۲۳ شهریور ۱۳۹۴،‏ ۱۲:۵۵
کد خبر: 81759036
۰ نفر
چگونه كودك غرق شده سوري آبروي اروپا را خريد ؟

رشت - ايرنا - پيدا شدن جسد «آيلان» كوچك در سواحل تركيه در محافل خبري سر و صداي بسياري به پا كرد ، همين اتفاق مرزهاي اروپا را به روي مهاجران گريخته از ناملايمات و نا امني ها، باز كرد اما آيا وجدان انسان دوستي حكومت هاي كاپيتال اروپايي بيدار شده پس چرا تاريخ آنرا باور نمي كند؟

تحليل از : نصرالله ابراهيمي خرم آبادي دبير خبرگزاري جمهوري اسلامي گيلان
حال بماند آنكه بر اساس مدارك انتشار يافته نحوه قرار گيري جسد اين كودك در كنار ساحل با آنچه كه واقعا اتفاق افتاده متفاوت است يعني عكاسان پس از پيدا كردن جسد آنرا در حالتي قرار داده اند تا به قول معروف دل سنگ را به درد بياورد و بعد از آن عكس گرفته اند و درست پس از انتشار اين خبر است كه گويي به ناگاه آلمان هاي فروشنده گاز خردل و اعصاب به سفاكان و آدم كشاني مثل صدام حسين و معمر قذافي ناگهان وجدان درد مي گيرند و اعلام مي كنند كه پناهندگان را مي پذيرند .
بعد هم گردهمايي اضطراري برگزار مي كنند و مسوول اتحاديه اروپا پذيرفتن و پذيرايي از آوارگان را يك وظيفه ابلاغ مي كند و چنين و چنان ، اما آيا واقعا ظاهر و باطن اين رفتار هاي به ظاهر انساندوستانه يكي است ؟
واقعيت اين است كه با توجه به دامنه وسيع بحران آوارگان ، كشور هاي اروپايي برغم ميل باطني هيچ گزينه ديگري به جز پذيرفتن اين آوارگان ندارند ، پس در اتاقهاي فكر كاپيتاليستي اينگونه نسخه پيچيدند كه ، حال كه تحت هيچ شرايطي حتي با غرق كردن كشتي هاي قاچاقچيان انسان و بكار گيري نيروي ارتش تمام كشور ها درگير اين مسئله ، قادر به پيشگيري از اين رويدا تلخ خود ساخته نيستند ،بهتر است از آن بهره برداري كنند ، آبرو بخرند و استفاده مادي ببرند .
اين تصميم گرفته شد و به همه اعضاي درگير بحران آوارگان ابلاغ شد حال فقط مانده بود كه از كجا شروع كنند ، چگونه شروع كنند كه پخش خبر يافت شدن جسد اين كودك سوري بهترين بهانه بود ، اگر نه چرا در واكنش به لگد زدن و پشت پا انداختن آن خبرنگار ارويايي به مهاجران كه براستي نشانگر بخش عظيمي از تفكرات اروپاييان به مهاجران به عنوان انسانهاي درجه دو و مزاحم است،كار بذل و بخشش و مرحمت و مهرباني را شروع نكردند؟
كشورهايي كه خودشان از تروريستهاي ضد بشر در سوريه و عراق حمايت مي كنند و برغم كشته شدن هزاران نفر در سوريه و عراق و لبنان و فلسطين و يمن چشم و گوششان بسته است ، تو گويي در بهشت موعود خداوند نشسته اند كه به ناگاه از خبر شنيدن غرق يك كودك سوري در دريا دلشان بسيار به درد مي آيد و با گشاده دستي درهاي سخاوت را مي گشايند .
اما واقعيت اين است كه اروپاييان دريافتند حال كه نمي توانند با اين بحران خود ساخته مقابله كنند چرا در صدد استفاده از آن بر نيايند؟ چرا سر و صورت خود را با آب آوارگان نزد مسلمانان نشويند تا در آينده با اين نقاب بهتر بتوانند در جوامع آنها نفوذ كنند ؟ حال كه مي شود با استفاده از اين بحران خود ساخته نيروي كار ارزان قيمت براي واحد هاي صنعتي و توليدي فراهم كرد ، نيروي هاي نئونازي و افراطي ناسيوناليستي را سركوب كرد و بر سر مسلمانان گرفتار شده در منجلاب اختلافات فرقه اي اروپايي و امريكايي ساخته منت گذاشت چرا كه نه ؟
ممكن افكار عمومي جهان چند روزي با بوق كرناي رسانه هاي گروهي دجال استكباري اشك هاي تمساح گونه انساندوستي كشور هاي استكباري را باور كنند اما تاريخ باور نمي كند چرا؟
همين آلماني هاي كاپيتاليست انسان دوست امروز هستند كه ديروز به صدام حسين گاز خردل و اعصاب تحويل دادند البته مي دانستند كه زمينه استفاده گاز خردل و اعصاب در يخچالها و كولر ها كار برد ندارد و صدام حسين چنان جنايتي كرد كه در حلبچه پرنده ، خزنده ، چرنده ، حشرات ، گاو ، انسان ، مرغ و خروس و هر آنچه از آفريدگان خداوند كه نفس مي كشيد در چند ثانيه به فجيع ترين مرگ دردناك نابود شدند.
در جزيره مجنون در عمليات خيبر كه نگارنده شاهد عيني آن بود ، استفاده ناجوانمردانه از همين گاز خردل و اعصاب و تاول زا اهدايي آلمان و فرانسه چنان جنايتي را رقم زد كه روي همه سفاكان و آدم كشان تاريخ را سفيد كرد .
گرچه اكنون ديگر صدام حسين نابود شده اما آيا اگر اين هدايايي شيطاني اروپايي ها به وي نبود وي مي توانست به اين وسعت دست به كشتار و جنايت بزند ، وي فقط در يك قلم جنايت ، هزاران كودك مثل كودك سوري غرق شده در ساحل تركيه را در خواب بيداري و در آغوش مادران در حلبچه كشت ، آيا آنزمان اروپاييان انساندوست امروز خواب بودند ، يا خبر نداشتند ، يا رسانه اي نبود، واقعيت اين است كه آنها از اين كشتار فجيع انسانها سود بردند و ديگر هيچ .
هر كس به فلسفه وجودي تفكر كاپيتاليست آگاه باشد مي داند كه در اين مرام فقط كسب سود مادي به هر بهايي اصل است ، البته بايد كه چهره روش هاي كسب سود را به اقتضاي زمان به ظاهر بايد با علايق انساني ترسيم كرد تا با چالشي براي ادامه كار روبرو نشود .
پس مي توان به مردم دروغ گفت اما تاريخ آنرا باور نمي كند .
6070