۲۸ اسفند ۱۳۹۲،‏ ۹:۰۲
کد خبر: 81094045
۰ نفر
گفت و گویی نوروزی با دكتر علی بلوكباشی

تهران- ایرنا- نوروز جشنی همگانی و سنتّی مشترك بین همه ی حوزه های فرهنگی ایران اعم از فرهنگ اقوام مختلف ایرانی و بخش هایی است كه به لحاظ سیاسی بیرون از مرزهای ایران رشد كرده اند. این آئین كهن پس از طلوع اسلام با فرهنگ ایرانی - اسلامی آمیخته و جلال و شكوه خاصی پیدا كرده است.

بسیاری از ایران شناسان قدمت نوروز را هزاره ی سوم پیش از میلاد دانسته اند. همچنین افسانه های زیادی درباره ی جمشید و چگونگی پیدایش نوروز و آئین های نوروزی در تاریخ و ادبیات ایرانی - اسلامی آمده است. فردوسی در داستان پدید آمدن نوروز نقل می كند كه وقتی جمشید بر تخت كیانی نشست ، همه ی بزرگان لشگری و كشوری بر گرد تخت او آمدند و بر او گوهر پاشیدند. جمشید آن روز را كه نخستین روز از فروردین و آغاز سال بود ' نوروز ' نامید و جشن گرفت.

بنا بر روایت های علمای شیعه ، از فرمایشات امام جعفر صادق آمده است كه : نوروز روزی فرخنده و خجسته است كه در آن روز آدم (ع) آفریده شد.

آنچه در پی می آید گفتگوی نوروزی گروه اندیشه ی خبرگزاری ایرنا در باب سنّت كهن نوروز است با دكتر علی بلوكباشی، انسان شناس ، مدرس ، محقق و مترجم ایرانی كه در زمینه ی مسائل مربوط به مردم نگاری و فرهنگ عامه ی ایران دارای آثاری برجسته از جمله ' در فرهنگ خود زیستن و به فرهنگ های دیگر نگریستن' است. دكتر علی بلوكباشی متولد 1314 ، پس طی تحصیلات دانشگاهی در ایران عازم انگلستان شد و در رشته ی ' انسان شناسي اجتماعي ' از دانشگاه آكسفورد به دریافت درجه ی دكترا نائل آمد.



* سؤال - آقای دكتر اولین چیزی كه در آستانه ی بهار در رابطه با آئین های نوروزی به چشم می آیند حاجی فیروزهایی هستند كه در محله ها و سر چهارراه ها با لباس و گریم خاص از رهگذران عیدی طلب می كنند.این حاجی فیروزها اساساً نماد چه مفهومی در آستانه ی سال نو هستند؟

- از حدود قرن هفتم – هشتم هجری گروه هایی بودند كه به آنها میرِ نوروزی می گفتند. این میرِ نوروزی یا پیكِ نوروزی گروه هایی بودند كه نوید آمدن بهار و نوروز را به مردم می دادند. البته رفتارهای نمایشی ایشان در فرهنگ های مختلف و اقوام مختلف فرق می كرد. مثلاَ در تهران به ایشان ' آتش افروز' گفته می شد كه بعداً به صورت حاجی فیروز درآمد. در اقوام كُرد این حاجی فیروزها به امیر ِبهاری یا میرِبهاری معروفند.

در مجموع حاجی فیروزهای امروزه بیش از همه تبدیل همان آتش افروزها هستند. آنها دسته جاتی بودند كه یك بازیگرشان لباس سرخ بر تن می كرد و با صورت سیاه و در حالی كه كلاه بوقی بر سر داشت در محله ها راه می افتادند.

از لحاظ تفسیر نمادین بحث های زیادی در این خصوص شده است و هر كس از ظنّ خود تفسیری ارائه داده است. بعضی معتقندند سیاه چهره گی آتش افروزها یا همان حاجی فیروزها نماد بازگشت تَموز الهه ی سیاه چهره ی باستانی بین النهرین است كه از جهان مردگان به جهان زندگان می آید. بعضی اصولاَ این نماد حاجی فیروز را نماد رستاخیز مردگان به جهان زندگان می دانند. بعضی نیز معتقدند آتش افروزها نماد اَمشاسپَندان (مجردات معنوی در دین زرتشت كه واسطه ی خالق و مخلوق اند و در لغت به معنای مقدّسان بی مرگ است) هستند كه در دو دوره ی پنج روزه ، یكی پنج روز آخر اسفند كه به پنجه ی مسترقه یا پنجه ی دزدیده معروف است و دیگری پنج روز اول فروردین به زمین می آیند و ارتباط دهنده ی ارواح مردگان با ما هستند كه هنوز نیز ما در روزهای پایانی سال خاطره ی مردگان خود را زنده می كنیم.



