معضل حاشیه نشینی؛ ریشه ها، پیامدها و راهكارها

تهران - ایرنا - پدیده و معضل حاشیه نشینی در كلان شهرهای كشورهای جهان از جمله ایران پس از انقلاب صنعتی و در كشورمان بعد از انقلاب مشروطیت و ملی شدن صنعت نفت و پس از آن، شكل گرفت و به عنوان یكی از مشكلات شهری مطرح شد كه امروز از آن به بیماری خاموش كلان شهر ها نیز یاد می شود.

سیر و تحول تاریخ بشریت این نكته را به وضوح اثبات می كند كه انسان موجودی اجتماعی است. انسان های نخستین پس از مدتی دریافتند كه اگر به صورت جمعی به شكار بروند توفیق بیشتری خواهند داشت و همچنین برای داشتن زندگی بهتر، امنیت و تامین نیازهای اولیه خود باید به صورت گروهی زندگی كنند. از پس ِزندگی گروهی با گذشت زمان، قبیله ها و روستاها و با گسترش جمعیت آن ها شهرها پدید آمدند.

با پیشرفت علم و به ویژه مقوله صنعتی شدن در جوامع غربی مفهومی به نام شهرهای صنعتی و در پی ِ آن كلان شهرها پا به عرصه وجود نهادند. بی شك انقلاب صنعتی نیاز به تامین نیروی انسانی داشت و مردم روستاها و شهرهای كوچكتر نیاز به زندگی بهتر و استفاده از منابع كلان شهرها. این 2 عامل بسیاری از مردم را از شهرهای كوچكتر و روستاها به سمت كلان شهرها با آن زرق و برق خاص خود روانه كرد.

در نگاه نخست، احتیاج به نیروی انسانی برای جوامع صنعتی یك نیاز ویژه به حساب می آمد و مهاجرت به سود پیشرفت و نظام سرمایه داری بود اما با نگاهی مو شكافانه، سیل مهاجرت افرادی كه نه از لحاظ فرهنگی، اقتصادی و حتی شیوه زندگی با الگوی (مدل) كلان شهرها سنخیت نداشتند عوارضی را در پی داشت. این نیروهای كار ارزان كه توانایی مالی چندانی نداشته و از طرف دیگر به زندگی در شهرهای بزرگ خو نگرفته بودند به ناچار به زاغه نشینی و حاشیه شهر كوچ كردند. شاید اگر اغراق نباشد بتوان این موضوع را بیماری نهفته كلان شهرهایی صنعتی دانست كه زیر زرق و برق پیشرفت، از این بیماری زجر می كشند.

بنابر این ، حاشیه نشینی و زاغه نشینی یكی از معضلات كلان شهرهای دنیا از جمله ایران است كه برای شناخت این معضل ابتدا باید تعریفی دقیق و روشن از آن ارایه كرد تا بتوان راهكاری عملی و درست برای رفع و یا تعدیل آن یافت.

*** حاشیه نشینی چیست؟

حاشیه نشینی معادل كلمه لاتین (Marginal settlement) یكی از پدیده های اجتماعی است كه به سبب توسعه كلان شهرها به وجود می آید. بانك جهانی حاشینه نشینی را این گونه تعریف می كند: بخش هایی از شهر كه مورد غفلت واقع شده اند و كیفیت و شرایط زندگی در آن به شدت پایین است.

«سیف الله سیف اللهی» استاد دانشگاه و جامعه شناس، در گفت وگو با پژوهشگر ایرنا ، حاشیه نشینیان را گروهی از افراد جامعه معرفی می كند كه مجبور به سكونت در منطقه ای از شهر یا مناطقی از كلان شهر ها شده اند اما در عین حال جذب فضای شهری نمی شوند كه این امر به دلایل فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی است. وی ادامه می دهد كه در حقیقت چون این افراد توانایی هماهنگی با مناسبات شهری را ندارند بنابراین چه از جهت فضا و چه از جهت زندگی اجتماعی به حاشیه می روند.

