حال فلسفه در دانشگاه های ما چطور است

تهران- ایرنا- همایش روز جهانی فلسفه در دانشگاه تهران فرصتی فراهم ساخت تا از حال و روز فلسفه در دانشگاه های خود با خبر شویم.

به گزارش عصر دوشنبه خبرنگار فرهنگی ایرنا، سخن گفتن از فلسفه پیش از آنكه تداعی كننده دو سنت فلسفه غرب و فلسفه اسلامی باشد، معرف ذهن یا فكر فلسفی است؛ بدون تردید دانشگاه در شكل گیری این ذهن یا فكر فلسفی نقشی اساسی دارد؛ این نهاد مدنی به عنوان بال زیست انسانی و میدان نمایش فرهنگ است كه در اثر فقر فلسفی بی روح می شود؛ و اما امروز وضعیت فلسفه در دانشگاه های ما چگونه است؛ موضوعی كه گروه فلسفه دانشگاه تهران همایشی دو روزه را به آن اختصاص داده و در روز نخست این همایش، میزگردی را با عنوان «جامعه فلسفی و مسئله پژوهش» در تالار استاد محمد ابراهیم باستانی پاریزی برگزار كرده است؛ ما نیز میهمان این میزگرد بودیم و گزارشی از بخش هایی از آن تهیه كردیم؛ حاصل این میزگرد را با هم می خوانیم.

** در كشور ما تبعیض زیادی میان رشته های فنی و علوم انسانی قائل می شوند
تبعیض قائل شدن میان رشته های علوم فنی و علوم انسانی و نگاه برتر داشتن به رشته های فنی همواره دغدغه اساتید و متخصصان رشته های علوم انسانی بوده است.
محمد سعیدی مهر رئیس گروه فلسفه دانشگاه تربیت مدرس، با بیان اینكه در كشور ما تبعیض حادی میان علوم انسانی و رشته های فنی قائل می شوند و با این دو حوزه دوگانه برخورد می كنند، گفت: این یك مساله اساسی است كه باید به شكل بنیادین رفع شود.
وی ادامه داد: این مساله در جاهای مختلفی مانند تخصیص بودجه ها، حضور اساتید علوم انسانی در سطح كلان تصمیم گیری كشور و غیره خود را نشان می دهد. حتی در دانشگاه ها امكاناتی كه برای رشته های علوم انسانی وجود دارد بسیار پایین تر از امكانات رشته های فنی است.
سعیدی مهر یادآور شد: یكی از استدلال هایی كه در پاسخ به این تبعیض می كنند این است كه می گویند رشته های فنی ثروت آور است. به عنوان مثال اگر آزمایشگاهی برای رشته ای فنی در دانشگاه وجود دارد این آزمایشگاه و دانشجویان آن می توانند برای دانشگاه سود به همراه داشته باشد.
رئیس گروه فلسفه دانشگاه تربیت مدرس تصریح كرد: در وزارت علوم اگر بررسی كنیم می بینیم كه در زمان خیلی كوتاهی زمام آن به دست فارغ التحصیلان علوم انسانی بوده است. حتی حمایت از دانشجویان در بورسیه شدن به خارج از كشور نیز این تبعیض وجود دارد.
وی اصرار مدیران در جهت كمیت گرایی و دور شدن از كیفیت را مساله دیگری دانست كه به وضعیت فلسفه ما آسیب زده است و در این زمینه اظهار كرد: اگر آیین نامه های ارتقا و ترفیع را ملاحظه كنید می بینید كه بیشتر شرایط كمی است؛ به عنوان مثال به تعداد مقالات یا كتاب هایی كه فرد تالیف كرده توجه می كنند و این كمیت گرایی جریان مستندسازی را به همراه خود آورده است.
فاصله زمانی موجود (Gap) میان برنامه های درسی و پژوهش مشكل دیگری بود كه این استاد دانشگاه بر آن تاكید كرد.

