جهل، زیاده خواهی و تنبلی؛ عوامل رشد خرافه در جامعه

تهران - ایرنا- مستندات زیادی مبیّن رواج بیش از پیش باورهای خرافی در جامعه امروز ماست. از همین رو گفت و گویی داشتیم با سید یحیی یثربی، استاد بازنشسته فلسفه، و مؤلف كتاب ' فلسفه خرافات' كه در سال 93 توسط انتشارات امیركبیر به چاپ رسید.

خرافه را معمولا معادل 'ترس از پدیده ای كه نسبت به آن جهل داریم'، تعریف كرده اند. بسیاری از مردم از روی ساده لوحی و عدم اعتماد بنفس و نیز عدم ایمان به قدرت لایزال خداوند ، در توجیه شكست ها ، عقب ماندن ها ، از دست دادن ها و به دست نیاوردن ها ، به تأثیر امور خرافی همچون نحوست روز یا ماهی خاص، دخالت اجنه و ارواح، و طلسم باور كرده، و از این رو برای رفع این موانع به افراد سودجویی كه با شگردهای متعدد اقدام به فریب ایشان می كنند، مراجعه می نمایند.



گفت و گوی زیر با مؤلف كتاب ' فلسفه خرافات' ، به بررسی عوامل رشد خرافه و ارائه ی راهكارهایی جهت جلوگیری از ترویج نگرش خرافی در جامعه می پردازد.

** جناب استاد یثربی تعریف شما از خرافات چیست؟

- ببینید خرافه در تعریفی ساده عبارت است از' باوری كه تعریف علمی نداشته باشد ، ' یعنی گزاره ای كه توجیه قابل قبول نداشته باشد'.خرافه، امریست كه در برابر علم قرار دارد، چون علم متكی بر شواهد و دلایل است و یكی از ویژگی های خرافه این است كه شواهد و دلایل و مستندی ندارد ، یعنی باوری است بدون بنیاد. و علم است كه تفسیرهای خرافی از معنای جهان را كنار می زند. خرافه یعنی جهل.



** از جمله تألیفات اخیر شما كتاب 'فلسفه خرافات' است كه می توان ادعا كرد از معدود كتاب هایی است كه با تحلیل دقیق علمی و تفكر انتقادی نسبت به موضوع خرافه در سالهای اخیر در ایران تألیف شده است. به نظر شما چرا متفكران جامعه ما و استادان فلسفه نسبت به موضوع رواج خرافات در ایران حساسیت خاصی نشان نمی دهند ؟ چرا تحلیل ها ، تألیف ها و هشدارهایشان تقریباً فاقد توجه به این امر است؟

- خرافه همیشه هدف اصلی آماج دانشمندان و روشنفكران بوده است. طبیعی است كه روشن اندیشان جامعه كه همان فیلسوفان هستند پیش از دیگران و بیش از دیگران به خطر خرافه و به مبارزه با خرافه پرداختند. در تاریخ یونان هم همین طور بوده است. اما اینجا سؤال است كه پس چرا فیلسوفان جامعه ما با خرافه نمی جنگند؟ دلیل این امر بازمی گردد به اینكه فلسفه ما فلسفه به روز و كارآمد نیست بنابراین شما نمی توانید انتظاری از این فیلسوفان داشته باشید.



ببینید ما روشنفكر نداریم ، بلكه مبارز داریم. مبارز، با تفكر كاری ندارد. ستارخان تفنگ برمی دارد، او نمی تواند به مردم اندیشیدن یاد بدهد چون خودش هم بلد نیست.

فلسفه ما هنوز در تأیید عناصر چهارگانه آب و باد و خاك و آتش سخن می گوید اینها فلسفه ایست كه به تاریخ سپرده شده است. فلسفه باید كارآمد و به روز باشد. فلسفه آثار باستانی نیست كه بگویید مال 2500 سال پیش است پس خیلی مهم است.

مثلا صدا و سیما ده جلسه به درس فلسفه یك استاد اختصاص می دهد كه دائم می گوید وجود متشكك است خب وجود متشكك باشد یا نباشد به چه درد جامعه می خورد؟ نه در مدیریت جامعه و نه در سیاست جامعه و نه در دیانت جامعه اثر ندارد. چیزی كه به هیچ جای جامعه ربطی ندارد. هیچ كدام از صحابه پیامبر یا ائمه حتی از این بیانات نداشته اند اینكه من با وجودم وجود چای را می خورم یا با ماهیتم چه فرق می كند؟

فلسفه اگر فلسفه باشد سیاست را مورد مدّاقه قرار می دهد، مدیریت را می بیند، رابطه جناح های مختلف را می بیند؛ من با این چشمم كتابی 400 صفحه ای نوشته ام درباره روابط غلط جناح های ما كه در كتاب 'خودكامگی و فرهنگ' آورده ام.



** شما در همان كتاب فلسفه خرافات ، به شگردهای مروجّان خرافه در استفاده از امكانات دنیای جدید اشاره كرده اید و از این شگردها با تعبیر 'دژهای مدرن خرافه ' سخن گفته اید، یكی از پرسش های مطرح اینست كه به لحاظ روانشناسی چطور برخی افراد تحصیل كرده و با اطلاع ، باورهایی جدی به خرافات دارند؟

- خرافه به دلیل اینكه دروغ است و دروغ را با روش هایی شیطنت آمیز حمابت می كند، لذا افراد آن را باور می كنند. معمولا افراد شكست خورده و زیان دیده ، افرادی كه خود یا عزیزانشان درگیر یك بیماری هستند، افراد بیسواد، و در كنار همه اینها افراد بسیارمرفه كه زیاده خواه و جاه پرستند ، مخاطبان مروجان خرافه هستند.



