رييس انجمن جمعيت شناسي: چالش كنوني جمعيت مشكلات جوانان20تا35ساله است

تهران- ايرنا- رئيس انجمن جمعيت شناسي كشور چالش كنوني جمعيت ايران را جوانان 20 تا 35 ساله دانست كه نياز به شغل، مسكن و ازدواج دارند و بايد براي آنها فراهم شود.

محمد ميرزايي روز شنبه در گفت و گو با خبرنگار اقتصادي ايرنا با بيان اين كه قرار گرفتن يك سوم جمعيت در سنين 20 تا 35 سالگي از چالشهاي مقطع فعلي است، افزود: اين گروه نيازهاي اساسي اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي همچون آموزش عالي، اشتغال، ازدواج و مسكن دارند كه بايد سازمانها، مراكز برنامه‌ريزي و دولتمردان بطور جدّي مدنظر قرار دهند.



**چشم و گوش دولتها متخصصان و كارشناسان هستند

استاد جمعيت شناسي دانشگاه تهران گفت: بايد توجه داشت كه چشم و گوش دستگاههاي برنامه‌ ريزي، قانونگذاري و دولت به ارايه ديدگاههاي كارشناسان است و در صورتي كه متخصصان و كارشناسان در اظهارنظرهاي خود دقت كافي و جامع‌نگري را مورد توجه و مدنظر قرار نداده و آدرس اشتباهي به دستگاههاي ذيربط بدهند جامعه با مشكلات و تلاطم ‌هاي فرساينده مواجه خواهد شد.

ميرزايي تاكيد كرد: بدون ترديد انجمن هاي علمي مي‌توانند نقش مفيد، موثر و تعيين‌كننده‌اي در اين زمينه داشته باشند. جمعيت و ابعاد متنوع و پيچيده مرتبط با آن اهميت زيادي داشته و بايد در اظهارنظرها تمام ابعاد آن را مدنظر داشت. نگرش جامع به موضوع جمعيت لااقل بايد در مورد متخصصان، كارشناسان و آدرس دهندگان به سياستگذاران مصداق داشته باشد.

به گفته اين كارشناس جمعيت كشور، در عرف عام توجه به تعداد و رقم خام جمعيت است كه شايد چندان هم تعجب‌انگيز نباشد اما با نگرشي كارشناسانه و تخصصي در كنار تعداد جمعيت ، ابعادي نظير روندها، آهنگ رشد جمعيت، ساختار سني و جنسي جمعيت و مولفه‌هاي شكل ‌دهنده پويايي هاي جمعيتي هم نظير ازدواج و باروري، مرگ و مير و مهاجرت نيز بايد مورد توجه باشد.

ميرزايي ادامه داد: البته فراتر از موضوع جمعيتي محض هر آنچه كه در تاثير و تاثر با جمعيت است نيز بايد ذهن جمعيت‌شناسان را به خود مشغول كند. مسايل آموزش، بهداشت، مسكن، اشتغال و نيروي انساني، كشاورزي و تغذيه، مسايل اكولوژيك و زيست محيطي، حاشيه‌ نشيني و پيامدهاي آسيب‌ شناختي آن چون فقر و جهل، كودكان خياباني، كارتن‌خوابها همه ‌و همه به نحوي از انحاء با موضوع هاي جمعيتي و پويايي هاي آن در ارتباط قرار مي‌گيرند.



**گزارش نادرست منجر به تصميم اشتباه مي شود

وي گفت: گزارشي كه يك متخصص و كارشناس جمعيت‌شناسي به دولت و دستگاههاي برنامه ‌ريزي و قانونگذاري ارائه مي‌دهد بايد به تمامي ابعاد ياد شده توجه و ارجاع لازم داشته باشد تا بتواند به درستي به حل مسايل و مشكلات كمك كند. در غير اينصورت چه بسا تاثير معكوس داشته و نه تنها مشكلي را حل نكند بلكه به مسايل و مشكلات دامن بزند.



**وضعيت كنوني جمعيت

وي با اشاره به وضعيت فعلي جمعيت كشور گفت: هم اكنون جمعيت ايران به حدود 78 ميليون نفر رسيده است. از زمان برگزاري نخستين سرشماري كشور در سال 1335 تاكنون بطور متوسط هر سال يك ميليون نفر بر جمعيّت كشور افزوده شده و اين روند با رشد سالانه 1.3 درصد جمعيّت در سال 1391 همچنان ادامه داشته است.

