تفكیك جنسیتی ناسازگار با شرع و قانون است

تهران - ایرنا - آموزش عالی مانند دیگر عرصه های حساس كشور در هشت سال اخیر با فراز و نشیب های فراوانی روبرو شد كه صاحبان اصلی آن یعنی دانشگاهیان را آزرده خاطر كرد، درد دل های ناگفته ای برجای گذاشت كه بعضا امكان گفتن از آنها میسر نبود.

برخی كارشناسان حوزه آموزش عالی می گویند: بازنشستگی زودتر از موعد و اخراج برخی استادان و دانشجویان ، ستاره دار كردن شماری از دانشجویان تحصیلات تكمیلی، تشدید و پیگیری تفكیك جنسیتی در محیط های دانشگاهی، در سال های اخیر بیش از پیش موجب رنجش و آزردگی دانشگاهیان شده است .

خبرنگار گروه فرهنگی ایرنا در مصاحبه ای با حجت الاسلام دكترمحسن رهامی پیرامون فضای دانشگاه ها درسال های اخیر، با وی به گفت وگو نشسته است، این استاد حوزه و دانشگاه نیز مطالبی در خصوص تبعات اجرای طرح تفكیك جنسیتی واخراج و بازنشستگی پیش از موعد استادان دانشگاه از جنبه های حقوقی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی بیان كرد.

رهامی كه خود استاد رشته حقوق جزا و جرم شناسی و عضو هیات علمی دانشكده حقوق دانشگاه تهران است، به مدت هشت سال ریاست پردیس قم دانشگاه تهران را برعهده داشته و علاوه بر فعالیت حوزوی و عضویت در كانون وكلای دادگستری، سالها مسئولیت نظارت بر كار كمیته های انضباطی و هیات های انتظامی استادان دانشگاه را عهده دار بوده است.

او همچنین در دوره دو وزیرعلوم، معاون پارلمانی و امور حقوقی وزارت علوم بوده است.خبرنگار حوزه فرهنگی ایرنا گفت وگویی مبسوط با وی انجام داده است كه از نظرتان می گذرد.



**س : اگر از شما بپرسیم مسائل سال های اخیر در حوزه استادان و دانشجویان را چگونه ارزیابی می كنید چه پاسخی به ما خواهید داشت ؟

- در هشت سال گذشته و خصوصا در چهارساله دوم دولت منتسب به اصول گرایان، دیدگاه های سیاسی كه آنها به مجموعه بدنه دولت داشتند به بدنه دانشگاه كشور سرایت كرد ، تفسیری كه در واقع این مجموعه دولت و همكارانشان از مسائل اخلاقی و ارزشی و فرهنگی داشتند درمجموع باعث محدودیت های زیادی در دانشگاه های برای استادان صاحب نام، قدیمی و صاحب نظر و همچنین برای دانشجویان فعال سیاسی شد. این فضا به یك یا دو دانشگاه اختصاص نداشت و در اكثر مراكز آموزش عالی فضای بسته سیاسی ایجاد شده بود.

جالب است كه دولت اصول گرا در مقام بیان اصرار می كرد كه تابع نظرات دینی و دیدگاه های مقام معظم رهبری هست و در عمل، كاملا برعكس عمل می شد چون هم حضرت امام راحل كه بانی و بنیانگذار جمهوری اسلامی هستند نسبت به دانشگاه ها معتقد به فضای باز سیاسی و فرهنگی بودند و معتقد بودند كه اصولا محیط های دانشگاهی و طلبگی جای نقد و بررسی است ، تعبیرشان این بوده كه انتقاد از الطاف الهی و یك نعمت است و جامعه بدون نقد، رشد نمی كند.

و هم مقام معظم رهبری این تعبیر را داشتند كه خدا لعنت كند كسانی را كه فضای دانشگاه بسته كردند و نگذاشتند فضای باز سیاسی در دانشگاه ها ایجاد شود ، تعبیرهای مشابه در صحبت های ایشان زیاد دیده می شود.

