آمریكا در سال 92 - از رسوایی جاسوسی بین المللی تا رویارویی با روسیه

تهران- ایرنا- بررسی مهمترین رویدادهای سیاست خارجی قاره آمریكا در سال 92 نشان می دهد كه انتخابات، بحران و رویارویی 2 روند و وضعیت در عرصه سیاست های این منطقه در یك سال گذشته مهم بوده است.

سال 92 را شاید بتوان برای دولت 'باراك اوباما' در داخل و خارج مرزهای آمریكا، سال بحران و رویارویی نامید چرا كه رییس جمهوری این كشور و دولت وی، در حوزه داخلی با بحران خشونت فزاینده و جاسوسی روبرو بودند و در حوزه بین المللی نیز تداوم فضای تقابلی با روسیه موجب شده تا سیاست خارجی این كشور خود را درگیر در روندهای سیاسی بحران زا ببیند.

از دیگر سو به دلیل پرداخت این گزارش به قاره آمریكا و اهمیت آن برای سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، ونزوئلا و تحولات مربوط به آن نیز مورد بررسی قرار گرفته است.

*بحران خشونت در آمریكا

روز دوشنبه بیست و ششم فروردین(15 آوریل 2013) خبر انفجاری در شهر بوستون آمریكا كه به كشته شدن سه نفر و زخمی شدن 176تن انجامید، جهان سیاست را به شدت زیر تاثیر خود قرار داد. به گزارش خبرگزاری ها، این انفجار كه در یكی از مهم‌ترین مسابقات دوی ماراتن و به وسیله‌ بمبی كه درون یك سطل زباله جاسازی شده بود، اتفاق افتاد، بازتاب های مختلفی به همراه داشت.

پس از این رخداد، دولت آمریكا روز سه شنبه بیست و هفتم فروردین از 'تروریستی' بودن این بمب گذاری خبر داد.

جامعه امروز آمریكا در یك دهه گذشته به شدت به سمت رفتارهای خشونت آمیز حركت كرده است؛ جامعه ای كه فرهنگ خشونت، سرریز و تسری آن به دیگر نقاط این جامعه و جوامع دیگر به سبب نگاه متفاوت به 'خود' و 'دیگران' ایجاد شده و در این سال ها نیز آمریكا را با مشكلات و معضلات گسترده ای روبه رو كرده است. این نگاه متفاوت به خود و دیگری در جامعه آمریكا در سیاست خارجی این كشور نیز نمود یافته است؛ به نحوی كه سیاست خارجی آمریكا در نقش یك عامل مداخله گرا در امور دیگر كشورها عمل كرده و اغلب به سمت تغییر بنیادین در ساختارهای سیاسی 'دیگران' در جهت منافع ملی خود حركت می كند.

از دیگر سو، افزون بر این نگاه مداخله گرا، سیاست خارجی آمریكا در طی یك دهه گذشته حتی با تغییر دولت ها تلاش كرده تا حضور نظامی خود را در دیگر مناطق با هدف حفظ برتری این كشور ادامه دهد كه این حضور نظامی (نمونه افغانستان، عراق و به طوركلی خاورمیانه) به گسترش خشونت انجامیده است.

بر این پایه، گسترش خشونت فردی و جمعی از سوی نیروهای آمریكایی در مناطق دیگر جهان از خشونت جنسی گرفته تا خشونت های فیزیكی (حوادث زندان ابوغریب و گوانتانامو) و نیز به كارگیری هواپیماهای بدون سرنشین و بمباران مناطق غیرنظامی از جمله نشانه های برون ریزش فرهنگ خشونت آمریكایی به آن سوی مرزهای سرزمینی این كشور است.

بنابراین در این بستر، هنگامی كه دیگری در مقام رویارویی و عكس العمل برمی آید، از نگاه دولت آمریكا به عامل تروریستی تبدیل می شود، دهشت افكنی (تروریسمی) كه ریشه در الگوها و رفتارهای خشونت آمیز دولت آمریكا در دیگر نقاط جهان دارد.