** دانشگاه های ما به بازار تبدیل شده اند
در ادامه این میزگرد حمید طالب زاده، رئیس گروه فلسفه دانشگاه تهران، گفت: ما زمانی می توانیم مسائل مربوط به فلسفه را رفع كنیم كه در ابتدا نظریه ای درباره دانشگاه داشته باشیم و ببینیم كه دانشگاه در جامعه ما به چه معناست؛ در تاریخ دانشگاه نظریات مختلفی شكل گرفته است.
وی ادامه داد: قرار بر این بود كه دانشگاه حول مفهوم حقیقت فعالیت كند و افرادی را تربیت كند كه احقاق حق كنند؛ اما امروزه دانشگاه تبدیل به بازار (Marketing) شده است.
طالب زاده افزود: زمانی كه می پرسند این تحقیقی كه شما انجام می دهیم چه منافعی برای دانشگاه دارد نتیجه این می شود كه پردیس هایی را باز می كنیم تا دانشجو پول بدهد و برای دانشگاه سود ایجاد كند.
وی با طرح این پرسش كه اگر دانشگاه بازار است پس فلسفه به چه كار دانشگاه می آید بیان كرد: جالب است بدانیم یكی از علت هایی كه ارسطو فلسفه را به عنوان اشرف علوم معرفی كرده این است كه فلسفه بی فایده ترین علوم است؛ به این معنا كه هیچ منفعت ظاهری در آن وجود ندارد و از نظر مادی بی خاصیت ترین علوم است.
رئیس گروه فلسفه دانشگاه تهران در ادامه تصریح كرد: اما همان ارسطویی كه این حرف را می زد متوجه بود اگر غایتی است فلسفه آن را می فهمد؛ اگر اقتصادی است فلسفه آن را می فهمد؛ بنابر این اگر فلسفه از دست برود بازار و اقتصاد و احقاق حق نیز معنای خود را از دست می دهد.
طالب زاده خاطرنشان كرد: در نتیجه اگر فلسفه را به عنوان یك رشته دانشگاهی ببینیم در دیدگاه ماركتینگ این رشته زاید است؛ بنابر این به آن بهایی داده نمی شود و شاهد این خواهیم بود كسانی كه تا مقطع كارشناسی فلسفه خوانده اند برای ادامه تحصیل سراغ رشته هایی چون حقوق، مدیریت، روانشناسی و ... می روند كه در آنها پول وجود دارد و تنها كسی سراغ فلسفه می آید كه عاشق باشد.
** سرانه مطالعه دانشجویان فلسفه ایران پایین است
ابراهیم آزادگان عضو هیات علمی گروه فلسفه علم دانشگاه صنعتی شریف از دیگر حاضران این میزگرد بود.
وی به مقایسه ای درباره وضعیت فلسفه و دانشجویان این رشته در كشور ما با كشورهای دیگر پرداخت و گفت: در خارج از كشور اساتید فلسفه وضع نسبتاً خوبی دارند و از نظر درآمدزایی و امرار معاش تبعیض چشمگیری میان آنان و متخصصان رشته های دیگر وجود ندارد.
آزادگان كم مطالعه كردن دانشجویان و اساتید را از مشكلات اساسی فلسفه در كشور ما برشمرد و افزود: ممكن است استثناهایی هم باشد ولی غالبا اینگونه است. در كشور ما روزی چند ساعت یك دانشجوی فلسفه به خواندن مقاله اختصاص می دهد.
وی كه بخشی از تحصیلات خود را در كشورهای خارجی گذرانده است گفت: در آن كشورها كه بودم می دیدم دانشجویان و اساتید از صبح تا شب به مطالعه می پرداختند. شاید در كشور ما ریاست دانشگاه آنچنان به فكر آكادمی فلسفه نباشد ولی خود ما نیز كم كار می كنیم. در نتیجه آكادمی فلسفه ما خروجی نخواهد داشت.
مشكل دومی كه این استاد دانشگاه به آن اشاره كرد نبود ارتباط كافی میان دانشگاه های ما با آكادمی های جهانی فلسفه بود.