اما در عمل بسیاری از همكاران ما در دانشگاه ها به خصوص در رشته های علوم انسانی كه دارای استادان قدیمی و صاحب نام هستند از جمله دانشكده های حقوق و علوم سیاسی، ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران، دانشگاه علامه طباطبایی، دانشگاه تربیت مدرس محدودیت های جدی ایجاد شد و خیل عظیمی از استادان با بازنشستگی اجباری و پیش از موعد مواجه شدند ، در تعدادی از دانشكده ها هم با مساله تعلیق استادان و تعلیق كلاس های آنها مواجه شدیم ، فضا طوری شده بود كه حتی در كلاس های درس بعضا صحبت استادان را كنترل می كردند و به حراست، هیات های انتظامی و مراجع قضایی منتقل می كردند ، این وضعیت متاسفانه یك سیره عمومی شده بود.

ما بسیاری از سرمایه های علمی كشور را به دلیل همین برخوردها با كمال تاسف از دست دادیم و در یك زمانی مواجه شدیم با دانشگاه هایی كه استادان صاحب نام،‌ قدیمی و برجسته كه وجودشان افتخار دانشگاه های كشور بود از محیط های علمی بیرون رفتند و در مقابل، تعداد كثیری فارغ التحصیلان جوان بدون تجربه را به جای استادان قدیمی نشاندند.

جالب است كه همه این امور خلاف شرع ، خلاف اخلاق و فرهنگ، تحت عنوان بهتر كردن فضای دانشگاه ها و دفاع از ارزش ها و بعضی از مسائل فرهنگی صورت گرفت و تحت این پوشش، به نظر من بزرگترین صدمه را به ساحت علم و فرهنگ این كشور وارد كردند.



**س : اقداماتی كه از طرف دولت دكتر روحانی درخصوص دعوت به كار و بازگشت مجدد استادان بازنشسته و تعلیق شده از دانشگاه ها انجام گرفته، به نظر شما آیا وضعیت قبلی را كه بیان كردید ، جبران كرده ‌است؟

- درخصوص این اقدامات، دو نكته قابل ذكر است اول اینكه این موضوع در خیلی از دانشگاه ها هنوز عملی نشده، از جمله در دانشگاه تهران به عنوان یك دانشگاه مادر اقدامی هنوز صورت نگرفته و در سایر دانشگاه ها هم با تضییع ها و مشكلاتی رو به رو است و مشكلات عملی، مانع برگشت استادان شده است.

و ثانیا به فرض اینكه قبول كنیم این كار صورت خواهد گرفت، فرصت هایی كه دراین سال ها از دانشجویان و استادان گرفته شده است را چه كسی جبران خواهد كرد؟، مثلا دانشجویان در چهار،‌ پنج سال اخیر بخصوص از محضر استادان شاخص دانشگاه ها محروم شدند و استادان نیز از تدریس محروم شده اند، بسیاری از اینها دیگر آمادگی لازم را برای برگشتن ممكن است نداشته باشند، برخی نیز رنجیده شده و فعالیت های علمی و پژوهشی آنها متوقف شده است.

علاوه بر این، امروزه ما مسأله دیگری را شاهدیم كه برخی نمایندگان محترم مجلس با گرایش های سیاسی مختلف، در مقابل حركت های علمی و فرهنگی دولت نه تنها كمك نمی كنند بلكه به عناوین مختلف، وزیرعلوم را كه یكی از چهره های شاخص علم و فناوری كشور است و تجربه خوبی در اداره دانشگاه بزرگی چون دانشگاه تهران دارد به مجلس احضار و این نوع برخوردها عملا انرژی و توان او و همكارانش را در جهت اصلاح امور دانشگاه ها به هدر می دهد.

