۲۹ تیر ۱۳۹۳،‏ ۱۲:۵۴
کد خبر: 81243011
۰ نفر
حاشیه نشینی؛ نماد توسعه ناپایدار شهری

تهران- ایرنا- حاشیه نشینی پیرامون كلان شهرهای ایران افزون بر نمایش چهره ای نازیبا از شهرنشینی، به گسترش مسائل اجتماعی، فرهنگی و زیست محیطی می انجامد.

گسترش شهرها از منظر فضایی و كالبدی یكی از مشكلات شهرنشینی در جهان معاصر است؛ زیرا با گذشت زمان و رشد بی رویه كمی و كیفی و تركیب ناموزون محدوده های شهری، زایده های ناخوشایندی را پیرامون شهرها به وجود می آورد.

این پدیده كه از آن با نام «حاشیه نشینی» یاد می كنند در كلان شهرهای جهان به ویژه در كشورهای در حال توسعه در همسنجی با دیگر مناطق جهان به صورت فزاینده ای در حال رشد است و با توجه به مشكلات و معضلاتی كه به همراه دارد به یكی از چالش های توسعه ای در این كشورها تبدیل شده است.

در ایران نیز با توجه به جریان سریع شهرنشینی در چندین سال گذشته حاشیه نشینی به عنوان پدیده ای با پیامدهای منفی گوناگون سر برآورده به طوری كه امروزه این پدیده در حال رشد مشكلات اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، امنیتی و زیست محیطی فراوانی را در بیشتر كلان شهرهای كشورمان به وجود آورده است.

**مهاجرت مهم ترین علت حاشیه نشینی

پدیده حاشیه نشینی در تاریخ زندگی اجتماعی انسان ها ریشه دارد. این پدیده در معنای امروزی خود در آغاز با پیدایش شهرنشینی در دل جهان سرمایه داری صنعتی و سپس كشورهای توسعه نیافته، پدید آمد.

صاحبنظران مطالعات شهری و اجتماعی، صنعتی شدن، افزایش جمعیت و گسترش شهرنشینی را از دلایل ایجاد این پدیده در جهان دانسته و بر این باورند كه گروه های حاشیه نشین بر اثر نیروهای دافعه هچون فقر و بیكاری از زادگاه خود (روستا، ایل و شهرهای كوچك) رانده شده و به شهرهای بزرگ تر روی می آورند.

در همین پیوند «غلامعباس توسلی» در كتاب «جامعه شناسی شهری» می نویسد: رشد شهرنشینی تابعی از چهار فرآیند مهاجرت، رشد طبیعی جمعیت، تغییر تعریف شهر و در هم آمیختگی روستاهای اقماری و ساخت شهرهای نوین است.

از این رو، شمار جمعیت شهرنشین نه فقط از افزایش طبیعی جمعیت شهرها، بلكه از مهاجرت روستانشینان به شهرها نیز ناشی می شود (1).

از علل مهم مهاجرت روستاییان به شهرها، افزون بر جاذبه های شهرنشینی و رشد اشتغال صنعتی در شهرها، كمبود كار و فقر عمومی روستانشینان، ترجیح مشاغل صنعتی با دستمزد بالا بر كشاورزی، امید به آینده بهتر برای خود و فرزندان و توزیع نامناسب امكانات رفاهی شهر و روستا است.

به نوشته «اسدالله نقدی» در مقاله «مهاجرت و حاشیه نشینی در ایران»، بروز و پیدایش حاشیه نشینی در ایران و جهان، همزاد و همراه پدیده مهاجرت و تا اندازه ای پیامد آن بوده است. حاشیه نشینی در مقیاس گسترده و معنای تازه آن، به دوره پس از وقوع انقلاب صنعتی در اروپا و سپس سرایت آن به سایر نقاط جهان برمی گردد (2).

در ایران نیز پس از آغاز نوسازی اقتصادی و اجتماعی، افزایش دسترسی روستاها به خدمات پیشرفته بهداشتی- آموزشی، مكانیزه شدن كشاورزی و تغییر الگوی مدیریت روستایی از یك سو و پیدایش اقتصاد نفتی و قطع وابستگی به كشاورزی از سوی دیگر، مهاجرت های روستا- شهر آغاز و در پیامد آن پدیده حاشیه نشینی پیرامون شهرهای بزرگ نمایان شد.

از آن پس بود كه به تدریج بیشتر شهرها به ویژه شهرهای بزرگ به مراكزی برای استقرار و اسكان مهاجران تبدیل شد.

بدین گونه حاشیه نشینی و در تازه ترین بیان «اسكان غیررسمی» به عنوان بافت آپاندیسی شهری در ایران با قدرت تاثیرگذاری بالا به دلیل حجم قابل توجه ساكنان و مسائلی هچون رشد سریع جمعیت، اشتغال غیررسمی و آسیب های ویژه، خود را بر شهرهای كشور تحمیل كرد (3).