* سؤال - با توجه به آنچه اشاره كردید این سؤال مطرح می شود كه آیا آئین های نوروزی نزد اقوام مختلف متفاوت است؟

- البته نوروز یك آئین همگانی است و جشن های نوروز در همه ی حوزه های فرهنگی ایرانی اعم از فرهنگ اقوام مختلف ایرانی و نیز حوزه هایی كه به لحاظ سیاسی بیرون از مرزهای ایران رشد كردند مشترك است. منظور كشورهایی مانند افغانستان، تاجیكستان قفقاز و تركیه است. عناصر مشترك آئین های نوروزی به خصوص در آنهایی كه با طبیعت ارتباط مستقیم پیدا می كند بیشتر است. اما مسلماً بسیاری از آئین های نوروزی كه برخاسته از آئین های قومی است در همه جا یكسان نیستند.



* سؤال – با نظر به متفاوت بودن برخی آئین های نوروزی نزد اقوام مختلف ، آیا پیروان ادیان دیگری كه ایرانی هستند نیز آئین های نوروز را اجرا می كنند؟

- از آنجا كه این آئین ارتباط مستقیمی با طبیعت دارد و به لحاظ كیهانی بیانگر پایان زمستان و آمدن بهار است لذا چندان ارتباطی به پیشینه ی زرتشتی ندارد. كمااینكه نوروز حتی پیش از دوره ی هخامنشی گرامی داشته می شده است.



* سؤال - آقای دكتر مراحل شكل گیری آئین های مرتبط با نوروز چگونه بوده است منظورم از جشن چهارشنبه سوری است تا روزهای نوروز و سیزده به در؟

- ببینید همان طور كه اشاره كردم از آنجا كه این آئین ها ارتباط مستقیمی با طبیعت دارند ، همگی نمادی از مراحل گذار در طبیعت هستند كه عبارتند از، اول مرحله ی جدا شدن و گسستن از گذشته، دوم مرحله ی آستانه و انتقال و سوم مرحله ی آشوب طبیعت.

در ایران ، مرحله ی اول كه همان مرحله ی جداشدن و گسستن از گذشته است در اواخر زمستان شروع می شود. مردم با جنب و جوش و رفتارهای خاصی می كوشند تا این دگرگونی طبیعی را همراهی كنند. از رفتارهای مرسوم مردم در این دوره كه در گذشته جنبه های نمادین اش بیشتر هویدا بود می توان به خانه تكانی و اصولاَ پلشت زدائی اشاره كرد. به عنوان مثال در قدیم مردم ظروف مسی شان را سفید می كردند ، یا اینكه همه ی اعضای خانواده در آغاز سال نو، لباس نو می پوشیدند. البته برخی از این رسومات در زندگی جدید كه به طور مثال خانه ها همیشه تمیز است چندان به نظر نمی آیند. اما در هر حال این پلشت زدائی و از بین بردن سیاهی ها ریشه در اعتقاد مردم به وجود دیو و اهریمن در آلودگی ها و سیاهی ها داشت و به همین جهت مردم پاكسازی می كردند و قصد داشتند زندگی و محیط زیست شان را از وجود دیو و اهریمن و تمام موجودات زیان رسان پاك كنند. در مجموع مفاهیم نمادین این آئین ها همگی به متحول شدن طبیعت بازمی گردد.



* سؤال- شب چهار شنبه سوری نیز مفهوم نمادینی از همین دوره است ؟

- بله. البته در گذشته كه ما ایام هفته نداشتیم و مردم آخرین شب سال كهنه را سوری یعنی جشن می گرفتند و آتش می افروختند چرا كه در اعتقاد آنان آتش یكی از قوی ترین پاك كننده هاست . و از آنجا كه نور از آتش بر می خیزد لذا بنا بر اعتقاد آنها سیاهی را از بین می برد و با از بین رفتن سیاهی ، تاریكی هم از بین می رود و به دنبال آن اهریمن نیز معدوم می شود. لذا چهارشنبه سوری نیز از آئین های پلشت زدائی است كه در آن رسمِ اولیه، صرفاً چوب های خشك را آتش می زدند و در واقع نشان می دادند با نور این آتش، طبیعت دوباره آغاز می شود.



