شهيد پارسا، شهيدي كه در جبهه جنگ به عنوان چشم اميد بسيجيان معروف بود

شيروان- ايرنا- شهيد سردار 'بهمن پارسا' قائم مقام فرمانده گرداني كه زمان و مكان عمليات و ماموريت ها برايش مهم نبود از اين رو در جبهه جنگ بسيجيان و رزمندگان از آن به عنوان چشم اميد بسيجيان ياد مي كردند.

شهيد 'بهمن پارسا' قائم مقام فرمانده گردان قدرت الله لشگر 5 نصر در هشتم شهريور ماه سال 1337 در روستاي جودر از روستاهاي بجنورد متولد و در شيروان تحصيل كرد.

شهيد پارسا بعد از شروع جنگ تحميلي وارد تشكيلات بسيج و سپاه شد، اگرچه در سپاه شيروان مسئوليت هاي مختلفي را تجربه كرد ولي روح ناآرام وي با اين پست ها و مقام ها تسكين نمي يافت، او مي خواست انسانيت و شجاعت خود را در جببه هاي جنگ به تماشا بگذارد.

در سال 1362 ازدواج كرد كه ثمره آن تولد پسري به نام احسان است و بعد از ازدواج از هر فرصتي براي رسيدن به فيوضات جبهه و جنگ استفاده مي كرد، او با حضور پي در پي در غرب و جنوب در عمليات هاي مختلفي مانند، كربلاي 2- 4- 5 ، والفجر 8 و خيبر افتخار حضور پيدا كرد.

همسر شهيد بهمن پارسا كه يك فرهنگي است در گفت و گو با ايرنا اظهار كرد: زمان و مكان عمليات و ماموريت ها براي شهيد مهم نبود از اين رو در جبهه جنگ به عنوان چشم اميد بسيجيان شناخته شده بود و معتقد بود وابستگي به اهل خانواده و دوستان و خويشان، خوب و پسنديده است ولي اين دلبستگي نبايد بحدي باشد كه ما را از رسيدن به فيوضات جبهه و جنگ باز دارد.

وي گفت: بهمن در مقابل بي عدالتي ها به هيچ وجه سكوت نمي كرد و از نظر وي انسان هاي خوب افرادي هستند كه به عهد و پيمان خود وفادار باشند.

وي افزود: همچنين از غيبت كردن و اسراف بشدت پرهيز و بيان مي كرد كه استفاده از نعمت هاي الهي حق همه است ولي اسراف حق هيچ كس نيست.

همسر شهيد پارسا گفت: همسرم هميشه مي گفت كه در سختي هاي مشكلات با تلاوت قرآن خودتان را تسكين دهيد.

وي افزود: تكيه كلام وي در آيين هاي عزاداري و سينه زني 'يا قمر بني هاشم' بود و به رعايت حلال و حرام زياد سفارش مي كرد و سقوط و عروج انسان را بستگي به رعايت اين اصل مهم مي دانست.

همسر شهيد گفت: خلق و خوي پارسا طوري بود كه ميل و رغبتي به پست و مقام دنيوي نداشت و اگر مسئوليتي را نيز مي پذيرفت تنها براي اداي تكليف بود.

نوروزي كه در سن 15 سالگي با شهيد ازدواج و فقط پنج سال زندگي مشترك داشته با بيان اينكه زندگي كوتاهش پر از خاطره هاي قشنگ است مي گويد: در آخرين مرخصي شهيد، پسر يكساله ام تازه چهار دست و پا راه مي رفت، ايشان كه مشغول مطالعه كتاب بود به من گفت: بيا بچه را بگير تا اذيتم نكند.

من هم به شوخي به شهيد گفتم ايراد نداره شما كه هميشه در جبهه هستيد حالا بذار بچه يه كم با شما بازي كنه، وقتي رفتم پسرم را بغل كنم ترس وجودم را برداشت كه اگر بهمن شهيد شود؟

نمي دانم شهيد از كجا فكر مرا خواند و با نگاه و لبخندي آرام به من گفت: نترس هنوز من براي شهادت آماده نشده ام.

نوروزي اظهار كرد: همسرم وقتي شيروان مي آمد مي گفت زماني كه به شهر مي آيم گويي از خدا دور مي شوم و در جبهه احساس نزديكي بيشتري به خدا دارم.

وي با بيان اينكه شهيد شش سال مفقود الاثر بود و در سال 73 تشييع شد افزود: پسرم اول ابتدايي بود و وقتي مي ديد من گريه مي كنم، گريه مي كرد و پس از چند لحظه در گوش من زمزمه مي كرد، مامان گريه نكن من ناراحت مي شم.

همسر اين شهيد ادامه داد: پسرم مي گفت كه خودم ديدم داخل قبر خالي است و تنها گل و قاب عكس داخل قبر هست، بابا داخل قبر نيست ناراحت نباش.

وي اظهار كرد: بسياري از دوستان و همرزمان سردار پارسا از وي به عنوان عابد ياد كرده اند و راز و نياز هاي شبانه وي زبانزد همگان بود و تنها آرزويش زيارت بارگاه آقا اباعبدالله الحسين (ع) بود.

وي گفت: 'خدايا ما را با عزت از دنيا ببر' يكي از دعاهايي بود كه هميشه ورد زبان ايشان بود.

وي كه تنها به شهادت فكر مي كرد جانانه در عمليات ها شركت و تا آخرين نفس با دشمن مي جنگيد و با نوشيدن شربت شهادت به آرزويش رسيد.

شهيد هميشه دو تا آرزو داشت 'خدايا امام عزيز را براي ما نگه دار' و ' خدايا مرگ ما را با شهادت در راهت قرار بده'.

سرانجام شهيد پارسا در جزيره مجنون در تاريخ چهارم تيرماه سال 1367 در سن 30 سالگي به درجه رفيع شهادت رسيد و روحش در بهشت حمزه رضا (ع) روستاي زيارت شيروان آرام گرفت.

شهرستان شيروان با 157 هزار نفر جمعيت، 633 شهيد تقديم نظام جمهوري اسلامي كرده است.ك/4

7186/7184/330