همچنین 'طهمورث شیری' عضو هیات علمی دانشگاه و جامعه شناس، صنعتی شدن جوامع را عامل اصلی حاشیه نشینی در شهرها دانسته و حاشیه نشینی را این گونه تعریف می كند: حاشیه نشینی فرآیند شكل گیری، تثبیت كانون ها و گروه های اجتماعی از جوانان و افراد مختلف است كه در حاشیه شهر ها مستقر شده اند و تعامل فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی با مركز شهر دارند. وی این تعامل را به معنای بده و بستان تلقی كرده و می افزاید: حاشیه نشینان نیروی كار را در اختیار شهر قرار می دهند و مدرن شدن یا به روز شدن را از شهر وام می گیرند.

' كامبیز مصطفی پور' جامعه شناس و كارشناس شهرسازی نیز در گفت وگو با پژوهشگر ایرنا حاشیه نشینی را این گونه تعریف می كند: نوعی سكونت گاه های غیر رسمی كه در حاشیه شهرها شكل می گیرد. وی همچنین زاغه ها را طیفی از مسكن پر تراكم و بد منظر معرفی می كند كه گاهی این زاغه ها حتی در مركز شهر نیز احداث می شوند. وی تصریح می كند: سكونت گاههای غیر رسمی نام های دیگری نظیر حاشیه نشینی، آلونك نشینی، سكونت گاه های نیمه دایم و سكونت گاه های خودرو دارند.

*** تاریخ حاشیه نشینی در ایران

پدیده حاشیه نشینی از بدو حیات بشریت همواره وجود داشته اما بسیاری از كارشناسان شروع حاشیه نشینی در دنیا به صورت علمی و با تعریف امروزی آن را پس از انقلاب صنعتی در اروپا و ایجاد شهرهای صنعتی و به تبع آن ظهور كلان شهرها می دانند. اما پرسشی كه در این میان به ذهن خطور می كند این است كه به واقع شروع پدیده حاشیه نشینی در ایران از چه زمانی بوده و آیا تاریخ مشخصی می توان برای آن یاد كرد؟

سیف اللهی در این زمینه به ایرنا گفت: حاشینه نشینی از بدو شكل گیری حیات اجتماعی كم و بیش وجود داشته است. اما این كه حاشینه نشینی از چه زمانی به عنوان یك معضل اجتماعی و پارادوكس اجتماعی مطرح می شود می توان گفت در حدود 200 یا 300 سال از بدو شكل گیری جامعه شهری به مفهوم صنعتی شدن در جوامع غربی این مشكل پدید آمده است. حاشیه نشینی در ایران پس از انقلاب مشروطه بیشتر نمایان گشت.

این استاد دانشگاه به ویژگی زندگی ایرانیان پیش و پس از دوران مشروطه اشاره كرده و معتقد است: مهاجرت های درون كشور یا داخل جامعه از زمانی شروع می شود كه حركت های مبتنی بر زندگی نوین در جامعه ایرانی شكل گرفت. در دوره های پیشین، زندگی در ایران بیشتر به صورت روستایی و نظام ارباب - رعیتی رواج داشت و شهر ها نیز هر كدام به تفكیك مذهبی، صنعتی یا اداری بودند از این رو رفت و آمد مردم به سایر شهر ها و روستاها بسیار محدود انجام می شد اما پس از انقلاب مشروطیت چهره جامعه ایرانی به سمت جامعه صنعتی و شهری آن هم به صورت نامتوازن و وابسته تغییر پیدا می كند. بنابراین این پدیده در ایران از دوره انقلاب مشروطه شروع می شود در سال 1320 هجری خورشیدی نخستین مرحله اوج گیری خود و در سال 1332 خورشیدی مرحله بعدی اوج گیری خود را تجربه می كند.

طهمورث شیری اما معتقد است كه حاشیه نشینی به معنای آن چیزی كه در اروپا شكل گرفته در ایران رخ نداده است . وی می افزاید: ما همیشه در كشورمان حاشیه نشین و كولی ها را داشتیم و جالب این كه شاعران و جهانگردان نیز در كتاب هایشان به وجود این افراد اشاره كرده اند. این افراد كسانی بودند كه در حاشیه شهرها زندگی می كردند و برای كسب و كار و معامله به شهر می آمدند.