یكی از عمده ترین علل پیدایش حاشیه ها در بیشتر كشورهای جهان، رشد شتابان شهری به ویژه در جهان سوم بوده كه این نیز پیامد مهاجرت های افسارگسیخته است.

به طور معمول انگیزه های اقتصادی در همه انواع مهاجرت های اختیاری از متغیرهای موثر به شمار می رود و همانطور كه «حبیب اله زنجانی» در كتاب «مهاجرت» نوشته، از نظر اقتصادی مهاجرت ها چه داخلی و چه بین المللی، ساز و كاری برای بازتوزیع نیروی كار است (4).

اگرچه عوامل اقتصادی در مهاجرت ها اهمیت بسیار بالایی دارند، اما همیشه نمی توان دلیل مهاجرت را به عوامل اقتصادی منحصر دانست.

گاهی مهاجرت ها برای دوری جستن از شرایط و اوضاع و احوال تهدیدكننده زندگی انسان صورت می گیرد و در مواردی نیز برای سكونت در نقاط خوش آب و هوا یا زندگی میان جامعه، قوم یا فرهنگ دلخواه.

حاشیه نشینی هم در اهداف هزاره و هم در برنامه اسكان بشر سازمان ملل متحد به عنوان یكی از چالش های توسعه جهان معرفی شده است. محققان حاشیه نشینی و به طور كلی مهاجرت را در چهارچوب الگوی «رانش-كشش» بررسی كرده و به توصیف عواملی مانند فقر و كمبود امكانات رفاهی- بهداشتی و از همه مهم تر وجود كار و درآمد زیادتر در شهر پرداختند (5).

** توسعه ناموزون شهری

مهاجرت روستا- شهری از دلایل مهم رشد شهرها در ایران است و میان مهاجرت و حاشیه نشینی از یك سو و رونق اقتصادی شهرها (تمركز فرصت ها) از سوی دیگر پیوندهایی وجود دارد، بدین معنی كه هرچه شهر از توان و رونق اقتصادی بیشتری برخوردار باشد جاذبه بیشتری برای مهاجران و در نتیجه شكلگیری مناطق حاشیه وجود دارد.

اما دلایل مهمتر برای حاشیه نشینی را باید در ساختار اقتصاد سیاسی و الگوی برنامه ریزی توسعه كشورها جست و جو كرد كه به انواعی از نبود تعادل و توازن منجر می شود.

یكی از آثار نبود تعادل در بهره گیری از مواهب توسعه یافتگی به تحركات ناموزون جمعیت در مناطق گوناگون و در سطح استان ها مانند مهاجرت از مناطق كمتر توسعه یافته به مناطق در حال توسعه یا توسعه یافته تر بر می گردد.

امروزه دستیابی به توسعه یكی از اهداف مهم كشورهای جهان و جنبشی فراگیر در كشورهای در حال توسعه است به طوری كه به شیوه های زیاد و در زمینه های گوناگون فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و... برای نیل به آن برنامه ریزی و عمل می كنند.

به عبارتی می توان گفت توسعه، برنامه ریزی برای حركت از وضع موجود برای رسیدن به وضع مطلوب است.

هر چند این ایده در تمام تاریخ هدف زندگی انسان بوده است اما توسعه در معنای امروزی پس از جنگ جهانی دوم مطرح شد و برای دستیابی به پیشرفت و توسعه در دستور كار سیاستگذاران و برنامه ریزان كشورهای گوناگون قرار گرفت.

آغاز برنامه های توسعه از یك سو رنگ و بوی اقتصادی داشت و از سوی دیگر به صورت ناموزون و ناهماهنگ درون كشورهای هدف قطب بندی هایی را ایجاد كرد كه تمامی سطوح زندگی ساكنان آن مناطق را متاثر ساخت و نابرابری های اقتصادی، اجتماعی و... را به وجود آورد؛ به طوری كه بخش هایی از یك كشور به سطوح برتر توسعه دست یافت و بخش هایی نیز در شرایطی عقب مانده و ناموزون با بخش های دیگر از پیشرفت بازماندند.

بدین گونه نبود شغل و منبع درآمد و به عبارتی نابرابری های اقتصادی- اجتماعی به عنوان عوامل دافعه و بازدارنده، ساكنان مناطق بازمانده از توسعه را بر آن داشت تا در جست و جوی كار، درآمد و دستیابی به اندكی از رفاه به شهرهای بزرگ مهاجرت كنند و بدین گونه بافت های اسكان غیررسمی در حاشیه كلان شهرها شكل گیرد.

