بسیاری از رخدادهای جهانی از جمله بحران سوریه ریشه در تحولات گازی دارد

تهران- ایرنا- «نادعلی بای» مدیر مركز مطالعات بین المللی و راهبردی انرژی نپتا در گفت وگو با ایرنا با اشاره به پیوند بسیاری از رخدادهای جهانی و منطقه یی با تحولات اقتصاد گازی، به بیان راهكارهایی برای مقابله كشورهای عضو مجمع كشورهای صادركننده گاز و نیز ایران با چالش های پیش رو پرداخت.

به باور شماری از ناظران ریشه ی بسیاری از تحولات جهانی را باید در واقعیت های اقتصاد انرژی جست؛ اقتصادی كه ارزش كالایی چون گاز در آن روز به روز در حال افزایش است.
برداشت از ذخایر نامتعارف نفت با عنوان «شیل اویل»، آمریكا را به بزرگترین تولیدكننده ی نفت جهان تبدیل كرده است و با بهره جویی از ذخایر نامتعارف گاز، این كشور در جایگاه بزرگترین تولیدكننده ی گاز جهان قرار خواهد گرفت.
تولید نفت و گاز از منابع نامتعارف، قبل از هر چیز بر بازار انرژی جهان تاثیر می گذارد؛ بازاری كه اقتصاد دارندگان منابع متعارف از جمله كشورهای خاورمیانه و اعضای مجمع كشورهای صادركننده ی گاز یا «جی.ای.سی.اف» (GECF) را زیر تاثیر خود قرار می دهد.
به بهانه ی برگزاری سومین اجلاس سران مجمع كشورهای صادركننده ی گاز و در ارتباط با روند شكل گیری، اهداف، فعالیت ها و نیز چالش ها و مسایل مشترك این كشورها از جمله افزایش تولید انرژی از منابع غیرمتعارف، پژوهشگر ایرنا با بای مدیر مركز مطالعات بین المللی و راهبردی انرژی نپتا به گفت وگو پرداخت.
بای ضمن اشاره به چالش های پیش روی كشورهای تولیدكننده ی گاز در بخشی از سخنان خود، به نقش گاز در نظام بین الملل اشاره كرد و بحران های سوریه و عراق را نیز متاثر از مناسبات گازی دانست.
مشروح این گفت وگو را در ادامه می خوانید:

*** ایرنا: بعنوان نخستین سوال، تشكیل مجمع كشورهای صادركننده ی گاز از كجا شروع شد و فلسفه ی شكل گیری آن چه بود؟
** بای: نخستین جرقه های تشكیل مجمع گازی جهان در سال 2001 زده شد. در آن تاریخ، دیداری بین مقام های الجزایر، قطر، ایران و روسیه برای تشكیل یك اوپك گازی انجام و دبیرخانه یی موقت نیز در دوحه تشكیل شد. این سازمان به طور رسمی در سال 2008 در مسكو تشكیل شد. اعضا در ابتدای تاسیس اعلام كردند كه نمی خواهیم یك كارتل گازی باشیم و قصد نداریم سازمانی همچون اوپك، در بازار گاز ایجاد كنیم. آنها تاكید كردند كه به جای سیاستگذاری در حوزه ی بازار، به دنبال گسترش همكاری ها و تبادل اطلاعات، برآورد عرضه و تقاضای گاز، مطالعات مشترك و تعامل بین اعضا هستند. این سازمان هم اكنون 12عضو اصلی و پنج عضو ناظر دارد.

***ایرنا: شكل گیری این مجمع چه بازتابی در جهان داشت؟
** بای: شكل گیری این مجمع با واكنش هایی همراه بود. به عنوان مثال رییس كمیته ی امور خارجی مجلس نمایندگان آمریكا اعلام كرد كه تشكیل یك اوپك گازی، تهدیدی برای امنیت ملی آمریكا است و سازمان گازی را به یك مافیا تشبیه كرد. او اصرار داشت كه راهبردی برای مقابله با این نهاد تدوین شود. آژانس بین المللی انرژی نیز تشكیل مجمع گازی را تهدیدی برای امنیت انرژی جهان تلقی كرد. اتحادیه ی اروپا نگران از قیمت گذاری تصنعی در مجمع، از تشكیل این نهاد ابراز نگرانی كرده بود.