با این حال وی نیز مبنای تاریخ حاشیه نشینی به صورت علمی در ایران را بیش از یكصد سال گذشته ندانسته و تاكید می كند: در ایران پس از جنبش مشروطه كه كشور ما نگاهی جهانی یافت و پایتخت و شهرهای بزرگ معنای ویژه یافتند پدیده كلان شهر ها در ایران شكل گرفت و به تبع آن حاشیه نشینی در شهر ها پدید آمد.

این استاد دانشگاه ادامه می دهد كه پس از مشروطه، كشور ما دوران مدرنیسم ایرانی یا شبه مدرنیسم كه در دوران پهلوی اول رخ داد طی كرد و این صنعتی شدن شهرها به گسترش حاشیه نشینی در كلان شهر های ما منجر شد.

كامبیز مصطفی پور در این راستا به مدل شهرسازی اسلامی و ایرانی اشاره كرده و می افزاید: در شهرهای اسلامی و ایرانی همواره مسجد جامع در مركز شهر واقع شده و دور آن معمولا بازار شهر شكل می گیرد و سپس به ترتیب طبقه ثروتمند، متوسط و فقیر زندگی می كنند و در حاشیه شهر كارگاه ها، كارخانه ها، كوره های آجرپزی و محل دفن زباله ها وجود دارند.

وی معتقد است كه مهاجران روستایی و ساكنان شهرهای كوچك كه به شهرهای بزرگ ایران می آمدند از دیر باز در حاشیه شهرهای بزرگ اسكان می یافتند و اسكان غیر رسمی از 5 درصد جمعیت مجموعه شهری در سال 1355 خورشیدی به 11 در صد در سال 1365 و نوزده درصد در سال 1375 افزایش یافت.

این جامعه شناس دهه 60 خورشیدی را دوره ی اوج گیری حاشیه نشینی به دلیل جنگ تحمیلی و پیامدهای آن و مهاجرت های بی رویه به حاشیه كلان شهرها دانسته و تصریح می كند: با اتمام جنگ این تصور وجود داشت كه اوضاع خود به خود درست شود اما این غفلت از حاشیه نشینی باعث توسعه بی رویه كلان شهرها و تصرف زمین های بدون معارض شد.

*** تفاوت حاشیه نشینی در غرب و ایران

حاشینه نشینی در غرب با وقوع انقلاب صنعتی شكل گرفته و گسترش یافت و در ایران پس از انقلاب مشروطه. اما به واقع چه تفاوتی بین این دو وجود دارد. آیا حاشیه نشینی در جوامع غربی و در ایران همسو و هم راستا است؟ طهمورث شیری در این زمینه معتقد است؛ هنوز هم حاشیه نشینی با تعریف علمی آن در ایران وجود ندارد.

وی این پدیده را مانند فرهنگ آپارتمان نشینی در ایران پدیده ای وارداتی دانسته كه به صورت ناقص وارد ایران شد. او همچنین تصریح می كند كه حاشیه نشینی به معنای آن چیزی كه در اروپا شكل گرفته در ایران وجود نداشت و دلیل این امر نیز نبود تقسیم كار اجتماعی پیشرفته در جامعه ایرانی بود. اما در اروپا اگر حاشیه نشینی شكل گرفت از مركز یك سری تمهیدات و سیاست گذاری ها و قانون ها وضع می شود كه رابطه بین حاشیه و مركز را تسهیل، قانونمند و به روز كند.

این عضو هیات علمی دانشگاه می افزاید: صنعتی شدن در كشورهای پیشرفته ذات آن جوامع بوده و ویژگی های خود را داشته است اما در ایران به دلیل این كه این پدیده، وارداتی بود پس به طور قطع حاشیه نشینی در كشورمان نیز شرایط و خصوصیات منحصر به فرد خود را دارد.

وی تصریح كرد: تفاوت دیگر بین حاشیه نشینی در ایران و كشورهای صنعتی این است كه در جوامع پیشرفته حكومت تسلط خود را بر حاشیه نشینان به صورت كامل داشته و به علاوه بافت فرهنگی، بافت اجتماعی و ساختار سیاسی آن ها نیز با ما به طور كامل متفاوت است.