* سؤال : استاد به ادامه ی مراحل سه گانه كه مرحله ی اولش را بیان فرمودید بازگردیم.

- بعد از مرحله ی پلشت زدائی یا گسستن از گذشته ، مرحله ی آستانه و انتقال یعنی گذشتن از كهنگی و سپس نوشدگی است. این مرحله از آغاز فروردین شروع می شود و تا دوازدهم فروردین ماه ادامه دارد.یعنی یك دوره ی دوازده روزه ای را طی می كند. دوره ای میانه، بین دوره ی گذشته و آینده یا همان كهنگی و نو شدگی. در گذشته مردم تمام كارها را در این دوره تعطیل می كردند و این ایّام را تماماً در كنار خانواده گذرانده و به دید و بازدیدهای خویشاوندی می پرداختند. یكی از رسوم این دوره ، خوان پهن كردن یا همان سفره گستری بود كه خوراكی ها یا اشیای خاص سال نو را در سفره می چیدند البته در مناطق مختلف محتوای این سفره ها باهم متفاوت بود. گفته می شود جمشید كه در واقع آخرین پادشاه پیشدادی بود خوردن عسل و شیرینی را در این روزها مرسوم كرد. امروزه معمولاً آن سفره تبدیل به هفت سین شده كه آن هم به دوره ی ساسانی باز می گردد. در آن دوره هفت عدد سینی با خوراكی ها و مخلّفات گوناگون می آوردند كه امروزه به همین هفت سین متداول تبدیل شده است. البته این را نیز ذكر كنم كه این دوره ی دوازده روز برگرفته از سِیر دوازده هزار ساله ی تاریخ در دین زرتشتی است كه معتقدند زمان به طور كلی به چهار دوره ی سه هزارساله تقسیم شده است.

هم چنین در این دوره دوازده ستون در دربار برپا می كردند و روی هر ستون یك نوع از غلات مثلا عدس یا گندم را می گذاشتند و هر كدام كه بیشتر سبز می شد ، كشاورزان آن نوع غله را در آن سال در زمین هایشان كشت می دادند. یعنی به نوعی تفأل به غلات می زدند. رویاندن سبزه كه امروزه كاملاً جنبه ی نمادین پیدا كرده نیز از همین رسم ناشی می شود.

مرحله ی سوم كه مصادف با روز 'سیزده به در' است در واقع روز آشوب طبیعت است كه بعضی به آن اورژی یا اُرجی می گویند. این روز به عنوان حدّ فاصل میان دوره یا مرحله ی گذار و دوره ی پیوستگی و همبستگی است. روزی كه همه از خانه ها و سرپناه ها بیرون می آیند و به انواع تفریحات مانند تاب بازی و پختن غذاهای صحرایی می پردازند. تاب بازی از بازی های كهن ایرانیان است كه نماد جدا شدن از جهان خاكی و نزدیكی به آسمان و نیز نماد پرواز جمشید پیشدادی در جشن نوروز است . در هر حال ، در این روز همه ی مردم در باغ ها و كنار نهرها به طبیعت نزدیك می شوند چرا كه انسان نیز از طبیعت است پس به آشتی با آن بازمی گردد. روز بعد از سیزده فروردین كه نماد آشوب و بی نظمی طبیعی است نظم و قانون در حیات اجتماعی و اقتصادی مردمان آغاز می شود.



*سؤال : پس با این حساب مجموعه رفتارهای نمادین نوروز همگی به استحاله ی بیرونی و درونی انسان اشاره دارند؟

- همین طور است. انسان در نوروز با همین مجموعه رفتارهای نمادین رمزگونه ، نخست از همه ی تعلقات ناپاك و نامقدس زندگی دنیوی بر می خیزد و سیاهی و تباهی ِ كهنگی را از خود دور می كند ؛ سپس با نوشدگی زمان و نوزایی آفرینش در طبیعت ، در ساحتی معنوی و قدسی باز زاده می شود و در آخر با نیرو و توانی تازه برای پذیرش وظایف و قیود زندگی در سال دیگر آمادگی می یابد كه آن را با سال نو آغاز می كند.



گفت و گو از: آمنه شیرازی نژاد