*** ایرنا: آیا این نگرانی ها بجا بود؟
**بای: خیر، چون مجمع كشورهای صادركننده ی گاز در بدو تاسیس اعلام كرد به هیچ وجه به دنبال سیاست گذاری در حوزه ی گاز نیست. آنها تاكید كردند و تاكنون نیز نشان داده اند كه به دنبال تعیین قیمت گاز نیستند و جی.ای.سی.اف بیشتر برای تبادل افكار، گسترش همكاری و سرمایه گذاری مشترك ایجاد شده است.
بیانیه ی وزیران در روز شنبه ی هفته ی جاری نیز در این راستا بود. در اجلاس وزارتی، 2 سند شامل استراتژی های بلندمدت و مدل جهانی گاز به تصویب رسید كه بحث سرمایه گذاری مشترك و همكاری اعضا را مورد توجه قرار داده است.

*** ایرنا: به مدل جهانی گاز اشاره كردید. در این زمینه چه چشم اندازی برای آینده ی جی.ای.سی.اف متصور هستید؟
**بای: همكاری های كشورهای عضو مجمع باید در راستای منافع مشترك، یعنی مقابله با چالش های بازار جهانی گاز و بحث مهم منابع نامتعارف گاز باشد. در این میان چند دسته منافع وجود دارد؛ منافع مشترك، موازی، اختلاف زا و متعارض. در كنار برخی منافع مشترك یك سری منافع موازی وجود دارد یعنی هر كشوری به دنبال منافع خود است و هیچ تزاحمی برای دیگری ایجاد نمی كند. در نهایت یك سری منافع هم اختلاف زا است.
در بحث «شیل گس» یا همان تولید گاز در آمریكا از منابع نامتعارف، اعضای مجمع كشورهای صادركننده ی گاز دارای منافع مشترك هستند. اعضا باید به دنبال یك بازاندیشی در اهداف خود باشند چون زمانی كه مجمع شكل گرفت بحث شیل گس هنوز آنچنان مطرح نبود.
آمریكا به كمك فناوری های نوین توانسته است به بزرگترین تولیدكننده ی نفت در دنیا تبدیل شود و از طرف دیگر، در حوزه ی گاز نیز آمریكا تا سال 2020 بزرگترین صادركننده ی گاز دنیا خواهد شد. این كشور تا سال 2035 نیز در حوزه ی انرژی به خودكفایی خواهد رسید. در این شرایط، كشورهای عضو مجمع، بیشتر از این كه به فكر گسترش اعضا و دنبال رعایت پروتكل ها و نشست ها باشند، باید به دنبال تعیین دستوركار عملی معطوف به ضرورت اطلاع رسانی پیامدهای زیست محیطی شیل گاز و مقابله با آن باشند.
در غیر این صورت، انقلاب تولید گاز از منابع نامتعارف درآمریكای شمالی یعنی آمریكا و كانادا، بازارهای بالقوه ی ایران و بالفعل برای كشورهای عضو جی.ای.سی.اف را در اروپا و آسیا تسخیر خواهد كرد.

*** ایرنا: در بازار جهانی گاز، كشورهای عضو جی.ای.سی.اف چه جایگاهی دارند؟
**بای: 67 درصد ذخایر گازی جهان ، 42 درصد تولید گاز و 85 درصد صادرات گاز به صورت «ال.ان.جی» (گاز طبیعی مایع) و 38 درصد صادرات گاز از طریق خط لوله در اختیار مجمع كشورهای صادركننده ی گاز است؛ آماری كه نشان می دهد این مجمع، بازیگری مهم در مبادلات انرژی جهان است. در این میان روسیه بزرگترین صادركننده ی گاز از طریق خط لوله و قطر بزرگترین صادركننده ی ال.ان.جی جهان به شمار می روند.

