۷ خرداد ۱۳۹۴،‏ ۱۰:۰۶
کد خبر: 81625675
۰ نفر
ارتش مشترك عربی؛ رویا یا واقعیت؟

تهران- ایرنا- در شرایطی كه چالش های داخلی در كنار بحران های خودساخته همچون بحران یمن دامنگیر برخی كشورهای منطقه شده، طرح تشكیل ارتش مشترك عربی آن گونه كه برخی كشورهای عربی همچون عربستان سعودی به شدت به دنبال اجرای آن هستند تا چه اندازه عملی است؟

تشكیل ارتش مشترك عربی طی ماه های اخیر یكی از تازه ترین سوداهای برخی رهبران كشورهای منطقه برای برون رفت از تنگناهای پیش رو بوده است.

پیشینه ی این ایده سال ها پیش یعنی زمان حكومت «جمال عبدالناصر» رییس جمهوری مصر (1970-1956 میلادی) در فرایندهایی نظیر اتحاد این كشور با سوریه به مرحله ی عمل نزدیك و در بحران هایی چون جنگ خلیج فارس در ابتدای دهه ی 90 میلادی به شكلی جدی مطرح شد اما به دلیل شرایط زمانی و واقعیت های منطقه یی هرگز به انجام نرسید.

در حالی كه بسیاری از كشورهای عربی در یكی از دشوارترین موقعیت های زمانی در تاریخ كوتاه و چندده ساله ی خود قرار گرفته اند، باز هم این ایده به محوری برای رایزنی آن ها تبدیل شده است. در این پیوند، برخی رسانه ها در پاییز پارسال از نشست مقام های عربستان سعودی، مصر، كویت و امارات متحده ی عربی برای زمینه سازی تشكیل یك ائتلاف نظامی دایمی یا نوعی ارتش مشترك خبر دادند.

تشكیل ارتش مشترك عربی در فروردین ماه سال جاری در نشست سران اتحادیه ی عرب در «شرم الشیخ» مصر مورد تاكید شركت كنندگان قرار گرفت تا رییسان ستاد مشترك ارتش كشورهای عضو این اتحادیه در سوم خردادماه از پیش نویس قطعنامه ی تشكیل ارتش عربی پرده برداری كنند؛ ارتشی كه به گفته ی مقام های اتحادیه ی عرب قرار است سد راه گسترش فعالیت گروه های افراطی در منطقه شود.

به رغم این اعلان رسمی، این اقدام بیش از آنكه گزندی را متوجه كانون های مهم افراطی گری و دهشت افكنی در منطقه سازد و گروه های تكفیری- تروریستی را به عنوان مهمترین تشكل های امنیت زدا و دست ساخته ی برخی كشورهای تندروی منطقه و نیز آمریكا زیر تیغ قرار دهد، پیكان تقابل خود را رو به جمهوری اسلامی ایران و گروه های نزدیك به تهران همچون «حزب الله» و «حماس» خواهد گرفت.

با توجه به آنچه گفته شد چند نكته لازم به یادآوری است:

1- ارتش مشترك عربی سودایی است كه پایه ریزان و حامیانش با منافع و نیت های متفاوت و حتی گاه متعارض آن را می پرورانند. عربستان سعودی كه با همراهی برخی كشورهای عربی به ویژه حاشیه نشینان خلیج فارس ماه ها است خود را درگیر بحران یمن و یورش به این كشور ساخته، به دنبال مشروعیت سازی هر چه بیشتر و كسب مجوز و هموار سازی مسیر برای مداخله گری های احتمالی آتی است تا به محض سربرآوردن نهضت های مردمی در منطقه و تهدید منافع محافظه كارانه ی ریاض بتواند با ائتلافی آن را منكوب كند. كشوری چون مصر كه همچنان درگیر اختلاف های داخلی است، از ماجراجویی های خارجی برای انحراف ذهن ها به مسایل خارجی استقبال می كند. مصر در كنار برخی كشورهای نیازمند عربی البته از انگیزه یی دیگر یعنی بهره مندی از كمك های مالی سعودی ها نیز برخوردار است.

برای بسیاری از كشورهای عربی كه نیروی مسلحشان حتی توان چند روز جنگ دربرابر قدرت های منطقه یی را ندارد و همچنان از مزدوران غیرعرب تبار سود می جوید، اندیشه ی ایجاد امنیت جمعی و دفاع گروهی - آنچنانكه در «پیمان آتلانتیك شمالی» (ناتو) محقق شده- عاملی مهم است تا پشت سر سعودی ها قرار گیرند و بر تصمیم ایجاد ارتش مشترك عربی مهر تایید زنند.

در این میان، آمریكایی ها كه در دوره ی ریاست جمهوری «باراك اوباما» آشكارا خواهان خروج از ستیزشگاه های خاورمیانه یی بوده و راهبردهایی چون «ثقل آسیا» و توجه به شرق را دنبال كرده اند، از تصمیم ایجاد ارتش عربی برای كاستن از بار تعهدهای خود در زمینه ی تامین امنیت متحدان سنتی خاورمیانه استقبال كرده و به آن روی خوش نشان داده اند.