در این چارچوب تروریسم را می توان جلوه ای از تسری خشونت داخلی آمریكا به سیاست خارجی این كشور و سپس بازگشت آن به داخل جامعه آمریكا دانست. تروریسم نه تنها در دهه80 میلادی به سبب نیاز راهبردی آمریكا برای رویارویی با اتحاد جماهیر شوروی ایجاد شد بلكه ساختارهای خشونت گرای آن را نیز بایستی ریشه در نوع الگوهای خروجی سیاست خارجی این كشور تفسیر كرد.

در دیگر سو، گاهی نیز این خشونت به سبب برون ریزش و اجرای سیاست خارجی خشونت آمیز به سرزمین اصلی آمریكا باز می گردد.

در جدیدترین نمونه بازگشت خشونت به داخل آمریكا، با حمله تفنگدار ذخیره نیروی دریایی به یك پایگاه نیروی دریایی در واشنگتن و كشته شدن دستكم 12 تن و به همراه خود مهاجم دیده شد.

به گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس، روز دوشنبه بیست و پنجم شهریور، یك مرد مسلح با تیراندازی در پایگاه نیروی دریایی آمریكا (موسوم به Navy Yard) در بخش جنوب شرقی واشنگتن، 12 تن را كشت. مرد مهاجم كه توسط پلیس كشته شده، توسط نیروهای امنیتی شناسایی و نام وی 'آرون الكسیس' عضو ذخیره پیشین نیروی دریایی آمریكا معرفی شد.

* بحران جاسوسی

موضوع جاسوسی از مكالمات تلفنی و حریم خصوصی افراد در فضای مجازی از سوی دولت ها همواره یكی از موضوعات مهم و قابل تامل بوده كه در طی سال های گذشته در جوامع غربی موافقان و مخالفان زیادی برای خود پیدا كرده است. در یك سو، دولت اوباما قرار دارد كه اولویت امنیت و مبارزه ضد تروریسم را بهانه ای برای نادیده انگاری حریم خصوصی عنوان كرده است اما در سوی دیگر، گستره بزرگی از جامعه بین المللی، سازمان های مردم نهاد و رسانه های جمعی قرار دارند كه ورود امنیتی به حریم خصوصی و زندگی افراد جامعه را نوعی بی احترامی و جاسوسی تلقی می كنند.

در قالب چنین فضایی، آمریكا بعنوان یك كشور قدرتمند در عرصه فناوری اطلاعات، رویكرد اول یعنی ورود به حریم خصوصی و رویكرد امنیتی را دنبال می كند و با نادیده انگاری حریم خصوصی افراد به دنبال كسب منافع امنیتی- سیاسی می رود. در جدیدترین اقدام نیز، روز پنجشنبه شانزدهم خرداد 92 روزنامه انگلیسی گاردین با پرده برداری از اقدام آژانس امنیت ملی آمریكا (ان.اس.ای) اعلام كرد كه این آژانس، اطلاعات مربوط به مكالمات ده ها میلیون نفر از اتباع آمریكایی را ردیابی و جمع آوری می كند. بعد از آن هم جزییات جدیدی از دسترسی آژانس امنیت ملی آمریكا به سرورهای 9 شركت اینترنتی منتشر شد. این شركت‌ها شامل فیس بوك، گوگل، مایكروسافت و یاهو هستند كه آژانس امنیت ملی آمریكا با استفاده از سیستمی به نام 'پریسم' (Prism) مكالمات آنلاین كاربران را در آنها رصد می‌كرده است.

برنامه جمع آوری فله ای اطلاعات مكالمات تلفنی توسط آژانس امنیت ملی آمریكا از پیشینه قبلی برخوردار است. در زمان دولت 'جورج بوش پسر' و پس از حملات 11سپتامبر 2001، دولت آمریكا بدون اطلاع دادگاه امنیتی به جاسوسی گسترده مكالمات تلفنی و فضای اینترنتی شهروندان آمریكایی دست زد كه در آن زمان نیز با مخالفت بسیاری از افراد و نهادهای مدنی آمریكایی روبرو شد.