** یعنی رفاه و تحصیلات هم نمی تواند همچون دژی در برابر باور به خرافه عمل كند؟

- همین طور است. چون برخی افراد وقتی می بینند همه چیز دارند، از لحاظ ثروت، خانه ی راحت، شأن اجتماعی و غیره ، در صدد ارتباط با امور مخفی و ماورائی بر می آیند، یعنی زیاده خواهی و جاه طلبی شان آنها را به فكر شفای بیماران و اموری از این قبیل می اندازد. در واقع تلاش می كنند كه به مانند فردی كه قادر به برآوردن تمام حوائج دیگران است، جلوه كند. پس بنابراین علاوه بر جهل و ناامیدی وشكست ، زیاده خواهی نیز همچون عاملی از عوامل روانشناسی افرادی خرافه گراست.



** به نظر شما هدف از ترویج خرافات در جامعه چیست؟

- در بسیاری از افراد هدف از ترویج خرافه ، یكی خودنمایی و دیگری عقب نگه داشتن جامعه برای رسیدن به منفعت شخص یا گروهی خاص است. یعنی برای اینكه خودشان را مطرح كنند به تبلیغ عرفان های فاسد و خرافه روی می آورند. استاد دانشگاهی كه می رود و جلوی یك آدم بیسواد زانو می زند برای مطرح شدن خودش این كار را می كند. و همان طور كه گفتم همه خرافه پرستی ها از روی نیاز نیست بلكه از روی زیاده خواهی و جاه پرستی است.



** از دیدگاه جنابعالی چه راهكارهایی جهت ممانعت از گسترش و ترویج خرافه در جامعه ، وجود دارد ؟

- باید به مردم اطلاع رسانی كنیم . من ده سال است می گویم بگذارید من بیایم و راجع به خرافات و عرفان های فاسد روشن گری كنم اما نمی گذارند . اما آنهایی كه مستقیم و غیر مستقیم این چیزها را ترویج می كنند همیشه هستند و یا آنهایی كه خنثی هستند دو سال هم حرف بزنند نمی فهمید چه می گویند، همواره در صحنه حضور دارند.

بنابراین مشكل ما این است كه در مبارزه باید روشن اندیش داشته باشیم و معتقدم نداریم و كم داریم در كتاب ' ماجرای غم انگیز روشن فكری در ایران ' تحلیل مفصلی نسبت به این موضوع آورده ام.



** شما در كتابتان در جایی اشاره كرده اید كه در غرب ، هر چند وقت یكبار مردم را با اظهارات غیر علمی محك می زنند تا میزان سطحی نگری مردم نسبت به امور و مسائل پیرامونشان را بسنجند. به طور كلی خرافه زدائی از ذهن جامعه و این بالا بردن بینش و شناخت عموم از چه راه هایی مؤثرتر عمل می كند؟

- غربی ها با امكاناتی كه ادبیات ، رسانه ها ، رمان ها ، و تئاترها دارند به جنگ خرافه رفتند و از آنجا غیر مستقیم روی ذهن مردم اثر گذاشتند. ما باید از این روش ها استفاده كنیم ما امكانات زیادی داریم . من با اینكه چشمم بسیار ناراحت است اما گاهی اوقات برخی سریال ها را می بینم و متوجه می شوم كه برای مردم سرگرم كننده است اما متأسفانه ' فاقد ایده' و گاه حتی 'ضدّ ایده' هستند و بنا براین بیفایده اند.

البته جامعه ی غرب هنوز هم سرشار از تفكر خرافه ایست اما بسیار كمتر نسبت به گذشته اش شده است. گاهی در برخی امور ما از آنها كامل تریم . مثلا شما فیلم های غربی را كه می بینید هنوز برخی حیوانات عظیم الجثه یا آدم آهنی در كنار آدمها، اموری را در دست دارند ، این به همان پس زمینه ذهن خرافی شان باز می گردد. در صورتی كه اكثر زنان و مردان بالغ كشور ما صحنه های آدم آهنی و این قبیل چیزها برایشان كسل كننده و ابلهانه می نماید.

اسلام به ما اعلام كرده است كه یك ساعت اندیشیدن بهتر از هفتاد سال عبادت است. یعنی اسلام می گوید من، متفكر می خواهم، من ، آدمِ به خاك بیافتِ صِرف نمی خواهم. اگر به خاك بیافتد، اول باید عقلش را درست كند. و بعد به ما می گوید ارزش پرستش شما را عقلتان تعیین می كند . پرستش خر ارزشی ندارد. پرستش علی ، پرستش دانشمندان است كه ارزشمند است.

ما بیش از هر چیز باید به مردم اطلاع رسانی كنیم و سطح آگاهی و شناخت جامعه را بالا ببریم و قبل از همه باید نشان دهیم كه خودمان اهل خرافه نیستیم.

دكتر سید یحیی یثربی ، استاد بازنشسته فلسفه دانشگاه علامه طباطبایی است كه آثارش در حوزه نقد فلسفی مسائل از جایگاهی ویژه در بین متفكران ایرانی برخوردار است. از جمله تألیفات وی می توان ' پژوهشی در نسبت دین و عرفان ' ، ' ماجرای غم انگیز روشنفكری در ایران' ، ' عیار نقد ' و ' قلندر و قلعه ( داستان زندگی شیخ شهاب الدین سهروردی) ' را نام برد.

گفت و گو از : آمنه شیرازی نژاد