۲۹ اسفند ۱۳۹۰،‏ ۱۸:۱۹
کد خبر: 80046305
T T
۰ نفر

كاشان-29 اسفند سال 1329 شايد واقعي ترين پيام براي رسيدن بهار آزادي به سرزمين ماست؛ روزي كه شكوه همدلي مردم ايران با رهبران خود، براي هميشه تاريخ، تيشه بر ريشه دشمنان ملت و مذهب زد.

به گزارش روز دوشنبه ایرنا، در روزنامه 'اطلاعات' چاپ شده در 21 خرداد ماه 1329 آمده است: دكتر 'محمد مصدق'، یك مبارز پارلمانی آزادیخواه بود كه هیچگاه تن به همكاری با سلسله پهلوی نداد و در دورانی كه به حكم رضاشاه به تبعید فرستاده شد، به بررسی مسایل حقوقی درباره امتیاز نفت جنوب پرداخت.

آیت اله كاشانی، در قامت مدرس دیگری بود كه در كنار مصدق و ملت ایران قرار گرفت و یكی از موثرترین افرادی بود كه در نخست وزیر شدن مصدق، نقش آفرینی كرد.

كاشانی، در میدان مبارزه با استعمار، به منزله كارگردانی بود كه برای موفقیت مصدق و ملت ایران، طرح ریزی و هدایت می كرد.

پیوند كاشانی و مصدق، پیوندی علیه سلطه انگلیس بود كه منافع استعماریش، بزرگترین عامل عقب افتادگی ایران محسوب می شد.

كاشانی در جهاد علیه انگلیس در صف اول بود و همین عامل موجب تبعید او توسط اشغالگران به لبنان شد اما بازگشت شكوهمند او به ایران، ضربه محكم دیگری بر پیكر استعمار بود.

به حكومت رسیدن مصدق، حاصل همكاری مشترك او با كاشانی بود كه هر دوی آنها تلاش داشتند نفت را برای بالا بردن سطح زندگی مردم و تقویت مسلمانی به صرف برسانند اما انگلیس، تلاش می كرد برای مقابله با نهضت ملی كردن نفت، این اتحاد را متلاشی كند.

بیلان كار شركت نفت انگلیس نشان می داد كه در نیم قرن بهره برداری از چاه های نفت ایران، معادل 326 میلیون تن نفت از ایران استخراج شده اما در مقابل 790 لیره سودی كه سهامداران انگلیسی برده بودند، فقط 105 لیره به مالكان اصلی و ایرانیان رسیده بود.

آیت الله كاشانی و مصدق اراده كرده بودند كه به دفاع از ملت ایران، این بنای ظلم را فرو ریزند.

با انتخاب آیت‏الله‏كاشاني از طرف مردم تهران به نمایندگی مجلس، وی در خرداد 1329 به‏وطن بازگشت.

در كتاب 'روحانیت واسرار فاش‏نشده از نهضت ملی شدن صنعت نفت' نوشته گروهي از هواداران نهضت اسلامي ایران و اروپا آمده است: در یكي از نخستین جلسات مجلس شانزدهم، پیام آیت‏الله كاشاني، به‏وسیله دكتر مصدق قرائت‏شد.

در قسمتي از این پیام آمده‏است:'... نفت ایران متعلق به ملت ایران‏ است و به هر ترتیبي كه بخواهد نسبت‏ به آن رفتار مي‏كند.»

پس از آن بود كه مردم، با هدایت‏آیت‏الله كاشاني و بعضی‏ از نمایندگان مجلس، تظاهرات و اجتماعاتي در حمایت از ملي شدن صنعت نفت‏ برپا كردند.

سرانجام، لایحه ملي شدن نفت در 29 اسفند 1329 در مجلس به‏تصویب رسید و انگلستان، دچار سخت ترین بحرانها شد.

با این قانون، 'سیدضیا' تلاش كرد تا شاه را از عاقبت دشمنی با انگلستان بترساند و طرفداران انگلیس نیز، 'اشرف پهلوی' را به كمك طلبیدند كه سابقه توطئه گری علیه دولت های دیگر را نیز داشت.

مصدق، هیاتی از نمایندگان را برای نظارت در كار اجرای قانون خلع ید انگلیس برگزید كه عبارت از 'شایگان'، 'معظمی'، 'مكی'، 'اردلان' و 'الهیار صالح' از مجلس شورا و 'بیات'، 'متین دفتری'، 'شفق'، 'سروری' و 'نجم الملك' از سنا بودند.

