شهركرد- خاله ها و عموهاي تلويزيوني،اين روزها خود را بخشي از جهان كودك قلمداد مي كنند.

خاله ها و عموها با هزار ترفند سعي مي كنند كودكان را پاي حرف خود بنشانند و آنها را با دانسته هاي خويش آشنا كنند.

برخي از اين خاله ها و عموها سعي دارند با نازك كردن صداي خود به گونه اي حرف بزنند كه كودكان با آن همذات پنداري كنند اما

انگار كودكان حرف هايي جديدي براي شنيدن نياز دارند.

برخي از كودكان حرف هاي مجريان را سريع فراموش مي كنند، مگر آن قسمت از حرف هاي خاله ها و عموها كه موزيكال است يا از رنگ هاي خاصي براي بيان مقصود در آن استفاده شده است.

تعريف از جهان كودك در علوم جامعه شناسي و روانشناسي با هم متفاوت است و يك برنامه رسانه اي بايد اين تعريف را به صورت جدي و حتمي براي خود در نظر بگيرد.

كودك و رسانه به مفهوم عام آن شامل لباسها ، عروسك ها ، سينما ،تلويزيون ،بازي هاي رايانه اي، شهربازي ها و مهدكودك ها ، ارتباط دو سويه با هم دارند و رسانه نيز تمايل شديدي به ارتباط گيري با كودك دارد.

تحققات يونسكو در سال 80 نشان داد كه كودك به دليل داشتن زمان فراغت بيشتر، مشتري اصلي و پر و پا قرص رسانه است و در جمعيت شهرنشيني به ويژه كودكان آپارتمان نشين رسانه يك مولفه جدايي ناپذير است.

يونسكو در آن سال هشدار داد برخي از خانواده ها به ويژه والديني كه هر دو نفر بيرون از خانه اشتعال دارند،بار تربيتي كودكان خود را به دست رسانه ها سپرده اند تا به واسطه برنامه با كمك گيري از رسانه، كودك به صورت طبيعي تربيت شود.

اما روانشناسان كودك هشدار مي دهند اين ويژگي منحصر به فرد رسانه در برابر كودك و تعامل كودك با رسانه باعث كه گسست عاطفي و روحي بين كودك و والدين در بلند مدت

مي شود.

نظريه پردازان جامعه شناسي كودك سن كودك را تا دوره جواني بسط دادند در حالي كه نظريه پردازان روانشناسي كودك ، اين سن را مترادف نونهال دانسته و هدف گذاري برنامه رسانه اي براي كودك را تا همين سن بيشتر مجاز نمي دانند.

اما آنچه در اين بين بسيار مهم است،تحقيقات نشان مي دهد ضريب ادراكي كودكان نسبت به يك موضوع در عصر معاصر نسبت به گذشته بالاتر است، به گونه اي كه هم روانشناسي كودك و هم جامعه شناسي كودك ، بر اين نكته تاكيد دارد كه كودكان اين روزهاي حرف هاي بزرگي مي زنند.

با اين اوصاف، رسانه به اين نظريه مشترك، كمتر توجه مي كنند و برخي از مولفه هاي رسانه اي كودكان را از منظر سني به تا حد يك نوزاد مي پندارند و سعي ندارند يك گام از كودك جلوتر باشند.

اما رسانه كودك در سالهاي مختلف شاهد بروز و ظهور آثاري بوده است، كه كودكان كمتر با آنها همذات پنداري مي كنند و تنها در

ژشت هاي شعارگونه كودك گرا خلاصه شده است.

روانشناسي كودك در دهه 60 نشان داد كه يك اثر رسانه اي تا چه اندازه كار كرد دارد به گونه اي كه برخي از مخاطبان با شنيدن موسيقي فيلم سينمايي ˈ پلنگ صورتیˈ Pant Pink ساخته ˈ هانري مانچينیˈ به ياد شيريني كارهاي يك پلنگ فانتزي مي افتند و اين آهنگ در ذهن مردم سالهاست كه باقي مانده است.

حال بايد بررسي شود كه آيا اين مولفه كه در دهه 60كارآيي داشته است در قرن بيست و يكم نيز مي تواند به عنوان اثر

رسانه اي بر ذهن كودك اثر گذار باشد.

عدم به كارگيري روانشناسي كودك در يك اثر هنري موجب خواهد شد ، تا كودك به مولفه ˈبزرگ نگري ˈ در يك اثر هنري دچار شود و به جاي همذات پنداري با يك كاراكتر، به نقد آن بپردازد كه اين موضوع باعث كاهش اثرگذاري آثار هنري براي تربيت كودكان خواهد شد.