2- كاركردهای ارتشی كه پشت پرده ی پایه ریزی آن سعودی ها قرار دارند، به رغم انتظار برخی ناظران نه تنها صهیونیست ها را نگران نساخته بلكه موجب خشنودی آنان شده است. همزمان با گردهمایی سران كشورهای عربی در مصر كه در آن بر لزوم تشكیل ارتش عربی تاكید شد، روزنامه ی صهیونیستی «هاآرتص» نوشت تحقق ارتش مشترك عربی نه تنها نگرانی را برنخواهد انگیخت بلكه به دلیل جلوگیری از گسترش نفوذ ایران در منطقه موجب خرسندی تل آویو خواهد شد زیرا كشورهای عربی مجبورند در فرایند كاركرد چنین ارتشی امنیت اسراییل را مورد توجه قرار دهند. به این ترتیب بدون آنكه در شكل دهی به ارتش عربی كسی از اسراییل دعوت كرده باشد، اسراییلی ها سهم بالایی در آن خواهند داشت.

با توجه به این واقعیت، تشكیل ارتش عربی را باید از مهمترین نمودهای منافع مشترك سعودی- صهیونیستی در برابر افزایش قدرت منطقه یی جمهوری اسلامی ایران به شمار آورد. این در حالی است كه همچنان بخش های مهمی از سرزمین ها عربی در اشغال صهیونیست ها است و هیچ اقدام عملی یا حتی اعلانی برای پایان دادن به اشغالگری آنان طی سال های اخیر صورت نگرفته است.

3- به باور بسیاری از كارشناسان مسایل خاورمیانه و جهان عرب، تشكیل ارتش مشترك عربی به رغم ایجاد برخی فرصت ها و زمینه های نوعی همكاری امنیتی از همین ابتدا با چالش های گوناگونی روبه رو است. یكی از مهمترین این چالش ها به ماهیت آن باز می گردد كه هنوز به روشنی مشخص نیست حضور نیروهای نظامی كشورهای عربی در این ارتش داوطلبانه است یا اجباری یا اینكه به حركت درآمدن چنین ارتشی برای رویارویی با چه نوع تهدیدی و با چه مجوزی صورت خواهد گرفت. مساله ی مهم دیگر هدایت این نیروها است. در شرایطی كه سران كشورهایی چون عربستان سعودی و مصر هدف های گوناگونی را از راه اندازی ارتش مشترك عربی دنبال می كنند، تن دادن به رهبری دیگری چندان آسان نخواهد بود ضمن اینكه كشورهایی چون عراق و قطر به دلیل برخی اختلاف دیدگاه و منافع، بسیار دشوار بتوانند در چارچوب های مورد نظر سعودی ها قرار گیرند.

4- صرفنظر از چالش های نظری یادشده كه بارها در تصمم گیری های اتحادیه ی عرب نیز بروز عملی یافته است، ارتش مشترك عربی به معنای واقعی و با كاركردی ثمربخش جز رویایی شیرین نخواهد بود. از ماه ها پیش تاكنون ائتلاف 10 كشور عربی با رهبری و البته خویش فرمایی عملی سعودی ها مسوولیت هجوم هوایی به خاك یمن و به نوعی كاركردهای ارتشی مشترك را برعهده داشته است اما نتوانسته پس از چند ماه گروه «انصارالله» را از پای درآورد.

نباید فراموش كرد اوج همگرایی و همیاری كشورهای عربی در مسایل نظامی جنگ های چهارگانه ی اعراب و رژیم صهیونیستی (1948، 1956، 1967 و 1973 میلادی) و نیز جنگ تحمیلی علیه جمهوری اسلامی ایران بوده كه بسیج چند كشور عربی نتوانسته كامیابی را رقم بزند.

افزون بر این، نیروهای «سپر دفاع جزیره» كه از سال ها پیش به عنوان بازوی نظامی شورای همكاری خلیج فارس با صرف هزینه های بسیار سامان یافته، جز سركوب قیام مردم بحرین كاركردی نداشته و فعالیت های آن به برگزاری رزمایش های سالانه محدود بوده است. در این پیوند این سوال مطرح می شود كه نیروهای مشترك نظامی عربستان سعودی و پنج كشور حاشیه ی خلیج فارس با سطح اختلاف های كمتر از اعضای اتحادیه ی عرب و سابقه، آموزش و تجهیز بیشتر نسبت به ارتش عربی احتمالی، چه كارایی تاكنون داشته اند كه ارتش نامبرده بخواهد بیش از آن را به نمایش بگذارد.

همچنین، نبود روحیه ی جنگندگی و سلحشوری، تداوم بحران های باتلاق گونه ی منطقه یی همچون بحران یمن، مشكلات داخلی كه پس از تحولات بهار عربی فراوانتر شده و هراس از تهدیدهای عینی تر و واقعی تر همچون گسترش گروه های تروریستی «القاعده»، «داعش» و «جبهه النصره» قدرت نمایی دست اندركاران تشكیل ارتش مشترك عربی را پوشالی تر از قبل می نمایاند.

*گروه پژوهش و تحلیل خبری

پژوهشم**9279**2054