ايران و تركيه؛ از رقابت‌هاي منطقه‌اي تا تاثيرات فرهنگي

تهران - ايرنا - سايت خبري ديپلماسي ايراني ،محمد سيت دانلي اوغلو، استاد تاريخ دانشگاه تركيه در سخناني به بررسي رقابت امپراتوري صفوي و عثماني و تلاش هر يك براي سلطه بر منطقه پرداخته است.

ديپلماسي ايراني: دكتر محمد سيت دانلي اوغلو، استاد تاريخ دانشگاه تركيه در سخناني به بررسي روابط تاريخي ايران و تركيه در دوران عثماني پرداخته و اين روابط را به 4 دوره اساسي به خصوص بعد از فتح بغداد توسط ايران تقسيم مي كند. متن كامل سخنراني او در نشست همكاري هاي جديد ميان ايران و تركيه كه در دفتر مطالعات سياسي وزارت خارجه و با همت اساتيد دانشگاه خاورميانه تركيه برگزار شد، بدين شرح است:

بدون ترديد روابط ايران و عثماني از قرن 16 به بعد قدرت و قوت بيشتري گرفت. امپراتوري عثماني از زمان تاسيس تا قرن 16 توجه و تمركز خود را معطوف به بالكان كرده و سعي داشته در اين حوزه و همچنين حوزه اروپا پيشروي كند. از اين رو مي توان گفت امپراتوري عثماني تا قرن 16، امپراتوري بالكان و اروپا بوده، حال چه از نظر افرادي كه تابع امپراتوري بودند و چه از نظر جغرافيايي كه يك امپراتوري اروپايي محسوب مي شد. تا قرن شانزدهم توجه امپراتوري عثماني به شرق، ايران، آذربايجان و در كل خاورميانه متمركز نبوده است. روابط امپراتوري هاي شرق پس از آنكه شاه اسماعيل صفوي در سال 1502 سوداي امپراتوري را در سر مي پروراند، شروع شد. در همين سال اولين ارتباطات عثماني با ايران صورت گرفت.

بر خلاف روابط پر مناقشه و پر از جنگ عثماني با غرب، روابط با ايران تا حدودي صلح آميز و آرام بوده است. روابط تجاري، اقتصادي و سياسي ميان عثماني و ايران از سال 1502 شروع و تا به امروز نيز ادامه دارد. شايد بهتر باشد روابط عثماني و ايران را به دوره هاي مختلف تقسيم بندي كرد:

قرن شانزدهم، رقابت بر سر خاورميانه

رقابت بر سر كنترل حكومت در خاورميانه از اوايل قرن 16 يعني دوره شاه اسماعيل صفوي آغاز شد. در اين دوره دو دولت سعي داشتند كه خاورميانه را تحت تسلط و كنترل خود در بياورند كه در فاصله سال هاي 1512 تا 1517 جنگ هايي ميان سلطان سليم اول و شاه اسماعيل رخ داد. ايده و غايت سلطان سليم نه تنها فتح ايران، بلكه فتح مصر و تسط بر آن قسمت از جغرافيا بوده است. البته در اين دوره، سلطان سليم توجهي به تسلط بر ايران نداشته و بيشتر تمركز او تسلط بر مصر بوده است. در دوره جنگ هاي اولي كه ميان ايران و عثماني رخ داد، عثماني ها بسيار متاثر شدند. نزاع ميان شيعه و سني در اين دوره سياست غالب ميان دو طرف بود؛ از اين رو امپراتوري عثماني به شدت متاثر شد. حتي اگر فتح سلطان سليم بر مصر را به عنوان يك پيروزي نظامي و جنگي قلمداد كنيم، اما در عين حال تاثيرات منفي كه بر امپراتوري عثماني داشته، گريز ناپذير و قابل بحث بوده است.

قرن هفدهم، فتح بغداد توسط ايران

سلطان وقت عثماني در نيمه اول قرن هفدهم بعد از فتح بغداد توسط ايران، خود را نسبت به تداوم جنگ ها قانع كرد. جنگ بغداد بر اساس روايت هايي كه وجود دارد، همچنان در حافظه تاريخي عثماني وجود دارد و نماد آرزوي عثماني براي بازپس گيري بغداد از ايران هنوز پايدار است. مرز ميان دو كشور نيز از تاريخ 17 مي 1639 بر اساس معاهده قصر شيرين برقرار بوده و هنوز هم پابرجاست.

قرن هجدهم، آغاز رفرم در عثماني

دوره سوم جنگ ها در اوايل قرن 18 و توسط سلطان احمد دوم رخ داد. اين دوره مشهور به 'لاله' و آغاز رفرم در عثماني است. در اين دوره اكثر حملات بعد از بروز نابساماني در داخل ايران، از جانب عثماني صورت مي گرفت، زيرا هدف عثماني برچيده شدن امپراتوري صفوي بود. از يك سو عدم ثبات داخلي باعث ضعف ايران بود و از طرف ديگر نقش روسيه انكار ناپذير است. روسيه فشارهاي زيادي بر ايران وارد مي كرد. درواقع در اين دوره فاكتور روسيه، عامل تعيين كننده اي در اهداف و انگيزه عثماني براي حمله به ايران بود. نقش روسيه در تضعيف ايران باعث شد انگيزه عثماني بيشتر شود. تا اين تاريخ مرزهايي كه بر اساس مفاد عهدنامه قصر شيرين در نظر گرفته شده بود، اعمال شده و بدون تغيير مانده است.

قرن نوزدهم، ماجراي آخوندزاده

قرن نوزدهم تعدادي از نخبگان ايران وارد استانبول شده و تحت تاثير فضاي نخبگي قرار گرفتند. اين امر براي اولين بار توسط فتحعلي آخوندزاده ميسر شد. او اولين كسي است كه متاثر از فيلسوف فرانسوي به نام فرانسوآ پيشنهاد تغيير الفباي نگار را مي دهد. گرچه پيشنهاد او مورد قبول كشورهاي ديگر قرار نمي گيرد، اما در عثماني و بعدها در جمهوري تركيه ايده آخوندزاده اقبال عمومي پيدا مي كند و عملي مي شود.

كلام آخر

اگر قرار بر بررسي ابعاد مختلف روابط ايران و عثماني باشد، عمده ترين بحث يا عمده ترين بعد آن، مساله فرهنگي است. امپراتوري عثماني از لحاظ فرهنگي تاثير بسيار زيادي از تاريخ و فرهنگ ايران گرفته بود. نخبگان عثماني از دولتمردان تا انديشمندان، اهتمام به يادگيري زبان فارسي داشتند. آنها سعي مي كردند اشعار فارسي بگويند. از همه مهمتر اينكه دانستن فارسي يكي از امتيازات در دربار عثماني به حساب مي آمد و يكي از عوامل افتخار محسوب مي شد.

منبع/ ديپلماسي ايراني

اول **