انگلیس، شكایت به دیوان داوری لاهه برد، اما مصدق، هیات مختلط را به خوزستان فرستاد و پیغام های آیت اله كاشانی بود كه توطئه ها را خنثی می كرد و سرانجام پرچم ایران بر بلندای بزرگترین پالایشگاه نفتی جهان برافراشته شد.

انگلستان، 'رزمناو موریتوس' را به خلیج فارس فرستاد و تهدیدی دیگر را جهت بخشید اما هزاران كفن پوش به دستور آیت اله كاشانی، راهی خوزستان شدند و توطئه انگلیس و عوامل او، رنگ باخت.

دیوان داوری لاهه، پس از بررسی اولیه شكایت پیر استعمار، به دو طرف توصیه كرد با هم مذاكره كنند اما مصدق فورا اعلام كرد كه این توصیه را نمی پذیرد.

انگلیس با سیاست های استعماری سعی می كرد، كشورهای دیگر از جمله آمریكا را علیه ایران، همراه خود كند اما مصدق در مجمع عمومی سازمان ملل، در نطقی كه توسط الهیار صالح ترجمه شد، با استقبال نمایندگان كشورهای كوچك جهان روبرو شد.

مجمع عمومی، برخلاف نظر انگلستان رای داد كه 'تا زمانی كه دیوان لاهه به صلاحیت خود رای نداده، شكایت از انگلیس از دستور كار مجمع خارج شود'.

این رای، پیروزی دیگری برای ملت ایران در مبارزه علیه استعمارگران بود.

دسیسه چینی درباریان و عوامل انگلیس ادامه داشت كه مصدق در اردیبهشت 1331 به همراه 'سیدعلی شایگان'، 'الهیار صالح'، 'مظفر بقایی'، 'كاظم حسینی' و 'عبدالحسین علی آبادی' راهی لاهه شدند و 'كریم سنجابی'، 'حسین نواب' و 'نصراله انتظام' نیز در لاهه به آنها پیوستند.

مصدق در سخنرانی خود، سیاست استعماری انگلیس را برملا كرد و پرفسور'هانری رولان' به عنوان وكیل ایران نیز دفاع جوانمردانه را ادامه داد كه در نهایت، فضای دادگاه به سود ایران تغییر كرد.

در فاصله سفر مصدق به لاهه، توطئه عوامل انگلیس كارساز شد و مصدق كه نتوانست شاه را همراه خود كند، با اطمینان از حمایت آیت اله كاشانی و مردم، برای افشای چهره عوامل پشت پرده در 25 تیر 1331 استعفا كرد.

با استعفای مصدق، شاه تلاش كرد كه نخست وزیری را به الهیار صالح بسپارد اما او كه از جایگاه و نقش آیت اله كاشانی در مبارزه علیه استعمار به خوبی خبر داشت، این پیشنهاد را نپذیرفت.

شاه بلافاصله، 'قوام السلطنه' را كه فردي مورد اعتماد دربار و از كهنه‏كاران عالم سیاست ‏بود، بر سر كار آورد و او نیز شروع به ارعاب و تهدید مردم كرد.

آیت‏الله‏كاشاني مردم را به مبارزه دعوت كرد و در مصاحبه با خبرنگاران، سوگند یاد كرد كه اگر قوام بركنار نشود، اعلام جهاد مي‏كند و شخصا كفن پوشیده، مردم را همراهي خواهدكرد.

از این فراتر، آیت اله كاشانی، نامه‏اي به وزیر دربار نوشت: ' كه اگر تا فردا مصدق بر سركار برنگردد، شخصا مبارزه را به ‏طرف دربار، رهبري خواهم كرد.'

سرانجام، با قیام ملت در 30تیر، به رهبري آیت‏الله كاشاني، قوام، بركنار شد و مصدق، با در اختیار گرفتن‏ سمت وزارت دفاع، دوباره به پست نخست‏وزیري بازگشت.

هنوز شاه، حكم نخست وزیری مصدق را امضا نكرده بود كه خبر پیروزی ایران در دیوان داوری لاهه در سراسر جهان منتشر شد.

دیوان لاهه، شكایت انگلیس را از دستور خارج كرد و خود را صاحب صلاحیت برای رسیدگی به آن شكایت ندانست.

در 15 تیر 1331، مصدق در نامه ای به چرچیل، از او خواست تا بدهی های سابق شركت نفت را به ایران پرداخت كند، پول های بلوكه شده را آزاد كند و خسارت های ناشی از متوقف شدن فروش نفت ایران را خواستار شد.

گزارش از جلال جلیلی

1724/7428

سرخط اخبار استان‌ها