در واقع فضای عمومی جامعه برای بازگشت استادان و ایجاد فضای باز سیاسی، فرهنگی و اجتماعی در دانشگاه ها بعد از انتخابات فراهم شده است ولی تا این فضای عمومی به جنبه های عملی و مراحل اداری برسد طبیعتا راه زیادی باید طی شود.



**س: نظر شما در مورد تفكیك جنسیتی چیست؟ چه لطمه هایی به توسعه علمی كشور وارد می كند؟ آیا ایجاد محدودیت برای تحصیل دختران در دانشگاه به لحاظ قانونی درست است؟

- مسأله تفكیك جنسیتی از همان ماه های اول پیروزی انقلاب اسلامی مطرح شده و بعضی با این توجیه كه نشستن دختران و پسران در یك كلاس درس دانشگاه ممكن است مسائل زیانبار اخلاقی به دنبال داشته باشد جداكردن كلاس های درس را خواستار بودند و نه تنها در مورد دانشجویان بلكه قائل به تفكیك جنسیتی استادان هم بودند به این ترتیب كه فقط استادان زن در كلاس های دختران و استادان مرد در كلاس های پسران حاضر شوند و حتی در ادارات هم عده ای معتقد بودند كه كارمندان زن و مرد نباید در یك محیط واحد كار كنند.

طبیعی بود كه اكثریت مردم و مسئولان نظام و در راس آنها شخص امام راحل (ره)، موافق این نظر نبوده اند و با این موضوع كه در یك كلاس درس یك طرف، دانشجویان دختر و یك طرف دیگر، دانشجویان پسر بنشینند، مخالفتی نداشتند و می گفتند كه فسادی بر این امر مترتب نیست.

حتی نقل شده زمانی كه امام راحل شنیدند در دانشگاه تهران، یك دیوار پارتیشن مانند دریكی از كلاس های درس كشیده اند برای اینكه خانم ها و آقایان جدا بنشینند به شدت واكنش نشان دادند و گفتند سریع تماس بگیرید كه همین امروز، این دیوار را برچینند وگرنه خودم و احمد (فرزند امام راحل) می رویم و این دیوار را برمی داریم كه این امر نشانگر اهتمام وی‍ژه امام نسبت به مقابله با تندروی ها بود.

به عنوان فردی كه چندین سال درمحیط های دانشگاهی ازدوران دانشجویی و تدریس تا چندین سال كه مسئولیت دانشگاه را برعهده داشتم و نیز در دانشگاه تهران، مسئولیت نظارت بر كار كمیته های انضباطی و هیات های انتظامی استادان را داشته ام و در دوره دو وزیر، معاونت امورحقوقی و پارلمانی وزارت علوم برعهده‌ام بود ، پرونده های مربوط به تخلفات اخلاقی استادان و دانشجویان را پیگیری و كنترل می كردم در واقع به عنوان یك كارشناس با صراحت و قاطعیت اعلام می كنم كه اولا فضاهای دانشگاهی ما چه در میان استادان و چه در میان دانشجویان، كمترین میزان تخلفات اخلاقی را نسبت به میانگین تخلفات اخلاقی جامعه و فضای عمومی كشور دارد.

ثانیا در یك محیط علمی كه مثلا سی چهل دانشجوی دختر و پسر نشسته اند و استاد هم حضور دارد و تعلیم و تعلم صورت می گیرد هیچ فسادی بر آن مترتب نیست ، دانشجویان و جامعه ما آن درجه از رشد فكری و اخلاقی بهره مند هستند كه در آن لحظه كه در كلاس درس می خوانند ، آن وقت و فضا را به امر دیگری غیر از علم اختصاص ندهند كه عملا در این 30 سال، به غیر از این هم نبوده است.

