۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۳،‏ ۱۹:۲۳
کد خبر: 81152482
۰ نفر
ضرورت توجه به زایش زبان فارسی

تهران- ایرنا - نقش فرهنگستان در زایش زبان فارسی همواره با دیدگاه های موافق ومخالف روبرو بوده است،به طوریكه برخی بر زایش های درونی تاكید می كنند و برخی دیگر بر دخالت های بیرونی.

به گزارش ایرنا ، با این وجود برخی راهی میانه را مطرح كرده و تصریح می كنند كه بهترین راه برای افزایش پویایی زبان، این است كه مردم یك كشور در زایش های درونی زبان رسمی خود - به عنوان میراث فرهنگی و هویت ملی - مشاركت داشتند باشند و فرهنگستان نیز نقشی هدایتگرانه ایفا كند.

زبانشناسان، زبان های جهان را با دو شیوه ی 'رده ای' و 'نسبی' دسته بندی می كنند. در شیوه ی نسبی، ریشه ی تاریخی زبان ها مورد توجه قرار می گیرد، اما شیوه ی رده ای به ساخت و ویژگی های صرفی و نحوی زبان ها می پردازد.

از نگاه رده ای، برخی زبان ها 'پیوندی' هستند؛ یعنی با افزودن (پیوستن) تكواژهای فراوان به ریشه ی واژه، می توان نقش های دستوری برای واژه ها آفرید. تركی، ژاپنی و فنلاندی، معروف ترین نمونه ها از زبان های پیوندی به شمار می روند. در زبان تركی، «او» {ev} یعنی خانه؛ با افزودن تكواژ 'لَر'، 'او' را جمع می بندیم و می شود 'اولر' (evlar = خانه ها)؛ سپس تكواژ پسوندی «دَن» را به واژه می افزاییم و عبارت 'اولردن' (از خانه ها) را می سازیم.

بسیاری از زبان ها، از جمله فارسی، كمابیش سازه های پیوندی دارند، اما سه زبانی كه نام برده شد، بنیانشان بر پیوندی بودن است.

برخی زبان ها 'تصریفی' اند؛ یعنی برای تعیین زمان، شخص (اول شخص، دوم شخص،...)، شمار، جنس و وجه (اخباری، امری،...)، شكل واژه ها تغییر می كند و به اصطلاح صرف می شود. عربی و عبری، نمونه هایی آشنا از زبان های تصریفی هستند.

در زبان فارسی باستان (هخامنشی)، اسم، صفت و ضمیر در هشت حالت نحوی (فاعلی، مفعولی، متممی،...)، سه جنس (مذكر، مونث، خنثی) و سه شمار (مفرد، مثنی، جمع) صرف می شد. بیشتر این صرف ها، در فارسی نو كاربردی ندارند.

برخی دیگر از زبان ها، 'تحلیلی' اند؛ یعنی به جای صرف فعل، از نقش نماها (واژگان دستوری و حروف اضافه) استفاده می كنند. برای نمونه، در زبان فارسی، هرگاه شما حرف اضافه ی «را» داشته باشید، ناخودآگاه می دانید كه واژه یا عبارت پیش از آن، 'مفعول بی واسطه' بوده است. برای مثال، می توان گفت 'حسن غذا را خورد' و اگر شرایط كلام یا وزن شعری ایجاب كرد، می توان جای واژه ها را عوض كرد و گفت 'غذا را خورد حسن'. با، از، در، به، و... نیز چنین ویژگی هایی دارند.

زبان های ویتنامی و چینی كلاسیك، نمونه هایی شناخته شده از زبان های تحلیلی هستند.

برخی زبان ها، تركیبی از ویژگی های پیش گفته را دارند و به همین دلیل، پویایی و انعطاف پذیری بیشتر از خود نشان می دهند. انگلیسی و فارسی، از آن جمله اند. ویژگی های تحلیلی در زبان های انگلیسی و فارسی به شكوه و بالیدن شعر در این دو زبان كمك بسزایی كرده است. در تاریخ ادبیات عرب، نویسندگان بزرگی را می بینید كه در پهنه ی گیتی نام آور بوده اند، اما هرگز شاعرانی همتای فردوسی، حافظ، مولوی، عمرخیام یا شكسپیر، ادگار آلن پو و دیگران نمی یابید.

ازسوی دیگر، ویژگی های پیوندی و اشتقاقی انگلیسی و فارسی به این دو زبان در واژه سازی و پویایی، كمك می كند. و البته اینجاست كه تفاوت گویشوران انگلیسی و فارسی آشكار می شود. انگلیسی ها به طور میانگین سالانه 800 واژه ی نو می آفرینند (روزی 2 واژه) كه گروهی از آنها جا می افتد و گروهی دیگر به دلایل فنی و زبانشناسی كنار گذاشته می شود.