به گفته ميرزايي طبق آمار سازمان ثبت احوال كشور در سال 1391 تعداد مواليد بيش از 1.4 ميليون نفر و تعداد فوت شدگان كمتر از 400 هزار نفر بوده و بدين ترتيب در اين سال بيش از يك ميليون نفر به جمعيت كشور افزوده شده است. اين روندي است كه لااقل تا پايان دهه 1390 كماكان ادامه خواهد داشت و در آستانه ورود به قرن پانزدهم هجري شمسي جمعيت ايران به رقمي بيش از 85 ميليون نفر خواهد رسيد.

وي تصريح كرد: بدين ترتيب در حال حاضر از نقطه نظر تعداد و ميزان رشد جمعيت وضعيت مطلوب است. از نقطه نظر ساختار سني جمعيت هم، كشور در مرحله فرصت طلايي جمعيتي و يا پنجره جمعيتي قرار گرفته و بيش از 70 درصد جمعيت در سنين فعاليت يعني 15 تا 64 سالگي قرار گرفته‌اند و اين وضعيت تا چند دهه استمرار خواهد داشت. پنجره جمعيتي حدود سه دهه استمرار مي‌يابد و پس از آن جمعيت در اصطلاح جمعيت ‌شناسي به وضعيت سالخوردگي مي‌رسد كه با توجه به سوءتعبيري كه ممكن است از اين اصطلاح بشود ضرورت دارد توضيح مختصري در اين مورد داده شود.

ميرزايي گفت: بايد قدر اين فرصت طلايي را دانست و با برنامه‌ريزي صحيح از آن استفاده كرد. البته اينكه شاخص تعداد نهايي فرزندان به زير سطح جانشيني رسيده دغدغه‌اي جمعيتي است و مي‌ تواند در درازمدت مخاطره‌آميز باشد. كما اينكه انجمن جمعيت‌ شناسي ايران در نخستين سخنراني‌ ماهانه خود در سال 1379 در مورد نيل ميزان باروري كل به زير سطح جانشيني هشدار داده و زنگ خطر را به صدا درآورد. آينده نگري ايجاب مي‌كند تلاش شود كه معيار فرزند خواهي به بالاي سطح جانشيني برسد تا در درازمدت مشكل رشد صفر يا منفي پيش نيايد.



**جمعيت اغلب كشورها در آينده سالخورده مي شود

رئيس انجمن جمعيت شناسي گفت: چند دهه پس از طي شدن مرحله انتقالي باروري، سالخوردگي جمعيت اجتناب‌ناپذير بوده و به همين لحاظ به جرات مي‌توان گفت كه در نيمه دوم قرن بيست و يكم ميلادي تمام كشورهاي دنيا جمعيتي سالخورده خواهند داشت.

ميرزايي در ادامه بيان داشت: هر چند مرحله انتقالي مرگ ومير نيز بر ساختار سني تاثيراتي دارد اما بايد توجه داشت كه سالخوردگي جمعيت به طور اساسي پيامد طي شدن مرحله انتقالي باروري است.

وي گفت: در عرف بين‌المللي معيار سالخوردگي جمعيت قرار گرفتن حدود 15 درصد جمعيت در بالاتر از سنين 65 سالگي است. گاه در عرف عام وقتي صحبت از سالخوردگي جمعيت مي‌شود اين تصور پيش مي‌آيد كه گويا تمام جمعيت سالخورده مي‌شوند. در حاليكه برآوردهاي انجام شده حاكي از آنست كه حتي پس از پنجره جمعيتي و در مرحله سالخوردگي جمعيت هم نسبتي بيش از 60 درصد جمعيت در سنين فعاليت يعني 15تا 64 سالگي قرار مي‌گيرد كه اين جمعيت فعال مي‌تواند نيازهاي سالخوردگان را تامين كند.

به گفته ميرزايي دغدغه در مورد نيازها و مسايل سالخوردگان همواره ضرورت داشته و خواهد داشت اما با توجه به آنچه گفته شد جاي نگراني نيست و نبايد تصوري هراسان از مرحله سالخوردگي جمعيت به دل راه داد.



