۲۱ اسفند ۱۳۹۲،‏ ۸:۳۵
کد خبر: 81083580
۰ نفر
آينده اخوان المسلمين

تهران - ايرنا - روزنامه جمهوري اسلامي در سر مقاله روز چهارشنبه با عنوان « آينده اخوان المسلمين » نوشت:اين روزها نام جنبش 'اخوان المسلمين' بيش از پيش در سطح رسانه‌ها، محافل سياسي به ويژه در جهان عرب بر سر زبان هاست.

در ادامه اين مطلب مي خوانيد: جنبشي با سابقه و ريشه‌دار در جهان عرب كه زماني موجب همگرايي اعراب بود ولي اكنون به بحثي جدال‌برانگيز و اختلافي در ميان اعراب تبديل شده، به گونه‌اي كه روابط فيمابين كشورها را نيز به شدت تحت الشعاع خود قرار داده است.

بي گمان اخوان المسلمين،‌ مهم ترين، تأثيرگذارترين و سازمان يافته‌ترين جنبش در جهان عرب به شمار مي‌رود كه در طول چندين دهه، منبع الهام بسياري از متفكران و فعالان اسلامگرا بوده و در تحولات سياسي كشورهاي عرب نقش اساسي ايفا كرده است.

هر چند خاستگاه فكري اين جنبش، كشور مصر بوده ولي به دليل مقبوليت بنيانگذار آن يعني حسن البناء و جايگاه فرهنگي مصر در ميان كشورهاي عرب، اين نهضت فكري به شدت در كشورهاي عربي و غيرعرب جا باز كرد، به نحوي كه امواج آن حتي به برخي كشورهاي اروپايي نيز رسيد.

دوران حيات حسن البناء را بايد دوران طلايي و درخشان اخوان المسلمين دانست كه توانست با در پيش گرفتن رويه‌اي هوشمندانه و پرهيز از جدال‌هاي مذهبي و فرقه‌اي، مقبوليتي گسترده در ميان مسلمانان و روشنفكران اسلامي جهان عرب براي اين جنبش نوپاي فكري ايجاد كند.

اخواني‌ها هر چند از ابتدا، آرمان خود را براساس تأسيس حكومت اسلامي، بدين معنا كه شريعت، محور و مبناي هرگونه قانونگذاري بوده و نهادهاي حكومتي نيز در اين چارچوب عمل كنند قرار داده بودند ولي تاكيد بنيانگذار اين جنبش بر تبليغ و بيان شريعت و تربيت انسانهايي كه بتوانند بار تشكيل حكومت را بردوش گرفته و نهادهاي اجتماعي را سازماندهي كنند، باعث گسترش اين تفكر در مصر و ديگر كشورهاي عرب، بدون استفاده از قدرت و ابزارهاي حكومتي شد.

اين جنبش مصري با تكيه بر انديشه‌هاي نوپردازانه حسن البناء توانست تحول فكري بزرگي را در جغرافياي كشورهاي عرب و متفكران اين حوزه ايجاد كند.

حسن البناء توانست عليرغم برخي انتقادات كه به تفكرات وي وارد بود، جنبش اخوان را به بزرگترين بازيگر در صحنه فكري و سياسي جهان عرب تبديل كند.

بعدها غيرقانوني شدن فعاليت‌هاي اين جنبش در دوران حكومت انورسادات و حسني مبارك كه هر دو، پادشاهان ديكتاتوري بودند كه به نام جمهوري بر مردم مصر سلطنت مي‌كردند، و عدم توان مديريتي مرشدهاي فكري جنبش اخوان بعد از حسن البناء باعث شد فراز و نشيب‌هاي زيادي در آن ايجاد شده و طيف متنوع و وسيعي از گرايشها اعم از سازشكارترين افراد با تفكرات ليبرالي و غربي تا افراطي‌ترين اشخاص در اين جنبش جا بگيرند.

طبعاً اين تفاوت‌ها و اختلافات فكري در مجموعه اين جنبش تا زماني كه به قدرت نرسيده بود چندان بروز و ظهور عملي نداشت و مشكل ساز نبود ولي بلافاصله پس از سقوط حكومت حسني مبارك توسط مردم و جوانان مصري، اين جنبش موفق شد به صحنه سياسي راه يافته و توان خود را در اداره يك حكومت به آزمايش بگذارد.

بدينگونه بود كه 80 سال پس از تأسيس جنبش اخوان المسلمين در مصر و تأثيرات فرهنگي گسترده آن بر جهان عرب و تا حدودي جهان اسلام، ستاره اقبال اخواني‌ها درخشيدن گرفت و اين جنبش فكري توانست به آرمان و هدف خود يعني تأسيس يك حكومت دست يافته و وارد عرصه سياست در بزرگترين و تأثيرگذارترين كشور عرب شود ولي آنچه كه در سه سال اخير در مصر و ديگر كشورهاي عربي از كارنامه اين جنبش وجود دارد، با چنان شكست و ناكامي همراه است كه تأثيرات منفي آن نه تنها دامن گير رهبران اخوان بلكه ديگر كشورهاي عرب نيز شده است.

