۲۷ اسفند ۱۳۸۶،‏ ۰:۰۱
کد خبر: 7582890
۰ نفر
چهارشنبه سوری ، سوری از پیشینیان مینوی ...............................................
رشت، خبرگزاری جمهوری اسلامی 27/12/86 داخلی.اجتماعی.چهارشنبه سوری.
چهارشنبه سوری ، سوری از پیشینیان مینوی ایرانی است که اینک این جشن بزرگ به امانت در اختیار نسل کنونی قرار گرفته است.
گاه در این امانت زیبا خیانت شده و دیگر چهارشنبه سوری های امروزی آهنگ گذشته را نمی نوازد و "سرخی آتش " کمتر، هدیه نوجوانان و جوانان نیکدل ایرانی است.
ایران سرزمین داستان های اساطیری است، و بیش ازهرکشور دیگری از گذشته های دور تاکنون، روزگاران نیک و بد بسیاری را بر خود دیده و در بستر رود پر خروش زندگی خویش، از هر گذری رنگی و از هر سنگی آهنگی پدید آورده است.
در این میان چهارشنبه، سوری سنتی است به جا مانده از یادگارهای پر ارج نیاکان ایران زمین که در بطن خویش ارتباط با عالم مینوی را به همراه داشته و اینک از آن آیین نیک تنها زبانه های آتش و انفجارهای مهیب و اضطراب مادران و جسمانی آسیب دیده برجای مانده است.
ادامه این همه تحریف در گذر ایام به کجا می رود و سرانجام این تغییر یک جشن سنتی و مهربان، که آماده باش نیروهای انتظامی ، آتش نشانی، اورژانس، هلال احمر و نیروهای NGO را طلبیده به کجا خواهد کشید.
"فریدون جنیدی " اوستاشناس و شاهنامه پژوه معروف کشور درباره این جشن ایرانیان باستان گفت: در ادبیات اساطیر باستانی پنج روز آخر سال را در سرزمین ایران "اندرگاه" می نامیدند.
وی در گفت و گو با خبرنگار ایرنا افزود: یکی از جشن های این پنج روزه "گه انبار ( گاه انبار) " نام داشته است.
وی گفت: ایرانیان با این اعتقاد که در این پنج روز آخر سال ارواح نیاکان آنان از عالم مینوی به زمین می آیند تا از وضعیت بازماندگان خود آگاه شده و بدانند که آیا انبارها پر آذوقه، اجاق ها روشن و خانه ها پر از شادی و نور است تا با خیالی راحت به عالم خویش بازگردند، خانه را پر از آذوقه و نور و شادی و خانه تکانی می کردند.
جنیدی افزود: در این روزها کوزه هایی را که یکسال از آن گذشته بود و دیگر روزنه های آن بسته شده بود و جایی برای تراوش نداشت را درون آن سکه ای می انداختند و آن را پر از آب می کردند و بانیت خیر آن را از بلندی بر زمین می انداختند تا آن سکه نصیب مستمندی شود و برای ارواح نیاکان خیرات باشد.
چهارشنبه سوری در گیلان نیز یکی از جشن های پرشوری است که در آستانه سال نو برپا شده و مهم ترین عنصر آن آتش است و نامش از شعله های آتش برخاسته است.
"سوری" به معنای سرخی است و هم از اینرو در بسیاری از نقاط چهارشنبه سرخی نیز نامیده می شود و نام گیلانی این رسم " کولی کولی چارشنبه " هم سرخی گل ها و شعله های آتش را در خود دارد.
مردم شهرستان ماسال و آبادی های جنگلی اطراف آن برای چهارشنبه سوری یا "کولی کولی چارشنبه" به طرف قبله هفت جا پشته های کاه می گذارند و هنگام غروب آتش می زنند، سپس از روی آتش می پرند و می گویند " کولی کولی چارشنبه" همه مردم، آن شب شادی کرده و عده ای با تفنگ شلیک می کنند و بعد در کنار سفره شام جمع می شوند، مرسوم است در این شب در سفره باید هفت نوع خورشت و خوردنی باشد.
مردم شهرستان آستارا نیز توده هایی از کلش (ساقه های خشک شالی ) را به تعداد پنج یا هفت یا نه کپه گرد می آورند و آتش می زنند، اول بزرگترها و بعد جوانترها و بچه ها از روی آنها می پرند.
در دیلمان سیاهکل نیز پنج یا هفت یا نه کپه گون می گذارند آتش می زنند از آتش سرخ رویی می خواهند.
در بندرانزلی و حول وحوش آن هم ازروی آتش کلش های شالی می پرندو می گویند: "گول گول چارشنبه،به حق پنشبه، نکبت بشه، شوکت بیه، زردی بشه، سرخی بیه." در نومندان، لیسار و هشتپر نیز هفت کپه کلش روشن می کنند و به زبان ترکی درد و بلایشان را روی شعله های آتش می ریزند، پس از پریدن از روی آتش، ظروف شکستنی معیوب را به دور می ریزند و دختران دم بخت را برای دقایقی از خانه بیرون می کنند تا در آن سال به خانه بخت بروند و ظرف آبی را هم که کنار آتش ها نهاده اند، به زمین می پاشند.
در اغلب نقاط شرق گیلان، شب چهارشنبه سوری ظرف آبی از رودخانه یا چشمه به خانه می برند و بعضی هم هنگام بردن آب هیچ کلامی برزبان نمی آورند و این آب را "آب لالی " می نامند.
در علی آبادسرای املش پس از پریدن از روی آتش، جوانان کوزه ای برمی دارند و آن را از آب هفت چشمه پر می کنند و این آب را که آب هفت کوثر می نامند به طرف آسمان می پاشند تا سال پربارانی داشته باشند، با آن آب سر و روی خود را می شویند تا سلامتی بیاورد و به مزرعه می پاشند تا زمین پر محصول شود.
مردم دیلمان سیاهکل صبح چهارشنبه به حمام می روند و با چل طاس پنج یا هفت یا نه جام آب روی سر خود می ریختند.
همچنین در تالش ، رودبار و شرق گیلان بویژه در مناطق کوهستانی رسم است که شب چهارشنبه از روی آب روان می پرند و این کار را موجب دفع بلا و بیماری می دانند.
در رستم آباد رودبار نیز پس از پریدن از روی آب، بزرگ خانواده دو سنگ از داخل آب برمی دارد یکی را در انبار برنج و دیگری را در انبار آرد می گذارد تا برکت بیاورد.
و اینها همه نشان از آن دارد که ایرانیان باستان شادی را نیایش خداوند دانسته و از ناشادی پرهیز می نمودند.
فراهم آوردن تمهیداتی برای برپایی آیین های سنتی، آگاهی دادن به جوانان و آشنایی آنان با فرهنگ نیاکان نیکرای ایران زمین، هم موجب تخلیه روانی جوانان پر انرژی به صورت مثبت شده و هم گرایش آنان را به سمت فرهنگ بیگانه و موادی مانند مصرف قرصهای روان گردان را کاهش می دهد.ک/4 1881/1552/508 شماره 309 ساعت 16:42 تمام