** نمونه هایی از زایایی در زبان انگلیسی

در كشورهای اروپایی و آمریكای شمالی، داشتن 'ابروی پیوسته' رایج نیست و به همین دلیل، واژه ای هم برای آن وجود نداشته است؛ تا آنكه برای نخستین بار، كسی در سال 1988 میلادی، تصمیم می گیرد برای این پدیده، نام انگلیسی بگذارد. وی از تركیب پیشوند uni- به معنای یك و تك (unicellular = تك سلولی) و واژه ی eybrow، نوواژه ی unibrow را می سازد و این واژه وارد فرهنگ وبستر نیز می شود.

در سال 1994، كسی برای نخستین بار از تركیب پیشوند poly- (= چند) و amor (= عشق)، واژه ی polyamory (چند معشوقگی) را می سازد و خیلی زود، شكل های دیگر این واژه مانند polyamorous (چندمعشوقگیانه)، polyamorist (چندمعشوقه گرا) و... نیز در زبان انگلیسی جا می افتد.

در سال 1986، دانشمندان آمریكایی برنامه ی تولید سوخت خودرو از گیاهان را مطرح می كنند و با كمك پیشوند bio- (زیست)، نام biodiesel (زیست سوخت) را بر آن می گذارند.

اوایل دهه 90 میلادی و با گسترش اینترنت، پدیده ی جاسوسی از شبكه نیز به وجود می آید و بدافزارهایی ساخته می شوند كه كارشان جاسوسی است. در سال 1994، برای نخستین بار، كسی با تركیب دو واژه ی spy (جاسوس) و software (نرم افزار)، نوواژه ی spyware (جاسوس افزار) را می سازد.

در سال 2008 و با فراگیرشدن بحران اقتصادی در ایالات متحده، روزنامه های آمریكایی خبر دادند كه بسیاری از مردم در تعطیلات تابستان امسال، ترجیح می دهند با توجه به بهای بالای بنزین و هزینه های مسافرت، به جای سفر، در خانه هایشان بمانند. روزنامه ها (برای اولین بار در روزنامه ی USATODAY دیدم) برای این پدیده، واژه هم ساختند: staycation كه از تركیب stay (ماندن) و vacation (تعطیلات) ساخته شده است. Staycation خیلی زود جا افتاد و وارد زبان مردم شد.



** نسبت فراكافت

موضوع زایایی در زبان، آنقدر برای زبان شناسان انگلیسی مهم است كه روش هایی هم برای سنجش 'وند'های واژه ساز ابداع كرده اند. برای آشنایی با نسبت فراكافت كه سنجه ای برای اندازه گیری 'زایایی وند-ها' در زبان است، مثال زیر را می آوریم:

در زبان انگلیسی، صفت secure با پسوند –ity تركیب شده و واژه ی security به وجود آمده است. در همین زبان، صفت modern نیز با پسوند –ity تركیب شده و واژه ی modernity به وجود آمده است. با این حال، security در واژه نامه ها سرواژه (مدخل) دارد، اما modernity سرواژه ندارد و به صورت زیرواژه ی modern نمایش داده شده است. این یعنی ity- در مورد صفت secure، زایایی بیشتری نسبت به صفت modern داشته است.

حالا برای سنجش زایایی ity-، می خواهیم بدانیم چه تعداد از واژه های انگلیسی كه با این پسوند ساخته شده اند، سرواژه و چه تعداد زیرواژه هستند. یك روش این است كه نسب زیرواژه ها به كل واژه های ساخته شده با این پسوند را در زبان انگلیسی به دست می آوریم كه این نسبت، در اصطلاح تخصصی، نسبت فراكافت (parsing ratio) نامیده می شود. نسبت فراكافت، زایایی وندها در فرهنگ واژگان را نشان می دهد.

زبانشناسان، نسبت فراكافت وندهای انگلیسی را محاسبه كرده اند كه در زیر، شماری از آنها را مشاهده می كنید:

affix --- parsing ratio

ence --- 0.1

ity --- 0.17

ate --- 0.31

dom --- 0.5

ness --- 0.51

ish --- 0.58

like --- 0.68

proof --- 0.8

less --- 0.86

بر این پایه، 17% از واژه های مركب دارای ity- در فرهنگ واژگان انگلیسی، پسوند خود را از دست می دهند و 83% آن را حفظ می كنند. زبانشناسان همچنین دریافته اند كه نسبتی مستقیم میان 'نسبت فراكافت' (parsing ratio) و 'زایایی واقعی در زبان' (productivity) وجود دارد.