در واقع یك بخش از كار كسانی كه بر طبل تفكیك جنسیتی می كوبند ناشی از آشنا نبودن آنان با فضای علمی و دانشگاهی است كه فكر می كنند به صرف جدا كردن كلاس های دختران و پسران، جامعه ما مدینه فاضله خواهد شد، اگر در جامعه ما مسائل اخلاقی هست كه من هم منكر نمی شوم لزوما ارتباطی به فضای دانشگاهی ندارد و مربوط به عموم جامعه و ناشی از مسائل اجتماعی و اقتصادی كل جامعه است.

و برعكس، میزان آشنایی كه بعضا در كلاس های درس برای دانشجویان پسر و دختر رخ می دهد كه آنهم در قالب سلام و احوالپرسی، مباحثه های علمی و رد و بدل كردن جزوه های درسی است این امر نه تنها ضرری ندارد بلكه بركت است زیرا زمینه آشنایی ازدواج جوانان را تا حدودی فراهم می سازد و این ازدواج های دانشجویی با توجه به شناخت چندین ساله طرفین از یكدیگر در محیط دانشگاه،‌ ثبات و دوام بیشتری نسبت به ازدواج های بدون شناخت در سطح جامعه دارند، به عبارت دیگر این آشنایی زمینه های ازدواج پایدار را فراهم می‌سازد.

ثالثا، 'تفكیك جنسیتی' كه برخی مسئولان مطرح می كنند در عمل به 'تبعیض جنسیتی' منجر شده به این معنی كه عملا دختران را از رفتن به بسیاری رشته ها به صرف جنسیت محروم می كنیم و آنها را از دسترس استادان مبرز و امكانات آموزشی بی بهره می كنیم زیرا در دانشگاه های ما امكانات آموزشی، پژوهشی، كتابخانه ای و آزمایشگاهی كه نامحدود نیست و تعداد استادان دانشگاه نیز محدود است كه البته این موضوع فقط به كشور ما منحصر نمی شود و در تمام دنیا اینگونه است.

و اگر بخواهیم تفكیك جنسیتی را برای همه رشته ها و دانشگاه ها اعمال كنیم با كمبود امكانات و عضو هیات علمی و در نهایت افت تحصیلی شدید روبه رو خواهیم شد.

در بازدیدهایی كه اخیرا از برخی دانشگاه ها داشتیم تفكیك جنسیتی در آنها اعمال شده بود دانشجویان خانم از این موضوع شدیدا اظهار نارضایتی می كردند و می گفتند كه در پی اجرای این سیاست ها از اعضای هیات علمی توانمند محروم شده اند و به عنوان نمونه،‌ بازدیدی از دانشگاه صنعتی قم داشتیم كه در یكی دو سال اخیر دختران را از تحصیل در رشته های مختلف فنی همچون مهندسی مكانیك، معماری و سایر رشته های صنعتی محروم كرده بودند و در چنین شرایطی، دختران علاقه مند به رشته های فنی مجبورند یكی از سه راه را در پیش گیرند، یا باید برای تحصیل در این رشته ها به دانشگاه های دیگر شهرها بروند كه به دلیل كمبود خوابگاه در اكثر دانشگاه ها با مشكلاتی همچون پیدا كردن خانه های مجردی و دوری از خانواده و زندگی در غربت مواجه خواهند شد كه این امر نقض غرض است، یا باید رشته هایی را انتخاب كنند كه به آن علاقه مند نیستند كه این هم تبعاتی همچون افت تحصیلی و ترك تحصیل به همراه دارد، یا بعضا به خاطر تعصب های خانوادگی كه حاضر به تحصیل دخترانشان در شهرهای دیگر نیستند مجبور به انصراف از تحصیل شوند.

این مسائل تنها بخشی از عواقب تك جنسیتی كردن رشته های دانشگاهی است به اضافه اینكه اصولا محروم كردن هریك از دوجنس خانمها و آقایان از برخی رشته ها و تخصص های علمی به صرف جنسیت آنها با شریعت، عقل و قانون سازگار نیست.

