۲۵ فروردین ۱۳۹۳،‏ ۱۳:۳۷
کد خبر: 81121676
۰ نفر
چارلی چاپلین؛ ستاره محبوب یك قرن

تهران - ایرنا - سینمای كمدی به عنوان قدیمی ترین گونه سینمای جهان با قدمتی یكصدساله همواره مورد توجه عامه مخاطبان بوده كه همین امر زمینه را برای تولد ستاره در این عرصه فراهم كرده است.

به گزارش خبرنگار سینمایی ایرنا، از مشهورترین این ستاره ها می توان به چارلی چاپلین اشاره كرد كه با نام كامل چارلز اسپنسر چاپلین شانزدهم آوریل (27 فروردین ) 1889 میلادی در لندن به دنیا آمد.

وی نیز به مانند بسیاری از همنسلان خود در این حرفه از پنج سالگی به روی سن تئاتر رفته و همراه با پدر و مادرش كه هردو بازیگر بودند، كارش را آغاز كرد.

چاپلین زندگی خانوادگی آشفته ای داشت پدرش الكلی شده و پس از جدایی نیز مادرش دچار بیماری روانی شد و سرانجام در دوازده سالگی پسرش از دنیا رفت. این موضوع روی چارلی تاثیر عمیقی گذاشته و آثار آن را در برخی لحظات مشهورترین ساخته هایش به چشم می خورد.

وی در بیست سالگی در حالی كه سابقه سال ها بازیگری در تئاترهای لندن را با خود همراه داشت، روانه آمریكا شده و همراه با فرد كارنو به ایفای نقش پرداخته و در شهرهای مختلف روی صحنه رفت. جالب اینكه در همان ایام با استن لورل آشنا شده و مدتی را هم اتاق وی بود.

از سال 1913 چاپلین كارش را در سینما آغاز كرده و در كمدی های صامت كارگردانی به نام مك سنت به ایفای نقش مشغول شد. در همین ایام وی علاوه بر بازیگری به كارگردانی فیلم های كمدی كوتاه نیز مشغول شد كه تیپ كمدی مشهور چاپلین در خلال آن خلق شد.

آواره ای با شلوار گشاد با چهره ای معصوم و گاه شرارت بار كه عصایی را در دست دارد. مردم آن زمان این تیپ را پسندیده و صف هایی طولانی را برای تماشای آن تشكیل دادند.

همین امر منجر به عقد قراردادی 670 هزار دلاری شد كه طی آن چاپلین ظرف 1.5سال 12 فیلم بلند كمدی را برای كمپانی جدیدش ساخت. درهمین ایام جنگ اول جهانی آغاز شده و مردم بیش از پیش نیاز به فیلم های كمدی داشتند.

چاپلین در سال 1918 كمپانی شخصی خود را تاسیس كرده و به تولید فیلم های كمیك ادامه داد و در كنار آن فیلم های قدیمی اش را دوباره مونتاژ كرده و تغییراتی را جهت بهبودشان اعمال كرد.

وی در تمامی دوران فیلمسازی از روشی منحصر به فرد بهره می گرفت، بدین صورت كه هیچ گاه فیلمنامه ای كامل نداشته و اغلب سرصحنه و به شیوه ای كاملا خلاقانه طرح ذهنی اش را به اجرا درمی آورد.

در عین حال هیچ گاه از پرداختن به عواطف انسانی و قلقلك دادن احساسات مخاطبانش ابایی نداشته و این امر را به یكی از مولفه های فیلمسازی اش تبدیل كرد. چیزی كه كار چاپلین را از بسیاری از كمدین های بزرگ همنسلش همچون باستر كیتون و هارولد لوید جدا كرده و كیفیت متمایزی بخشیده است.

پسربچه از جمله كارهای شاخص وی در دهه بیست میلادی است كه به فروش بالایی نیز دست یافت.چاپلین در نقش مردی آواره و بی پول ظاهر شد كه در محله ای فقیرنشین با پسربچه ای یتیم روبرو شده و مهر پدرانه ای نسبت به او پیدا می كند. جكی كوگان پنج ساله با بازی در نقش پسربچه به شهرتی جهانی دست یافته و تاثیرگذاری فیلم را دوچندان كرد.

اما جویندگان طلا كه تنها چهار سال بعد ساخته شد، یكی از بهترین كمدی های بلند سینمایی است كه طنز فوق العاده ای در آن موج می زند و جنون كمدی بر سرتاسر آن حاكم است. برای مثال می توان به شوخی های پیرامون گرسنگی چارلی سرمازده كه در نهایت به بار گذاشتن یك لنگه از پوتینش ختم می شود، اشاره كرد كه پس از گذشت چند دهه هنوز تازگی و طراوت خود را از دست نداده است.