سیف الله سیف اللهی نیز مهمترین تفاوت حاشیه نشینی در ایران و جوامع غربی را ضابطه مند بودن این قضیه در غرب تلقی می كند. وی حاشیه نشینی در ایران را قانونمند و ضابطه مند ندانسته و تصریح می كند؛ در دوره های پیشین زندگی در ایران بیشتر به صورت روستایی و نظام ارباب رعیتی بود و در عین حال شهر ها هر كدام به تفكیك مذهبی، صنعتی یا اداری بودند. همین عامل، رفت و آمد مردم به سایر شهرها را محدود می كرد اما پس از انقلاب مشروطه و تغییر چهره نظام سیاسی ایران ، جامعه به سمت جامعه صنعتی و شهری آن هم به صورت نامتوازن و وابسته حركت كرد.

*** مهاجرت عامل اصلی حاشیه نشینی در كلان شهرها

حاشیه نشینی مانند دیگر پدیده های اجتماعی ریشه ها، علت ها و عواملی دارد. كارشناسان مهمترین عامل حاشیه نشینی در شهرها را صنعتی شدن كلان شهرها و به تبع آن مهاجرت مردم به سمت كلان شهرها می دانند.

در این زمینه طهمورث شیری به ایرنا گفت: حاشیه نشینی امروز معلول صنعتی شدن شهرها و تغییر در شیوه تولید اجتماعی است. یعنی شیوه تولید ما از حالت سنتی به حالت صنعتی تبدیل شده و این تغییراتی در كانون پدید آورده است كه همین تغییرات باعث تفكیك بین گروه های اجتماعی گردید.

وی همچنین از فاصله طبقاتی و فقر مادی به عنوان عوامل دیگر این موضوع یاد و تصریح می كند: فاصله طبقاتی بدین معنا كه من چون توانایی یا استطاعت مالی زندگی در مركز شهر را ندارم به حاشیه شهر می روم.

شكاف و فاصله ی فرهنگی نیز عامل دیگری است كه طهمورث شیری بر آن تاكید می كند. بدین صورت كه فرد از روستا و یا شهر كوچكتر وارد كلان شهر می شود و با ورود خود به شهر دچار یك شوك فرهنگی می شود. این استاد دانشگاه می افزاید: اگر فرد مهاجر از لحاظ مالی نیز توانایی زندگی در مركز شهر را داشته باشد به دلیل تفاوت فرهنگی ترجیح می دهد به حاشیه و اطراف شهر كه افرادی با دیدگاه و شیوه رفتار زندگی وی سنخیت بیشتری دارند نقل مكان كند چرا كه كلان شهر ها مسایل و شیوه زندگی خاص خود را دارند و هضم این شیوه برای این فرد آسان نیست.

سیف الله سیف اللهی نیز دلیل اصلی حاشیه نشینی را صنعتی شدن، نفوذ سرمایه داری یا بورژوازی و به تبع آن مهاجرت افراد را معلول مباحث اقتصادی و نبود امكانات در شهرها و روستاها دانسته و تاكید می كند: در واقع نارسایی اقتصادی پیامد های سیاسی، فرهنگی و اجتماعی به همراه دارد، از جمله نبود امنیت اقتصادی،امنیت سیاسی و امنیت فرهنگی.

وی همچنین معتقد است كه این افراد نمی توانند با مناسبات شهری هماهنگ شوند بنابراین به حاشیه می روند چه از جهت فضا و چه از جهت زندگی. این جامعه شناس نیز مانند طهمورث شیری باور دارد كه چون مهاجران، بدون آمادگی و امكانات لازم برای زندگی شهری به كلان شهر ها می روند بنابراین نمی توانند فضای سنگین شهری را تحمل كرده و از این رو به حاشیه شهر هاكوچ می كنند و این امر دلیلی جز منزوی شدن فرد در فضای سنگین شهری ندارد.