اصل 19 قانون اساسی جمهوری اسلامی كه مربوط به حقوق ملت است صراحتا تاكید دارد كه ‎‎‎‎‎مردم‏ ایران‏ از هر قوم‏ و قبیله‏ كه‏ باشند از حقوق‏ مساوی برخوردارند و رنگ‏، نژاد، زبان‏ و مانند اینها سبب‏ امتیاز نخواهد بود در اصل 20 قانون اساسی نیز آمده است كه همه افراد ملت‏ اعم‏ از زن‏ و مرد یكسان‏ در حمایت‏ قانون‏ قرار دارند و از همه‏ حقوق‏ انسانی‏، سیاسی‏، اقتصادی‏، اجتماعی‏ و فرهنگی‏ با رعایت‏ موازین‏ اسلام‏ برخوردارند.

از طرف دیگر، كمتر رشته ای درمیان رشته های دانشگاهی است كه جنسیت درآن موضوعیت داشته باشد و حتی در رشته های پزشكی با اینكه برخی معتقدند متخصص بیماری های زنان باید حتما زن باشد باید این پرسش را مطرح كرد كه آیا مراجعه زنان بیمار به یك پزشك فوق تخصص مرد باعث فساد اخلاقی می شود و آیا این تحقیر و توهین مردان و بانوان و متخصصان یك مملكت نیست؟!

ما نباید این اندازه بدبین باشیم كه بگوییم به صرف سركلاس نشستن در حضور استاد یا مراجعه به یك پزشك غیرهمجنس خود در بیمارستان موجب فساد می شود، این نوع نگاه توام با بدبینی و سوء ظن به افراد جامعه راه علاج نیست و عملا این حركت ها به تبعیض جنسیتی آنهم به ضرر خانم ها و بانوان جامعه تمام شده است.

واقعا كسانی كه ادعای این مطالب دارند و تفكیك جنسیتی را راه مبارزه با مفاسد اخلاقی می دانند آیا تاكنون از نظریه های كارشناسانی صاحبنظران كه در این حوزه كار كرده اند استفاده نموده‌اند؟ و آیا با عدد و رقم ثابت كرده اند كه تفاوت معناداری میان میزان فساد اخلاقی در محیط های دانشگاهی كه تفكیك جنسیتی در آنها اعمال شده است با دانشگاه هایی كه كلاس های درس آنها به صورت مختلط و با حضور دختران و پسران برگزار می شود وجود دارد یا خیر؟

به عنوان فردی كه هشت سال مسئولیت پردیس قم دانشگاه تهران را برعهده داشته و كلیه آمارهای كمیته انضباطی را نظارت داشته ام، مایلم مقامات مسئولی كه در این زمینه ها دغدغه دارند آمار پردیس قم دانشگاه تهران كه كلاس های درس آن به صورت مختلط اداره می شود با آمار دانشگاه قم كه تفكیك جنسیتی در آن اعمال می شود را مقایسه كنند و ببینند آیا در این دو محیط دانشگاهی، می توان كوچكترین تفاوت معناداری را به لحاظ تخلفات اخلاقی مشاهده كرد؟

بلكه برعكس، رقابت علمی بالایی در میان دختران و پسران در محیط های مختلط مشاهده می شود و هر دو جنس، خود را مقید می دانند در مقابل جنس مخالف، توجه بیشتری به رفتار و گفتار خود داشته باشند و این رقابت ها منجر به كسب امتیازات علمی و اخلاقی شود.

و نهایتا باید بگویم كه این نوع تفكیك ها كه مبتنی بر نظریه ای غیركارشناسانه است، جز تبعیض جنسیتی و ایجاد سوء ظن نسبت به اقشار تحصیلكرده ثمره دیگری نداشته و‌ با هیچ كدام از دیدگاه های بنیانگذاران و بانیان انقلاب اسلامی از جمله امام راحل (ره) و اشخاصی همچون آیت الله بهشتی سازگار نیست و فاقد پشتوانه علمی و كارشناسانه است.