***ایرنا: برخی ناظران می گویند اختلاف های گسترده میان اعضا، اجازه ی همكاری گسترده را در جی.ای.سی.اف نمی دهد. نظر شما در این باره چیست؟
**بای: همین طور است. حتی بسیاری از بحران های منطقه ناشی از منافع متعارض بین اعضای مجمع كشورهای صادركننده ی گاز است به عنوان مثال بحران سوریه، ریشه های ژئوپلیتیك و ژئواكونومیك دارد نه ایدئولوژیك. در سال 2001 ، بحث انتقال گاز ایران به عراق، سوریه، لبنان و از آن پس به صورت ال.ان.جی از طریق تانكرهای بزرگ حمل گاز (VLFC) به اروپا مطرح شد. این در شرایطی بود كه تركیه مسیر ترانزیت گاز و روسیه یكه تاز تامین انرژی اروپا بود و قطر نیز در جایگاه بزرگترین صادركننده ال.ان.جی قرار داشت.
اگر با عینك ژئوپلیتیك و ژئواكونومیك به بحران سوریه نگاه كنیم به این نتیجه می رسیم كه قطر با آموزش، پشتیبانی مالی و تجهیز القاعده و داعش و آشوب افكنی از طریق این گروه ها هدف جلوگیری از پروژه ی خط لوله ی انتقال گاز ایران به اروپا از طریق عراق، سوریه و مدیترانه یعنی «خط لوله ی اسلامی گاز» را دنبال كرده است. كشف منابع گازی در حمص سوریه نیز بر نقش و اهمیت سوریه در این میان افزوده است. همچنین تركیه از ایجاد یك رقیب ترانزیتی بیمناك است و به حمایت مالی و دیپلماتیك از گروه های معارض سوری می پردازد.
در مجموع می توان گفت نقشه ی درگیری ها در سوریه با نقشه ی انتقال خط لوله ی گاز اسلامی تطابق دارد. هدف درگیری ها ژئوپولیتیكی و اقتصادی است تا ایدئولوژیك و در این میان حذف ایران و روسیه از چرخه ی صادرات گاز به اروپا هدف اصلی كشوری چون قطر است كه به دنبال یك خط لوله از طریق عربستان، عراق و سوریه برای خود است؛ رخدادی كه قطر را به تنها بازیگر اصلی در عرصه ی انرژی اروپا تبدیل می كند.
در همین حال، رژیم صهیونیستی نیز با توجه به منابع گازی خود در فلات قاره ی دریای مدیترانه، به دنبال این است كه تبدیل به یك بازیگر انرژی در منطقه شود. حتی برخی كارشناسان معتقدند حمله های اخیر داعش در پاریس، با حمایت عوامل قطر و عربستان انجام شده است تا پای فرانسه و ناتو به بحران سوریه باز شود و از این طریق كشورهای ایران و روسیه از معادله ی سوریه حذف شوند.

***ایرنا: در این شرایط، ایران باید چه برنامه یی را در پیش بگیرد؟
**بای: در این شرایط، ایران با چند مساله روبرو است. تحریم ها، بالا بودن ریسك سرمایه گذاری، مصرف زیاد در شبكه ی سراسری داخلی و مهیا نبودن زیرساخت ها باعث شده سهم ایران به عنوان دارنده ی ذخایر عظیم گاز طبیعی در بازار جهانی گاز، به كمتر از یك درصد محدود شود. در وهله ی نخست لازم است استفاده از فناوری های نوین نظیر «جی.تی.ال» در دستور كار ایران قرار بگیرد.
روسیه به هیچ وجه به ایران اجازه نخواهد داد كه به رقیبی در بازار گاز اروپا تبدیل شود. به عبارتی دیگر، خرس سیبری به گربه ی ایرانی اجازه نفوذ در بازار گاز اروپا را نخواهد داد. از طرف دیگر، ایران به دلیل ضعف زیرساخت ها، نمی تواند جایگاهی در صادرات ال.ان.جی داشته باشد. بنابر این، تامین گاز كشورهای منطقه از طریق خطوط لوله، برنامه یی است كه ایران می تواند آن را دنبال كند. برای ایران مهمترین بازار، بازار آسیا است كه باید در اولویت قرار دارد.
با این حال، مراجع بین المللی انرژی تاكید دارند كه ایران می توانست به بازیگری مهم در تجارت جهانی گاز تبدیل شود، 50 درصد تامین گاز اروپا را بر عهده بگیرد و به سهم 30 درصدی از بازار گاز جهان دست یابد اما بخاطر تحریم ها، جنگ تحمیلی، بی توجهی به پارس جنوبی و گسترش شبكه های گازرسانی داخلی، از این جایگاه فاصله گرفتیم.
از طرف دیگر، مجامع بین المللی انرژی هنوز در برآوردهای خود تمایل دارند تاكید كنند كه دنیا به خلا و نبود نفت و گاز ایران عادت كرده است. دنیا هنوز دنبال این است كه ایران را بازیگری حذف شده بداند. در این شرایط، نفت و گاز باید برای ما به یك شاخص و عنصر قدرت تبدیل شود.
*گفت و گو از:اسماعیل داوودی (گروه پژوهش و تحلیل خبری)
پژوهشم**9189**9279**2054