پس از این افشاگری، شاید بسیاری از ناظران حوزه های امنیتی باور نداشتند كه این طرح آمریكا تنها محدود به فضای داخل این كشور نیست و كشورها و مناطق دیگر جهان را نیز در بر می گیرد. پس از این مساله بود كه افشاگر اصلی این موضوع در گاردین یعنی «ادوارد اسنودن» كارمند و پیمانكار پیشین آژانس امنیت ملی آمریكا، به سوژه خبری بسیاری از رسانه ها تبدیل شد. اسنودن كه ابتدا از آمریكا به هنگ كنگ سفر كرده بود با فشار آمریكا، به خروج از هنگ كنگ و سفر به مسكو مجبور شد كه در نهایت اعطای پناهندگی یك ساله مسكو به اسنودن نیز به یكی از موضوع های بحث انگیز بین آمریكا و روسیه تبدیل شد. اما در حالی مباحث مربوط به اسنودن بین این 2 كشور ادامه داشت كه روز دوشنبه دهم تیر ماه نیز نشریه آلمانی 'اشپیگل' در گزارشی اعلام كرد كه آمریكا از بسیاری از دفاتر اتحادیه اروپا و به ویژه آلمان در واشنگتن و سازمان ملل متحد جاسوسی می كرده است. در پی انتشار این گزارش، مشخص شد كه دستگاه اطلاعاتی آمریكا در سفارتخانه كشورهای اروپایی و حتی بسیاری از رهبران كشورهای اروپایی و آمریكای لاتین مدتها مشغول جاسوسی بوده است.

همچنین سازمان های اطلاعاتی آمریكا با همراهی شركت های ارتباطی روزانه به نیم میلیارد ارتباط تلفنی، ایمیلی و پیام تصویری كشور آلمان دسترسی داشته‌اند. با انتشار این گزارش، واكنش های منفی، انتقادی و اعتراض های بسیاری از رهبران كشورهای اروپایی نسبت به دولت آمریكا برانگیخته و تبدیل به بحرانی برای دولت اوباما شد.

*رویارویی آمریكا و روسیه

روابط آمریكا و روسیه از جمله روابطی است كه یك دهه گذشته فراز و نشیب گسترده ای داشته است و این 2 كشور در سال 92 نیز به مانند سال های گذشته این روند رویارویی خود را حفظ كردند. در این میان اگرچه طیف مختلفی از اختلاف و رویارویی در روابط 2طرف طی یك سال گذشته دیده شده اما شاید بتوان گفت بحران اوكراین مهمترین آن محسوب می شود و هنوز ادامه دارد.

پرونده موسوم به «فهرست ماگنیتسكی» یكی از موضوع هایی در سال گذشته بود كه محل اختلاف 2 كشور شد. «سرگئی ماگنیتسكی» وكیل روس شركت سرمایه گذاری انگلیسی «هرمیتاژ»، پس از دستگیری به جرم فرار مالیاتی در سال 2009(1388) در بازداشتگاهی در مسكو درگذشت و مرگ وی به موضوعی مناقشه آمیز در روابط روسیه و آمریكا تبدیل شد. كنگره آمریكا در آبان ماه 1391 زیر یك لایحه ای، قانون 'جكسون- ونیك' (1974) - قانونی مربوط به تجارت آمریكا با كشورهایی كه مهاجرین خارجی را نمی‌پذیرند- را لغو و قانون فهرست ماگنیتسكی را برای شهروندان روس جایگزین آن ساخت.

بر پایه این قانون جدید، دولت آمریكا می تواند به تحریم روادیدی مقام های روسی در صورت اثبات نقض حقوق بشر از سوی آنها اقدام كند.

