۲۸ اسفند ۱۳۹۲،‏ ۱۰:۰۳
کد خبر: 81094156
۰ نفر
سالي كه گذشت! سالي كه مي‌آيد

تهران- ايرنا - روزنامه تهران امروز در يادداشت اول روز چهارشنبه نوشت:سالي كه گذشت ، سرشار از بيم ها و اميدها بود ؛ سالي كه در آن حماسه سياسي با حضور مردم ايران اسلامي پاي صندوق هاي راي تحقق يافت و آغاز حركتي نو در مسير پيشرفت و عدالت در حوزه اقتصادي، سياسي ، اجتماعي و ...رقم خورد.

در ادامه اين مطلب كه به قلم « مرتضي طلايي » است مي خوانيد: ...و فضاي رواني كشور را به سمت آرامش سوق داد .

در اين شرايط كماكان موضوع فرهنگ به‌رغم تاكيدات و تذكرات و رهنمودهاي پي در پي مقام معظم رهبري مغفول ماند و حتي مظلوم تر از گذشته شد ، رفتارهاي قابل نقد برخي از فعالان فرهنگي كه گاهي منجر به هنجار شكني شده و از چشمان رسانه‌هاي گروهي و دلسوزان انقلاب دور نماند.

اما به‌راستي آنچه امروز نگراني جدي رهبري خردمند انقلاب و دست اندركاران فرهنگي كشور را شكل مي‌دهد چيست ؟

از نگاه بنده و به قول انديشمندي شجاع آن كسي است كه چيزي را بگويد كه همه مي‌دانند ولي كسي جرات ابراز آن را ندارد !

اين جمله ناظر بر اين نمي‌باشد كه بايد هنجار شكني كرد و ارزش‌ها را به سخره گرفت تا بهانه‌اي براي حمله به ارزش‌ها باشد، بلكه به اين معناست كه مي بايست دردها را در جامعه گفت ، مردم را آگاه نمود و آنان را در مسير شناخت از خود قرار داد .

دوري از اخلاق و توجه به ظواهر دنيوي و نگاه سطحي به مقوله دين و سبك زندگي يكي از آفت‌هاي مهمي است كه ضرورت دارد در سال جديد مورد توجه قرار گيرد و آن را از خود دور كنيم و با بازنگري در رفتار اجتماعي خود گام هاي موثري را در راه تبديل شدن به يك شهروند مطلوب اسلامي - ايراني برداريم.

از نكات مهم ديگري كه بايد از خود در اين روزهاي پاياني سال و ابتداي سال جديد پرسيد اين است كه چقدر با شاخص هاي قرآني حسن خلق، صداقت ، عزت نفس ، مردم دوستي ، مسئوليت اجتماعي و غيره همراه بوده ايم؟!

آيا خودمان را نقد كرده‌ايم؟! آيا براي رسيدن به سعادتمندي ترس و ابهامات خود را در مسير آگاهي و دانش سوق داده‌ايم؟!

شايد برخي در كودكي ياد بگيرند اما بعضي حتي تا لحظه مرگ حقيقت هستي هوشمند را نيابند!

از نظر بنده به عنوان يك عنصر فرهنگي و اجتماعي كه بند بند وجودم سرشار از عشق به سرزمين و مردمم مي باشد ، مسئله فرهنگي ما مفقود شده است ، آن را نمي شناسيم و يا صرفا فقط مي‌دانيم اما نمي‌فهميم !

بسياري شايد در اين راه هنوز نشسته‌ايم ، مي‌دانيم چه مي‌كنيم اما نمي‌فهميم ! مثلا آفت‌هايي نظير دروغگويي، بدگويي، چاپلوسي، فردگرايي‌، بي‌مسئوليتي، اعتقاد به قضا و قدر داشتن، تسليم پذيري‌، خرافه گرايي‌، تزوير و دورويي‌، واگرايي و غلبه فرهنگي و ... در كنار تجمل گرايي ، مصرف گرايي ، تعصبات كوركورانه را قبول داريم اشتباه است و ما را دچار گمراهي و دوري از تقوا مي‌كند ؛ اما كماكان در رفتار روزمره امان انجام مي دهيم و اين دقيقا نكته تعجب آور زندگي امروز ماست.

به تعبير ديگر جامعه زماني به صورت واقعي و ملموس در مسير پيشرفت قرار مي گيرد كه خرده رفتارهاي ناصواب همه ما اصلاح شود ؛ رفتارهاي كوچك همانند خار هاي كوچك بياباني هستند مي توانند آتش‌هاي بزرگ درست كنند ؛ از سوي ديگر به عنوان آخرين نكته در اين بحث رفتار بسيار عجيب امروزي ماست كه در گره‌هاي زندگي ديده مي‌شود و آن رفتار روحيه عجيب دگر انتقادي براي ديگران است .

در حالي‌كه انسان نمي بايست همانند سوزن خياطي باشد و فقط براي ديگران لباس بدوزد و خودش عريان در جامعه زندگي كند ، فقط براي ديگران نسخه بپيچد و جامه تقوا و فضيلت و اخلاق براي آنان بدوزد؛ اين رفتار مصداقي است كه در اطراف ما ديده مي‌شود و به تعبيري قرآني: چرا آنچه را كه خود عمل نمي كنيم بر زبان مي آوريم ؟!

علي اي حال آنچه اشاره شد ، نكاتي كوتاه ،كارشناسي و از سر دلسوزي و تذكري به خود بود كه بر اساس مطالعه و تحقيقات صورت گرفته و مبتني بر تعاليم اصيل قرآني و نبوي و همچنين فرمايشات و دغدغه هاي درك شده از فحواي كلام مقام معظم رهبري ترسيم شده ، اما در جمع‌‌بندي نهايي تاكيد مجدد بر اين است كه اگر تلاش جمعي با رويكرد ارتقاي سرمايه اجتماعي و مسئوليت پذيري با بهره گيري از آموختن و فهميدن مهارت‌هاي زندگي در ميان فرد فرد شهروندان به عنوان نقشه راه و راهبرد اصلي در نظر گرفته نشود ، به نظر گام‌هاي پيشرفت كند و سطحي خواهد بود چراكه به فرمايش رهبري انقلاب ، فرهنگ اساس و بستر تمامي فعاليت‌هاي زندگي است .

اول**1104