وی در این زمینه اظهار كرد: ارتباط ما با دنیا قطع است كه شاید به دلیل شرایط اقتصادی و سیاسی جامعه باشد؛ با این وجود خود دانشگاه های فلسفه كشور باید در این جهت تلاش كنند و پروژه های مشترك با كشورهای دیگر داشته باشند؛ چرا كه پروژه مشترك باعث می شود وارد سوال هایی شویم كه هم اكنون در دنیا مورد بحث است و در نتیجه آن تلاش كنیم تا از دنیا عقب نمانیم.
عضو هیات علمی گروه فلسفه علم دانشگاه صنعتی شریف افزود: مشكل دیگر ما به كلاس های فلسفه باز می گردد دانشجویان ما زمانی كه كرسی های دوره دكترای خود را می گذرانند هیچ سوال تازه و به روزی ندارند؛ چرا كه مقالات به روز را مطالعه نكرده و دو سال عقب هستند. آزادگان به روز شدن و تلاش كردن برای به روز شدن را بسیار مهم دانست.
وی همچنین این نكته را خاطرنشان كرد: ناگفته نماند اگر كسانی باشند كه كارهای جدی انجام دهند خروجی تلاش آنان حتما تاثیر خود را نشان خواهد داد.
*** با جهان فلسفه در ارتباط باشیم
در ادامه این میزگرد امیر صائمی عضو هیات علمی پژوهشكده فلسفه تحلیلی IPM نیز به بیان نقطه نظرات خود درباره مشكلات دانشگاه های ما در رشته فلسفه پرداخت.
وی كه در دانشگاه كالیفرنیا در سانتا باربارا تحصیل كرده در مقایسه رشته فلسفه این دانشگاه با دانشگاه های ما بیان كرد: یكی از مشكلات ما این است كه ما هر سال دانشجو نمی گیریم؛ زیرا بازار كار ما اشباع شده است.
وی همچنین گفت: از طرفی برای دانشجویان خود 12 واحد درسی در نظر گرفته ایم كه تقریباً با دروس دانشگاهی دنیا یكسان است؛ حاصل آن این می شود كه دانشجویان دكترای ما تقریباً همان درس هایی را خوانده اند كه دانشجویان مثلاً دانشگاه كالیفرنیا خوانده اند.
صائمی ادامه داد: در بسیاری از مقالاتی كه دانشجویان ما می نویسند، اساتیدی كه نقش آنچنانی در تنظیم آن مقالات نداشته اند، اسم خود را هم زیر آن مقاله می نویسند؛ اگرچه این قانون وزارت علوم است، اما می توانیم این كار را نكنیم.
عضو هیئت علمی پژوهشكده فلسفه تحلیلی IPM مشكل دیگر را به حمایت مادی از دانشجویان مقطع دكترا مربوط دانست؛ به طوری كه باید از آنان حمایت شود تا بتوانند با فراغ بال به مطالعه و پژوهش بپردازند.
وی افزود: باید سعی كنیم با دنیا ارتباط داشته باشیم تا زمانی كه دانشجویان ما به خارج از كشور می روند فضا برای آنان غریبه نباشد.
صائمی گفت: ما از دانشجویان خود انتظار بیش از حدی داریم؛ به طوری كه حتی پیش آمده كه در امتحانات به دانشجوی ممتاز نمره قبولی نداده ایم و در اصطلاح او را رد كرده ایم.
وی دو نكته را یادآور شد كه عبارتند از اینكه برای پیشرفت در وضعیت فلسفه كشور اولاً باید با سایر علوم در ارتباط باشیم؛ دوماً با جهان در ارتباط باشیم.
در پایان میزگرد اساتید مباحث مطرح شده را جمع بندی كرده و نتیجه گیری خود را مطرح كردند.