***س: اصولا چه اندازه ایجاد فضای نقادی در محیط های علمی و دانشگاه ضرورت دارد و آیا این امر مفید به نظر می رسد؟

محیط های دانشگاهی عمدتا شامل نیروهای جوان و كوشای جامعه هستند و به لحاظ هوشی هم كسانی كه در دانشگاه ها قبول می شوند دارای ضریب هوشی بالاترند و بالطبع این محیط ها، محل تبادل نظر، تضارب آرا و انتقاد است و ما باید بین تضارب آرا و انتقاد، نقد و بررسی و برهم زدن نظم كشور تقاوت قائل شویم.

اصولا نمی توان هر انتقاد و سخنرانی و اظهار نظر سیاسی را حمل بر تبلیغ علیه نظام و برهم زدن كشور بگیریم و برخی تصور می كنند كه اگر هیچ انتقادی از اوضاع كشور نشود و همه تعریف و تمجید كنند، در این صورت، ‌نظام بیشتر رشد می كند و كوچكترین انتقادی را به بهانه اینكه بهانه به دست دشمن داده اید و یا موجب سوءاستفاده دشمنان می شود را جلویش می گیرند این درعمل موجب می شود كه بسیاری مشكلات و مفاسد به صورت نهانی رشد كند و از انتقاد مصون باشد،‌ آن كسی كه از این فضای سكوت و خموشی استفاده می كند به كار خود ادامه دهد.

به نظر من مفاسدی كه در ادارات و نهادها مطرح می شود و این اندازه حیف و میل بیت المال و اختلاس های درشت كه مشاهده می شود ، در این حجم، ‌در كشور ما بی سابقه بوده است بخشی از این ناشی از كاهش نظارت بر كارهای دولت طی سال های گذشته بوده و بخشی ناشی از جلوگیری از انتقاد روزنامه ها،‌ انتقاد مجامع سیاسی و علمی بوده و وقتی صاحبنظران نمی توانند انتقاد كنند عملا به رشد اختلاس و مشكلات دیگر منجر می شود.

این موضوع شبیه به یك شخصی است كه مریض شده و برای درمان به متخصص مراجعه می كند ما مانع شویم و بگوییم به او نگویید كه چه مشكلاتی دارد و او نباید برنجد،‌ نگفتن مشكلات جسمی مثلا داشتن قند، چربی و اوره به او كمكی نمی كند بلكه باعث می شود مشكلاتی كه در وهله اول به راحتی قابل درمان و پیشگیری بوده است باقی مانده و مزمن شود و به صورت نهادینه دربیاید.

متاسفانه می شود گفت فساد اداری و اقتصادی هم، با عدم انتقاد و نظارت و عدم دقت ممكن است خدای نكرده نهادینه و مزمن شود و آن موقع درمان بسیار مشكل خواهد بود.

با توجه به دیدگاه های رهبر كبیر انقلاب اسلامی ، رهبر معظم و صاحبنظران كشور، محیط های دانشگاهی باید محیط های آزاد توام با نقد و انتقاد، تضارب آرا و اندیشه باشد.

قانون اساسی ما و قانون اساسی مشروطه در مبحث حقوق ملت بر آزادی بیان و عقیده تاكید كرده اند و محیط های دانشگاهی به طریق اولی، باید آزادتر باشد و نباید هیچ دانشجویی را به خاطر گرایش سیاسی و انتقاد، هرچند تند و صریح باشد با بهانه های مشابه از درس و رشد و پیشرفت محروم كنیم كه در این صورت ظلم بزرگی نسبت به فرزندان این آب و خاك و به نام دین و قانون و با استفاده از قدرت اداری روا داشته ایم.

گفت وگو از : زینب كارگر

فراهنگ(4)**1055**1601**