كامبیز مصطفی پور اما به توزیع نامناسب زیر ساخت های توسعه ای در كشور اشاره كرده و می افزاید: بیكاری ناشی از ضعف این زیر ساخت ها و كمبود اشتغال در نقاط محروم و تمركز امكانات در كلان شهرها موجب مهاجرت خیل عظیمی از جوانان جویای كار به شهرهای بزرگ و صنعتی می شود. این افراد مهاجر جویای كار به دلیل ضعف قوانین و بازار ناكارآمد زمین در نقاطی از شهر كه تاسیسات شهری مناسب و كافی ندارند سكنی می گزینند كه همه این عوامل به توسعه حاشیه نشینی منجر می شود.

*** آسیب ها و عوارض اجتماعی حاشیه نشینی

حاشیه نشینی در شهرها نیز مانند دیگر پدیده های اجتماعی، عوارض و مشكلاتی برای جامعه به همراه دارد. سیف اللهی یكی از آسیب های این قضیه را از دست رفتن اقتصاد مولد در شهرها دانسته و معتقد است: روستاها و تجمیع آن ها باعث نزدیكی آن ها به شهر و با گذر زمان قسمتی از اطراف شهر شدند. مردم این مناطق محصولات و یا نیروی كار خود را به دل شهر می فرستند و مایحتاج خود را حتی تا شیر و ماست و نان را نیز از شهر تهیه می كنند. در واقع این افراد روابط و مناسبات شهری ندارند و ما به وضوح نفوذ روستا در شهر را در این مساله می بینیم كه خود این موضوع یك نوع حاشیه نشینی است. بنابراین روابط و مناسبات روستایی در سطح گسترده تر در شهر پدید می آید. بزرگترین پیامد و آسیب در این زمینه از دست رفتن اقتصاد مولد و ایجاد اقتصاد مصرفی، اقتصاد دلالی و اقتصاد سیاه است.

این استاد دانشگاه آسیب دیگر این پدیده را در فقر فرهنگی و فقر روانی كه در افراد حاشیه نشین بروز می كند دانسته و تصریح می كند: به دلیل آنكه این افراد شغل و درآمد كافی ندارند و معمولا سطح سواد پایینی دارند دچار فقر فرهنگی و فقر روانی می شوند. فقر روانی از این جهت كه این افراد نمی توانند خود را با محیط اطراف انطباق دهند، احساس شهروند بودن ندارند و خود را بیگانه احساس می كنند. نمونه بارز این مطلب را می توان در داستان موسوم به خفاش شب جستجو كرد. این فرد كه به چندین نفر تجاوز كرده و سپس آن ها را به قتل رسانده بود خود را فردی منزوی، دور از جامعه، بیگانه می پنداشت و دلیل جنایت هایش را انتقام از جامعه عنوان می كرد.

طهمورث شیری نیز به عوارض و مشكلاتی از قبیل اعتیاد، طلاق، جرم و جنایت و همچنین فقر فرهنگی و شكاف طبقاتی اشاره و تصریح می كند: یك سری نیروهای پنهان مثل افراد مجرم و باند های قاچاق مواد مخدر سرمایه گذاری ویژه ای بر روی حاشیه شهر ها دارند. مثلا برای انتقال مواد مخدر از افراد حاشیه نشین شهر استفاده می كنند چرا كه فضای باز این مناطق و نبود نظارت كافی در حاشیه شهرها بهترین فضا را برای جرم و جنایت های سازمان نیافته یا همان گروهی ایجاد می كند.

وی با پذیرفتن این حقیقت كه حاشیه شهرها جرم و جنایت و اعتیاد بیشتری نسبت به مركز شهر دارد می افزاید: ما در انحرافات اجتماعی مفهومی به نام 'لیبل' یا همان 'برچسب' داریم. وقتی برچسبی به شما زده می شود كه شما خلاف كارید و بمباران فكری در این زمینه می شوید به صورت ناخودآگاه و خود به خود زمینه خلاف در شما ایجاد می شود. وقتی این جمله تكرار می شودكه در حاشیه شهرها انسان های خلافكار و منحرفی زندگی می كنند حتی اگر بخشی از آن منطقه سالم باشد كه چه بسا انسان های شریفی هم زندگی می كنند اما به دلیل این بمباران فكری این افراد نیز به سمت و سوی خلاف كشیده می شوند.