سعیدی مهر بیان كرد: من فكر می كنم برای چاره جویی باید مشكلات عام و خاص را تفكیك كنیم و به هر دو رسیدگی كنیم؛ درست است كه ما مشكلات خاصی در آكادمی های فلسفه خود داریم كه باید حل شوند؛ اما تا مشكلات عام را حل نكنیم به جایی نمی رسیم.
رئیس گروه فلسفه دانشگاه تربیت مدرس ادامه داد: درست است كه میان وضعیت فلسفه ما با وضعیت فلسفه كشورهای پیشرفته تفاوت چشمگیری وجود دارد؛ اما باید واقف بود كه آنان نیز در برخی زمینه ها تفاوت دارند اما تفاوت هایشان را به رسمیت می شناسند.
وی در پاسخ به صارمی كه بهتر است اساتید ما اسم خود را در پایان مقالات نیاورند، اظهار كرد: نه مطلقاً مقاله مشترك را تأیید می كنم و نه رد می كنم؛ چرا كه باید دید استاد و دانشجو چه سهمی در آن مقاله دارند. اگر مقاله اینگونه بود كه حاصل همفكری استاد و دانشجو بوده باشد چه اشكالی دارد كه اسم هر دو در پایان آن آورده شود.
این استاد دانشگاه، مقاله ای را كه خود مشاوره آن را بر عهده داشته مثال زد و گفت كه این مقاله را برای هفت بار ویرایش كرده است.
به اعتقاد سعیدی مهر اگر استاد راهنما گام به گام در كنار دانشجویی كه مقاله نویسی را تجربه نكرده حركت كند حق دارد كه نامش در پایان مقاله ذكر شود.
اما صارمی پاسخ داد: منظور من سیل عظیم مقالاتی است كه اساتید هیچگونه نقشی در آن ها ندارند، اما اسم خود را روی آن درج می كنند.
طالب زاده نیز در جمع بندی سخنان خود گفت: ما در این میزگرد قرار بود درباره مشكلات مقالات دانشجویی در زمینه فلسفه، پایان نامه ها، ارتقاء اساتید و اینكه چرا ما به این روز افتادیم صحبت كنیم اما دوستان درباره دانشگاه های خارج از كشور و ... صحبت كردند.
رئیس گروه فلسفه دانشگاه تهران با طرح این پرسش كه «اما مسئله ما چیست؟» افزود: ما باید فكر كنیم كه فلسفه كجای زندگی ماست؛ این همه دوستان ما در دانشگاه آزاد در حال گرفتن مدرك دكترای فلسفه هستند؛ دانشگاه آزاد تولید انبوه مدرك دكترا می كند؛ اما ...
آزادگان هم در پاسخ به طالب زاده كه دوستان درباره دانشگاه های خارج از كشور و ... صحبت كردند، اظهار كرد: حرف من این است كه ما خود را با فضای فلسفی جهان مقایسه كنیم و تلاش كنیم كه خود را به این فضا برسانیم.
به گزارش ایرنا، نخستین روز از همایش دو روزه «وضعیت فلسفه در دانشگاه» كه به مناسبت روز جهانی فلسفه در تالار باستانی پاریزی دانشكده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران برگزار شد، با برگزاری این میزگرد و سخنرانی حمید وحید دستجردی، عضو كانون ایرانی پژوهشگران فلسفه و حكمت (با موضوع معرفت شناسی گواهی) به كار خود پایان داد.
روز دوم و پایانی همایش «وضعیت فلسفه در دانشگاه ها» سه شنبه سوم آذر ماه 94 با سخنرانی محمد اردشیر درباره «فلسفه شهودگرایانه ریاضیات» و همچنین برگزاری میزگرد «آموزش فلسفه و خط مشی دانشگاهی» با حضور منوچهر صانعی دره بیدی، محمدرضا حسینی بهشتی، حسین شیخ رضایی و مهدی اخوان برگزار می شود.
این همایش به همت مركز فرهنگ و اندیشه سازمان جهاد دانشگاهی تهران و انجمن علمی-دانشجویی فلسفه دانشگاه تهران بر پا شده است.
فراهنگ**9362**3061**1569