**فرزند آوري خصوصي ترين تصميم زوجين است

وي گفت: در اين زمينه بايد توجه داشت كه فرزندآوري خصوصي ‌ترين تصميم زوجين است و در نهايت آنها هستند كه در سطح خرد در اين زمينه برنامه‌ريزي مي‌كنند و در تحليل نهايي اينطور نيست كه بنده و شما يا وزير و وكيل و يا سازمان ملل در اين زمينه تصميم‌گيري كنند.

وي افزود: تمايلات مربوط به فرزندخواهي به مجموعه پيچيده‌اي از عوامل اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي مربوط مي‌شود كه بطور موجز مي‌توان عنوان سبك زندگي و ذهنيت افراد و زوجين را به آن داد.

ميرزايي بيان داشت: واقعيت قضيه اينست كه در بستر توسعه اقتصادي و اجتماعي دو قرن اخير بطور فزاينده‌اي شانس و احتمال بقاي نوزادان و اطفال افزايش يافته (به طور مثال در ايران مرگ و مير كمتر از يك ساله ها در 100 سال اخير از رقمي بيش از 300 در هزار به رقمي كمتر از 25 در هزار تقليل يافته است)، سبك زندگي و ذهنيت ها تغيير يافته و پيامد چنين تغييراتي اين بوده كه خانواده‌ها زاد و ولد خود را تقليل داده‌اند.

به گفته استاد جمعيت شناسي دانشگاه تهران در حال حاضر شواهد بيانگر آن است كه معيار فرزندآوري به رقمي بين يك تا دو بچه تقليل يافته و به همين لحاظ باروري به زير سطح جانشيني رسيده است كه در درازمدت مطلوب نيست. بايد با زمينه سازي هاي لازم و سنجيده باروري به رقمي بالاتر از سطح جانشيني برسد.

وي گفت: چنانچه بتوان معيار فرزندخواهي را از يك تا دو فرزند به دو تا سه فرزند ارتقاء داد مشكل آينده و درازمدت جمعيت كشور نيز حل خواهد شد. به نظر مي‌رسد اساسي‌ترين راهكار براي نيل به چنين هدفي زمينه‌سازي براي ازدواج جوانان باشد.

وي با اشاره به ميانگين سن ازدواج گفت: ميانگين سن ازدواج در دو دهه اخير رو به افزايش بوده و در حال حاضر براي مردان و زنان به ترتيب به حدود 24 و 28 سال رسيده است. چنانچه سن ازدواج زنان دو سال كاهش يابد و از 24 سال به 22 سال برسد مي‌توان اميدوار بود كه باروري به بالاي سطح جانشيني ارتقاء يابد.

وي تاكيد كرد: همانطوري كه گفته شد در سطح خرد تصميم به فرزندآوري منوط به خواست زوجين است. در سطح كلان وظيفه جامعه، دولت، و دستگاه‌هاي برنامه‌ريزي اين است كه در تنظيم تعداد فرزندان به آنها كمك كنند و با زمينه‌سازي هاي فرهنگي و تسهيل ازدواج جوانان تلاش شود باروري از ورطه باروري زير سطح جانشيني خارج شود.





**آينده نگري جمعيت

ميرزايي در خصوص آينده نگري جمعيت كشور بيان داشت: در ارتباط با آينده نگري جمعيتي، تعديل سطح باروري و گرايش دادن متوسط معيار فرزندآوري به رقمي بالاتر از سطح جانشيني(2.1فرزند به ازاي هر زن) مي ‌تواند راهكار خوبي براي پرهيز از چالشهاي آتي جمعيت باشد.

وي در پايان گفت: در جمع‌ بندي مي‌توان گفت در حال حاضر كشور ما از نقطه‌نظر تعداد جمعيت، ميزان و رشد سالانه و ساختار سني در وضعيت مطلوب و مناسبي قرار دارد و چالش اصلي، شتاب كاهش باروري در دو دهه اخير بوده است. چنين شتابي منجر به رسيدن باروري به كمتر از سطح جانشيني (ميزان باروري كل كمتر از 2.1 فرزند) شده است كه در اين زمينه بايد برنامه‌ريزي و تسهيلات لازم به كار گرفته شود.

اقتصام(4) ** 9123 **1561