كامبیز مصطفی پور نخستین مشكل را متوجه خود افراد مهاجری دانسته كه بخشی از جامعه شده اند. وی به سكونت گاه های غیر رسمی این افراد اشاره كرده و می افزاید: به دلیل غیر قانونی بودن این سكونت گاه ها حاشیه نشین ها از سطح خدمات عمومی و تاسیسات شهری كمتر از حد استاندارد بهره می برند. به عنوان مثال شبكه فاضلاب، برق، زهكشی معابر، خدمات آموزشی و مراكز بهداشتی با كیفیت نازل ارایه می شود.

وی می افزاید: به لحاظ اجتماعی، بیشتر ساكنان این سكونت گاه ها جزو طبقات پایین جامعه و با درآمد ناچیز و دارای مشاغل كاذب و غیر تولیدی مثل دستفروشی، تكدی گری و دوره گردی و یا كارگران روزمزد هستند . بنابراین بروز مشكلات اجتماعی نظیر؛ فساد، جنایت، بزهكاری در این مناطق بیشتر مشاهده می شود و در نهایت احساس امنیت در جامعه كاهش می یابد.

مصطفی پور موضوع ' وندالیسم' و 'جنگ حاشیه علیه متن' كه به طور عمده به صورت آسیب رساندن به اموال عمومی شهر، سرقت و پدیده شوم خفت گیری بروز می كند از پیامد های اجتماعی حاشیه نشینی در كلان شهرها معرفی می كند.

*** راهكارهای حل معضل حاشیه نشینی

حاشیه نشینی در شهرها به عنوان آسیب اجتماعی عوارضی در پی داشت كه به برخی از آن ها اشاره شد اما پرسشی كه به ذهن خطور می كند این است كه آیا این آسیب راه درمانی دارد یا خیر؟ آیا این پدیده از بین رفتنی است؟

طهمورث شیری در این زمینه معتقد است كه برخی پدیده ها و آسیب های اجتماعی از جمله طلاق، جنگ و حاشیه نشینی از بین رفتنی نیستند بنابراین راه درمانی برای محو آن وجود ندارد. وی در عین حال اعتقاد راسخ دارد كه می توان آسیب های اجتماعی را تا حد توان تعدیل كرد. این جامعه شناس به 2 راهكار در این زمینه اشاره می كند: یك راهكار فرهنگ رسمی و دیگری راهكار فرهنگ غیر رسمی. راهكارهای رسمی همان راهكارهای نظارتی، قهری، پلیسی و قانونی است كه از صبح ماموران نظارتی و پلیس ها در حاشیه ی شهرها حضور داشته باشند و مكان های اسقرار پلیس در محله بیشتر شود. منظور از راهكار فرهنگ غیر رسمی نیز كم كردن فاصله فرهنگی بین مركز شهر و حاشیه شهر است.

وی در این مورد پیشنهاد می كند كه كلیه فعالیت های فرهنگی كه در سطح شهر و مركز شهر انجام می شود به حاشیه شهر نیز كشیده شود. این استاد دانشگاه ایجاد فرهنگ جدید و كار فرهنگی را مقوله ای زمان بر و لاك پشتی دانسته و تصریح می كند: احداث سینما، سالن تئاتر و فرهنگ سرا در این امر بسیار مفید است.

طهمورث شیری فعالیت شبكه های اجتماعی را در كم كردن شكاف طبقاتی مفید ارزیابی كرده و آن را باعث همگرایی فكری بین مردم مركز شهر و حاشیه شهر برای ارتقای كیفیت سطح زندگی می داند. این عضو هیات علمی دانشگاه افزایش تولیدات فرهنگی، افزایش مشاركت های اجتماعی و استفاده از سرمایه های اجتماعی از قبیل شورایاری ها را در بهبود این وضع ضروری قلمداد می كند. به باور او احداث مكان های تفریحی و فرهنگی یكی دیگر از راهكارهای موثر برای تبادل فرهنگ و شناخت بیشتر حاشیه شهرها باشد.

طهمورث شیری در حوزه اقتصادی ایجاد كارگاه ها و كارخانه های تولیدی با توجه به نیروی انسانی فعال جوان ساكن حاشیه شهر را پیشنهاد كرده و از گسترش كارآفرینی به عنوان امری حیاتی در این حوزه یاد می كند. وی در حوزه سیاسی نیز توجه سیاست مداران و سیاست گذاران را به این مناطق خواستار شده و می افزاید: سیاست مداران ما باید عملكرد بهتری در زمینه نگاه به این مناطق (حاشیه) داشته باشند.