* زایایی در زبان فارسی

فارسی نیز ویژگی های وندافزایی زبان انگلیسی را دارد و با كمك شمار زیادی ریشه، پیشوند و پسوند و نیز با كمك قواعد واژه سازی (تركیب، آمیزش،...) می توان برای پدیده های نو، واژه های جدید ساخت. برای مثال، در زبان فارسی، با افزودن پسوند –مند به اسم، می توان صفت هایی با بار معنایی مثبت آفرید (هوشمند، خردمند، توانمند،...). اكنون نگارنده، واژه ای نو (ترازمند) را برای نخستین بار در این جمله به كار می برد: «برج میلاد، سازه ای ترازمند و استوار است.» ترازمند، واژه ای است كه نگارنده ساخته و احتمالا تاكنون نشنیده اید، اما همگان معنای آن را درك می كنند.

در ایالات متحده آمریكا، تا جایی كه نویسنده می داند، چیزی به نام فرهنگستان زبان انگلیسی با كاركردی كه ما می شناسیم وجود ندارد. اما مردم آمریكا، روزنامه نگاران و صنعت كاران و فن آوران، با روش های واژه سازی در زبان خود آشنا هستند و زایایی زبان از جانب توده های مردم انجام می شود.

در ایران، فرهنگستان زبانی داریم كه آخرین واژه های مصوبش كه روی تارنمای رسمی اش قرار دارد، در سال 1389

(4 سال پیش) تصویب شده بود؛ این فرهنگستان بسیار كند عمل می كند و با آنكه سازمانی دولتی است، گاه رسانه های دولتی هم به واژه های مصوب آن بها نمی دهند. از سوی دیگر، بسیاری از رسانه های ایرانی، ظاهرا نه گرایشی به زایایی زبان فارسی دارند و نه با روش های واژه سازی و 'وند'های این زبان آشنا هستند.

در ایران، گروهی از دانش آموختگان زبانشناسی (كه تعدادشان هم كم نیست)، با كار فرهنگستان و واژه سازی در زبان مخالفند. این عده به سخن زبانشناسان بزرگ تكیه می كنند كه 'آنچه مردم می گویند' درست است و نه آنچه به مردم تجویز شود.

به نظر می رسد برخی كارشناسان زبانشناسی در كشورمان،در درك مفهوم زایایی دچار خطا شده اند و آن را با دو مفهوم 'تجویزی' یا 'توصیفی' بودن دانش زبانشناسی اشتباه گرفته اند.

زبانشناسان قدیم، دستور، واژگان و حتی آواشناسی زبان های كلاسیك را 'درست' و گویش های رایج میان مردم را 'نادرست' می انگاشتند.

'ابن ابی اسحق' ( از زبانشناسان قدیم عرب) می گفت زبان بادیه نشینان و كپرنشینان صحرا، اصیل و درست است؛ وی دستور زبان خود را نیز بر آن پایه نوشته بود. زبانشناسان قرون وسطی در اروپا هم مبانی دستور لاتین را وارد دستور زبان های خویش می كردند و مردم را تشویق می نمودند كه در واژه سازی، از ریشه های واژگان لاتین استفاده كنند.

زبانشناسی نوین، بنیادش را بر آن گذاشت كه آنچه امروز مردم به كار می برند، اصالت دارد و كار زبانشناس، تجویز نسخه های كلاسیك نیست.

زمانی كه 'جك سی ریچاردز'، یكی از برجسته ترین زبانشناسان معاصر، هر پنج سال یك بار، كتاب آموزشی معروف خود به نام Interchange را به روز می كند و واژه ها و اصطلاح های نوساخته را بدان می افزاید، در واقع، به زبان آموزان 'تجویز' می كند كه از این واژه های نوساخته در زبان انگلیسی استفاده كنند. تنها فرق در اینجا این است كه واژه ها و اصطلاح های یادشده از منبعی به نام 'فرهنگستان' به گویشوران پیشنهاد نشده است.

البته فضای آرمانی برای زبان فارسی، روزی است كه زایایی و واژه سازی در این زبان، مانند آمریكا و كشورهای انگلیسی زبان، از درون توده های مردم و از دانشمندان و اهل قلم سرچشمه بگیرد. نگارنده تصور نمی كند چنین فضایی، فعلا در ایران وجود داشته باشد؛ پس ضمن آنكه باید روحیه زایایی زبان و آموزش واژه سازی را در میان مردم تقویت كنیم، باید تا رسیدن به فضای آرمانی، وجود نهادی به نام فرهنگستان زبان و ادب پارسی را هم غنیمت شمریم. حتی در روزی كه رسانه ها، نوآوران و سخنوران ایرانی در زایایی زبان فارسی شریك شدند هم فرهنگستان زبان و ادب فارسی می تواند نقشی هدایتگرانه و دانشورانه داشته باشد.

از : زمان رضاخانی

فراهنگ 1601