به نوشته «علیرضا لادن» و «هادی رزقی شیرسوار» در مقاله «دلایل حاشیه نشینی در كلان شهر تهران»، نزدیك به هشت میلیون نفر از جمعیت كشورمان را حاشیه نشینان تشكیل می دهند و این معضل گریبانگیر كلان شهرها، زمانی به وجود می آید كه مردم مناطق فقیرنشین به راحتی نتوانند نیازها معیشتی و اقتصادی خود را تامین كنند و از این رو دست به مهاجرت بزنند و از آنجایی كه در انطباق با فرهنگ شهرنشینی، نیازهای اقتصادی زندگی شهری و... ناتوانند به ناچار به حاشیه شهرها رانده شده و اسكان غیر رسمی یا حاشیه نشینی را برگزینند (6).

پدیده منفی حاشیه نشینی كه زاییده توسعه ناموزون و نامعمول در یك كشور یا منطقه است، به عنوان چالشی فراروی توسعه پایدار شهری در كلان شهرهای كشور عمل كرده و مركزی برای شكلگیری شبكه های جرم و بزه اجتماعی به شمار می رود.

همچنین بافت های اسكان غیررسمی به سبب ایجاد فقر و گسترش آن و همچنین به مخاطره انداختن محیط زیست و تحمیل هزینه های سنگین برای حل مشكلات، تهدیدی جدی برای پایداری و انسجام جامعه شهری نه فقط در ایران بلكه در سراسر جهان تلقی می شود.

** نتیجه گیری

در كلان شهرهای ایران روز به روز بر دامنه حاشیه نشینی و جمعیت حاشیه نشینان افزوده می شود و با وجود ویژگی های شهری، حاشیه نشینی چهره ای نازیبا از كلان شهرها را به نمایش گذاشته است.

بررسی چگونگی سكونت در مجموعه پیرامونی شهر تهران در دهه‌های گذشته نشان می‌دهد برخلاف كشورهای توسعه‌یافته و صنعتی، به جای قشرهای متوسط، این گروه‌های كم‌درآمد هستند كه تحول قابل ملاحظه‌ای از خود نشان داده‌اند.

این گروه‌ها شهرهای تهران، مشهد و دیگر كلان شهرها را به دلیل بالا بودن هزینه مسكن ترك می‌كنند و به ناگزیر در نقاط تجهیز نشده و ارزان قیمت پیرامون این شهرها ساكن می شوند.

به باور آسیب شناسان اجتماعی، انواع ناهنجاری های اجتماعی همچون دزدی، قتل، قاچاق، خودكشی، اعتیاد، الكلیسم، وندالیسم و مانند آن چه به مثابه انحراف اجتماعی و چه به مثابه یك بیماری یا اختلال هایی همراه با ناسازگاری های اجتماعی حاكم بر روابط فرد و جامعه، در مناطق حاشیه نشین نمود بیشتری دارد.

برخلاف شهرهای غربی كه حاشیه ها بیشتر در اختیار ثروتمندان است، در ایران مناطق پیرامونی به مكان هایی برای فقرا تبدیل شده است و عاملی برای توسعه فرهنگ فقر؛ یعنی افزون بر فاصله اجتماعی میان گروه های اجتماعی، نوعی فاصله فیزیكی نیز میان آنها به وجود می آید.

وضعیت زندگی حاشیه نشینان پیرامون تهران و دیگر كلان شهرها به گونه ای است كه در بیشتر اوقات از كمترین امكانات زندگی مانند آب سالم برای آشامیدن و امكانات بهداشتی محروم هستند.

افزون بر آن بافت های حاشیه ای كلان شهرها كانون شكلگیری انواع جرایم اجتماعی به شمار می رود.

با توجه به وضعیت زندگی این گروه و كاستی هایی از نظر مسكن، اشتغال، بهداشت و... و همچنین آسیب های این شیوه زندگی در گسترش مسائل اجتماعی و فرهنگی و زیست محیطی، ضرورت دارد مسوولان و برنامه ریزان و مدیران شهری برای برطرف كردن مشكلات حاشیه نشینان و این شیوه زندگی گام های جدی بردارند.

---------------------

منابع:

1- توسلی، غلامعباس (1374)، جامعه شناسی شهری، تهران، انتشارات پیام نور.

2- نقدی، اسدالله (1389)، مهاجرت و حاشیه نشینی در ایران، فصلنامه جمعیت، شماره 73و 74، پاییز 1389.

3- همان

4- زنجانی، جبیب الله (1380)، مهاجرت، تهران، انتشارات سمت.

5- UN (2000)Millenium Development Goals, UNDP

6- لادن مقدم، علیرضا و رزقی شیرسوار، هادی (1388)، دلایل حاشیه نشینی در كلان شهر تهران، فصلنامه مطالعات مدیریت شهری، سال اول، شماره سوم.

گروه تحقیق و تفسیر خبر

پژوهشم** ف.د**1961**1358