سیف اللهی اما بر اقتصاد مبتنی بر تولید تاكید دارد و معتقد است: اقتصاد تولیدی برخاسته از یك روند و فرایند درون زا است. توسعه اقتصادی و اجتماعی كشور ما «وابسته» بوده و درون زا نیست. از دیگران تكنولوژی و فن آوری می گیریم و نگاه به بیرون داریم. تا زمانی كه كشور ما تولید كننده نباشد و خودش صاحب فن آوری نشود این مشكلات پا برجاست.

وی بر حذف 2 عامل فقر و بی كاری تاكید دارد و گسترش نظام تامین اجتماعی را راهكار دیگری در این زمینه معرفی می كند. این استاد دانشگاه می افزاید: در كنار اقتصاد تولید محور، ما نیازمند برنامه ریزی مدون هستیم. برنامه ریزی توسعه ای ، برنامه ریزی كه مبتنی بر اصول علمی باشد نه تجربیات شخصی كه این مستلزم پرداختن به مقوله آمایش سرزمینی است.

سیف اللهی راهكار دیگر را وضع منشور حقوق شهروندی و كاهش فاصله طبقاتی می داند و تصریح می كند: مشكل ما مشكل جامعه مدنی است یعنی حقوق و تكالیف شهروندی. جامعه به آن مرحله از رشد رسیده كه از روابط ارباب - رعیتی به روابط شهروندی ارتقا یابد. بنابراین وضع و اجرای مفاد منشور حقوق شهروندی به صورت عملی و نه در شعار، یك ضرورت است.

كامبیز مصطفی پور نیز ایجاد فرصت های توسعه همه جانبه و برابر در همه استان ها را راهكار اولیه برای خروج از بحران حاشیه نشینی می داند و می افزاید: بر اساس تحقیق بانك جهانی علت اصلی مهاجرت به كلان شهرها و گسترش حاشیه نشینی به ترتیب اهمیت؛ اول فرصت شغلی، دوم كسب درآمد بیشتر و سوم تسهیلات و امكانات است. بنابراین بحث مسكن دیگر در اولویت قرار نمی گیرد. در واقع مهاجرین برای كسب شغل، درآمد بیشتر و امكانات بیشتر مهاجرت می كنند و در نگاه اولیه خود كیفیت مسكن و مكان زندگی در اولویت آن ها قرار ندارد. بنابراین چنانچه فرصت های شغلی، درآمد و امكانات بصورت عادلانه در همه جای كشور توزیع شود جلوی مهاجرت بی رویه كه به حاشیه نشینی منجر شده ، تا حد زیادی گرفته می شود.

این جامعه شناس راهكار دوم را در پذیرش اصل وجود حقیقتی به نام سكونت گاه های غیر رسمی از طرف مسوولان و سیاستمداران می داند و خواستار ائتلاف راهبردی و همگرایی آنان و گروه های اجتماعی و بخش خصوصی در این زمینه شد. بدین معنی كه مسوولان ادارات دولتی با اختیار قانونی خود با همراهی شركت های خصوصی و سرمایه گذار در كنار مشاركت مالكین غیر رسمی زمین های حاشیه شهر و فعال كردن اعضای سازمان های غیر دولتی(NGO) و اعضای گروه های محلی(CBO) و گروه های مذهبی به رفع مشكلات این نواحی همت گمارند.

این استاد دانشگاه استفاده از تجارب جهانی و طرح های موفق داخلی برای تدوین برنامه ای جامع با هدف بهبود اوضاع را ضرورتی دیگر در این امر می داند و تصریح می كند: می توان با تفویض اختیارات و منابع در سطح اجرایی پایین به گروه های مردم نهاد، مشاركت مردم مناطق حاشیه را جلب كرد یعنی همان تجربه موفق كه برخی كشورهای جهان در این زمینه انجام داده اند و نتیجه گرفته اند.

* گروه نظرسنجی

پژوهشم** م.م**1755