سه سال بعد چاپلین سیرك را ساخت كه به دلیل ساختار فوق العاده جذابش اسكاری را تحت عنوان اسكار نبوغ در خلق یك اثر را به خود اختصاص داد. چیزی كه در سال های بعد رخ نداد!.

با ورود صدا به سینما بسیاری از كمدین های مشهور با مشكلات زیادی مواجه شده و بعضا اعتبار و شهرتشان را از دست دادند اما این اتفاق در رابطه با چاپلین رخ نداد. وی با فیلم روشنایی های شهر و سپس با فیلم عصرجدید نشان داد كه از قدرت شگرفی برای تطبیق خود با شرایط دارد.

عصر جدید كه بدون شك در زمره بهترین آثار چاپلین قرار می گیرد، كمدی گزنده ای در رابطه با دنیای جدید صنعتی است كه در آن آدم ها هویت فردیشان را از دست داده و به عنصری برای سفت كردن پیچ های محصولات دنیای سرمایه داری تبدیل شده اند!

چاپلین در نقش یك كارگر ساده كارخانه كه جز سفت كردن پیچ ها كاری ندارد،حضوری درخشان داشته و در بخش های مربوط به تست دستگاه های اتومات غذاخوری از میمیك چهره انعطاف پذیرش بیشترین بهره را گرفته است. فیلم ساختار منسجمی داشته و یكی از بهترین كمدی دارای پیام تاریخ سینما به حساب می آید.

پس از موفقیت فیلم مذكور وی به سراغ ساخت فیلم دیكتاتور بزرگ آن هم در شرایطی كه هیتلر آتش جنگ دوم جهانی را برافروخته بود، رفت. فیلمی صریح با طنزی گزنده كه دیكتاتورهایی از جنس هیتلر و موسلینی را هدف قرار داده و به ریشخند گرفته است.

وی با انتخاب نام هینكل برای این شخصیت اشاره كاملا واضحی به هیتلر داشته و هیچ گونه پنهانكاری نیز صورت نداده است. سكانس بازی او با بادكنك بزرگی كه نام كشورهای مختلف روی آن نوشته شده، یكی از نقاط عطف فیلم است كه بازی ظریف و دیدنی چاپلین را با خود دارد. فیلم با وجود برخی انتقادهای مطرح شده از سوی منتقدین با استقبال عموم روبرو شده و شمایل ستاره گونه چاپلین را حفظ كرد.

پس از آن بود كه این كمدین دوست داشتنی در ابتدای دهه 50 به واسطه صحبت های ضدآمریكایی اش در فهرست كذایی سناتور مك كارتی مبنی بر كمونیست بودنش قرار گرفت كه در نهایت به مهاجرتش به انگلستان و سوییس منجر شد.

لایم لایت آخرین فیلم او پیش از خروج از خاك ایالات متحده درباره یك مجری صحنه پا به سن گذاشته تالارهای موسیقی است كه ریتم كند و آرامی دارد كه با توجه به قصه اش كاملا طبیعی به نظر می رسد.

تنها پنج سال پس از لایم لایت چاپلین با فیلم سلطانی از نیویورك انتقام سینمایی جانانه ای از مك كارتی و گروهش گرفت. فیلم داستان یك مقام سیاسی اروپایی است كه در سفر به آمریكا به اتهام فعالیت بر ضد این كشور دستگیر شده و دادگاهی می شود. چاپلین در این فیلم كه نمایش عمومی محدودی داشت،به نوعی به مشكلات پیش آمده برای خودش اشاره كرد.

چاپلین در این سال ها زندگی خانوادگی آشفته ای داشت كه همین امر تاثیر بسیاری روی كارش داشت و وی را به سمت كم كاری هرچه بیشتر سوق داد.

وی در دهه شصت تنها به كارگردانی فیلم معمولی و پیش پا افتاده كنتسی از هنگ كنگ با بازی مارلون براندو و سوفیا لورن اكتفا كرد كه با استقبال سرد مخاطبان عام و خاص مواجه شد.یك كمدی خامدستانه و سطحی كه بیش از اندازه به ستاره هایش متكی بوده و به هیچوجه در حد و اندازه های كمدی های درخشان چاپلین نبود.

چارلی چاپلین سرانجام در بیست و پنجم دسامبر 1977 در سن 88 در سوییس در حالی درگذشت كه علاقمندان سینمای كمدی نسل به نسل به تماشای آثارش نشسته و زبان به ستایش از او می گشوند.

فراهنگ(5)**9266