شايد يكي از بزرگترين موفقيت‌هاي اخوان المسلمين، اقبال طيف نسبتاً قابل توجهي از مردم مصر به آن، در اولين انتخابات آزاد پس از سرنگوني رژيم ديكتاتوري بود كه آنرا وارد عرصه سياسي مهمترين كشور عرب كرد و رهبران اين جنبش از شرايط 'تئوري پردازي' به مرحله 'دولت سازي' و تشكيل حكومت رسيدند لكن به دليل نفوذ برخي انحرافات در بينش فكري و سياسي رهبران اخوان و مشاركت آنان در بندبازيهاي سياسي براي قبضه كردن قدرت، ستاره اقبال اين جنبش پرسابقه و محبوب به سرعت دچار افول شد به نحوي كه اكنون طرفداران اخوان المسلمين در مصر توسط نظاميان رژيم كودتايي سركوب شده و در خارج از مصر نيز محل مناقشه و كشمكش ميان كشورهاي عرب شده‌اند.

متأسفانه شهوت قدرت در اين جنبش براي رسيدن به حاكميت، شرايطي را بوجود آورد كه سران اخوان المسلمين نه تنها از سفره‌اي كه مردم انقلابي مصر با سرنگوني رژيم حسني مبارك گسترده بودند نتوانستند استفاده لازم را در جهت پيشبرد آرمان هاي اسلامي ملت و تقويت بيداري اسلامي در جهان ببرند بلكه بار ديگر با گشودن سفارت اسرائيل در قاهره و باز كردن خط لوله انتقال گاز براي رژيم صهيونيستي، پاي آمريكا و ايادي استكبار را به كشورشان و تداوم مداخلات آنها باز كردند و ضربه مهلكي را به حيثيت اين جنبش و اعتبار ملت مصر وارد نمودند و تمكين نسبت به اميال و خواسته‌هاي صهيونيست‌ها به آنجا رسيد كه حكومت اخوان المسلمين نيز مانند رژيم دست نشانده حسني مبارك به محاصره ملت مظلوم فلسطين در غزه ادامه داده و با بستن تونل‌هاي انتقال دهنده آب و غذا و بسته نگاهداشتن مرز رفح به فلسطيني‌ها پشت كرد و به جاي مبارزه با رژيم صهيونيستي، با حكومت سوريه به عنوان خط مقدم مقاومت وارد جنگ شد.

واقعيت اينست كه اگر محمد مرسي و رهبران اخوان المسلمين براي ورود به قصر اتحاديه (مقر رياست جمهوري مصر) و تكيه زدن بر كرسي رياست، به اين ذلت‌ها تن نمي‌داد و با آمريكا و شوراي نظاميان مصر وارد معامله نمي‌شد و به جاي آن بر قدرت مردم تكيه مي‌كرد، قطعاً امروز اخواني‌ها وضعيت ديگري داشتند و از موقعيت بهتري در عرصه سياسي مصر و جهان عرب برخوردار بودند.

دقيقاً وقتي رهبران اخوان المسلمين حاضر به پذيرش نقش آمريكا و رژيم صهيونيستي در آينده سياسي مصر در صورت مساعدت هاي آنها جهت اعلام پيشتازي محمد مرسي و پيروزي او بر احمد شفيق شدند، ننگ ذلت را بر خود خريدند و مهر تأييد بر تداوم دخالت هاي بيگانه در امور داخلي مصر زدند.

به همين دليل هم بود كه رهبران اخوان المسلمين نتوانستند در قبال دخالت‌هاي آمريكا در امور داخلي مصر و وقوع كودتاي نظاميان كه منجر به سرنگوني دولت محمد مرسي شد، اعتراض داشته باشند.

موضوع مهم ديگري كه در ضربه پذيري و انحطاط اخوان المسلمين تأثيرگذار شد، نفوذ تفكرات سلفي و افراطي گري‌ها در اين جنبش بود كه از سوي سعودي‌ها و عوامل نفوذي وهابيت، به منظور در اختيار گرفتن رهبري اين جنبش و كنترل كردن رقيب جديد سياسي آنان در عرصه جهان عرب انجام شد.

مجموعه اين عوامل و كاركرد نامناسب فكري و سياسي رهبران اخوان المسلمين در عرصه حاكميتي مصر باعث شد كه دولت آنان چند صباحي بيشتر دوام نيابد و به سرعت سرنگون شده و آنان نيز در پشت ميله‌هاي زندان جا بگيرند.

اينكه اخوان المسلمين با دچار شدن به وضعيت فعلي چه ميزان شانس ماندن در صحنه سياسي مصر و جهان عرب را دارد، هر چند قابل پيش‌بيني نيست ولي در اين واقعيت نميتوان ترديد كرد كه مقاومت رهبران اين جنبش و بي‌ريشه بودن حاكمان كودتائي فعلي مصر، شانس بزرگي براي اخواني هاست تا بعد از بازگشت مجدد به صحنه سياسي از آنچه در اثر سوء تدبير در دوران قدرت بر سرشان آمد درس بگيرند و در آينده‌اي كه مشخص نيست چه وقت خواهد بود با استفاده از اين تجربه تلخ، جبران مافات نمايند.

اول**1104