كارشناسان ˈ روانشناسي هنر ˈ عقيده دارند،اگر كودك، امكان برقراري ارتباط با ديگران را در يك اثر رسانه اي نداشته باشد،

نمي تواند بياموزد كه چطور در اجتماع رفتار كند.

دنياي كودك ،تصويري از جهان رنگ هاست،تصويري از همه

بازيگوشي و خنده هاست،روايتي از همه اسباب بازي هاست و كودك در اين جهان احساس بزرگي مي كند و حرف هاي بزرگي مي زند.

در مباحث روانشناسي،ˈ كودك ˈ به مفهوم خردسالي نيست،بلكه آن قسمت از ساختار وجودي شخصيت فرد است كه دنبال احساسات، عواطف، شادي، شادماني و خشم است.

اما در علم جامعه شناسي،كودك همان شخصيتي است كه در ميان تخيل هاي رنگي خود،حيات ذهني دارد و با داستان ها و شخصيت هاي رنگي داستان و قصه، همذات پنداري مي كند.

در جامعه شناسي كودك،رنگ قرمز رنگ به عنوان ˈرنگ داغ ˈ محسوب مي شود و از رنگ آبي به عنوان ˈرنگ يخ ˈ نام مي برند در حالي كه در روانشناسي رنگ ها، از قرمز به عنوان رنگ تهاجمي نام مي برند و آبي به عنوان ، رنگ آرامش قلمداد مي شود.

از همين روست كه اين جدال نظريه اي و ديالكتيك در حوزه جهان كودك بين دو علم،رسانه ها را دچار دوگانگي برخورد مي كند و همين امر باعث شده برخي از برنامه هاي رسانه اي حرف هايي بزنند كه از جهان كودك بيرون است و يا حرف هايي بگويند كه براي ذهن كودك بزرگ است.

يك محقق حوزه كودك مي گويد:رسانه در حوزه كودك تعريف فراگيري دارد به گونه اي كه حتي قصه گفتن والدين براي كودك يك رسانه محسوب مي شود.

'نرگس راد ' به مناسبت روز جهاني كودك در گفت وگو با ايرنا افزود:والدين بر اين باورند كه نوزاد هيچ چيز را متوجه نمي‌شود و لازم نيست با او حرف بزنند، اين در حالي كه مغز نوزاد آماده براي پذيرش و يادگيري است و دوست دارد صداي والدين خود را بشنود و با محيط آشنا شود.

وي افزود:وقتي تا اين اندازه كودك نسبت به دريافت پيام هاي صوتي حساس است در حوزه ديداري و ادراكي نيز بايد با كودكان حرف هاي زد كه آنها را به كنكاش و جستجو پيرامون موضوع وا دارد.

به گفته وي،والدين بايد نام شي، غذا، اسباب‌بازي و يا هر چيز ديگري را كه به كودكان نشان مي‌دهند براي او بگويند و زماني كه كودك سعي مي‌كند به هر لفظي كلمه را ادا كند صحبت كردن او را قطع نكنند و اجازه دهند آن گونه كه راحت است آن را تلفظ كند.

وي گفت:اين روزها در بين والدين داشتن اتاق كودك امر ضروري شده است كه اين به خودي خود جدا كردن كودك از جامعه و نهاد خانواده است.

به گفته وي،اگر چه اين اتاق حس استقلال را در كودك ممكن است زنده كند اما از نظر عاطفي بر روان كودك در بلند مدت تاثير منفي مي گذارد و منزوي و گوشه گيري كودك را به همراه

مي آورد.

وي افزود:والدين بايد بعد از چند ماه فضاي اتاق كودك را تغيير دهند و او را با ديگر فضاهاي بيرون از خانه و ديگر افراد خانواه آشنا كنند.

اين محقق حوزه كودك با تاكيد بر اين نكته كه نبايد رسانه جاي عاطفي والدين را بگيرد،يادآور شد:اين كه كودك،بزرگتر از سن خود حرف مي زنند ، اگر براي براي خانواده ها مطلوب و استشنايي است، اما مي تواند كودك را به چالش هاي جديدي از جمله قدرت طلبي در سن نوجواني بكشاند.

به گفته وي،رسانه بايد با كودك در يك تعامل و بالانس سني ارتباط برقرار كند و نمي تواند او را بيش فعال يا بي تحرك بكشاند.

به گزارش ايرنا،روز جهاني كودك فرصتي مهم براي توجه به همه مولفه هاي جهان كودكان است.

گزارش از محمود رييسي

7359

سرخط اخبار استان‌ها