وزارت امور خارجه آمریكا در همین مسیر نیز گام برداشت و در روز جمعه بیست و سوم فروردین 92، با انتشار فهرستی از مقام های روسی، اعلام كرد كه آنها از سوی دولت آمریكا مورد تحریم های روادیدی و مالی قرار گرفتند.

انتشار فهرست افراد تحریمی در چارچوب قانون ماگنیتسكی' از سوی دولت آمریكا، نشان می دهد كه سیاست محدودسازی روسیه از سوی واشنگتن و از طریق ابزار حقوق بشر بعد عملیاتی به خود گرفته است.

همچنین، روسیه نیز روز سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 92با عنصر نامطلوب خواندن «رایان فوگل« دبیر سوم سفارت آمریكا در مسكو و سپس اخراج وی، به این اقدام واشنگتن پاسخ داد.

البته رویارویی مسكو و واشنگتن در روزهای آخر سال 92 در قالب موضوع اوكراین پیچیده تر و آشكارتر گردید كه نشان می دهد فضای سیاسی و راهبردی 2 كشور تا چه حدی از تنش و چالش برخوردار است.

با كنار گذاشتن «ویكتور یانوكوویچ» رییس جمهوری اوكراین، در روز شنبه سوم اسفند از سوی مخالفان و سپس اعلام پیوستن شبه جزیره راهبردی «كریمه» به روسیه، این فضا بیش از پیش آشفته تر شد و حال روسیه و آمریكا در یك فضای رویارویی آشكار قرار گرفته اند.

*ونزوئلا و تداوم چاویسم

هنگامی كه در اسفند ماه 1391 'هوگو چاوز' رییس جمهوری فقید این كشور، پس از طی یك دوره بیماری 2ساله درگذشت، 'نیكلاس مادورو' بعنوان كفیل ریاست جمهوری عهده دار زمام دولت شد. برگزاری انتخابات ریاست جمهوری ونزوئلا در روز یكشنبه بیست و پنجم فروردین و انتخاب نیكلاس مادورو به عنوان رییس جمهوری این كشور، بار دیگر نشان داد كه ونزوئلا به میراث چاوز اعتقاد داشته و حركت این كشور در این مسیر را خواستار است.

به گزارش خبرگزاری ها، كمیسیون انتخابات ونزوئلا روز دوشنبه بیست و ششم فروردین نیكلاس مادورو كفیل ریاست جمهوری را پیروز انتخابات این كشور، اعلام كرد. بنا بر گزارش ها، وی حدود 51 درصد آرا را كسب كرد. در این انتخابات، رقیب مادورو، 'انریكه كاپریلس' فرماندار ایالت میراندا و نماینده گروههای مخالف و حامی آمریكا، با كسب 49 درصد آرا شكست خورد. كاپریلس در انتخابات گذشته (مهر ماه1391) نیز از چاوز شكست خورده بود.

نیكلاس مادورو كه به عنوان رییس جمهوری ونزوئلا انتخاب شد، زاده كاراكاس پایتخت این كشور است، چاوز وی را در سال 2006 به عنوان وزیر امور خارجه و سپس در مهر1391 به عنوان معاون خود انتخاب كرد.

بسیاری از تحلیلگران حوزه آمریكای لاتین اعتقاد دارند كه مادورو رهبر جناح میانه رو حزب انقلابی بولیواری ونزوئلا به شمار می رود و فردی وفادار به آرمان های هوگو چاوز بوده و دارای متانت، بردباری و شخصیتی كاریزماتیك است و خود را همواره پیرو الگوی رفتاری چاوز دانسته است.

نتیجه انتخابات ریاست جمهوری ونزوئلا نشان داد كه تا چه حد مردم این كشور به ادامه انقلاب بولیواری پایبند هستند.

از سهراب انعامی - گروه تحقیق و تفسیر خبر

تحقیق**2040**1358

سرخط اخبار جهان