و حتي نامتناسب با شرايط روحي و جسمي افراد در نظر نگرفت و بايد به اين نكته توجه كرد كه مستحكم نگه داشتن و جلوگيري از گسستن اين پيوند هاي به ثمر نشسته نيز از وظايف متوليان اجتماعي و فرهنگي است.
ضرورت نرفتن مقوله ازدواج به سمت اين نوع زندگي هاي مشترك بر كسي پوشيده نيست اما قبل از نكوهش افراد در معرض اين ازدواج ها و يا بررسي چرايي شكل گرفتن اين ارتباط ها بايد ريشه آن را در گذشت روزگار جواني بي دغدغه زندگي مشترك در سنين 25 تا 35 سال بعنوان ايده آل ترين زمان تشكيل خانواده جستجو كرد.
علاوه بر اين ، برخي از كارشناشان ، روانشناشان و جامعه شناسان دلايل اقتصادي ، بيكاري پسران و خلاء عاطفي پسران در دوران طفوليت را از جمله دلايل اختلاف سني معكوس در ازدواج برشمردند كه به تاكيد آنان روند روز افزون چنين نگرشي در جامعه در حال گذار نيازمند بررسي همه جانبه دارد.ك/4
6026/7340